364
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
روزمرگی های منی که سعی میکنم بالغانه تر رفتار کنم اما هنوز همون پسر کوچیکه از دومیم همون نیشامم دیگه همون که هم نسناسه هم بی اعصاب هم تنی از شهدای جنگ با خاطرات ملزم به فراموشی که یه روزی حس میکرد باید رفت...
Repost from [holy hedgehog]
هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز کصشر بودن ادما رو بشه از رو یه ایموجی تشخیص داد تا اینکه با "☕️" آشنا شدم.
