en
Feedback
- Twiter

- Twiter

Open in Telegram

-𝑾𝒉𝑨𝒕𝑬𝒗𝑬𝒓 𝒎𝑨𝒚 𝒄𝑶𝒎𝑬 𝒘𝑬 𝑨𝒓𝑬 𝑺𝒎𝑰𝒍𝑰𝒏𝑮 :) 💜 𝒄𝒓 : @Mr_Parham ناشناس [: ♥️ https://t.me/BiChatBot?start=sc-445867-PL9fD5Y - 𝟣𝟥𝟫𝟫/𝟣𝟣/𝟤𝟣 🕊

Show more
1 014
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-930 days
Posts Archive
یه چیزی تو رابطه هست به اسم؛ خستگی، یعنی شما توجه و احترام کافی رو تو رابطه دریافت نمیکنی و انقدری که باید خوشحال نیستی، کلی دلخوری و از دلت در نمیاره.. و یک روز خسته میشی، و درنهایت ( با اینکه دوستش داری) ،ترکش میکنی..... نمیدونم تجربش کردید و درکش میکنید یا نه.

یکیو خواستی و رفته من میفهمم که چه سخته داره با خاطره بازی میگذره روزای هفته

نبودنش سخت است اما بودنش هم دیگر به من احساس خوشبختی نمیدهد.

‏بدترین چیزی که می تونید با یه آدم بکنید اینه که آرزو کنه هیچ وقت شمارو نمیشناخته. یعنی حاضره کل خاطرات خوبشم باهات بده بره، اما تو براش فقط به غریبه باشی ، دیگه برو ببین چه قدر بد بودی.

جملات بار دارن. وزن دارن. الان یکی فقط یه جمله بهم گفت که روزی رو که با انرژی شروع کرده بودم رو رها کردم و خزیدم زیر پتو.

یکی از درست‌ترین چیزهایی که تابه‌حال شنیدم: ‏إذ لم يبدأ بالتعارُف، ينتهي بالتَعارُف! اگه با شناختن شروع نشه، با شناختن تموم می‌شه!

‏صدام مناسب سنم نیست سنم مناسب قیافم نیست قیافم مناسب افکارم نیست افکارمم که خداروشکر مناسب جامعه نیست

‏اگه واقعا خوبه، مراقبش باش این زندگی که من می‌بینم دوبار شانس آشنایی با یه پارتنر خوب رو بهت نمیده…

‏مرز عشق و نفرت خیلی باریکه اونیکه تا دیروز گرد و خاک مینشست روش ناراحت میشدی امروز میبینی تا گردن داره تو باتلاق دست و پا میزنه و عین خیالت نیست

‏یه چیزایی نمیشه دیگه. ماهم ولش کردیم گذاشتیم که نشه شاید بعدا شد یا شاید به جاش چیز دیگه ای شد. نمیدونم ، ولی کاش میشد.

وقتی مامانم گفت یه چیزی واسه مهمونا بگیر و من براشون تاکسی گرفتم.
وقتی مامانم گفت یه چیزی واسه مهمونا بگیر و من براشون تاکسی گرفتم.

از وقتی مسابقه محله تعطیل شده دیگه انگیزه‌ای ندارم قبلا حداقل یه هدف داشتم و تمرین می‌کردم براش

هر روز یه آدم به لیست "پشمام فکر نمیکردم این آدم اینجوری باشه" اضافه میشه.

‏یکی از خصوصیت‌های اخلاقیم “اصرار نکردنه”؛ علاقه دارم، براش تلاش میکنم، اما اصرار؟ اصلا‌‌، میگذرم.

‏همش میترسم اون آدمی که واسه من نبودی رو واسه یکی دیگه باشی.

عاشق كادوهاى گرونم مثل وفادارى، احترام، توجه، صداقت.

‏کاش میشد فهمید واقعا آدم صبوری هستیم «یاهمیشه مجبور بودیم».

‏این که یهو یادم میاد تو میتونستی ولی نخواستی، هرجا و توو هرنقطه‌ای که باشم دوباره عمیقاً ناراحتم میکنه.

photo content
+1

سن که بالاتر میره بحث نمیکنی ساکت تر میشی حرف ها رو عمیق تر درک میکنی کمک نمیخوای به خودت بودن افتخار میکنی از تک‌تک لحظاتت سعی میکنی لذت ببری و راستش غمناکه کمتر میخندی وکمتر دوست داری هیجانی رو تجربه کنی فک کنم خیلی بزرگ شدم …