از بازسازی روان تا بهبود زندگی
Open in Telegram
مریم نجابت کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی 💎تنها راه نجات روان و روانشناسی، افزایش آگاهیست💎
Show more499
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
هیجان؛
وسیله ایست برای رسیدن به تجربه ای عمیق تر.
ساندرا پایویو
( محقق و روان درمانگرِهیجان مدار)
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
☘"اعتبار بخشی به هیجان"☘
برای درک بهتر، موضوع را با یک مثال شروع می کنم:
تصور کنید نامه ای به دست شما رسیده است؛
قبل از اینکه محتوای این نامه برای شما مهم باشد و آن را مطالعه کنید به امضایی که در آخر نامه ثبت شده توجه می کنید و یا پشت پاکت نامه را می خوانید.
چه کسی این نامه را امضا کرده است؟
از طرف کدام سازمان است؟
دوست صمیمی وقت گذاشته و این نامه را برای من نوشته است؟
یا از طرف آشنایی است که متنی تکراری و کلیشه ای را مجددا سر و سامان داده و ارسال کرده است؟
زمانی که متوجه می شود چه کسی انتهای نامه را امضا کرده ،
انگیزه پیدا می کنید تا وقت بگذارید و تمام نوشته را بخوانید،
روی تک تک کلماتش مکث کنید و اجازه دهید ذهنتان برای مدتی در متن نامه غرق شود.
و یا زمانی که متوجه می شوید که یک نامه ی رسمی، کلیشه ای و تکراری است از خواندن آن منصرف شده یا پاسخی کلیشه ای برایش در نظر می گیرید.
👈 در رابطه با هیجانات نیز همین موضوع صادق است.
زمانی که امضای ویژه ی خودتان ویا یک پشت نویسی اختصاصی همراه با تاکیدات ویژه را برای نامه ای از هیجانات خوشایند و ناخوشایندی که در ذهنتان برانگیخته می شود ، در نظر می گیرید،
به این معناست که هیجاناتی که ایجاد و برانگیخته شدند بسیار مهم هستند .
🔍بنابراین با دقت، صبر ، حوصله و تمرکز به این هیجانات رسیدگی می شود.
و هرکاری که لازم است( مانند یادگیری مهارت ها، بهره گیری از جلسات روان درمانی، سوگواری و....) انجام می شود تا این هیجانات سر و سامان یابد.
👈به عنوان مثال زمانی که یک شکست عاطفی را تجربه کرده اید، نامه ای با محتوای هیجانات برانگیخته شده مثل غم، حسرت، خشم، ناامیدی و.... در ذهن شما نوشته می شود.
این شما هستید که با یک پشت نویسی ویژه همراه با تاکیدات ویژه و یا با امضای اختصاصی در انتهای نامه آن را معتبر می کنید و ضرورت مطالعه و رسیدگی به نامه را مشخص می کنید.
(برای مثال پشت نویسی نامه ی شکست عاطفی که توسط شما مکتوب می شود می تواند به این شکل باشد:
یک تجربه ی دشوار گذرانده شده و بسیار مرا تحت تاثیر قرار داده،
بسیار مهم است که در اسرع وقت این نامه مطالعه شود و به تجربیات درونی من که با ارزش ترین داشته ی من است پاسخی درخورد داده شود.)
در واقع شما با امضای اختصاصی یا پشت نویسی ویژه ی نامه،
آن را معتبر کردید تا توجه مخاطب به آن جلب شود.
به تجربیاتی که در طول زندگیتان اتفاق افتاده ( شکست عاطفی ، از دست دادن عزیزان، مهاجرت ، تغییر شغل و...) و هیجانات زیادی در ذهنتان ایجاد کرده توجه کنید،
پشت نویسی نامه یا امضای ویژه ی شما برای تاکید بر ضرورت مطالعه و سر و سامان دادن به این هیجانات مکتوب در ذهنتان، چیست؟
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
امروز وقتی در بحران های زندگی قرار می گیرم کمتر پیش می آید که آنچه در کتاب های درسی از دبستان تا دبیرستان خواندم به کمکم بیاید.
اما "قصه های مجید" را به خوبی خاطرم هست؛
اینکه مجید چطور روزهای زندگی اش را سپری کرد برایم درس های زیادی داشت....
" خواهران غریب" بود که هربار دیدنش از زیباییش کم
نمی کرد....
مفاهیم روان شناسی رو با تماشای آثار تو درک کردم....
هنرمندی که دنیای کودکیم را رنگ آمیزی کردی
و برای بزرگسالیم راه و رسم زندگی به جا گذاشتی؛
روحت شاد.
@lifeimprove1
🌟انتظارات واقع بینانه از خدمات مشاوره و روان شناختی چیست؟
و
انتظارات غیر واقع بینانه از خدمات مشاوره و روان شناسی چیست؟
✅ یک بازه ی زمانی بلندت مدت نیاز است تا ویژگی های شخصیت، عادت ها و شیوه ی تفکری که در دوران کودکی شکل گرفته و تا بزرگسالی ادامه یافته است؛ تغییر کند و اصلاح شود.
❎ انتظار غیر واقع بینانه این است که بعد از چند جلسه ی محدود که به روان شناس مراجع می شود، انتظار تغییرات قابل مشاهده و گسترده داشته باشیم.
✅ روان درمانی فرآیندی است که "همکاری و تعامل دو طرفه میان درمانجو و درمانگر" را می طلبد؛ پس انتظار واقع بینانه این است که درمانگر با همکاری درمانجو فرآیند درمان را پیش ببرد.
❎ انتظار غیر واقع بینانه ای که وجود دارد این است که درمانگر را مثل یک پزشک ببینیم و انتظار داشته باشیم نسخه ای بپیچد .
✅ خاطرات ناخوشایندی که در ذهن نقش بسته است و آسیب های روانی که تجربه شده است، هرگز به طور کامل از بین نمی روند و از ذهن پاک نمی شوند؛
بنابراین انتظار واقع بینانه این است که به کمک روان درمانی تاثیرات منفی این خاطرات کمتر شود .
❎ یکی از انتظارات غیر واقع بینانه این است که روان شناس باید بتواند خاطرات ناخوشایند را از ذهن پاک کند و حس های بد را از بین ببرد.
💎 بنابراین با آگاهی از آنچه می توانید از یک روان شناس انتظار داشته باشید احتمال شکست و یا به بن بست رسیدن فرآیند روان درمانی را کمتر کنید.
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
چرا خورشید فروردین فروخفت؟
بهار آمد، گل نوروز نشکفت!
بهارا تلخ منشین، خیز و پیش آی
گره واکن ز ابرو، چهره بگشای
نسیم صبحدم گو نرم برخیز
گل از خواب زمستانی برانگیز
بهارا بنگر این دشت مشوّش
که می بارد برآن باران آتش
بهارا بنگر این خاک بلاخیز
که شد هر خاربُن چون دشنه خون ریز
بهارا بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا دامن افشان زین گلبن
مزار کشتگان را غرق گل کن
بهارا شاد بنشین، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد، سربرآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
از این موج و از این طوفان برآییم
دگر بارت چو بینم شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر هنگام دیدار
به آیینِ دگر، آیی پدیدار
گزیده ای از "دزاشیب فروردین"
هوشنگ ابتهاج
@lifeimprove1
در باب "مسمومیت های دانش آموزان"
گاهی در پاسخ به برخی نادانی ها!
آنقدر حرف برای گفتن و مطلب برای نوشتن دارم که زبانم بند می آید و قلم به دست نمی گیرم.
چه خوش یمن است که بنا بر ضرورتِ رفع و رجوع کردن بی تدبیری ها در موضوع " مسمومیت های تلخی که این روزها دامن دانش آموزان را گرفته" ،
مفاهیم روان شناسی از صندوقچه های خاک خورده و بلا استفاده ی ِ ذهن دغدغه مندان به بیرون کشیده می شود تا بلکه ابزاری از این مفاهیم ساخته شود و بار مسئولیت را از شانه بردارد.
همین که این مفاهیم از صندوقچه ها بیرون آمد جای خوشحالی دارد!
از "فوبیای اجتماعی" و" هیستری جمعی" صحبت به میان آمد تا بار دیگر پاسخی نه چندان قانع کننده اما سکوت برانگیز به ذهن های خسته و رنج کشیده اما معترض داده شود.
نمی دانم چطور دردی که از بی سوادی و بد طینتیِ ذهن های دغلباز در به کارگیری این دو مفهوم روان شناسی برای فرونشاندن طوفانِ برخاسته از جانب رنج هایی که تجربه شد، را تجربه کردم به واژه تبدیل کنم.
اما بیش از هر چیز به من یادآوری شد که ما خیلی وقت است که مسموم شده ایم!
با تقلیل تمام نیازهایمان به انکار و توجیه و بهانه تراشی ، مسموم شده ایم.
با تغییر مکان مفاهیم، از جایی که باید باشند به جایی که صلاح هست که باشند!
مسموم شده ایم.
فوبیای اجتماعی:
ترس شدید و نامتناسب از موقعیت های اجتماعی که در آن، فرد ممکن است توسط دیگران ارزیابی یا موشکافی شود.
فرد مبتلا به این اختلال در صحبت با مردم، ملاقات با افراد جدید و شرکت در اجتماعات مشکل دارد.
👈 قابل توجه ذهن های دغلباز: فوبی اجتماعی یک اختلال فراگیر و مزمن است.
حالا چطور دانش آموزی که تا دیروز در اجتماعی به اسم مدرسه حضور پیدا کرده و مشکلی نداشته به یکباره دچار فوبیای اجتماعی می شود؟!!!
هیستری جمعی:
اختلالی که در آن افرادی که در یک اجتماع یا گروه حضور دارند؛ تحت تاثیر شایعات یا ترس، واکنش های مشابه در قالب بیماری های جسمی و یا رفتارهای مخرب نشان می دهند.
👈 قابل توجه ذهن های دغل باز: این اختلال تحت تاثیر شایعات و یا ترس ایجاد می شود نه زمانی که از نظر علم پزشکی و باتوجه به شواهد موجود، وجود یک مشکل( مسمومیت) تایید شده است.
کاش در این حد به شعورمان توهین نمی شد!
@ lifeimprove1
دیالوگ ماندگار:
هر چیزی که تو بابتش از من بدت میومد،
تمام ویژگی هام که ازشون بدت میومد،
یه آدم دیگه میتونست دقیقا بخاطر همونا
دوستم داشته باشه...
🎬صحنه هایی از یک ازدواج
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
📚 برشی از یک کتاب
درواقع، شفقت به خود به معنای آگاهی از درد و نقصهایمان و تأیید آنهاست. به این ترتیب دیگر وانمود نمیکنیم که بدون درد و نقصیم یا تلاش نمیکنیم با خیالپردازی آنها را دور کنیم.
شفقت به خود به معنای پذیرش این اصل مهم است که نقص، اشتباه و درد تجربههایی انسانیاند.
در نتیجه، به جای اینکه خود را منزوی کنیم،
با دیگران ارتباط برقرار میکنیم.
شفقت به خود در یک کلام،
به معنای پاسخگویی مهربانانه، گرم و پذیرا به خود است.
برگرفته از کتاب:
ذهنآگاهی و پذیرش برای عزت نفس
اثر: جو الیور
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
پیروز پرکشید
انسان هایی که باحیوانات مهربان هستند برایم مقدس اند....
وقتی خودت را متعهد به حفاظت از موجودی می دانی که از جنس تو نیست اما این باعث نمی شود با او همدل نباشی،
یعنی انسان بزرگی هستی.
"علیرضا شهرداری" در ارتباط پر مهری که با پیروز داشت ،
مفهوم دلبستگی را برایم به تصویر کشید.
ساده و صمیمی از جنس قلب های شیشه ای....
امروز بیش از آنکه غم از دست رفتن پیروز را تجربه کنم...
سنگینی شکسته شدن قلب شیشه ای این انسان شریف را تاب نیاوردم....
@lifeimprove1
🍀 "لمس تسکین دهنده"
گاهی اوقات لازم است میان روزمرگی ها ، دغدغه ها و تندبادهای بی امان زندگی،
وعده ی دیداری با خود تدارک ببینیم تا فراموش نکنیم که این همه تلاش و مبارزه ؛ برای پررنگ کردن جوهر آرامش در وجودمان است.
این دیدار می تواند به سادگی یک "لمس تسکین دهنده" باشد؛
همین لمس تسکین دهنده ، محبت و حمایت را به جسم شما هدیه می دهد.
👈 روش اجرا:
☘ ابتدا در محیطی آرام قرار بگیرید ؛
☘☘ به دور از محرک های محیطی ،ترجیحا با نور کم و یک موسیقی ملایم.
☘☘☘چشم های خود را ببندید و چند نفس عمیق بکشید.
بیایید امتحان کنیم که کدام یک از این حالت ها حس "حمایت" و " تسکین" بیشتری برای جسمتان به همراه دارد:
(پس از تجربه ی هر کدام از حالت های زیر چند نفس عمیق می کشیم و به سراغ تجربه ی حالت بعدی می رویم)
☀️یک دست خود را روی قلبتان بگذارید.
☀️هر دو دست خود را روی قلبتان بگذارید.
☀️یک دست خود را مشت کنید و روی قلبتان بگذارید و دست دیگر را روی مشت خود قرار دهید.
(این کار سمبل نیرومندی همراه با مهربانی است)
☀️یک دست خود را روی قلبتان و دست دیگر را روی شکمتان قرار دهید.
☀️یک دست خود را روی گونه هایتان بگذارید.
☀️صورتتان را با هر دو دست خود نگه دارید.
☀️به نرمی با یک دست، دست دیگر خود را بگیرید.
☀️آرنج هایتان را ضرب دری خم کنید و خودتان را بغل کنید.
هر کدام از این حالت ها که به قلب شما نزدیک تر بود
(احساس تعلق بیشتری به آن حالت داشتید)
لمس تسکین دهنده ای برای شماست.
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
🌱 اگر حقیقت را خفه کرده و در
زیر زمین دفن کنید،
باز هم رشد خواهد کرد.
امیل زولا
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
"من سیاسی نیستم" !!!!!!
می خواهم کمی پیرامون این جمله ی معروف صحبت کنم که به ظاهر بسیار زیبا و بسیار کار راه انداز است؛
اما واقعیت این است که وقتی می خواهی این جمله را به تن جامعه ی ایران بپوشانی،
متاسفانه به تنش زار می زند!
بله درست است؛
این جمله ی به ظاهر زیبا مربوط به جامعه ای است که هر نقشی در جای خودش تعریف شده و متخصصی که به آن نقش علاقه دارد و ظرفیت پذیرش مسئولیت آن نقش را در خود می بیند،
دست به انتخابش می زند.
همین امر باعث می شود حوزه های مختلف از یکدیگر جدا شوند و هر فرد به دنبال علاقه و استعداد خودش باشد.
افراد در هر حوزه ای که برگزیده اند ، به بهترین شکل تلاش می کنند تا عملکرد خوبی داشته باشند و موجبات رضایت دیگران را فراهم کنند.
این گونه می شود که یک شهروند در یک جامعه ی رشدیافته ، علاقه ای به سیاست ندارد پس به دنبال سیاست هم نمی رود و شاید تنها مسیر مشترک زندگی اش با سیاست زمانی باشد که قرار است کاندید ریاست جمهوری را انتخاب کند.
پس این شهروند حق دارد که بگوید " من سیاسی نیستم"
اما در جامعه ای که من در آن زندگی می کنم همه باید در تمام حوزه ها متخصص باشند!
زیرا هیچکس در هیچ حوزه ای متخصص نیست!
بنابراین مسئولیتِ بی مسئولیتیِ دیگران به عهده ی شماست!
مثلا باید در حد یک متخصص، به تمام حق و حقوق داشته و نداشته ی خود به عنوان یک درمانجو آشنا باشی تا افراد غیر متخصص ، فرصت سوء استفاده از شما را نداشته باشند!
این امر در حوزه ی سیاست هم به شکل سفت و سختی حاکم است.
می خواهی با سوگ مردم همدلی کنی درگیر سیاست می شوی!
به حریم شخصی و اختیارات نداشته ات فکر می کنی درگیر سیاست شده ای!
برای رسیدن به آزادی، هوای پاک ، ثبات، سلامت روان با سیاست دست به گریبانی!
پس در این جامعه چطور می توان گفت " من سیاسی نیستم"؟!
این جمله ی " من سیاسی نیستم" در جامعه ی من به این شکل معنا می شود:
من نسبت به سوگ های مردم بی تفاوت هستم!
من نیازها و خواسته های ابتدایی یک انسان را که مورد نیاز او برای تامین سلامت روانش است را انکار می کنم!
من یادگرفته ام که جملاتی که می شنوم را طوطی وار تکرار کنم!
متاسفانه چند پست اخیری که با موضوع انتقاد به سیاست های ناکارآمد و سرکوبگرانه در برخورد با حرکت های اعتراضی مردم و غم و رنجشان در کانال گذاشته ام با انتقادهایی روبه رو شد که "شما روان شناس هستید و باید تشویق به آرامش کنید."
همین جا لازم میدانم تاکید کنم که قرار نیست شغل من بنا به ضرورت های سیاسی یا اجتماعی ، معنای متفاوتی به خود بگیرد.
وظیفه ی یک روان شناس به هیچ عنوان سکوت، نادیده گرفتن، بی تفاوتی و یا انکار رنج و غم نیست.
بلکه من وظیفه دارم عواطف و احساسات منفی که در جریان هست را ببینم، بازتاب دهم، اعتبار ببخشم و در حد توانم مهارت هایی برای افزایش تاب آوری روانی آموزش دهم تا این دورانِ گذار ، طی شود.
@lifeimprove1
🪴تاب آوری چیست؟
توانایی دوام آوردن در شرایط سختِ زندگی و در بحران ها ؛
به گونه ای که با کمترین آسیبِ ممکن،
این شرایط پشت سر گذاشته شود.
شاخه ی درختی را تصور کنید که به تنه ی اصلی درخت وصل است اما در حالیکه هنوز به تنه ی اصلی وصل است به طور جداگانه رشد کرده و میوه داده است.
ناگهان و براثر تغییرات جوی طوفان سختی آغاز می شود .
طوفان قدرت زیادی دارد و تمام بوته های خار و درختان کوچک را از ریشه در می آورد.
قدرت طوفان لحظه به لحظه بیشتر می شود و مقاومت در برابر آن سخت تر و سخت تر می شود.
شاخه ای که از آن صحبت کردیم در برابر این طوفان ابتدا ایستادگی می کند؛
اما قدرت طوفان بیشتر از این حرفهاست و شاخه به ناچار میوه هایش را به دست طوفان می سپارد.
بازهم طوفان دست بردار نیست و شاخه را خم می کند.
شاخه از چند قسمت که نازک تر است می شکند اما همچنان قسمت های تنومند آن مقاومت می کنند ؛
به شکلی که خم شده اند اما هنوز نشکسته اند.
تا بالاخره طوفان از آن درخت گذر می کند.
از درختی با شاخه ای شاداب ، جوان و باثمر؛ یک درخت با شاخه ای خم شده، در بعضی نقاط شکسته شده و بی ثمر باقی می ماند.
زمان می گذرد و شاخه ی درخت از همان جا که شکسته بود دوباره جوانه می زند.
بازهم زمان می گذرد و شکوفه های ریزی به وجود می آیند که خبر از ثمر دادن شاخه در آینده ای نزدیک می دهند.
درست است که شاخه خم شد، شکست، میوه هایش را از دست داد،
اما تسلیم طوفان نشد.
نام این ویژگی "تاب آوری" است.
در بحران های زندگی گاهی چندین قدم به عقب پرت می شویم،
گاهی دستاوردهایی را از دست می دهیم که زمان زیادی را صرف به دست آوردنشان کرده بودیم.
اما چاره ای نیست!
بحران های زندگی غیرقابل اجتناب هستند.
مهم این است که چقدر تاب آور هستیم.
در جامعه ی بحران زده ی امروز، چه مهارت هایی در خود پرورش داده اید تا "تاب آور" بمانید؟
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
امروز سالروز پایان یافتن زندگی هایی بود که شاید تعداد زیادی از این زندگی ها هیچ مسیر مشترکی با دنیای
بی احساسِ سیاست نداشتند؛
اما در نهایت همین سیاستِ بی احساس در دو راهی میان ماندن یا رفتن؛
ماندنِ خودش
و
رفتن آن زندگی های زیبا را انتخاب کرد.
سومین سالگرد سقوط هواپیمای اوکراینی تسلیت.
@lifeimprove1
🍀 دل رحمی نسبت به خود
بسیاری از ما در روابط دوستانه و از نظر افرادی که دوستشان داریم و برایمان مهم هستند ،
فردی همدل و مهربان شناخته می شویم.
دلیلش این است که هرکجا دوستمان دچار رنج یا پریشانی می شود ،
کمک های بی دریغ ما را دریافت می کند.
به احتمال زیاد زمان هایی که اشتباهی از او سر زده یا تجربه ی ناخوشایندی مثل شکست در رابطه ای عاطفی داشته و یا در تلاطم حوادث ناگوار گرفتار شده،
به او نمی گوییم تو یک احمق دست و پاچلفتی هستی!
بلکه تلاش می کنیم او را از حال بدی که تجربه می کند نجات دهیم.
زمان هایی که خودمان تجربیات ناخوشایندی از سر می گذرانیم چقدر همان رفتاری را به خود تقدیم می کنیم که به یک دوست صمیمی تقدیم کردیم؟
🌱 "دل رحمی به خود" یا "شفقت نسبت به خود"،
تبدیل عشق، درک ، پذیرش و محبت بیرونی به یک نیروی درونی است .
وقتی احساس ناکافی بودن ، ضعیف بودن یا تنهایی
می کنیم ،
به جای دست و پا زدن در باتلاق خود سرزنشگری
می توانیم به کمک "شفقت به خود"،
احساس امنیت را به خودمان هدیه دهیم؛
مانند کودکی که در آغوش امنی جای گرفته است.
روش ها و تمرین های زیادی وجود دارد که کمک می کند پاسخگویی به خود با "شفقت" را جایگزین سخت گیری هایی کنیم که به خود روا می داریم.
👈 یکی از پرکاربردترین تمرین ها، "مراقبه" نام دارد.
☘ مراقبه هایی که باعث تجربه ی آرمیدگی می شوند به ما کمک می کنند که به دور از استرس و فشارهای روانی ، لحظاتی را در کنار خودمان باشیم.
☘☘ بابت دل رحمی و شفقت به خود ،
در فضای غم آلود و دردناکی که این روزها در جریان است؛
خودتان را سرزنش نکنید.
☘☘☘ این حق شماست که کمی استراحت کنید و اجازه دهید از طریق تمرین هایی مثل "مراقبه"،
تاثیر مخرب ضربه های روانی که تجربه می کنید، کاهش یابد.
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
