en
Feedback
رمان های ایرانی

رمان های ایرانی

Open in Telegram

رمان های خارجی: @RomanKharegy تمام رمان های گذاشته شده در کانال فایل های موجود در اینترنت و غیر فروشی و چاپ نشده هستن. اگر رمانی مشکلی داشته باشه مثل چاپ حذف میشه.

Show more
1 568
Subscribers
No data24 hours
+247 days
+6530 days
Posts Archive
Repost from N/a
لیست رمان های شیوا بادی #لیست تازیانه و عشق سنگ و تیشه اعدام یا انتقام گرگ هایی به نام مرد بوی ناطعم گس تلنگر محک میوه ممنوعه دزد و شاه دزد زندگی مشروط سراب ( چاپ) کیلومتر صفر از طهران تا تهران (آنلاینه و پولی) دو چشم و یک متر زبان (آنلاین)

Repost from N/a

Repost from N/a

Repost from N/a

Repost from N/a
رمان: واهمه ی با تو نبودن جلد دوم نویسنده:ترنم بهار @Labraryme خلاصه : داستان درباره ی زندگی یهدا همون دختر پر شر و شور گذشته است … اما با ضربه ای که توی سه سال پیش بهش وارد شده دیگه اون طراوت گذشته رو نداره … اما داره سعی می کنه که باز بشه همون دختر قبلی و تا حدودی موفق هم میشه . همه فکر می کنن اون خوب شده در صورتی که تنها خودش از زخم عمیق روحش خبر داره و کسی از گریه های شبونه اش با خبر نیست ..سعی داره برای فرار از زندگی یکنواختش خودشو مشغول کنه تا کمتر به یوسف فکر کنه و توی یه شرکت استخدام میشه و این سراغاز فصلی جدید از زندگی یهداست … فصلی از جنس خیانت ، جنایت ، شراکت و در آخر عشـــــق … عشقی که معلوم نیست یهدا اونو می پذیره یا نه … https://t.me/Labraryme

Repost from N/a

Repost from N/a
رمان :مرثیه ی عشق نویسنده: ترنم بهار @Labraryme  خلاصه : یهدا دختری شوخ و شلخته اس که اکثر وقتا سوتی میده . یه روز توی دانشگاه به یه پسری برخورد می کنه و بعدا متوجه می شه که اون پسر یوسف ، پسر عمه ی دوستشه . یهدا به پیشنهاد سهیلا یکی دیگه از دوستاش، به کلاس موسیقی که داخل دانشگاهشونه میره و متوجه میشه که معلم موسیقیش یوسفه.. https://t.me/Labraryme

فایل دائی جان ناپلئون اصلاح شد

رمان: دوران عقد نویسنده: مهشاد لسانی @Labraryme خلاصه: این رمان زیبا و جذاب عاشقانه در مورد آلاله است.آلاله ای که زیبا و تنهاست.در خانواده معمولی ای در غرب تهران زندگی می کند و دانشجوی ادبیات است،مازیار اولین عشق زندگی او و دوست پسر اوست.اما مازیار آن چیزی نیست که او میخواهد.برایش خواستگاری می آید که از خانواده متمولیست و او چون پدرش به تازگی فوت کرده و مستمری پدرش کفاف خرج زندگیشان را نمیدهد مجبور میشود با شهرام قرار بگذارد...قراری که بعدها زندگیش را تحت الشعاع قرار میدهد و او را به دام می اندازد. https://t.me/Labraryme

رمان:چله نشین نویسنده: مهرشاد لسانی تعداد صفحات: 696 @Labraryme خلاصه : همتای قصه ما مثل دخترهای بالاشهری ، زیبا و بینی عمل کرده و برنزه،بی همتا نیست! اتفاقا لنگه زیاد دارد...بیتا نیست! تا دارد...آن هم بسیار... دختری ست معمولی با خواسته های معمولی که شاید اوج ارزوی همسن و سالانش باشد...او جزیی ازین شهر درندشت و بی در و پیکر است...شهری که گاهی آنقدر سیاه و هیولا می شود که آدمهایش را مثل شب در خود فرو می برد و می بلعد...شهری که برخی اوقات به آن می گویند شهر وحشت!همتا در یک گوشه ازین شهر پر آشوب زندگی می کند...کار می کند...با آدمهای دور و برش تقابل دارد...گاهی دلش می شکند اما...همیشه غیرمنتظره ها زندگی آدمها را می سازند...زندگی همتای قصه ما هم دستخوش اتفاقات و غیرمنتظره هاست...وقتی دل می بندد،نمی داند که نباید دل ببندد...وقتی می شکند،رنگ سیاه بر تن می کند...رنگی که او را چله نشین می کند. ‍ ‌‌‌‌https://t.me/Labraryme

#لیست لیست رمان های مهشاد لسانی چله نشین دوران عقد آثار چاپی از قلب کویر ایستگاه آخر مثل حال گل بخت زمستان زیر گذر مستی اولین شکوفه گیلاس گلفروشی ممنوعه خیابان مارسی

رمان شاه ماهی نویسنده: عاطفه منجری @Labraryme خلاصه: دختره به خاطر چک بی محلی که کشیده داره میافته زندان البته خودش نمیدونه کی چک کشیده . و تازگی هم شوهرشو از دست داده شازده کامران میرزا بهش میگه من چک هاتو از شر خرها گرفتم و پاس میکنم به شرطی که با من ازدواج کنی. کامران میرزا به شدت هم از شوهر مرحوم دختره بدش میاد این وسط رازهایی نیز وجود داره. کامران میرزا برای چی همچین شرطی گذاشته. چرا از بهروز شوهر مرحوم دختره بدش میاد. ایا دختره شرطشو قبول میکنه؟؟ https://t.me/Labraryme

رمان : شاه ماهی نویسنده : ساغر ژانر : عاشقانه،بزرگسال،اروتیک @Labraryme خلاصه : حاصل یک شب هوس مردی قدرتمند و تجاوز به خدمتکاری بی گناه دختری شد به نام « ماهی» که تمام زندگی اش با نفرت لقب حروم زاده رو به دوش کشیده سردار آقازاده ای سرد و خشنی که آوازه هنرهایش در تخت سراسر تهران رو پر کرده بود... در آخر سر نوشت دو آدم با هزاران تفاوت عاشقانه ای بی همتا رقم میزد.. https://t.me/Labraryme

رمان : دختر چشم آبی ژانر : عاشقانه ،صحنه_دار نویسنده : MISS_MOKHTARI @Labraryme خلاصه : رژ لبِ قرمز آتشینم رو بی قیدانه روی لبای گوشتیم کشیدم و عطرمو روی گردن بلند و خوش تراشم خالی کردم . عاشق بوی شیرنیش بودم که هر کسی رو مست میکرد . چشمای آبی و درشتم خمارتر از همیشه به نظر میرسید . دستی به لباس خواب حریر مشکیم که اندام بی نقصم رو قاب گرفته بود کشیدمو بند لباسم رو کمی دادم پایین تر تا سیــ.نه های گرد و سفیدم مشخص باشه . نگاه کلیی به خودم انداختم ، همه چیز عالی بود ... با صدای زنگ در لبخند مرموذی روی لبم نشست و به سمت در رفتم . بی معطلی درو باز کردم و به چهره ی نیما خیره شدم ..... https://t.me/Labraryme