270
Subscribers
+224 hours
+27 days
No data30 days
Posts Archive
پس از یک دم سکوت دیگر، به زمزمه گفت که:
«آدم عجیبی هستم و لابد به همین خاطر دوستم دارد، اما شاید یک روزی به همین دلیل حالش را به هم بزنم.»
یه جا نوشته بود:
"درون قلبم هیچگونه انرژی برای تنفر از کسی ندارم،
و قلبم جایی برای چنین آلودگیهایی ندارد
من یا دوستت خواهم داشت
یا برایت آرزو میکنم که بهبود پیدا کنی..!"
دقیقا همین:)
