رمان های ایرانی
Open in Telegram
رمان های خارجی: @RomanKharegy تمام رمان های گذاشته شده در کانال فایل های موجود در اینترنت و غیر فروشی و چاپ نشده هستن. اگر رمانی مشکلی داشته باشه مثل چاپ حذف میشه.
Show more1 568
Subscribers
No data24 hours
+247 days
+6530 days
Posts Archive
1 568
Repost from N/a
رمان : استاد مغرور من
نویسنده : ترنم
ژانر : عاشقانه،بزرگسال
@Labraryme
خلاصه :
داستان عاشقی بین استاد مغرور و دانشجوی خودش. دانشجویی که با استاد خودش گذشته ای داره و حالا بعد از چند سال توی دانشگاه دوباره سر راه هم قرار می گیرن…
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان : حاجی شیطون
نویسنده : لیلا_محمدی
تعداد صفحات : 2692
ژانر : عاشقانه هیجانی،روانشناسی
@Labraryme
خلاصه :
هیدارا حاجیِ جوون بیست و هشت سالهای که شرط حج رفتنش ده سال تدریس مذهب توی دانشگاهه! یه حاجی که با شیطنت و جذابیتش،خط بطلانی رو باور منفیِ جوونای امروزی درمورد مذهبی جماعت میزنه و دست بر قضا شوکا دختر قرتی و بیبندوبار سرراهش قرار میگیره دختری با زندگی مرموز مثل سیاهچال عمیق و تاریک...اما وقتی همه اونو میبینن میگن شـــــر و شیطـــــونتر از این دختر وجود نداره!
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
کتاب:بار دیگر شهری که میداشتم
نویسنده:نادر ابراهیمی
@Labraryme
خلاصه:
بار دیگر شهری که دوست می داشتم" داستانی عاشقانه از نادر ابراهیمی است که نخستین بار در سال 1345 انتشار یافت. داستان، داستان ترک دیار بخاطر عشق، بی وفایی و در نهایت بازگشت مجدد به زادگاه است. نثری شورانگیز و شاعرانه دارد که بر ماهیت داستانی اثر سایه انداخته است. داستان عشق ممنوعه ی پسرمردی کشاورز و دختر خان که زمانی که با مخالفت اطرافیان روبرو می شوند نیروی عشق آنها را وادار به ترک دیار می کند. عشق و افسوس و غم واندوه در تمامی اثر جریان دارد اما نویسنده مسائل دیگر چون عادات، معضلات و مشکلات اجتماعی و حتی سیاسی را نیز از نظر دور نداشته است، معضلاتی که همچنان بعد از گذشت سالها و با بازگشت مجدد راوی به زادگاهش، بر زندگی سایه انداخته است. این کتاب شامل سه فصل، باران رویای پاییز، پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد و پایان باران رویا است.
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
مجموعه:نور (سه جلد یکجا)
نویسنده: مدیا_ر
@Labraryme
خلاصه :
بهزاد قاضی وارسته شهر به دلیل تعهدش به خاندان پاک مجبور است یکی از فرزندان خود را تقدیم خاندان پاک کند تا در گروه مافیایی آلفا فعالیت کند. اما پسرش که ذاتا ساکت و اهل هنر است اصلا برای اینکار مناسب نیست! مایا دختر جذابِ بهزاد که تازه رابطه عاشقانهاش بهم خورده و افسرده است، خواهان پیوستن به گروه آلفاس. اما با مخالفت پدرش روبرو میشود.
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان :همزاد من
نویسنده:فاطمه افکاری
تعداد صفحات:674
ژانر: صحنه_دار ،عاشقانه
@Labraryme
خلاصه:
بلوط دختر شاد و مهربانیه که یه همزاد داره ...همزاد بلوط گلاره برعکس بلوط دختر خوبی نیست ...گلاره ۱ماه قبل از ازدواجش فرار میکنه و روهان نامزد گلاره اونو تا شیراز تعقیب میکنه اما در اونجا با بلوط برخورد میکنه و.....
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان مجنونتر از فرهاد
نویسنده: م.بهارلویی
@Labraryme
خلاصه:
دختری به نام پری، با گذشته ای آن چنان سخت و جان فرسا، که ردش برای همیشه بر ذهن و جان او مانده و بیمارش کرده است. این دشواری و بیماری به حدی است که هربار با یادآوری گذشته، بدنش از تاب و توان تهی می شود و از حال می رود.
پری محکوم است به داشتن یک حافظه ی قوی، و این حافظه، مجازاتی است که او را شکنجه می کند. از شگفتی های حافظه ی پری این است که گاه اتفاقاتی را به یاد می آورد که در نبود او رخ داده اند. او والدینش را در کودکی از دست داده؛ پدرش زمانی که او تنها دختربچه ای کوچک و پنج ساله بود، زن و فرزندانش را ترک کرد و پی عشق دیگری رفت. به رغم ثروت سرشار پدر، فرزندان او در تنگدستی و رنج ناشی از فقر روزگار می گذرانند اما این تنها سختی زندگی پری نیست. مرگ پدر فرا می رسد و این بار نوبت مادر است که ضربه ای دو چندان سهمگین تر به آن ها وارد کند.
پری دختری است باهوش که اگر رنج زندگانی نبود، چه بسا توانمندتر هم می شد. او حین تحصیل، در شرکت برادرش در سمت منشی مشغول به کار می شود اما آنجا با شخصی به اسم محراب آشنا می شود. مردی خشک با شخصیت سرد که مدام بین او و پری درگیری پیش می آید. ولی چه کسی می داند که سرنوشت چه چیزی برایش در نظر گرفته؟ آیا سرنوشت پری با علاقه اش به محراب تحت تاثیر قرار می گیرد؟
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان :تلنگر
نویسنده : شیوا بادی
ژانر : اجتماعی،عاشقانه
@Labraryme
خلاصه:
شاید این تلنگر واجب بود.. شاید باید بیشتر اطرافمو میدیدم.. با چشم باز…. شایدم این اتفاق به خاطر شروع بدمون بود..شروعی که با دادگاه و بیمارستان و دعوا شروع شد..بد شروع کردیم.. کاش خوب تمومش کنیم. دلواپسم.. به خاطر مردی که روزی آینده امو تباه کرد.. شایدم خودم مقصر بودم .. غرور زیاد و لج بازی بیش از حد…
شایدم تقدیرم این بوده و من زیادی منفی بین هستم..اگر با لجبازی روزمونو شب نمیکردیم ، این آینده ی سیاه تقدیرم نبود..کاش خدا یه فرصت دیگه بهم بده.. فقط یه فرصت…
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان : بوی نا طعم گس
نویسنده : شیوا بادی
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : 753
@Labraryme
خلاصه :
داستان در مورد دختریه که همه ی خانواده اشو از دست داده و بنا به شرایطی مجبور میشه با پسر دوست پدرش ازدواج موقت کنه و با خانواده ی آنها زندگی کنه .
پسر داستان که اول از این قضیه ناراضیه کم کم به این دختر علاقه مند میشه و …
پایان خوش
https://t.me/Labraryme
