𝐶𝐸𝑁𝑇𝑅𝐴𝐿𝐺𝑅𝐴𝑃𝐻𝑌𝑌 ✨
Open in Telegram
Welcome 🤝💕 - خب ما چی میتونیم تو چنل پیدا کنیم؟ + پست ها و اهنگ هاشون + استوری ها + کلی والپیپر ( اونم درخواستی) و ... 👇چنلِ تلگرام، پیج: Instagram.com/Centralgraphyy 👈🤍✨ 👇 گپمون: @Centralgraphyy_Group ادمین: ... @…
Show more2 192
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
2 192
ی مقدار از بهشت بشنوین :))
جدا فولکلور توی بدترین حال هم بهت
ارامش تزریق میکنه ✨
2 192
گایز چنل دوستم ک قبلا معرفی کردم بهتون چالش قراره بذاره اگه برنده شین بهتون ویپیان رایگان میده
سرعت نورم دارن :)))
https://t.me/safeconnectionn
2 192
Repost from N/a
هی گایز،
امروز کلا کارم آنلایینه و زودتر پاسخگو هستم.فک کردم ازونجایی که نمیشه رو قیمت تخفیف گذاشت و ثابته، حجم بسته هاتون رو زیاد کنم.
هر کدوم از خریدارای امروز 5 گیگ اضافه تر از حجم درخواستی خودشون میگیرن.
این فرصت و از دست ندید💙
@safeconnectionn
2 192
#heli_babayi
خب
چند روز دیگه بخیه های قرنیه ام رو می کشم و وضعیت چشمم معلوم میشه.
ولی قبلش
دوست دارم بگم: چی شد که اینطوری شد؟
---
۴ آبان بود.نرده های پاساژ رو کشیده بودن. مردم داشتن از ادم فضایی های خونخوار با لباس های ارتشی فرار می کردن.
داشتم به صحبت های اقایی که ساچمه از کنار پاش رد شده بود گوش می کردم و تصور می کردم ساچمه خوردن چه جوریه، مثلا صحنه های فیلم های اکشن که طرف تیر می خوره پخش زمین میشه ؟!
همه چیز اروم بود، رومو کردم به طرف نرده ها، یه ادم فضایی با قد و هیکل متوسط و لباس ارتشی روشن پشت نرده ها بود. من جلو تر از همه ایستاده بودم.فکر کنم دو سه متر باهاش فاصله داشتم. نتونستم صورتشو ببینم چون شاتگان رو از لا به لای نرده های سبز پاساژ گرفته بود جلوی صورتش، درست رو به روی صورت من.
همونی که خداش کریم و رحیم بود
همونی که حسینش مظلوم بود
همونی که یزیدش ظالم بود
و بنگ...
یه نور اومد سمتم. یه نور زرد مایل به سفید.
شدتش زیاد بود، انقدری که چشمم رو حس نمی کردم.( یا شایدم بیشتر از همیشه حس می کردم.)
صدای مهیبش توی گوشم پیچیده بود، انقدری که همهمه ی اطرافم رو مبهم می شنیدم.
افتادم کف سرامیک های سرد پاساژ.
چک کردم گردنبندم نشکسته باشه؛ گردنبندی که توش نوشته بودم : .be brave.
تا چند لحظه کسی متوجهم نشد.
اولین صدای واضحی که شنیدم صدای خودم بود که تو فضای تیره ی پاساژ پیچید :
"کور شدم بابا"
از اینکه نتونم پرنده ها و طبیعت رو ببینم میترسیدم
بابام و یکی دیگه زیر کتفم رو گرفتن تا بریم دستشویی صورتم رو بشورم و کلی ادم دور و برم کلشونو کج می کردن منو ببینن.ولی من نمی خواستم توی اینه ی دستشویی صورتمو ببینم، می ترسیدم خیلی بد شده باشه. ولی چند لحظه ی کوتاه دیدم...خوشبختانه هیچی از صورتم پیدا نبود، همش خون بود اخه!
اون شب خون جلوی چشم خیلیا رو گرفته بود...
.
.
گذاشتنم توی یه پراید مشکی. از اقایی که هیچوقت صورتشو ندیدم پرسیدم : چند دقیقه دیگه می رسیم بیمارستان؟ گفت :ترافیکه؛ ۲۰ دقیقه.
می دونستم اون ۲۰ دقیقه قراره اندازه یک سال طول بکشه
چشمم و لبم و کتفم و قفسه سینم می سوخت
خورده شیشه های عینکم که با هر بار سرفه کردن توی چشمم تکون می خورد و قرنیه امو بیشتر زخم می کرد رو توی چشمم حس می کردم.(کرونا داشتم)
سرمو به شونه ی بابام که آشفته بود تکیه دادم.
با یه دستم دستشو گرفتم
با یه دستم چشممو
دردش خیلی زیاد بود، ولی ساکت موندم.
چون یه حس رضایتی ته ته قلبم ساکتم می کرد .
حسی که می گفت اگه قراره قطره ای خون از این مردم بچکه،
"باید"
خون منم باشه...🌈🕊
#مهسا_امینی #چشم #ساچمه #غزل_رنجکش
▫️
2 192
Repost from ماهگون
متاسفانه وضعیت جوانرود هنوز اونقدر تو توییتر پررنگ نشده. اگه اینترنت دارید، به توییت و ریتوییت زدن ادامه بدید و تکرار کنید که این اتفاق برای بار دوم داره میفته.
ریتوییت ۱ برای جوانرود
ریتوییت ۲ برای جوانرود
ریتوییت ۱ برای برهان الیاسی
ریتوییت ۲ برای برهان الیاسی
میتونید ویدیوهای مربوط به وضعیت شهر مثل این رو هم به توییتا اضافه کنید که تاثیرگذاری بیشتر بشه.
توییتها با دو املای متفاوت جوانرود هستن. با استناد به اکانت ههنگاو، Javanroud# درسته.
2 192
Repost from 176.
از اعتراضات جوانرود حرف بزنید، جمهوری اسلامی مجددا داره گلولههای جنگی به سمت مردم شلیک میکنه، یک نفر به نام برهان الیاسی با شلیک مستقیم کشته شده و تعداد بسیاری زیادی از افراد زخمی شدن.
همچمین تو کرمانشاه نیروهای سرکوبگر از بالای ساختمان شهرداری به تجمع اعتراضی مردم در خیابان کسری تیراندازی کردن و چندین شهروند زخمی شدن، صدای جوانرود و کرمانشاه باشیم.
