en
Feedback
Salar Seyf

Salar Seyf

Open in Telegram
1 987
Subscribers
-124 hours
+17 days
+630 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+5
in 0 channels
August '26
+51
in 8 channels
Get PRO
July '26
+40
in 4 channels
Get PRO
June '26
+13
in 1 channels
Get PRO
May '26
+13
in 4 channels
Get PRO
April '26
+13
in 3 channels
Get PRO
March '26
+22
in 2 channels
Get PRO
February '26
+63
in 9 channels
Get PRO
January '26
+3
in 0 channels
Get PRO
December '25
+8
in 2 channels
Get PRO
November '25
+12
in 5 channels
Get PRO
October '25
+549
in 12 channels
Get PRO
September '25
+31
in 5 channels
Get PRO
August '25
+32
in 6 channels
Get PRO
July '25
+206
in 9 channels
Get PRO
June '25
+67
in 9 channels
Get PRO
May '25
+41
in 7 channels
Get PRO
April '25
+8
in 1 channels
Get PRO
March '25
+30
in 5 channels
Get PRO
February '25
+60
in 9 channels
Get PRO
January '25
+59
in 8 channels
Get PRO
December '24
+172
in 11 channels
Get PRO
November '24
+79
in 20 channels
Get PRO
October '24
+15
in 5 channels
Get PRO
September '24
+69
in 15 channels
Get PRO
August '24
+82
in 22 channels
Get PRO
July '24
+76
in 10 channels
Get PRO
June '24
+66
in 8 channels
Get PRO
May '24
+126
in 15 channels
Get PRO
April '24
+1
in 1 channels
Get PRO
March '24
+62
in 9 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 4 channels
Get PRO
November '23
+5
in 0 channels
Get PRO
October '23
+35
in 1 channels
Get PRO
September '23
+296
in 0 channels
Get PRO
August '23
+15
in 0 channels
Get PRO
July '23
+6
in 0 channels
Get PRO
June '23
+18
in 0 channels
Get PRO
May '23
+19
in 0 channels
Get PRO
April '23
+40
in 0 channels
Get PRO
March '23
+42
in 0 channels
Get PRO
February '23
+21
in 0 channels
Get PRO
January '23
+85
in 0 channels
Get PRO
December '22
+48
in 0 channels
Get PRO
November '22
+67
in 0 channels
Get PRO
October '22
+2
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '22
+1
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '220
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '210
in 0 channels
Get PRO
September '210
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '210
in 0 channels
Get PRO
April '210
in 0 channels
Get PRO
March '21
+6
in 0 channels
Get PRO
February '21
+2
in 0 channels
Get PRO
January '21
+8
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 097
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September+1
06 September0
05 September+1
04 September0
03 September0
02 September0
01 September+3
Channel Posts
از میهن ایرانشـهر ۲
«این گور متعلق به خرداد است پسر هرمز آفرید که خدایش بیامرزا، از میهن #ایرانشهر از روستای چَرگان از ده خشت که سالی به امید و خواشتاریِ بارخدای، مسیح راست و پیروز به روم اندر بود».
(اواخر سده دوم خورشیدی،قسطنطنیه)ـ دقت کنید علاوه بر نام ملّی سرزمین ما، واژه میهن هم ریشه اوستایی دارد-و از آغاز به همین معنا بود- اهمیت دارد. فرهنگی داریم که برای میهن، کشور و نام آنها واژه‌های کهن باستانی داریم ولی باز عده‌ای می‌گویند آگاهی ملّی ایران هم مانند سایر ممالک جدید است. اگر جدید است پس چرا برای میهن و کشور واژه‌های چندهزار ساله داریم؟ پیر ژان دومناش (۱۹۹٠) و فرانسوا کلمان (۱۹۶۷) هر یک مقالاپ پژوهشی مهم در اینباره نوشته‌اند که اگر پیدا کردید بخوانید. نکته: کارواژه خواشتاری از فعل خواستن/خواشتن واژه‌ای است که در زبان‌های ایرانی شمالغرب کاربرد داشت، که باعث میشود بتوانیم فرض کنیم خرداد پسر هرمزآفرید از منطقه آذربایجان برخواسته است. @Salar_Seyf https://t.me/salar_seyf/497

2
"از میهنِ ایرانشهر" در سال ۱۹۶۴ در استانبول، تابوتی کشف گردید که بر روی آن کتیبه ای به خط پهلوی حک شده بود: "این گور متعلق به
"از میهنِ ایرانشهر" در سال ۱۹۶۴ در استانبول، تابوتی کشف گردید که بر روی آن کتیبه ای به خط پهلوی حک شده بود: "این گور متعلق به خرداد پسر هرمزدآفرید است ... از میهن ایرانشهر ... که در جستجوی مسیح یک سال در روم بود." این کتیبه نشان می دهد که یک ایرانی از اقلیتی مسیحی از منطقه ای در شمال غرب ایران، در قرن دوم یا سوم هجری، و در زمانی که موجودیت و استقلال سیاسی ایران تحت سلطه بیگانگان از بین رفته بود، وطن خود را همچنان ایرانشهر می داند/دکتر امیرعباس خسروی، زبان‌شناس. @Salar_Seyf
593
3
https://x.com/AzadAndalibi/status/2093802106620637215
1
4
آشوری و ترجمه شهـریار ماکیاوللی سالار سیف‌الدینی آشوری افتضاح‌ترین ترجمه ممکن را از شهریار ماکیاوللی انجام داده. همه مفاهیم اصلی نادرست ترجمه شده یا اصلا آشوری معنی آنها را نفهمیده و ترجمه نکرده. مثلا مهم‌ترین مفهوم کتاب واقعیت موثر امر واقع effectual truth را فقط «واقعیت» ترجمه کرده در حالیکه زرکش در ترجمه‌های خود تاحدی متوجه تفاوت این نوع واقعیتی که ماکیاوللی معرفی کرده با واقعیت عادی، شده‌اند؛برای مثال زرکش آن را به «جوهر و حقیقت موضوع» برگردانیده اما گویا آشوری اصلا متوجه موضوع هم نشده. حتی محمود محمود در دهه ۱۳۲٠ تا اندازه‌ای به موضوع نزدیک شده و آن را «عین حقیقت مطلب» ترجمه کرده بود. آشوری Arms به معنای سلاح‌ها را گاهی نیرو، گاه بازو و گاهی سازوبرگ ترجمه کرده و در طول کتاب از نظم پیوسته برخوردار نیست. ویرتو را که یکی از مفاهیم مهم دیگر است یکجا هنر، جایی فضلیت و گاهی هنرهای مردانه ترجمه کرده که بهتر بود به سبک اسکینر فقط ویرتو بنویسید(ع. فولادوند هم چنین کرده). در فصل نهم شهریار که فوق‌العاده مهم است، بزرگـان (The great) را «سالاران» ترجمه کرده که تناسبی ندارد. این فصل همان جایی است که ماکیاوللی می‌گوید: «در هر شهری دو طبع مخالف وجود دارد که از میل بزرگان به چیرگی بر مردم و میل مردم به فرار از چیرگی بر بزرگان ناشی می‌شود و این دو میل نیز سه اثر می‌تواند داشته باشد که عبارت‌اند از شهریاری، نظام آزادی و هرج و مرج» (ترجمه جواد طباطبایی). اما داریوش آشوری «اثر» را «حالت» ترجمه کرده و نوشته «و از این دو خواسته ناهمگون در شهرها یکی از سه حالت پدید می‌آید...». این واژه در ترجمه انگلیسی منسفیلد effect ترجمه شده. معلوم نیست چرا آشوری تصمیم گرفته آن را «حالت» ترجمه کند. البته زرکش در ترجمه خودش به درستی «اثر» ترجمه کرده. یکی دیگر از اشکال‌های اساسی ترجمه آشوری آن است که سعی کرده، کتابی را که ماکیاوللی خود تصریح کرده که مقید است «ساده بنویسید تا همگان بفهمند»، آشوری آن را دشوار و به تعبیر خودش «کهن شیوه‌تر» ترجمه کرده، یعنی زبان ساده را نه تنها کهن بلکه به زبانی «کهن‌تر» درآورده است. نکته پایانی که به نظر می‌رسد دلیل تولید خیلی از اشکالات در ترجمه آشوری شده این مسأله است که او منبع واحد و معتبری برای ترجمه از انگلیسی نداشته. در مقدمه کتاب آورده که ترجمه این اثر از روی سه ترجمه انگلیسی انجام شده که مترجمان کتاب‌ها عبارتند از George Bull, Luigi Rici, W. k. Marriott. ترجمه یک اثر سیاسی-فکری مهم از چند نصّ مختلف به طوری که متن پایه مشخص نباشد روش درستی نیست، زیرا خود مترجمان فوق هم کتاب را از روی متن ایتالیایی ترجمه کرده‌اند و احتمالا روش‌های متنوعی را دنبال کرده‌اند. اما بدتر از همه اینکه هیچیک از ترجمه‌های بالا اعتبار علمی و دقت کافی دستکم به انداز منسفیلد و اسکینر ندارند. ترجمه‌های مهم شهریار در انگلیسی ترجمه‌های اسکینر و مهم‌تر از آن هاروی منسفیلد است ولی حتی خود این دو ترجمه نیز تفاوت‌هایی دارند. اما آشوری در ترجمه برخی فرازهای مهم حتی به متن‌های ترجمه‌ای که خودش نام‌برده وفادار نبود. برای مثال مفهوم فوق‌العاده مهم واقعیت موثر امور واقع یا effectual truth of the things در ترجمه انگلیسی Rici به صورت real truth of matter آمده است که آشوری آن را صرفاً «واقعیّت» ترجمه کرده: «و بر آنم که به جای خیال پردازی به واقعیت روی می‌باید کرد...». همین فراز را جواد طباطبایی به این شکل ترجمه کرده: «چون آهنگ آن دارم که برای آنکه گوشی شنوا دارد چیزی سودمند بنویسم به نظرم آمده است که بیشتر حقیقت موثر امر واقع را دنبال کنم تا تصوّر خیالی که از آن داریم». توجه کنیم که ترکیب تصوّر خیالی کاملاً منظور ماکیاوللی از «توهمات سیاسی» را منتقل می‌کند. مقصود ماکیاوللی از به کار بردن این تعبیر آن بود که نشان دهد سیاست‌مداران گاهی اهداف و روش‌هایی را به مردم نشان می‌دهند که هیچ تناسبی با واقعیت‌های موجود (رئالیسم سیاسی) ندارد بلکه براساس وهمیات‌سیاسی یا ایدئولوژیک -که نسبتی با واقعیت موجود ندارد- ترسیم می‌شوند. در دوران ماکیاوللی دستگاه کلیسا و مسیحیت کاتولیک چنین ایده‌هایی را به وفور ارائه می‌کرد تا دولت‌شهرها یا مردم ممالک تابع خلافت پاپی را با وهمیاتی از این دست فریب دهد. پس ماکیاوللی به دنبال تعابیر دقیقی بود که بتواند در قلمروی امن فکری، آن روش را نقد و جایگزینی نیز معرفی کند، برای همین از توهمات ایدئولوژیک با عنوان تصورات خیالی یاد کرده. این تعبیر در ترجمه منسفیلد imagination آمده‌، که طباطبایی با ترکیب اضافی «تصور خیالی» به فهم این تعبیر کمک کرده. طباطبایی در اشارتی به این نوع توهمات آن را با تعبیر «خیالِ خلّاق» سعدی توضیح داده است. همانطور که واقعیت‌موثر را با مفهوم سنّتی «نفس‌الامـر» توضیح داده بود.
585
5
موزاییک قدیمی دوستی بین مردم گرجستان و اوکراین - شروما، گوریا در دوران قبل از شوروی. 🆔 @IR_Azariha
موزاییک قدیمی دوستی بین مردم گرجستان و اوکراین - شروما، گوریا در دوران قبل از شوروی. 🆔 @IR_Azariha
1
6
معمای خلیج‌بصره به جای خلیج‌فارس این ادعای رئیس مجلس عراق که «عثمانی‌ها از اصطلاح خلیج بصره استفاده می‌کردند» واقعیت تاریخی ندارد. جغرافیدان‌های عثمانی مثل پیری رئیس، احمـدزاده و ابراهیم متفرقه از «بحر فارس» استفاده کرده‌اند و خلیج‌بصره را فقط در مورد آبهای ساحلی بندر بصره به کار برده‌اند نه کل دریا. ۱- نقشه معروف ابراهیم متفرقه معروف به ممالک ایران در قرن ۱۲ ترسیم شده و اکنون با شماره 0103 HRT در بایگانی عثمانی سازمان اسناد ترکیه نگهداری می‌شود. همانطور که در نقشه می‌بینید عبارت بحر فارس برای کل دریا و خلیج‌بصره برای آبهای نزدیک به جنوب عراق به کار می‌رود (عراق کلا ۵۸ کیلومتر در خلیج فارس ساحل دارد). ۲-در کتاب مخلوقات یازیجی احمدزاده «بحر فارس، دریایی مبارک و کثیرالخیر» ذکر شده و توضیحاتی نیز پیرامون آن داده است. این اثر با نمره‌ی بایگانی Bel_Yz_K0615 در کتابخانه‌ی آتاترک (کتابخانه شهرداری استانبول) نگهداری می‌شود. ۳.« منتخب کتاب بحریه» که مشتمل بر نقشه‌های برگزیده شده پیری‌رئیس است (کتابخانه سلیمانیه، نمره ثبت ۲۲۷) در سال ۱۶۴۵ نوشته شده. از این اثر یک نسخه دیگر در موزه توپکاپی با نمره ثبت ۱۶۴٠/۱ وجود دارد. در این اثر بحر فارس در برگ ب۱۹ در کنار بحر هند توصیف شده و در پایین صفحه نقشه آنها ترسیم شده است. رک: مقاله مینه اسینر اوزر در مجله مطالعات عثمانی، دانشگاه استانبول: iupress.istanbul.edu.tr/journal/oba/ar… این ادعا که در اسناد جغرافیای دولت عثمانی از خلیج فارس استفاده نشده، روایتی جدید که ناشی از اغراض سیاسی است و هرکس آن را تکرار کرد نه عثمانی چیزی می‌داند نه از جغرافیا. درست است که امروز در ترکیه از اصطلاح خلیج و خلیج بصره برای نامیدن خلیج فارس استفاده می‌کنند اما این نیز یک «روایت‌سازی» از روی مقصد سیاسی است و ربطی به اسناد عثمانی ندارد و مدعیان آن نمی‌توانند سنّت جغرافیای تاریخی عثمانی، برای این شیوه دست و پا کنند. اگـر کسی هم در جمهوری ترکیه بخواهد سنّت جغرافیایی پیری رییس و اسماعیل متفرقه را با مقاصد سیاسی نادیده بگیرد، فرقی با رییس مجلس عراق ندارد که نه از تاریخ خودش آگاه است (چون تاریخ ملّی ندارد)، نه از تاریخ عثمانی و صرفاً براساس شنیده‌ها حرف می‌زند نه اسناد. https://t.me/salar_seyf/489?single
1 727
7
معماری خلیج‌بصره به جای خلیج فارس! 👇🏻👇🏻👇🏻+3
معماری خلیج‌بصره به جای خلیج فارس! 👇🏻👇🏻👇🏻
658
8
اعراب و سندروم ایـران صدام هم از این ژست‌هایی که رییس مجلس (!) عراق دارد زیاد می‌گرفت، چون ناسیونالیسم جعلی عرب یک اشتباه را چندین بار تکرار می‌کند. همین ناسیونالیسم‌عرب ( پارادوکس) در زمان فروپاشی سوریه و اخراج اعراب سوری (شیعه، علوی، درزوی) از روستاهایشان توسط ازبک‌ها، ایغورها و چچنی‌های سلفی ساکت بود و اهمیتی برایش نداشت که «وطن‌عربی» و امت‌عرب به دست بیگانه‌ای که هیچ ربطی به آن خاک ندارند از خانه و کاشانه اجدادی رانده شود. اما همینان به دنبال یک دعوای بیهوده و نمادین مانند نام خلیج فارس می‌روند که هرگز نه تمامی دارد و نه احتمال پیروزی در آن می‌رود. همین‌ بعثی‌گری بود که دهسال پیش ستون فقرات داعش را شکل داد و منجر شد عراق با کمک افسران ارتش و استخبارات بعث، تا آستانه نابودی دوباره پیشرفت کند. همین نکته (دلبسته‌نبودن به سرزمین عراق) نشان می‌دهد که آنچه غربیان آن را ناسیونالیسم‌عرب می‌گویند، میهن‌دوستی یا عشق به سرزمین عراق و شام نیست بلکه آمیزه‌ای از عصبیت قومی اعراب جاهلی با ایدئولوژی‌های جدید و زمینه‌ای از نوستالژی خلافت است. برای ناسیونالیسم عرب مهم نیست که درآمد حاصل از فروش نفت عراق باید به خزانه‌داری امریکا واریز شود تا پس از اخراج غرامت هزینه‌ اشغال عراق، هر مبلغی که کاخ سفید صلاح دید را به بغداد بفرستند. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد «سندروم ایران» است. سندرمی تاریخی که در توفیق نیافتن به ادغام ایران در «خلافت» ریشه دارد. ترومـای اینکه ایرانی‌ها بودند که خط جدید آرامی را تدوین و تبدیل به خط کنونی فارسی کردند یا اینکه فقط ایران بود که فلسفه را در عالم اسلام گسترش داد، مثل یوغی بر گردن ناسیونالیسم عرب مانده. ترومای اینکه چیزی به اسم ناسیونالیسم عرب را در فقدان هویت ملی عراقی یا قطری و کویتی چطور می‌توان توضیح داد، بر ذمه‌شان سنگینی می‌کند. می‌دانید که جز ابن‌رشد-که او هم دنباله‌رو پورسینا بود- فلاسفه این بخش از جهان ایرانی بودند و تازه عرب‌ها در قرن نوزدهم یادشان آمد که برای ادعاهای بزرگ تمدنی نه اهل شمشیر که نیازمند فیلسوف و دانشمند هستند. همه اینها مثل آئینه دق برای ناسیونالیسم عرب کار می‌کند و چاره را در شکست این گوی شیشه‌ای می‌بینند. اما یکی از نمادهای ظهور سندروم ایران، میدانی است به نام خلیج‌فارس؛ از دهها جزیره ایرانی تا نام این پهنه آبی و حتی نام تنگه هرمز و جزایر و حاکمیّت ایران بر بیش از نیمی از آب‌های آنجا تا قدرت نظامی ما است که تبدیل به یک سرافکندگی تاریخیِ خودساخته برای "برخی" از اعراب شده است. خودساخته به این دلیل که ایرانیان مدت‌هاست که اعراب را از میدان رقابت در عرصه تاریخ و جغرافیا معاف کرده‌اند و نگاه‌شان به افقی در دور دست‌ است. به خاطر همین تروماها است که مدعیان ناسیونالیسم عرب به جای اینکه مخالفت‌های خود را با سیاست ایران مثل یک انسان خردمند و بافرهنگ بیان کنند، در قالب جعل ارزان یک نقشه به تصویر می‌کشند و نمی‌دانند با این ژست چقدر خنده‌دار و مضحک به نظر خواهند آمد. https://t.me/salar_seyf/487
1 489
9
اعراب و سنـدروم ایران 👇👇👇
اعراب و سنـدروم ایران 👇👇👇
836
10
«استعمار ستیزی» و مسأله کنوانسیون کاسپین (و ابطال معاهده ضد استعماری مودّت) توضیح: این جستار در مورد رویکردی است که علاقه‌دارد همه تحولات جهان را در قالب مناسبات استعماری توضیح دهد! عیار حرکت «استعمارستیزی» مبتنی بر شریعتی، ادوارد سعید و ایدیولوژی شرق‌شناسی جایی روشن می‌شود که در برابر معاهدات استعماری مثل ترکمانچای-که خود بلشویک‌ها در مودت ۱۹۲٠ پذیرفتند استعماری بود-دم بر نمی‌آورد اما در مورد سهم ایران در دریای #کاسپین ساکت است و ابطال معاهده ضداستعماری مودّت در کنوانسیون اکتائو را نادیده می‌گیرد. اگر استعمارستیزی نام دیگر بیگانه‌پرستی (منهای غرب) و حراست از منافع کشورهای جداشده از شوروی است، لطفا بگویید. اگر قرار است، به نام ایدئولوژی استعمارستیزی فقط نژاد ایرانی، حاکمیت ملّی و مناسبات ایران با جهان هدف حمله باشد، این حرکت نه ضدیت با استعمار به نفع ملّت ایران بلکه نوعی دیگر از بیگانه‌پرستیِ استتار کرده در کسوت استعمارستیزی است. در این دو هفته حتی یک نفر از بلاگرها، نویسندگان و کنشگرانی که تلویحاً یا مشخصاً خود را آنتی‌امپریالیست می‌نامند، متوجه نشدند که یک معاهده قدیمی ضداستعماری (موّدت) مربوط به مصالح ایران که متعلق به دوران ماه‌عسل لنین با همسایگان بود به پایان عمر خود نزدیک می‌شود! مگر می‌شود کسی خود را ضداستعمار بداند اما قراردادهای ضداستعماری ایران را نشناسند و نگران حیات و بقای آنها نباشد؟ یا یکبار از ترکمانچای حرف نزند یا منافع ایران را در همه حال نادیده بگیرد؟ @Salar_Seyf
2 223
11
پیوستن ترکیه به ائتلاف مکه (شامل عربستان و پاکستان) یعنی نقطه پایان بر پاردایم #ژئوپلیتیک کمالیستی. پاردایمی که همیشه کوشش می‌کرد خودش را از مناقشات بی‌پایان خاورمیانه دور نگهدارد و نگاهش به سمت غرب بود. پاردایمی که اصل عدم مداخله را محور می‌دانست و خاورمیانه را جغرافیای تهدید تلقی می‌کرد نه فرصت. @Salar_Seyf
1 177
12
https://www.clubhouse.com/i/بررسی-و-نقد-کنوانسیون-دریای-کاسپینخزر-و-اقدامات-دولت-ایران/OEA8xDtD
192
13
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین بخش دوم خط حسینقلی-آستارا؟ سهم ۱۳ درصـدی! هیچ مبنای حقوقی یا عرفی برای ملاک قرار گرفتن یک خط مستقیم از بندر حسینقلی به آستارا وجود ندارد! اینکه شوروی اجازه نمیداد شناورهای ایرانی از این خط عبور کنند صرفاً روایت است که جناب آقای ظریف هم آن را تکرار میکند! حتی اگر صحت داشته باشد نشانگر ستمی غیرحقوقی و برخلاف معاهدات دو جانبه بین ایران و شوروی بود. باید تذکر داد که استناد به این رویه-در صورت صحت- باید از سوی رقبای ایران مطرح شود و پاسخ بگیرد نه از سوی نمایندگان ایران. پاسخ آن نیز این است که اولا این یک شایعه است و تا کنون سند یا یادداشتی از سوی شوروی خطاب به ایران ندیده‌ نشده که چنین تعیین ترتیباتی برای ما معین کند. اگر هم درست باشد، نشان میدهد که ایران اگرچه در ورای این خطوط فرضی اجازه اعمال حاکمیت نداشت اما مالکیت همچنان برقرار بود که مشمول مرور زمان نمی‌شود. یعنی عمل شوروی در اینجا نوعاً «ممانعت از حق» بود که ایجاد حق نمی‌کند. پس فقدان کنترل موثر ایران در دوره ای کوتاه به معنای فقدان حق نبود. ممانعت شوروی در تمام این سالها میتواند رفتاری برخلاف اصل حسن‌نیت تلقی شود نه بیشتر. اگر با ادبیات حقوقی بخواهیم بگوییم عدم امکان حق، به معنی عدم وجود حق نیست. اما اقای ظریف در سخنرانی چند سال پیش خود استدلالش را بر مبنای ادعای طرف مقابل قرار داده، رفتاری که یک دولتمرد نباید صورت بدهد، زیرا این نوع گفتار بعدها میتواند مورد استناد رقبا قرار بگیرد. ایران باید همواره بر عدم شناسایی خط آستارا-حسینقلی (سهم سیزده درصدی) تأکید کند. البته این ادبیات نتیجه عقب نشینی از سهم حداکثری است. حراست ایران از میدان البرز در ۲٠٠۱: در ۲۰۰۱، کنسرسیومی به رهبری BP شرکت سابق نفت ایران و انگلیس (که در نهضت ملی‌شدن نفت خلع ید شده بود) برای اکتشاف بلوک نفت و گاز میدان البرز وارد عمل شد. در این سال نیروهای هوایی ایران به یک شناور اکتشافی مرتبط با این پروژه هشدار داد و فعالیت اکتشافی متوقف شد. همچنین سفیر باکو و نماینده BP نیز به وزارتخارجه احضار شدند. از آن زمان، این میدان عملاً توسعه نیافته و تولید تجاری از آن صورت نگرفته است. اختلاف بر سر البرز یکی از مهم‌ترین نمونه‌های مناقشه ایران بر سر تحدید حدود و منابع هیدروکربنی کاسپین است (در کتاب ژئوپلیتیک آذربایجان با جزییات بیشتری توضیح داده‌ام). پیشنهاد: اگر بخواهیم قبول کنیم که سهم ۵٠ درصدی واقع‌گرایانه نیست اما باید این را هم پذیرفت که انفعال و پذیرش تحمیل حدود ۱۳ درصد سهم، از سوی دولت‌های ساحلی هم اشتباه است و باید حداکثر منافع را دنبال کرد. یکی از توصیه‌ها این است که ایران حقوق ویژه در ازای چشم‌پوشی از سهم ۵٠ درصدی برای خود در کنوانسیون بگنجاند که شامل پذیرش مالکیت و حاکمیت مشترک ایران بر برخی میدان‌های انرژی ترکمنستان و باکو، درصدی از سهم برخی از دولت‌های ساحلی و حق عبور خط لوله از دریا برای ایران به عنوان درصد ترانزیت است. این حقوق ویژه باید به تناسب بین وارثان شوروی تقسیم شود. مبنای مشروعیت این ادعا نیز معاهده آلماتی و پذیرش معاهدات شوروی توسط دولت‌های جانشین است. اگر قرار است ایران به دلیل دگرگونی بنیادین در اوضاع و احوال( انحلال شوروی) از بخشی از حقوق خود فداکاری کند (در حالیکه نقشی در آن نداشته) سایر کشورهای تازه‌تأسیس ساحلی هم باید از منافع خود فداکاری کنند و حقوق ویژه‌ای برای ایران قائل شوند. بنابراین حقوق حاکمه ایران بر منافع بستر و روی آب تا حدی حفظ شود. در رأس آنها نیز میدان‌های انرژی ترکمنستان و بندر باکـو قرار دارد که میتوانند سهمی از سود به ایران بدهند یا شرکت‌های انرژی ایران را سهامدار کنند. ایران نباید از ادعاهای تاریخی خود بدون گرفتن امتیاز موثر عقب‌نشینی کند در غیراینصورت چنین عقب‌نشینی، ایران را در تنگنای ژئوپلیتیکی قرار خواهد داد و در حکم تجزیه بخشی از سرزمین‌های آبی است. نباید فراموش کرد که معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴٠ مبنای تاریخی حقوق ایران‌ هستند.
2 975
14
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین بخش یک: در اینجا به چند نکته کلیدی که طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون دریای کاسپین مطرح کرده اند پاسخ خواهیم داد: اشاره به اصل انصاف در کنوانسیون: گفته شده است که: تیم حقوقی ایران با ریاست دکتر ممتاز، موفق شده اصل انصاف را در متن سند اکتائو بگنجاند. طبق این بند، از آنجا که شکل ساحل ایران، کشور را در وضعیت «نامساعد ویژه» قرار می‌دهد، این موضوع باید در تعیین خطوط مبدأ مستقیم به صورت استثنایی جبران شود تا سهم عادلانه‌ای به ایران برسد. لذا اگر طبق کنوانسیون حقوق دریاها و حتی عرف، میخواستن خط مبدا رو ترسیم کنند، سهم ایران حداکثر 11 تا 13 درصد میشد. اما طبق اصل انصاف ایران سهم میتواند بالاتر هم باشد. و اما پاسخ: اصل انصاف که اصولا در حقوق بین‌الملل هم هست و میشود همواره به آن استناد کرد، پس وارد کردنش در کنوانسیون نکته خاصی نیست. بماند که در این بند اصل انصاف یک بند کلی است و معلوم نیست طرفین الزاما دلالت آن به نفع ایران را بپذیرند. به عنوان یک تجربه مشابه، در تقسیم مرزهای دریایی ترکیه و یونان در اژه (مدیترانه شرقی) چون ترکیه از حقوق خودش را در لوزان و معاهده پاریس نسبت به جزایره اژه و هر نوع خشکی در سه مایلی از خط ساحلی اعراض کرده، اکنون به مشکل جدی برخورده است. یونان خودش را کشور مجمع الجزایری دانسته و حدود دریای سرزمینی اش رو ۱۲ مایل طبق کنوانسیون ۱۹۸۸ اعلام کرده، که در صورت اعمالش ترکها حتی برای تردد بین دو شهر ساحلی هم باید از آب‌های یونان عبور کنند. در همین رابطه همین حالا ترکیه در برابر اعلام ۱۲ مایل ازسوی یونان به «اصل انصاف» استناد میکند ولی گوش آتن به این حرفها بدهکار نیست (به طور مفصل در کتاب چشم‌انداز ژئوپلیتیک ترکیه توضیح داده‌ام). حالا چطور میخواهیم در برابر حکومتی مثل باکو که حتی حاکمیت مسلم ایران بر استانهای شمالغرب را به صورت دفاکتو قبول نداره و کتب درسی و رسانه‌هایش مدعی است که طبق قراراداد ترکمانچای (که نسخه اصلی آن هم موجوده) آذربایجان جنوبی از کشوری به نام اذربایجان جدا شده (که تا ۱۹۹۱ وجود خارجی نداشته) را به قاعده انصاف دعوت کنیم؟ منطقی را که از یک طرف قاجاریه را نشانه‌ای بر حاکمیت عنصر ترک در ایران می‌داند و ازسوی دیگر معتقد است در ترکمانچای روس‌ها و فارس‌ها سرزمین آذربایجان را دوپاره کردند، چگونه می‌توان به اصل انصاف دعوت کرد؟ نباید نقد را دو دستی تقدیم کرد و سپس امید انصاف داشت. علی‌اف بارها نشان داده که حقوق بین‌الملل را قبول ندارد و اصل زور را می پذیرد. در مورد حق ۵٠ درصدی: معاهدات سابق به حق مشاع و استفاده مشترک اشاره می‌کنند، گیریم که این عبارت‌ها دلالت بر سهم ۵٠ درصدی ایران ندارد، آیا بر سهم ۱۳ یا هفت درصدی دلالت دارد؟ طرفداران کنوانسیون می‌گویند در این سند اشاره به سهم یا درصد خاصی نشده است! پس دستاورد کنوانسیون چیست؟ اصولا این کنوانسیون چه مساله‌ای از مسائل ما را حل میکند؟ غیر این است که باعث نارضایتی افکار عمومی شده و صرفاً بر انتقال خط لوله از بستر دریا از مقصد ترکمنستان به بندر باکو صحه گذاشته در حالی که پیش از آن، این انتقال از مسیر ایران تأمین میشد؟ پس کنوانسیون مساله خاصی را حل نمیکند. ممانعت از ورود کشتی نظامی کشور غیرساحلی: طرفداران کنوانسیون می‌گویند تصویب آن مانع ورود ناوها و کشتی‌های نظامی بیگانه به دریای مازندران میشود! باید پرسید مگر پیش از این ناو نظامی بیگانه وارد این پهنه آبی شده بود که اکنون مساله باشد؟ آیا عمق آب و یخ زدگی ولگا در زمستان اجازه ورود ناوهای سنگین نظامی به دریای خزر را میدهد؟ کشتی نظامی سنگین برای ورود به کاسپین باید از دریای آزوف وارد کانال ولگا-دن شود. این محدوده دارای عمق حداکثر ۵ متر است و طول مجاز شناور حداکثر ۱۴٠ متر و عرض آن ۱۷ متر است. آبخور مجاز کشتی نیز ۳.۵ متر است درحالیکه متوسط آبخور ناوها ۹ متر است. حتی زیردریایی سنگنین و نیمه سنگین نیز نمیتواند از ولگا عبور کند. پس حتی اگر هیچ ممنوعیت حقوقی هم در کار نباشد، ناوگان دولت غیرساحلی نمی‌تواند وارد این محدوده شود. از این رو نمایش گنجاندن این بند به عنوان یک دستاورد، فاقد مبنا و تحصیل حاصل است. ادامه در بخش دوم👇
4 436
15
https://youtu.be/py0pIzRTRY0?si=UdYW65Tr3YW-dJV1
1 163
16
توئیت: امریکا در حال حمله به پل‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله انبار غله، ایستگاههای قطار، ریل و پلهای بین شهری ایران است.
توئیت: امریکا در حال حمله به پل‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله انبار غله، ایستگاههای قطار، ریل و پلهای بین شهری ایران است. براساس معاهده ژنو و پروتکل الحاقی آن حمله به این تأسیسات در زمان جنگ ممنوع است(مواد ۵۱،۵۴،۵۶ پروتکل الحاقی اول). 🆔 @IR_Azariha
1 452
17
https://youtu.be/xQSTpjJGi4U
1 228
18
۱. عمق آب (بایتریمتری) در تنگه هرمز به نفع کیست؟ در سواحل شمالی (ایران)آب بسیار کم‌عمق است و یک فلات قاره پهناور با شیب ملایم وجود دارد که عمق آن بین ۱۰ تا ۴۰ متر متغیر است . این وضعیت از نظر نظامی و استراتژیک کاملاً به نفع ایران است، زیرا محیطی ایده‌آل برای پنهان‌کاری زیردریایی‌های کوچک ایران و مین‌ریزی ایجاد می‌کند که ناوگان‌های بزرگ فرامنطقه‌ای در آن به شدت آسیب‌پذیر هستند. در سواحل جنوبی(عمان) بستر دریا به سرعت فرو افتاده و خندق‌های عمیقی با عمق ۷۵ تا ۲۲۵ متر ایجاد کرده است. این عمق زیاد برای تردد کشتی‌ها ضروری است اما آن‌ها را در یک کانال باریک «زندانی» می‌کند که اشراف پدافندی ایران بر آن بسیار زیاد است. ۲. کشتی بهتر است از کدام سمت حرکت کنه؟ انتخاب مسیر به «آبخور» کشتی بستگی دارد: نفت‌کش‌های غول‌پیکر، با توجه به اینکه این کشتی‌ها آبخوری بین ۲۰ تا ۲۵ متر دارند، ناگزیرند از کانال‌های عمیق جنوبی (کریدور TSS بین‌المللی در نزدیکی عمان) عبور کنند تا با بستر دریا برخورد نکنند. در شرایط بحرانی (مانند بحران فعلی)، کشتی‌ها به سمت کریدور شمالی ایران (بین جزایر قشم و لارک) هدایت شدند. اگرچه این منطقه کم‌عمق‌تر است، اما مسیرهای لایروبی شده‌ای با عمق حدود ۱۰ متر برای دسترسی به بندرعباس دارد که برای شناورهای کوچکتر قابل استفاده است. طبق منابع، ساختار زمین‌شناختی دو طرف کاملاً متفاوت است: ایران دارای یک فلات قاره واقعی، وسیع و کم‌عمق است که نتیجه‌ی چین‌خوردگی‌های زاگرس و فرآیندهای زمین‌ساختی است. عمان در سواحل مسندم دارای دیواره‌های سنگی بسیار تند و صخره‌ای هستند که مستقیماً به اعماق زیاد سقوط می‌کنند. در واقع، عمان در این نقطه به جای یک فلات قاره پهناور، دارای یک سرازیری تند، به سمت اعماق بستر است. جغرافیا و عمق آب به گونه‌ای است که ایران برتری استراتژیک (برای کنترل و دفاع) دارد، در حالی که عمان برتری ناوبری (برای عبور کشتی‌های سنگین در زمان صلح) را در اختیار دارد. #hormozstarit #تنگه_هرمز https://t.me/salar_seyf/474
1 694
19
با توجه به ژرفای آب و سطح فلات قاره ایران و خندق عمان در #تنگه_هرمز، برتری جغرافیایی با شمال آن است یا جنوب؟ کشتی‌های سنگین د
با توجه به ژرفای آب و سطح فلات قاره ایران و خندق عمان در #تنگه_هرمز، برتری جغرافیایی با شمال آن است یا جنوب؟ کشتی‌های سنگین در بحران از چه مسیری عبور کنند؟ @Salar_Seyf
958
20
چرا نباید در تحلیل سیاست خارجی و امنیّت ملّی از روش SWOT استفاده کرد؟ ✍️ سالار سیف‌الدینی، دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس روش سوات، که به عنوان ابزاری برای برنامه‌ریزی بنگاه‌های اقتصادی طراحی شده، به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از رایج‌ترین چارچوب‌های تحلیل در حوزه سیاست خارجی و امنیّت ملّی ایران است. اما این رویه، بازتاب ساده‌سازی بوروکراتیک مسائل پیچیده است زیرا سرشت سیاست و امنیّت، برخلاف محیط تجاری که نسبتاً پایدار است با تحلیل رابطۀ نیروها، تعارض اراده‌ها و کنش متقابل خصمانه تعریف می‌شود؛ اما سوات جهان را به یک جدول ایستا و چهارخانه فروکاسته و از فهم این پویایی ناتوان است. سوات، با هم‌سطح‌ نشاندن قوت، ضعف، فرصت و تهدید بدون هیچ سلسله‌مراتبی از اهمیت، تحلیل‌گر را در وضعیت «تعلیق تصمیم» قرار می‌دهد و تصمیم‌گیر به‌جای انتخاب قاطع در لحظۀ بحرانی، در فهرستی از عوامل هم‌وزن باقی می‌ماند و این تعلیق، خود به یک ریسک استراتژیک مستقل بدل می‌شود. یک تهدید کوچک اما فعّال می‌تواند چندین «فرصت» بزرگ اما بالقوه را بی‌اثر کند. از سوی دیگر تهدیدها و ضعف‌ها می‌توانند آثار برگشت‌ناپذیر داشته باشند، در حالی که فرصت‌ها اغلب کوتاه‌، مشروط‌ و حتی خیالی هستند. چند ضعف روش‌شناختی مشخص هم در این روش وجود دارد؛ از جمله ناتوانی سوات در نمایش عدم‌تقارن میان تهدید و فرصت، حذف بُعد زمان و پویایی سیاست، نادیده‌گرفتن دشمن به‌عنوان فاعلی هوشمند و سازگارشونده، جایگزینی تحلیل واقعی با توصیف ساده، ایجاد توهم کنترل، و کارکرد صرفاً نمایشی آن در القای ظاهر علمی به گزارش‌های سیاستی. تجربه‌ی نهادهای امنیتی مانند ناتو و جامعۀ اطلاعاتی آمریکا -که آن را حتی در فهرست تکنیک‌های معتبر خود جای نمی‌دهند- گواه این ادعاست که سوات دستگاه نظری معتبری برای تحلیل ژئوپلیتیک و امنیّت ملّی نیست. این نهادها به‌جای سوات از ابزارهایی چون شفاف‌سازی مسئله، بررسی فرض‌های پنهان، تحلیل فرضیه‌های رقیب، سناریونویسی، تیم قرمز، بازی‌سازی تصمیم، و تحلیل آینده‌نگر استراتژیک بهره می‌گیرند؛ روش‌هایی که تعارض، عدم‌قطعیت، فریب و کنش متقابل را در متن تحلیل می‌نشانند، نه در حاشیۀ یک جدول ساده‌سازی شده. نقد سوات به‌معنای طرد کامل هر نوع نگاه فهرست‌محور به منابع و آسیب‌پذیری‌ها نیست. مسئله این است که چنین فهرستی، اگر به‌تنهایی و بدون اتصال به سازوکارهای رقابت فرضیه‌ای، سناریوسازی و آزمون تصمیم به‌کار رود، بیش از آن‌که به فهم بینجامد، به توهم فهم منتهی می‌شود. به‌بیان دیگر، سوات می‌تواند در بهترین حالت نقطۀ آغاز یک جمع‌آوری دادۀ اولیه باشد، اما هرگز نمی‌تواند جایگزین چارچوبی شود که وظیفۀ آن، تبدیل داده‌های پراکنده به داوری استراتژیک مسئولانه است. ✅ نتیجه‌ و توصیه برای دستگاه تصمیم‌سازی در امنیت ملّی این است که سوات را باید کنار گذاشت یا در بهترین حالت به ابزاری حاشیه‌ای و غیرتصمیم‌ساز برای جمع‌آوری دادۀ اولیه محدود کّرد. گرچه نمی‌توان گفت که سوات «بی‌فایده» است اما مسئله این است که این روش در حوزه امنیت، گمراه‌کننده است. زیرا امنیّت ملّی با جدول چهارخانه اداره نمی‌شود بلکه با نگاه رئالیستی به سرشت سیاست، تحلیل رابطۀ دائماً دگرگون شونده نیروها و فهم منطق مناسبات قدرت توضیح داده می‌شود. پی‌نوشت: این یادداشت خلاصه‌ای است از مقاله‌ای که با همین عنوان در ماه‌نگار دیده‌بان امنیت ملی، شمارۀ ۱۶۵ (تیرماه ۱۴۰۵) به زودی منتشر خواهد شد. @riss1404
823