en
Feedback
Blue Mind

Blue Mind

Open in Telegram

از آبیِ غم تا سبزِ آزادی ما. @maraalraeisi @pegahsadghi

Show more
256
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیرودار یک نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمهٔ لبهای من تشنه‌ئی سیراب شد، سیراب شد باز هم در بستر آغوش من رهروی در خواب شد، در خواب شد بر دو چشمش دیده میدوزم به ناز خود نمیدانم چه میجویم در او عاشقی دیوانه میخواهم که زود بگذرد از جاه و مال و آبرو او شراب بوسه میخواهد ز من من چه گویم قلب پر امید را او بفکر لذت و غافل که من طالبم آن لذت جاوید را من صفای عشق میخواهم از او تا فدا سازم وجود خویش را او تنی میخواهد از من آتشین تا بسوزاند در او تشویش را او بمن میگوید ای آغوش گرم مست نازم کن، که من دیوانه ام من باو میگویم ای ناآشنا بگذر از من، من ترا بیگانه‌ام آه از این دل، آه از این جام امید عاقبت بشکست و کس رازش نخواند چنگ شد در دست هر بیگانه‌ای ای دریغا، کس بآوازش نخواند | فروغ فرخزاد - تهران، مهر ماه ۱۳۳۳ |

Na Ashena5.13 MB

Na Ashena5.13 MB

🤝

photo content

King Raam – Slow Death (feat. Sajad Afsharian).mp38.49 MB

Repost from N/a
من آخر تو رو میبینم آخر بازی من میمیرم تو تو تن من میمونی زیر بارون

Repost from 🥣
هرروز. هرجا.
هرروز. هرجا.

You'll bury me again, you'll say it's all pretend That I could never be great being held up against such male tastes Cause who really gets to be one of the greats?

Repost from N/a
You'll bury me again, you'll say it's all pretend That I could never be great being held up against such male tastes Cause who really gets to be one of the greats?

Repost from N/a
An average morning walk of mine

Repost from Byeol
من بچه‌ی ارشدم.. یه بچه و ۸ تا گربه تربیت کردم.. گاها پدر مادرم اون وسط تربیت کردم.. دیگه پسر بزرگسال مردم رو تربیت نخواهم کرد..

Repost from N/a
photo content

Repost from مردِ تنها.
photo content

I'm dependent on your smile

+1
باشو؛ غریبه‌ی کوچک

باشو؛ غریبه‌‌ی کوچک

photo content
+1

Blackfield - Pain.mp38.91 MB

جوری که هرروز صبح از خونه میزنم بیرون میتونه درس عبرتی باشه برای بچه‌ها. به سختی از تخت میام بیرون، هزار دفعه پلن اتوبوس‌هارو چک میکنم و همیشه جایگزین‌ش هم حفظ میکنم بعد سعی میکنم به همون اتوبوس اولی برسم ولی اینقدر تو خونه ازین اتاق به اون اتاق میپرم و آهسته و پیوسته فقط یک ذره کارو پیش میبرم، که نمیرسم. با جایگزین پیش میرم و بازم نمیرسم. پلن آزمایشگاهو عوض میکنم بلکه به یک ساعت بعد برسم میدونم که بازم نمیرسم:) در آخر با یک ساعت تاخیر میزنم بیرون پرتکل آزمایش‌و دو دفعه عوض کردم یادم رفته توت بگم‌و بیارم صپونه نخوردم و طبق معمول یک ماه گذشته، هروقت از کنار عینک‌سازی رد میشم، یادم میوفته نوبت دکتر نگرفتم بارون مثل سیل میاد و یادم میوفته هیچ وقت اینجا چتر نخریدم چون معتقدم چتر چیزی نیست که هرجایی دیدی بگیری، مثل بقیه! و وقتی تند تند دارم راه میرم که برسم، به خودم توی شیشه‌ی مغازه‌ها نگاه میکنم، و یادم میوفته خیلی وقته به خودم نگاه نکردم، من کی ام؟ ولی هرشب فراموش میکنم بهش فکر کنم