انسان برتر 📚
Open in Telegram
278
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
278
فلسفه جاده ی مرتفع کوهستانی است...جاده ای دورافتاده که هرچه در آن بالاترمی رویم، سوت و کورتر می شود. هر آنکس که این مسیر را پی گیرد، نباید از خود بی پروایی نشان دهد، بلکه باید همه چیز را پس پشت نهد و بى باکانه راهش را در برف زمستانى بگشايد.
خیلی زود دنیا را زیر پای خویش می بیند، سواحل ماسه ای و لجن زارهایش از نظرش پنهان میشود، لک های ناهموارش، همطراز می شود و صداهای گوشخراشش دیگر به گوش او نمی رسد وگردی دنیا بر او آشکار می شود . خود همواره درهوای سرد و پاک کوهستان می ماند و آن گاه که همگان آن پایین هنوز در شب مرده گرفتارند، او به خورشید می نگرد.
درمان شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@ensan_bartar
278
به کشف هولناکی دست یافتهام (این را به هیچ کس نگو).
من هنوز متولد نشدهام.
روز گذشته با دقت گذشتههایم را بررسی کردم و دیدم که هیچ یک از ساعتهای مُردهی زندگیام به من تعلق نداشته است، چرا که آن ساعتها را زندگی نکردهام.
نه ساعتهای عشق،
نه ساعتهای تنفر،
و نه ساعتهای الهام.
هزار فدریکو گارسیا لورکای دیگر تا به ابدیت در انبار زیر شیروانی زمان و انبار آینده ردیف شده بودند.
نامه به یک دوست
#فدریکو_گارسیا_لورکا
@ensan_bartar
278
گاهی آدمی ناچار میشود برای زیستن و زندگی کردن خود را بفریبد، و با خود دورویی کند. زیرا میفهمد که تنها اوست که میتواند رهاییبخش خویش باشد. و حتی به نیرنگ متوسل میشود. و به عزیز از دست رفتهاش تلقین میکند که در عالم رویا بگوید که بهتر است او را از یاد ببرد و به زندگی بیندیشد. و چه بدبختی بزرگی!
ژان کریستف
#رومن_رولان
@ensan_bartar
278
دوستت دارم همچون خودِ زندگی که گاهی بر فراز قلههای جهان احساسش میکنم و منتظرت هستم با سماجتی به درازای ده زندگی، با محبتی که تمامشدنی نیست، با میلی شدید و نورانی که به تو دارم، با عطش وحشتناکی که به قلب تو دارم.
کجا دنبالت بگردم؟ کجا به دستت آورم؟ چطور بی تو تسکین دهم این دردی را که خفهام میکند؟ روزها میگذرند، اما کند، مثل شبهای بیخوابی و من دیگر تاب تحمل خود را هم ندارم.
خطاب به عشق نامههای عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاساس
#کاترین_کامو
@ensan_bartar
278
تأثیر بسیار خوبی که زندگی منزوی بر آرامش روان ما دارد به طور عمده از این ناشی میشود که زندگی ما را از معرض دید دیگران در امان نگاه می دارد و در نتیجه از ملاحظهای که در مورد عقیده دیگران داریم رها می شویم و می توانیم به خویشتن بازگردیم و در عین حال از بسیاری از مصائب واقعی که این کوشش واهی، یا به زبان گویاتر، این دیوانگی علاج ناپذیر، ما را درگیر آن می کند، مصون می شویم و میتوانیم با توجه بیشتری از موهبتهای واقعی زندگی برخوردار شویم و با دغدغه کمتری از آنها لذت بریم.
اما همانطور که گفتیم:
«آنچه زیبا "و ارزشمند" است، دشوار به دست میآید.»
در باب حکمت زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@ensan_bartar
278
سالهاست که به تو میاندیشم؛ به خوبیهایت؛ به بخششهای مهربانانهات؛ به اندیشههایِ انسان دوستانهات؛ به رنجهایی که کشیدهای و باز مثل کوه استوار ماندی؛ و چه خوب زورقِ شکسته و طوفان زدهیِ زندگیت را به ساحل رساندی.
تو از نظر من نه بعنوان یک پدر بلکه در مقام انسان نیز کامل بودی؛ برتر بودی؛ تو برای من همسفری پر از پندهای بزرگ بودی حتی اکنون که نفسهای آخر را میکشی با نگاه و سکوتت تمامیِ دردهای زندگی را به من میفهمانی. ولی من بعد از تو چه کنم... بعد از تو...
درد و رنجی در این سینه نهفته است
با که گویم من از این همه غم که هست.
زندگی مثل سراشیبی تندیست که ما؛
راهِ برگشت و توقف نداریم پدر.
@ensan_bartar
278
غم حواس آدمی را صیقل میدهد. و پس از آنکه اشک لکههای ابهام را میشویَد، آنگاه نگاه آدمی شفافتر میشود.
ژان کریستف
#رومن_رولان
@ensan_bartar
278
چیزی ناشناس پیرامونِ من است و پُراندیشه مینگرد. چه! همچنان زندهای، زرتشت؟
چرا؟ برایِ چه؟ از چه راه؟ به کجا؟ کجا؟ چه گونه؟
همچنان زنده بودن دیوانگی نیست؟
سرودِ رقص
چنین گفت زرتشت
#فریدریش_نیچه
@ensan_bartar
278
من تو را دوست داشتم. اما حالا خسته ام ... از این که می روم خوشبخت نیستم.
اما برای از سر گرفتن هم احتیاجی به خوشبخت بودن نیست.
طاعون
#آلبر_کامو
@ensan_bartar
278
هیچ چیز را نمیتوان بر عشق استوار کرد: عشق گریز است، عذاب است، لحظههایی شگفت یا فرو افتادن سریع است.
اما عشق...نیست.
یادداشتها جلد دوم
#آلبر_کامو
@ensan_bartar
278
پس زندگی انسان چیست جز چرخهی بیپایانِ خواستن، ارضا، ملال و دوباره خواستن؟ آیا این در بارهی همهی اَشکال حیات صادق است؟
شوپنهاور میگوید برای انسان از همه بدتر است زیرا هرچه هوش بالاتر باشد، شدت زنج نیز بالاتر است.
درمان شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@ensan_bartar
278
هرکس فقط وقتی که تنهاست میتواند آن گونه که خود هست باشد. پس هرکس که تنهایی را دوست نمیدارد، دوستدار آزادی هم نیست، زیرا فقط در تنهایی آزادیم.
#آرتور_شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
@ensan_bartar
278
آری، رستاخیز زن در عشق و محبت اوست. عشق نجات واقعی زن از هر فساد و تباهی است، عشق تولد دیگر اوست. محال است زن بتواند خود را باز یابد و حقیقت خود را آشکار کند مگر در عشق.
#داستایوسکی
یادداشتهای زیرزمینی
@ensan_bartar
278
به من گفتهاند ناممکن است که کتابهای مرا بر زمین گذاشت و حتی من آرامش شب را بر هم میزنم...
به هیچ وجه کتابی افتخارآمیزتر و در عین حال زیرکانهتر از کتابهای من نیست، زیرا در هر گوشهای به بلندترین مکانی میرسند که در این دنیا میشود به آن دست یافت،
یعنی به تمسخر.
این است انسان
#فریدریش_نیچه
@ensan_bartar
278
من تصور میکنم بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است:
انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند.
خاطرات خانهیِ مُردگان
#داستایوسکی
@ensan_bartar
278
آه! به راستی کدامین آتش در همۀ رگهای بدنم جاری میشود آن هنگام که بنا به تصادف، انگشتم با انگشتش تماس مییابد، یا پایمان در زیر میز با یکدیگر برخورد میکند! درست مانند آتش، در خود فرو میروم؛ اما دوباره نیرویی مرموز، مرا به سوی خود میکشاند... آنگاه، سرگیجهای مرا در بر میگیرد...و آن زمان است که حالتی منقلب در حواسهایم جای میگیرد.
آه! اما معصومیت و پاکیِ روحِ او، هرگز به وی اجازه نمیدهد این حقیقت را در یابد که تا چه اندازه کوچکترین کارهایِ خودمانی او، مرا به رنج و شکنجهای عمیق فرو میافکند! آن هنگام که در حینِ سخن گفتن، دست خود را ناگهان بر روی دستم مینهد، و یا در طول مکالمهای به من نزدیک میگردد و نفسِ آسمانیاش، به نزدیکی لبانم میرسد...! آن هنگام است که با خود میاندیشم عنقریب است که به نابودی کشیده شوم...
رنجهای ورترِ جوان
#یوهان_ولفانگ_گوته
@ensan_bartar
