از بازسازی روان تا بهبود زندگی
Open in Telegram
مریم نجابت کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی 💎تنها راه نجات روان و روانشناسی، افزایش آگاهیست💎
Show more499
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
برای برگرداندن خود به "روالِ زندگیِ قبل از جنگ"
عجله نکنید...
سیستم عصبی وقتی در حالت آماده باش قرار می گیرد و مجبور است برای مدتی سطح بالایی از هشیاری و تحریک پذیری را تجربه کند؛
به این وضعیت خو می گیرد و زمان لازم است تا به حالت تعادل برگردد.
به خصوص که اطمینان کامل را دریافت نکرده و هنوز خود را در وضعیت ناپایداری می بیند.
در این شرایط "خودگویی های تسکین دهنده" می تواند بسیار موثر باشد در صورت آنکه تلاش نکنیم با خوش بینی یا بدبینی افراطی نسبت به آینده ی نامعلوم،
سیستم عصبی را از نگرانی و اضطراب ناشی از ابهام خارج کنیم.
از تجربه ی احساسات تلخ و ناخوشایند نترسیم؛
از روبه رویی با ابهامی که وجود دارد کناره گیری نکنیم و نخواهیم با پیش بینی شرایط به شکل مثبت یا منفی مسکن های موقتی را تجربه کنیم.
👈 تنها کافی است احساساتمان را ببینیم،
بر روی هرکدام اسمی بگذاریم و
فضایی در قلبمان ایجاد کنیم که احساسات در آن جای داشته باشند.
به خودمان فرصت دهیم تا روانی که بحران را پشت سرگذاشته، آهسته آهسته ترمیم شود و کم کم در قالب قدم های کوچک به زندگی روزانه وصل شود.
👈 می توانید لیستی از کارهایی که قبل از این بحرانِ چند روزه انجام میدادید را تهیه کنید و یکی یکی به برنامه ی روزانه برگردانید.
تمرینات تنفسی ، مراقبه ، صحبت با مشاور و نوشتن احساساتی که تجربه می کنید می تواند سیستم عصبی را از حالت گوش به زنگی خارج کند و به تجربه ی شرایط جدید دعوت کند.
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
چقدر غم شمردیم
چقدر دل سپردیم
پریدیم و هربار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد
بلا دورمون گشت
غمامو بغل کن
شاید خنده برگشت.....
@lifeimprove1
💌 دل نوشته
این روزها علی رغم حوادث پررنگی که در جریان است؛
احساسات پررنگی تجربه نمی کنم!
شاید دلیل رنگ باختنِ احساساتم این باشد که در گوشه گوشه ی خاطرات تلخ تا به امروز، جا مانده و کم رنگ شدند.
در مرور روزهای زندگی هر کدام از مسافران هواپیمای اوکراینی ، زمانی که می دانستم زندگیشان دیگر تمام شده، قلبم را جا گذاشتم.
قلبم را در چمدان های مهاجرت های پی درپی جا گذاشتم؛
پر رنگیِ اضطراب را زمانی تجربه کردم که چشم انتظار اخباری امیدوار کننده از حالِ مهسا بودم نه به خاطر مهسا،
بلکه به خاطر خودم؛
تا به خودم ثابت کنم که هنوز "تعصب"، آنقدر ریشه ندوانده که نتوانی خودت باشی.
غم را با هر بار مرور سناریوی جنگ ، قبل از این جنگ تمرین کردم.
امروز انگار احساساتِ کم رنگ شده، از من یک تماشاگر ساخته که وجودش به اندازه ی دو چشمی که می بیند ، تقلیل یافته؛
در این روزها هنوز هم قلبم گرم است، چون درد مشترکی را با مردم تجربه می کنم و
نورِ "امید" که به گمانِ من به باریکی مو می رسد اما خاموش نمی شود...
برای پایان، نه از بخشِ کم رنگم، بلکه از بخشی از وجودم که درمان می کند و متعهد است که مرهم باشد، جمله ای کوتاه با تفسیری به اندازه می نویسم که تبدیل شده به ذکر این روزهایم:
آنچه ضروریست؛ به متانت پذیرا باش.
سنکا
منظور از "ضروری" ، اتفاقی است که از دایره ی اختیار انسان بیرون است ، اموراتی که برخلاف میل ما باید اتفاق بیفتد و کنترلی روی آن نداریم...
سنکا می خواهد بگوید اگر چیزی لاجرم است ، جنگیدن با آن جز اتلاف نیرو و درونی کردن رنج، سودی ندارد.
منظور از "متانت"، نظم بخشی به احساسات و واکنش ها به گونه ایست که آرامش درونی را عمق بخشد.
"پذیرا" بودن یعنی در تسلیم بودن.
مریم نجابت
۱۴۰۴/۳/۲۷
رنج کشیدن هرکدام از ما،
موسیقی مخصوص به خودش را دارد.
رولان بارت
@lifeimprove1
در فرآیند درمان خیلی چیزها را از دست می دهید!
در وصفِ فواید روان درمانی و دستاوردهایی که برای شما دارد خیلی گفته شده و خیلی شنیدید که "به دست آوردن" های زیادی را تجربه خواهید کرد.
اما در مورد "از دست دادن ها" کمتر صحبت شده ،
شاید چون جذاب نیست و خواهانی ندارد!
اگر بخواهید گام های مطمئن و رو به جلو بردارید باید بدانید چه چیزی در انتظارتان هست؛
"از دست دادن" هایی که تجربه می کنید و خلافِ روایت های شیرینی است که از درمان نقل شده،
شما را دچار تردید نکند و یا باعث نشود که درمان را کنار بگذارید.
شما خودتان را از دست می دهید!
این خودِ زخمی که سالهاست با شماست و با وجود زخمهایش و دردهایی که دارد، تا به امروز یارِ همراه و همدم روزهای سختتان بوده است را از دست می دهید...
چه روزهایی که این خودِ زخمی، تنها پناه شما بوده است...
چه رنجی کشیده تا شما را به امروز رسانده است....
و چه خاطره های مشترکی که باهم ساختید....
رابطه هایتان را از دست می دهید!
رابطه هایی که با آن خودِ زخمی ساختید را از دست می دهید..
دوستی هایی که فکر می کنید بدون این دوستی ها ، دلیلی برای زندگی ندارید از دست می دهید...
پیوند عاطفی که درواقع پیوندِ میانِ دو خودِ زخمی باهم بوده از دست می رود...
سبک زندگیتان را از دست می دهید!
سبک زندگی که خود زخمیتان برای شما رقم زده است از دست می رود؛
شیوه ای که برای تسکین زخم های درونی به آن پناه می بردید و آنقدر تکرار شده که به سبک زندگیتان تبدیل شده ،
هرچند شما را در زخم ها نگه می داشته اما منطقه ی امنتان بوده است از دست می رود...
آیا برای این "از دست دادن ها" آماده اید؟
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
🎨 یافتن "معنا" در زندگی
صرف نظر از مذهب ؛
"معنای زندگی" به فهم ما از پیچیدگی دنیای پیرامون کمک می کند و به کمک معنایی که از رخ دادها برای خود می سازیم ،
احساساتی که تجربه می کنیم و رفتاری که نشان می دهیم، ساخته می شود.
🔍این معناها بر اساس چه چیزی شکل گرفته اند؟
معناها بر اساس "ارزش ها" شکل می گیرند؛
به عنوان مثال اگر یکی از ارزش های شما "نوع دوستی" باشد ؛
در زندگی حوادث را اینگونه معنا می کنید:
این موضوع چطور می تواند به من کمک کند تا دیگران را بهتر درک کنم و بیشتر کمکشان کنم؟
👈درواقع "ارزش ها" به زندگی معنا می بخشند و مسیری را فراهم می کنند تا این معناها تحقق یابد.
💡یافتن معنا در زندگی چه کمکی به ارتقاء "سلامت روان" می کند؟
وقتی ارزش های فردیِمان را مشخص می کنیم و بر اساس این ارزش ها به زندگی معنا می بخشیم، "رضایت" بیشتری را تجربه می کنیم و "تاب آوریمان" در مقابله با استرس ها و چالش های زندگی بیشتر می شود .
زیرا استرس ها و چالش ها را قسمتی از مسیری می بینیم که در نهایت ما را به دستاوردی شفاف و موثر می رساند.
زمان هایی می رسد که هرآنچه در زندگی برای شما لذت بخش و هیجان انگیز بوده ، تکراری می شود و این سوال برایتان مطرح می شود که :
همین؟!
پول و ثروت، رابطه ی عاطفی، تحصیلات ، کار، تفریح و استراحت قرار است من را به کجا برساند؟
آن زمان است که اگر جوابی برای این سوال نداشته باشید ، احساس "پوچی" را تجربه می کنید و
برای فرار از تجربه ی همین احساس پوچی، مجدداً به لذت های آنی و گذرا پناه می برید که در نهایت می تواند "اعتیاد" یا " وابستگی" را ایجاد کند.
☘ اما اگر همین لذت ها را به شکلی تجربه کنید که نه فقط برای تجربه ی یک شادی مقطعی،
بلکه در جهت رسیدن به ارزش هایتان باشد، احساس "پوچی" جای خود را به "رضایت" می دهد.
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
💡💡💡 پادکست، کتاب، لایوهای اینستاگرام و دوره های آموزشی نمی توانند جایگزین جلسات روان درمانی فردی باشند.
فرآیند "روان درمانیِ فردی" تعریف مشخصی دارد که طبق این تعریف :
👈"مجموعه تلاش های مشترکی که روان درمانگر و درمانجو در جهت شناخت ، ریشه یابی آسیب های امروز در گذشته ، آگاهی نسبت به این آسیب ها و تلاش برای کاهش این آسیب ها به کمک روش های مشخص و برنامه ریزی شده که در رویکردِ درمانی تعریف شده است؛
روان درمانیِ فردی نام دارد."
✔️منحصر به فرد بودن دنیای روان شناختی هر درمان جو،
و
✔️✔️ حضور روان درمانگری که دانش و تخصص کافی برای کمک به درمانجو را دارد ،
وجه تمایز فرآیند روان درمانی با کتاب،پادکست و لایوهایی هستند که برای عموم طراحی شدند ، بیشتر تجربیات شخصی برگزار کننده را منعکس می کنند و فردی که ارائه دهنده است لزوما دانش و تخصص در این زمینه ندارد.
🔍پس کتاب، پادکست و لایوهای مرتبط با بحث های روان شناسی و خود شناسی چه کارکردی دارند؟
زمانی که شما در مسیر روان درمانی فردی هستید یا روان درمانی را گذرانده اید، این مجموعه های "خودیاری" می توانند به شما کمک کنند تا مطالبی برای شما تکرار و یادآوری شود.
پس از آنکه به کمک روان درمانگر به خودشناسی رسیدید ، مسائل را ریشه یابی و آن ها را تا حد زیادی درمان کردید؛
به کمک این مجموعه های خودیاری می توانند مهارت های بیشتری بیاموزید.
💡پیشنهادی که مطرح می شود این است که تا زمانی که ذهنتان به میزان کافی آموزش ندیده، تجربه نکرده و به تعادلی نرسیده که بتواند به شکل انتقادی به مسائل نگاه کند، مزایا و معایب را تشخیص دهد و مناسب بودن یا نامناسب بودن راهکارهای ارائه شده در این مجموعه های خودیاری را تشخیص دهد، به سراغ آن ها نروید.
این مجموعه های خود یاری اگر به شکل مدیریت شده ای از آنها استفاده نشود؛
❎ میتواند باعث شود خودتان را مقایسه کنید ، راهکاری که مناسب شما نیست و برای عموم طراحی شده است را به کار ببرید و در نهایت از مسیر سلامت روان فاصله بگیرید.
✅ اما استفاده از آنها به شکل درست و در جهت تکمیل مسیر درمان به شما کمک میکند تا مطالبی که در اتاق درمان یادگرفته اید برایتان تثبیت و تمرین شود.
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
باید کسانی باشند که بتوانیم در میانشان بنشینیم و اشک بریزیم و همچنان قهرمان محسوب شویم.
مگان دیواین
روز روان شناس گرامی باد⚘
@lifeimprove1
باید کسانی باشند که بتوانیم در میانشان بنشینیم و اشک بریزیم و همچنان قهرمان محسوب شویم.
مگان دیواین
روز روان شناس گرامی باد⚘
@lifeimprove1
به طرز متناقضی،
توانایی تنها بودن، شرطِ توانایی عشق ورزیدن است.
اریک فروم
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
🔍 به بررسی یک باور پر تکرار در روابط عاطفی بپردازیم:
" اگر متوجه بشه که تو رو از دست می ده؛ برای نگه داشتنت تلاش می کنه"
ابتدا خوب است برای خودمان مشخص کنیم که از رابطه ی عاطفی چه انتظاری داریم و به دنبال چه هستیم؟
مشخص کردن انتظاراتمان از یک رابطه ی عاطفی، مسیر را برایمان روشن تر می کند و بهتر می دانیم که چه باورها و رفتاری به کارمان می آید و چه باورها و رفتاری متناسب با انتظاری که از رابطه داریم نیست و لازم است که آنها را کنار بگذاریم یا جایگزین بهتری برایش پیدا کنیم.
برگردیم به باوری که قرار است بررسی شود:
" اگر متوجه بشه که تو رو از دست میده؛ برای نگه داشتنت تلاش می کنه"
حالا آنچه از رابطه انتظار داریم را مشخص می کنیم و بررسی می کنیم که انتظاراتمان از رابطه چقدر با این باور ، انطباق پیدا می کند.
از یک رابطه ی عاطفی انتظار دارید که در کنار هم بمانید؟
اگر پاسخ شما به این سوال مثبت است ، پس باور ذکر شده به شما کمک می کند .
در یک رابطه ی عاطفی که هدفش "ماندن" است، می توانید طرف مقابل را به وسیله ی هر راهکاری در رابطه نگه دارید.
اما
اگر قرار باشد در یک رابطه ی عاطفی "چگونه ماندن" در کنار یکدیگر مطرح باشد، آنوقت این باور کارایی خودش را از دست می دهد.
💡منظور از "چگونه ماندن" ، کیفیت رابطه است؛
یعنی قرار است نقطه ی اتصال شما با شریک عاطفیتان ترس باشد یا عشق؟!
قرار است خلا ها و نیازهای روانی حل نشده و یا زخم های روانی ، شما و شریک عاطفیتان را به یکدیگر وصل کند ؟ یا قرار است دو فردی که به استقلال رسیده اند و با تنهایی کنار آمده اند؛ حالا در یک رابطه ، حال بهتری را تجربه کنند؟
اگر انتظار شما از رابطه با شریکتان این است که به هر قیمتی ، در کنار یکدیگر باشید آنوقت دست گذاشتن روی نقاط ضعف طرف مقابل مثل ترسی که از نبود شما دارد ، می تواند موثر باشد.
💡💡💡هر زمان که خواستید با ترس از دست دادن به طرف مقابل او را نگه دارید، پرسیدن این چند سوال از خودتان ،
می تواند شما را به "خودشناسی" بیشتری برساند:
👈چه چیزی باعث می شود به این باور برسم که "بودنم" در کنار این فرد کافی نیست و چرا لازم است که آنچه از رابطه می خواهم را نه با "بودن" بلکه با "تهدید به رفتن" به دست آورم؟
👈در یک رابطه در بستر ناامنی که من مدام باید نگران "میزان" بودنم در این رابطه باشم ؛ چطور می توانم امنیت داشته باشم ، خود واقعیم باشم و عشق را تجربه کنم؟
👈رابطه ای که قرار است نقطه اتصالش "ترس از دست دادن" باشد و من آنقدر ترس و نگرانی از تمام شدن این رابطه دارم که به "ایجاد" ترسِ از دست دادن پناه می برم تا لازم نباشد با این حقیقت روبه رو شوم که "زمان پایان دادن" به این رابطه فرا رسیده؛ در نهایت قرار است من را به کجا برساند؟
👈آیا هر راهکاری که نتیجه می دهد ، لزوما به نفع من و سلامتِ روان من است؟
👇👇👇👇👇
@lifeimprove1
در طوفان
غریقِ موجِ مویِ تو ، آسان
رها شود ز رنجِ بی پایان
نمانده وحشتی برایم.....
@lifeimprove1
تعطیلاتِ "نوروز" را چگونه گذراندید؟
این یک سوال آشناست که موضوع انشا هم می شد.
البته ممکن بود به جای واژه ی "نوروز" ، "تابستان" قرار می گرفت ؛
اما در اصلِ ماجرا تغییری ایجاد نمی شد و اصل ماجرا این بود که گزارشی از آنچه در این مدتِ مشخص اتفاق افتاده، نوشته شود و به کلاس ارائه شود.
اما موضوع به این سادگی نبود.
قوانین نانوشته ای وجود داشت که اعتبارِ این انشا را بیشتر می کرد؛
مثلا اگر اتفاقِ خاصی افتاده باشد که شنوندگان را میخکوب کند و یا اگر غرق در تجربه ی هیجان مشخصی مثل شادی یا غم می شدی ،
ارزش و اعتبار انشا بیشتر می شد و نمره ی بهتری می گرفتی؛
حتی شاید انشایی که نوشته بودی به عنوان الگو معرفی می شد و بچه های دیگر هم نوشته هایشان را تغییر می دادند تا مثل انشای معرفی شده به اندازه ی کافی خوب و مورد پسند باشد ....
اما انگار این قوانین نانوشته از یک نمره ی خوب برای یک درس، فراتر رفتند و در بزرگسالی به قوانین زندگی تبدیل شدند.
به شکلی که امروز هم اگر تعطیلات ، طبق انتظارمان که همان تجربیات پر از هیجان و میخکوب کننده هست پیش نرود؛ حالمان خوب نیست و تصور می کنیم چیزی کم است!
آن قوانین نانوشته تبدیل شدند به انتظاراتی که امروز داریم و برایمان تصمیم می گیرند که حالمان خوب باشد یا بد.
کاش یک بارهم نمره ی خوب تعلق می گرفت به انشایی که بی توجهه به آنچه نویسنده تجربه کرده، حالِ دلش حالِ خوبی باشد.
امروز اگر بخواهم انشایی با موضوع" تعطیلات نوروز را چگونه گذراندید " بنویسم، اینطور می نویسم:
به نام خدا
برنامه های رنگ وارنگی که برای این فرصت کوتاه برای خودم چیدم را کنار گذاشتم،
استراحت کردم،
به خودم فکر کردم،
قرار دوستانه ای داشتم و غم را تجربه کردم و خیلی خوش گذشت....
برای سیزده بدر برنامه ی خاصی ندارم ، ممکن است فرصتی پیش آید و از حضور در طبیعت لذت ببرم شاید هم پیش نیامد...
بد شگونیِ افکارِ تاریک را خیلی وقت است که به کمک "خودشناسی" بدر کرده ام.
@lifeimprove1
وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی
ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی ها
قیصر امین پور
🌹سال نو مبارک
@lifeimprove1
