رمان های ایرانی
Open in Telegram
رمان های خارجی: @RomanKharegy تمام رمان های گذاشته شده در کانال فایل های موجود در اینترنت و غیر فروشی و چاپ نشده هستن. اگر رمانی مشکلی داشته باشه مثل چاپ حذف میشه.
Show more1 568
Subscribers
No data24 hours
+247 days
+6530 days
Posts Archive
1 568
Repost from N/a
رمان:آتش دل
نویسنده: تینا عبدالهی
تعداد صفحات : 680
ژانر:عاشقانه
@Labraryme
خلاصه :
طنین مهماندار هواپیما ودختر یک پولدار ورشکسته با خودکشی پدر دنبال عامل ورشکستگی پدر میگردد که متوجه میشود شریک جدید پدرش(معینی فر) با کلاهبرداری نه تنها پدرش را نابود کرده که میراث خانوادگی انها که چند کتاب عتیقه است در اختیار گرفته واینجاست که طنین برای گرفتن انتقام وبازپس گرفتن کتب عتیقه به عنوان خدمتکار وارد خانه معینی فر میشود که سه پسر دارد و با وجود تحمل آزار واذیتهای فراوان پسر کوچک معینی فر.....
https://t.me/Labraryme
1 568
رمان اردیبهشت به دلیل داشتن موضوع نامناسب حذف میکنم
اگر بازم از این رمان ها توی کانال بود بهم بگید
متاسفانه من دیگه نمیخوام همچین رمان های بزارم(موضوع تجاوز )
1 568
Repost from N/a
رمان:تکنیک های مخ زنی
نویسنده : حمیده خوشبخت
ژانر : عاشقانه ،اجتماعی ،طنز ،درام
@Labraryme
خلاصه :
نگار رویاهای من ،با باتلاق ترسناکی دست و پنجه نرم می کنه؛ نوجوانی !اون دلش می خواد زندگیش پر از هیجان باشه و
از دوران نوجوانیش نهایت لذت رو ببره .اما نمی دونه چه طوری ! همه چیز از رفتن به اصفهان شروع میشه؛
وقتی که به کارهای پلید برادرهاش پی می بره و اون زمانه که یه جنگ شروع میشه .
یه جنگ بین سه تا مدرسه که از قضا دقیقا کنار هم هستن...
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان : آدم دزدی به بهانه عشق
نویسنده: نرگس جعفری
ژانر:عاشقانه
@Labraryme
خلاصه :
دختر پولداری به اسم اِلین وقتی میبینه مجبوره با ماکان که علاقه ای بهش نداره ازدواج کنه از خونه فرار می کنه و به عنوان پرستار تو خونه ای مشغول به کار میشه که باعث آشنایش با حامین میشه ولی ماکان به این راحتی نمیتونه ازش بگذره.
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان : پشت کوه
ژانر : طنز ،فانتزی ،ترسناک ،اجتماعی
نویسنده: لیلی تکلیمی
@Labraryme
خلاصه :
یه خانوم جوان برای درس دادن به مدرسه ای میره که در یک روستای نسبتا دور افتاده هست، اونجا با بچه ها و اتفاقات جالبی روبه رو میشه.ما در این داستان علاوه بر خانم معلمی که سعی داره خیلی صبور و منطقی نشون بده، با پسر نوجوان با نمکی هم آشنا میشیم که رو مخ این خانم معلمه و تقریبا هیچیش به آدمیزاد نرفته ولی یکمی که پیش بریم حتی می تونیم عاشقش بشیم.توی این داستان با هم میخندیم، می ترسیم و با ماجراها و اتفاقاتی رو به رو میشیم که مرتبط با شهروندان نامرئی و غیرعادی پشت کوه، یعنی اجنه هست!
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from رمان های ایرانی
رمان : پشت کوه
ژانر : طنز ،فانتزی ،ترسناک ،اجتماعی
نویسنده: لیلی تکلیمی
@Labraryme
خلاصه :
یه خانوم جوان برای درس دادن به مدرسه ای میره که در یک روستای نسبتا دور افتاده هست، اونجا با بچه ها و اتفاقات جالبی روبه رو میشه.ما در این داستان علاوه بر خانم معلمی که سعی داره خیلی صبور و منطقی نشون بده، با پسر نوجوان با نمکی هم آشنا میشیم که رو مخ این خانم معلمه و تقریبا هیچیش به آدمیزاد نرفته ولی یکمی که پیش بریم حتی می تونیم عاشقش بشیم.توی این داستان با هم میخندیم، می ترسیم و با ماجراها و اتفاقاتی رو به رو میشیم که مرتبط با شهروندان نامرئی و غیرعادی پشت کوه، یعنی اجنه هست!
https://t.me/Labraryme
1 568
رمان : پشت کوه
ژانر : طنز ،فانتزی ،ترسناک ،اجتماعی
نویسنده: لیلی تکلیمی
@Labraryme
خلاصه :
یه خانوم جوان برای درس دادن به مدرسه ای میره که در یک روستای نسبتا دور افتاده هست، اونجا با بچه ها و اتفاقات جالبی روبه رو میشه.ما در این داستان علاوه بر خانم معلمی که سعی داره خیلی صبور و منطقی نشون بده، با پسر نوجوان با نمکی هم آشنا میشیم که رو مخ این خانم معلمه و تقریبا هیچیش به آدمیزاد نرفته ولی یکمی که پیش بریم حتی می تونیم عاشقش بشیم.توی این داستان با هم میخندیم، می ترسیم و با ماجراها و اتفاقاتی رو به رو میشیم که مرتبط با شهروندان نامرئی و غیرعادی پشت کوه، یعنی اجنه هست!
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
رمان : لانه ویرانی
( دو جلد )
ژانر : عاشقانه
نویسنده: بهارگل
@Labraryme
خلاصه :
25 سالم بود که زندگیم دست خوش تغییرات شد. تغییراتی که شاید اول با اومدن اسم تو شروع شد؛ ولی آخرش به اسم تو ختم شد... و من نمیدونستم بازی روزگار چهقدر ناعادلانه عمل میکنه. اول این بازی از یک وصیت شروع شد، وصیتی که باعث شد گلبرگ کهکشان یک آدم دیگه با یک هویت دیگه بشه! رفتن به اون عمارت برای من همه چیز بود؛ چون به تو میرسید! به تویی که زندگی رو ازم گرفتی... به تویی که هویتم رو گرفتی! من فقط یک بازیگر ساده بودم با کلی خیالهای رنگی که برای نبود تو خوشحالی میکرد. من... منی بودم که خودم رو بین نقاب سادگیِ یکی دیگه پنهان کردم تا به آخر زندگیِ تو برسم.
https://t.me/Labraryme
1 568
Repost from N/a
کتاب: جای خالی سلوچ
نویسنده: محمود دولت آبادی
@Labraryme
خلاصه:
حتما نباید کسی پدرت را کشته باشد تا از او بیزار باشی!
آدم هایی یافت می شوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان در تو بیزاری می رویاند!
https://t.me/Labraryme
