انسان برتر 📚
Open in Telegram
278
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
278
آه! به راستی کدامین آتش در همۀ رگهای بدنم جاری میشود آن هنگام که بنا به تصادف، انگشتم با انگشتش تماس مییابد، یا پایمان در زیر میز با یکدیگر برخورد میکند! درست مانند آتش، در خود فرو میروم؛ اما دوباره نیرویی مرموز، مرا به سوی خود میکشاند... آنگاه، سرگیجهای مرا در بر میگیرد...و آن زمان است که حالتی منقلب در حواسهایم جای میگیرد.
آه! اما معصومیت و پاکیِ روحِ او، هرگز به وی اجازه نمیدهد این حقیقت را در یابد که تا چه اندازه کوچکترین کارهایِ خودمانی او، مرا به رنج و شکنجهای عمیق فرو میافکند! آن هنگام که در حینِ سخن گفتن، دست خود را ناگهان بر روی دستم مینهد، و یا در طول مکالمهای به من نزدیک میگردد و نفسِ آسمانیاش، به نزدیکی لبانم میرسد...! آن هنگام است که با خود میاندیشم عنقریب است که به نابودی کشیده شوم...
رنجهای ورترِ جوان
#یوهان_ولفانگ_گوته
@ensan_bartar
278
خیر! اشتباه نمیکنم! در چشمان سیاه او، علاقه و توجه صادقانهای احساس میکنم که نسبت به من و سرنوشت من ابراز میدارد. آری! آن را به خوبی حس میکنم، و در این مورد میتوانم به قلب خود رجوع کنم، و احساس میکنم که او...آه! آیا جرأت خواهم داشت؟... جرأت خواهم داشت واژهای را که به ارزش آسمان است، بر زبان جاری سازم؟...
او دوستم میدارد!..
رنجهای ورترِ جوان
#یوهان_ولفانگ_گوته
@ensan_bartar
278
هرگز نمیتوان کتابهای مزخرف را خواند و به مطالعه ی کتابهای عالی نیز پرداخت : کتابهای بد سم روح اند و ذهن را نابود میکنند. شرط مطالعه ی کتاب خوب، نخواندن کتاب بد است؛ زیرا زندگی کوتاه است و فرصت و توان محدود.
جهان و تاملات فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
@ensan_bartar
278
افسوس! حاصل زندگی به جز این نیست:
زاده شدن و بیتابانه فریاد برآوردن، جوان بودن و یاد از آرامش دوران کودکی کردن، پیر شدن و حسرتِ جوانیِ از کف رفته را خوردن، مردن و دیده بسوی پیری داشتن!
پس آن خوشبختی که به ما وعده کرده بودند کجاست؟
(برگهای خزان)
مجموعهٔ بهترین اشعار ویکتور هوگو
انتخاب و ترجمهٔ شجاعالدین شفا
@ensan_bartar
278
گاهی در وسط روز چراغ به دست گرد شهر میگشت و میگفت:
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
وقتی او را دیدند که بسوی مجسمهای دست گدایی دراز کرده، پرسیدند معنی این کار چیست؟
و دیوژن پاسخ داد:
تمرین میکنم که چگونه با دلهای سنگ روبرو شوم!
ماجراهای جاودان در فلسفه
هنری توماس / دانالی توماس
@ensan_bartar
278
به خاطر میآورم که در تمام این مدت، با وجود صدها رفیقی که مرا احاطه کرده بودند، در تنهاییِ عجیبی زیست میکردم و این تنهایی را گرامی میداشتم.
زندگیِ درونیِ خود را فقط با روح خویش مینگریستم؛ آن را تا کوچکترین جزئیاتش تحلیل و دربارهی آن بیرحمانه و با سختگیری داوری میکردم. حتی بعضی اوقات به سرنوشت درود میفرستادم که این تنهایی را به من ارزانی داشته است؛ زیرا بدون آن نمیتوانستم اینطور دربارهی آن قضاوت کنم.
خاطرات خانهیِ مُردگان
#داستایوسکی
@ensan_bartar
278
چنانچه از من بپرسی مردمان این منطقه چگونهاند بی درنگ پاسخ میدهم:
مانند همه جا، نژادِ بشر، بهطرزِ عجیبی، یکسان و مشابه است. اکثر مردم، ناگزیرند بخش زیادی از وقتشان را برای زنده بودن کار کنند، و آن مقدارِ کمی که برایشان باقی میماند، چنان بر وجودشان سنگینی مینمایند که از هر راه و شیوهی ممکنی برای رهایی یافتن از آن استفاده کنند.
آه ای سرنوشت بشری ...
رنج های ورتر جوان
#یوهان_ولفگانگ_گوته
@ensan_bartar
278
نخستین اصل نوع دوستی در این است: یاور خود باش تا همه یاورت باشند.
غروب بتها
#فریدریش_نیچه
@ensan_bartar
278
گاهی خودمان هم نمیدانیم که چرا دور خود میچرخیم و در پیِ چه هستیم و چه میخواهیم. اگر خواسته و بهترین آرزومان هم برآورده شود، حتی میتوانم بگویم حالمان به جایِ بهتر شدن، بدتر میشود.
یادداشتهای زیرزمینی
#داستایوسکی
@ensan_bartar
278
انسان هیچگاه خوشنود نیست!
سرتاسر زندگی را به دنبال خشنودی خیالی میدود، خوشنودیای که به ندرت به دست میآید، و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است: چون کشتی شکستهای که بی دکل به بندرگاه وارد میشود.
جهان و تأملات فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
@ensan_bartar
278
دندانهایم را بر هم میفشارم، و به تمسخر کردن سیهروزیام مینشینم، و به همان اندازه، حاضرم دو برابر بیشتر از آنچه خود را تمسخر میکنم کسانی را موردِ استهزا ٕ قرار دهم که شاید به من بگویند که لازم است تسلیمِ سرنوشت گردم، زیرا به راستی هیچ تغییری در اوضاع ممکن نیست..
رنجهای وِرترِ جوان
#یوهان_ولفانگ_گوته
@ensan_bartar
278
هستیِ ما سراسر بر لحظهی در حالِ گذر بنا شده و به همین دلیل به جنبش و جوششی بیامان بدل گشته که حتی لحظهای رخصت باز ایستادن و نفس تازه کردن به ما نمیدهد. حالِ ما در زندگی حالِ آن فردی است که در سرازیری میدود و برای باقی ماندن بر دوپایِ خود ناگزیر از دویدن است و اگر بخواهد توقف کند به زمین در خواهد غلطید.
جهانوتأملاتفیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
@ensan_bartar
278
موسیقی باید شاد و ژَرف چون عصری در آغاز پاییز باشد.
موسیقی باید خاص، آرام، ظریف، چون زنی شیرین و کوچک قامت، فروتن و ظریف باشد.
این است انسان
#فریدریش_نیچه
@ensan_bartar
278
روزانه میباید ده بار بر خود چیره شوید، زیرا این کار خوب خسته میکند و برایِ روان همچون اَفیون است.
دیگر بار میباید ده بار با خود آشتی کنید، زیرا چیرگی مایهیِ تلخکامیست و هر که با خود آشتی نکرده باشد بد میخوابد.
روزانه میباید ده حقیقت بیابید، وگرنه شبانگاه نیز در جستوجویِ حقیقت خواهید بود و روانِتان گرسنه خواهد ماند.
روزانه میباید ده بار بخندید و شادی کنید، وگرنه معدهیِ شما، این پدرِ رنج، شبهنگام شما را خواهد آزرد.
کمتر کسی میداند که برایِ خوب خفتن فضیلتها را تمام باید داشت. شهادتِ دروغ دهم؟ زنا کنم؟ در کنیزِ همسایه طمع بندم؟. اینها هیچیک با خوابِ خوش سازگار نیست.
چنین گفت زرتشت
#فریدریش_نیچه
@ensan_bartar
278
جولیوس کلمات نیچه را اینطور معنا میکرد که باید زندگیاش را برگزیند: باید آن را زندگی کند به جای آنکه با آن زنده باشد. به عبارت دیگر، باید سرنوشتش را دوست بدارد.
و بالاتر از همه، پرسش تکرار شوندهی زرتشت است در این باره که آیا میخواهیم دقیقاً همان زندگی زیستهمان را بارها و بارها و تا ابد زندگی کنیم؟ آزمون فکری غریبیست: با این حال هرچه بیشتر به آن میاندیشید، بیشتر راهنماییاش میکرد: پیام نیچه به ما این بود که چنان زندگی کنیم که مشتاق تکرار ابدی همان زندگی باشیم.
درمان شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@ensan_bartar
278
در مورد رنج و عذابی که بردهام و از حیثِ آن رنجی که به من مربوط میشود، در مدت عمر خود به آخرین حدِ ممکن آن رسیدهام، به حدی رسیدهام که شما حتی جرأت نمیکنید تا نیمهٔ آن بیایید.
یادداشتهای زیرزمینی
#داستایوسکی
@ensan_bartar
278
از تو، چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم. حتی امروز، فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است. اما با تمام این مرارتها، صورتت برای من هنوز خوشبختیست؛ خودِ زندگیست. هیچ کاری نمیتوانم بکنم، هیچ کاری نکردهام که از این عشق رها شوم که از درون تهیام کرده پیش از اینکه تا ته قلبم را لبریز کند.
خطاب به عشق
نامههای عاشقانهآلبرکامووماریاکاساس
#کاترین_کامو
@ensan_bartar
278
فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه میتوانی پیش او برگردی. روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و آنچه هستم را به تو بخشیدهام. تو قلبم را با خود خواهی داشت تا وقتی که من این جهان غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خستهام میکند. تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشتهام.
خطاب به عشق
نامههایعاشقانهآلبرکامو و ماریاکاساس
#کاترین_کامو
@ensan_bartar
