en
Feedback
♡کافه انار♤

♡کافه انار♤

Open in Telegram

{خدا مرا برای تو انار آفریده است...♡}

Show more
422
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
#پروردگارا‌با‌چشمانی‌‌که‌هرگز‌نمی‌خوابد‌از‌مردمم‌محافظت‌کن🩵

منم آن که یک جهان را، ز غمت به باد دادم🌱 #محتشم‌کاشانی

- تو مثل لاله‌ پیش از طلوع دامنه‌ها که سر به صخره گذارد غریب و پاک بودی...

بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ‌ شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ #خیام

In Silence We Speak #بیکلام 🎶🎵 #آرامش‌بخش 🌱

کمتر قضاوت کنیم بیشتر درک کنیم کمتر ایراد بگیریم بیشتر محبت کنیم کمتر خشمگین بشیم بیشتر آرامش بدیم کمتر خراب کنیم بیشتر زندگی کنیم

روز مرگم، هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مزد غـسـال مرا سيــــر شــرابــــــش بدهيد مست مست از همه جا حال خرابش بدهيد بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ پـيــر ميخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــيـن به بالای سرم دف بـــزنيـــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنيد روز مرگــم وسط سينه‌ی من چـــاک زنيـد اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد روی قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت آن جگر سوخته‌ی خسته از اين دار برفــــت نگذارید که بی‌باده بمانم گاهی نگذارید که از سینه برآرم آهی تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم نگذارید که بی‌باده سرآید نفسم همه‌جا هر شب و هر روز شرابم بدهید آخرین لحظه‌ی عمرم می نابم بدهید عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید بگذارید مرا داخل یک تابوتی تخته‌هایش همه از خوب رز یاقوتی هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید از می خالص انگور خرابش بکنید مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید مست مست از همه جا حال خرابی بدهید بعد غسلم وسط سینه‌ی من چاک کنید اندرون دل من یک قلم تاک کنید به نمازم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالین سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن جگر سوخته‌ی خسته از این دار برفت وحشی بافقی

ما بنای یادگار زندگی هستیم نازیسته و بیگانه تنها سرِ سوزنی از زندگی از آنِ ماست، به راستی زندگی کِی از آنِ ما بود؟ اکتاویو پاز

أیها الحزن...  ألم تؤلمك ركبتاك   من الجثو فوق صدورنا.؟ ای اندوه...  آیا زانوانت از زانو زدن برسینه‌هامان  به‌درد نیامد.؟

بمانیم و ضامن نور باشیم شب تابان را از باغ و بیابان به اتاق آوریم تا دوباره بیافروزیم یخ را زیر نفس آب کنیم و ماهیان را دوباره زنده ببینیم دشت را یکسره در باران رها کنیم و بخوابیم تا افق سپید بهاری از مژگان انسانی تو را می‌نگرم تا کنارم بنشینی و دست‌هایت را در گیسوان من نهان سازی چون نسیم چون راز جهان... "بیژن الهی"

تو را از ته دل به یاد می‌آوردم، دلی فشرده به غم، غمی که آشنای توست پابلو نرودا/ ترجمه از بیژن الهی

#هوشنگ_ظریف #بیکلام #تار🪕🎼

کار شاقی نکرده‌ام فقط به زانو درنیامده‌ام فقط تاریکی را از تکلم بیهودگی بازداشته‌ام دشوار نیست؛ شما هم بگویید نور بگویید امید بگویید عشق #سیدعلی‌صالحی

یک دقیقه به هیچی فکر نکنید، به هیچی، هیچ...

نه دامی‌ست نه زنجیر، همه بسته چراییم؟ #مولانا            

#بی‌کلام 🎹🌱

شما که رفته اید محله پیر شده است...

ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند #مولانا

گاهی حس عاقل بودن و توهم دانایی باعث میشه کارهایی رو که دلمون میخواد انجام ندیم. این توهم دانایی یا این نقابی که از عقل به چهره می‌زنیم اغلب ما رو در چهارچوبی زندانی می‌کنه که دوستش نداریم. کم هستند آدم‌هایی که تونستند خودشون رو از تصورات بیهوده آزاد کنند. #با‌خودم‌هستم #رهاصابر

‍ ‍ پرنده گفت: چه بویی، چه آفتابی، آه بهار آمده است و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت پرنده از لب ایوان پرید، مثل پیامی پرید و رفت پرنده کوچک بود پرنده فکر نمی‌کرد پرنده روزنامه نمی‌خواند پرنده قرض نداشت پرنده آدم‌ها را نمی‌شناخت پرنده روی هوا و بر فراز چراغ‌های خطر در ارتفاع بی‌خبری می‌پرید و لحظه‌های آبی را دیوانه‌وار تجربه می‌کرد پرنده، آه، فقط یک پرنده بود... #فروغ_فرخزاد