Force Major
Open in Telegram
206
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
206
Repost from N/a
سانتاماریای عزیزم،
این اولین نامه من به توست در یکی از تلخترین شبهای زندگیام.
این اولین شبِ تلخ زندگیم نیست، اما اولینباری ست که در یکی از آن شبها برایت نامه مینویسم.
چیزی که ترسناک بهنظر میرسد گیرکردن در یک باتلاق است. هرچقد دستوپا بزنی بیش در غم و تاریکی غرق میشوی. گیرکردن بر سر دوراهی و عادت به آن بدترین نوع عذاب است.
سانتاماریای عزیزم، بهت گفتهبودم ترسناکترین چیز برای من مرگ عزیزانم است؟ وحالا من هستم و ذهنی که از این فکر فراری است.
راستش بارها سعی کردم شرایط را تغییردهم، اما واقعیت همان باتلاقی ست که گفتم.
سانتاماریا، من در خستهترین کالبدی هستم که یک روح میتواند داشتهباشد.
هستم، راه میروم، میخندم، گریه میکنم و تلاش دارم کتاب بخوانم.
بگذار حرفهایم را خلاصهکنم در این که، دلتنگم برای تمام چیزهایی که هرگز نداشتم.
206
اشتباه من اونجا بود که لبخند زدم ،
وقتی باید شاهرگت رو میزدم و از تماشای فواره های خون لذت میبردم.
ولی خوب… .
206
اشتباه من اونجا بود که لبخند زدم ،
وقتی باید گردنتو با ساطور میزدم و از تماشای فواره های خون لذت میبردم..
ولی خوب….
206
بیزارم از تو ، گرچه به گوشت رسیده است
ای آنکه هیچ آینه مثلت ندیده است
شاید خدا به وقت نفس دادنش به خاک
از روح سنگ در تن سردت دمیده است
از قلب سنگینت گلهای نیست ، چون ز کوزه
هرکس فقط صدای خودش را شنیده است
مثل برادری شدم که برادران
گفتند ، گرگ پیراهنش را دریده است
جز من آهای شهر جنون ، چند استخوان
در گورهای سنگی تو آرمیده است
پیشانیام رسیده به زانو ، نیا دگر
پیری شدم که مثل عصایی خمیده است
#حسن_حسنپور
206
بهترین رفیق آدم وقتی ازم دوره این دنیا دیگه به درد نمیخوره
اصلا چرا از اینجا تا مشهد این همه فاصلهاست
206
Repost from N/a
یسری آدما هستن که تو آکواردترین حالت هم پیششون احساس امنیت میکنی.
علی یکی از اون آدمای امن و مهربون تو زندگی اطرافیانشه.
پن: کاش قدرت رو بدونن پسر:)
