iateke ✨
Open in Telegram
Here is Ateke’s channel. She shares her favorite songs, podcasts, YouTube videos and etc… Hope you enjoy 🫶🏻
Show more707
Subscribers
-124 hours
-87 days
-3330 days
Posts Archive
706
Repost from Spirit_and_life_ | روانشناسی تحلیلی یونگ
کارل یونگِ روانشناس میگوید : «تا زمانی که ناخودآگاه را به خودآگاه تبدیل نکنید، زندگی شما را هدایت خواهد کرد و اتفاقات رخداده را سرنوشت قلمداد میکنید».
رفتارهای شما، معمولا بازتابی از هویتتان هستند. آنچه انجام میدهید، بیانگر شخصیتی است که – آگاهانه یا ناخودآگاه – به آن باور دارید. تحقیقات نشان داده وقتی یک شخص به فلان جنبهٔ خاص از هویتش علاقه دارد، احتمال اینکه همسو با آن باور عمل کند، افزایش خواهد یافت.
سعی کن، شکست بخور، بیاموز، یک چیز متفاوت را امتحان کن.
شما با باورهای از پیش تعیین شده زاده نمیشوید. هر باور، از جمله باورهایی که به خودتان دارید، آموخته میشود و از طریق تجربیات صیقل میخورد.
هویت شما روی سنگ حک نشده است. شما در هر لحظه حق انتخاب دارید.
اگر عادتهایتان را بهتر کنید، هر چیزی ممکن میشود.
وقتی هر روز تختتان را درست میکنید، هویت یک شخص مرتب را تجلی میبخشید. وقتی هر روز مینویسید، هویت یک شخص خلاق را. و وقتی هر روز تمرین میکنید، هویت یک شخص ورزشکار را! هر قدر یک رفتار را بیشتر تکرار کنید، بیشتر هویت مربوط به آن رفتار را تقویت میکنید.
یک تغییر کوچک در عادات روزانهٔ شما میتواند زندگیتان را به یک مقصد متفاوت ببرد
این یک تکامل تدریجی است. اینگونه نیست که یک بشکن بزنیم و تصمیم بگیریم به یک شخصیت کاملا جدید تبدیل شویم. اندکاندک، روزبهروز، عادتبهعادت تغییر میکنیم.
برای اینکه به بهترین نسخه از خودتان تبدیل شوید، باید دائما اعتقاداتتان را ویرایش کنید و هویت خود را بهروزرسانی نمایید و توسعه دهید.
@spirit_and_life
@Spirit_and_life
706
Repost from Hosein
کیمیاگری در تاریکی (چگونه از دلِ این رنج، معنا بیرون بکشیم؟)
حالا با این بدنهای خسته و روانهای زخمی چه باید کرد؟ آیا باید تسلیمِ این سیاهی شد؟ اینجا همان نقطهای است که یونگ، مانند پیرِ خردمندی در تاریکی، چراغی روشن میکند. یونگ به ما میگوید که رنجِ بیمعنا، انسان را نابود میکند. اما اگر بتوانیم برای رنجمان معنایی خلق کنیم، آن رنج تبدیل به سوختِ بیداری ما میشود.
تابآوری از جنس یونگی، به معنای مثبتاندیشیِ سمی و گفتنِ «همه چیز درست میشود» نیست. تابآوری یعنی ایستادن در دلِ تاریکی و نگاه کردن به چشمهای هیولا. اما چطور در زندگی روزمره این معنا را خلق کنیم؟
• آیینهای کوچکِ حضور (Rituals of Presence): وقتی همهچیز در دنیای بیرون از کنترل ما خارج است، روان ما احساس فلج بودن و استیصال میکند. راهکار عملی این است که با «آیینهای کوچک» عاملیت و کنترل را به روانمان برگردانیم. این آیین میتواند ده دقیقه آب دادن به گلدانها با تمامِ حواس باشد، میتواند دم کردنِ قهوه، نوشتن، یا حتی مرتب کردن یک میز با تمرکزِ مطلق باشد. در آن چند دقیقه، ما به جهان بیرون میگوییم: «شاید بیرون طوفان باشد، اما در این لحظه و در این نقطه، من مسلطم و من خلق میکنم.»
• مواجهه با سایه و ثبتِ درون: به جای فرار از احساسات تاریک، آنها را به رسمیت بشناسید. یونگ ابزاری دارد به نام «تخیل فعال»؛ اما در سادهترین شکلش برای روزمرهی ما، یعنی نوشتنِ بدون سانسور. وقتی احساس خفگی میکنید، بنویسید: «من امروز پر از خشمم، پر از نفرتم، پر از ترسم.» کلمات وقتی روی کاغذ میآیند یا به زبان آورده میشوند، از بدن خارج میشوند و دیگر به شکل بیماری به تنِ شما چنگ نمیاندازند. شما نقش یک ناظرِ مهربان را برای درد خودتان بازی میکنید.
• اتصال به زخمهای مشترک: وقتی دردهای ما از سطح فردی فراتر میرود و جمعی میشود، شفا نیز باید جمعی باشد. خواندنِ داستانها، اسطورهها و یا شنیدن موسیقیهایی که روایتگر دردهای مشابه در طول تاریخ بودهاند، به ما یادآوری میکند که ما در این رنج تنها نیستیم. روان ما با اتصال به این زنجیرهی انسانی، احساس التیام میکند. ما میفهمیم که این زخم، با تمام تلخیاش، بخشی از فرآیندِ بیداری و بلوغ ماست.
ما در حالِ پوستاندازیِ دردناکی هستیم. نشانههای روی بدنمان و خستگیهای روحمان، بهای همین مسیر است. مراقبِ تنهای خستهی همدیگر باشیم و به روانهای هم، حقِ سوگواری و بهبودی بدهیم.
@spirit_and_life
