Why am I so crazy
Open in Telegram
[تا صفحه هفتصد خواندم فقط گفت زندگی ارزش زندهماندن ندارد.] http://t.me/HidenChat_Bot?start=6486677222
Show more386
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+430 days
Posts Archive
+ از کجا میدونی که خیلی دوسش داری؟
- وقتی ناراحتش میکنم خودم بیشتر ناراحت میشم.
حالم خوب نبود اصلاً با خودم،
تو اومدی دستمو گرفتی پاشدم،
بردی منو تا
ببینم میتونم
اینو من یادم نمیره،
چی ساختیم از چیزی که بودم 🧿🩵
I'm too tired for this life (I just wanna die!)
Another day passed me by
Another day filled with pain
And I have learned that living is just a slow way to die
The joy I feel are joys of emptiness;
I hate myself for loving you
The fear I feel night after night has developed into a disease
No-one can see the emptiness in my eyes
To escape life itself now seems the only solution;
With relief I look forward of letting go of the pain
Finally...
There is peace in my soul;
To lie dead without a concern, without a tear
You own my heart
And life without you is so immensely painful:
Just to think of you, talk about you, dream of you makes tears stream down my face
I cannot imagine happiness without your beautiful smile, your angelic face, your wonderful body and your good heart:
You are everything.
I am nothing
I want to die, but really... I am already dead"
Suicideticket
من تورا به اندوهم راه دادم.
جایی که قبل از تو کسی آنجا حضور نداشت.
داستان این حجم غمناک را برایت گفتم و تو جای تسکین، اندوهم را بیشتر کردی.
وقتی نمیمیرم هم دردسر سازم!
هم دست وُ پا گیــرم
اما به هر تقدیــر باید تحمل کرد، سَر بـــار بودن را
بهباد رفتهتر از برگهای پاییزی
به قدر فاجعهٔ ریختن غمانگیزی
به گریه میزنی و شانهای فراهم نیست
به گریه میزنی اما به کوچه میریزی...
|علیاکبر یاغی تبار|
Repost from برای چشمهایت...
آنچنان جسم و روحاش خسته بود که از اعماق وجودش میخواست ناپدید شود، فراموش شود یا نباشد. عمقی از نیستی و عدم وجود را تجربه کند که هرگز کسی به او دست نیابد. میل و عطش رفتن و نبودن همهی وجودش را گرفته بود.
ما آنچه را میدانستیم را به تو آموختیم ورتا، ولی دارویی برای اندوه نمیشناسیم؛ برای دلی که از بیداد میشکند.
|پرده نئی: بهرام بیضایی|
Suicideticket
گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است
دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم
نامحرم من، محرمی و کار تمام است...
عاشق زارت منم
مجنون دیدارت منم
بیمار بیمارت منم من
خوش ترین سازم تویی
بانوی آوازم تویی
هرچی که میسازم تویی تو...🩵
