en
Feedback
『 مَرهَم 』

『 مَرهَم 』

Open in Telegram

‌ ‌ مرهم : [ م َ هََ ] (ع اِ) آنچه بر جراحت نهند ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-dd1b0543c3 - کپی آزاده اما خواستی فوروارد کن قلم من هم دیده بشه بابا جان..🤍‌ -صدام کن اِرمیا ‌

Show more
2 617
Subscribers
No data24 hours
-307 days
-13230 days
Posts Archive
معشوق سی ساله امروز قهر بود! ببین میخوام بدونی بودنت برام اونقدر با باقی بودنا فرق میکنه که، میون تموم اخما و دلخوریا، بازم نمی تونم کسیو به جای خالیت بیارم. میخوام بدونی از سمت من اونقدر همه چیز قویه که هیچ قهر و جنجالی اون حس خوبو ازم نمیگیره و خب میخوام، ببخشی اگر نا آگاهانه حرفی زدم که روی دیوار نازک قلب شیشه ای تو؛ خطی انداخته. تا بوده بغضت اشک من بوده و لبخندت قهقه ام. مگه من چند بار کسی رو این چنین نزدیک به خودم داشتم که بی هیچ خطایی بخوام آزمون پس بدم؟ خلاصه که اونجا رو نمیدونم اما اینجا هوا افتابیه توام ابرا رو کنار بزن میدونم اهل روشنایی ای.

ببین باباجان بزرگترین ترس یک زن ، نادیده گرفته شدنه! این موجودات ظریف به گونه ای خلق شده اند که اگر دشمنشان نیز نسبت به آن ها بی اعتنایی کند، رنج خواهند کشید... #گابریل

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ از تبریز میری بندرعباس میبینی بهت توجه نمیکنه :)

زن اگر دوستت داشته باشد، می تواند برای پاسخ به دعوت تو برای نوشیدن قهوه، از تبریز به بندرعباس بیاید؛ و اگر قلبش را به روی تو ببندد، خسته تر از آن است که یک حبه قند با تو بخورد..

میگن یه انسان معمولی 45 واحد درد رو تحمل میکنه اما یه زن موقع زایمان 57 واحد درد رو احساس میکنه و این درد معادل شکستن همزمان 20 استخونه خواستم بگم این تن به فدای 200 استخون توی تنت مامان ♥

مادر هرکس وطن اوست... دنیا بدون مادرها تاریک و غربت محض است♥️

‌‌ قهوه رو که خوردیم یه دستمال از جیبش بیرون آورد و لبه های استکانم را پاک کرد! پرسیدم چرا اینکارو میکنی؟ گفت میترسم جای لب ه
‌‌ قهوه رو که خوردیم یه دستمال از جیبش بیرون آورد و لبه های استکانم را پاک کرد! پرسیدم چرا اینکارو میکنی؟ گفت میترسم جای لب هایت، روی فنجان های کافه جا مانده باشد و غریبه ای بچشد طعمش را...♥️

ببین تو تنها کسی هستی؛ ‏وقتی میخندی خوشگلی، ‏گریه میکنی خوشگلی، ‏عصبانی میشی خوشگلی، ‏استرس داری خوشگلی، ‏خسته‌ای خوشگلی، ‏و اون وقتایی که اصرار داری که اصلا قیافت خوب نیست، اون وقتا از همیشه خوشگلتری..♥️

معشوق سی ساله امروز غمگین بود ببین عزیزم من هستم کنارت حاضرم تموم غم هایی که رو دوست داری رو یک تَنه گردن بگیرم ،اما لحظه ای احساس نکنی که هیچ‌چیز خوب نیست،ببین تو حق داری خسته بشی ،کم بیاری ،داد بزنی ،گریه کنی ،ضجه بزنی ،اما حق نداری حس کنی هیچی بدرد نمیخوره.چون هنوزم یه سری چیزا و آدم ها ارزشش رو دارن..مگه نه؟مثلا خودِ من؛اینجا منتظرت وایسادم تا حالت از بد بودنِ مطلق در بیاد و بدوم بیام سمتت.نه اینکه بگم میخوام تو روزای بدت تنهات بزارم و برم دنبال خوشیم.فقط میخوام یکم شرایط اروم تر بشه تا بتونم بیشتر وجودم و در اختیارت بزارم.همیشه بهت میگفتم خستگی هات و میخرم.حالا هم شبیه همیشه..تو بفروش ،من میخرم.من هر سختی ای رو به جونم میخرم اما تو احساس بد بودن نباید بهت دست بده.قول میدی بهم هرجا کم اوردی پناهت من باشم؟ منم بهت قول میدم هرجا کم اوردم ،امیدم تو باشی..♥️

🩸♥️

نه حالِ ادامه‌دادن دارم، نه جرئت خراب‌کردن اون چیزی که به زحمت ساختم. کاش زندگی‌ رو گاهی می‌شد بسپاری به کسی و بری تا وقتی خوب نشدی برنگردی!

حالم مثل خونه‌ایه که دزد زده! بهم‌ریخته، بی‌دفاع و ساکت.

حاوی الفاظ رکیکم نسبت به حالم.

🔥💜

" همه ی دنیا " فکر میکنن تو رفیق منی ولی تو دوتا کلمه اولی..♥️

Te Amo..💜

‌ تا منو می دید بهش می گفتم تیامو ازم پرسید یعنی چی؟ گفتم همون سلام خودمون به ایتالیاییِ . از اون به بعد هر وقت همو می دیدیم می گفتیم تیامو. یه روز بهم گفت سلام آقای محترم، فهمیده بود تیامو به ایتالیایی میشه دوست دارم..♥️

وقتی صدای معشوق سی سالم رو میشنوم انگار لبه کره‌ی ماه نشستم و پاهامو آویزون کردم. انگار زیر بارون دراز کشیدم و عمیق نفس میکشم. انگار بین ابرای پشمکی پرواز میکنم و اونقدر دور میشم که بین یه تیکه ابر صورتی گم شم. اصلا انگار آسمون آبی تر از همیشه‌ست،غذاها برام خوشمزه تر و آبدار تره، همه چیز قشنگه و قرار نیست اذیتم کنه. انگار با زندگی آشتی کردم و میتونم با امید بهش ادامه بدم و هر روز دوستش داشته باشم..♥️

کمی دیوانگی چاشنی کاراتون کنید مطمعن باشید بهتون بیشتر خوش میگذره :))

ببین بابا جان واسه اونی که دوستش داری وقت بذار نذار به نبودنت عادت کنه. نذار روز ها و ساعت های زیادی رو بدون شنیدن صدات سر کنه؛امروز نمیفهمی اما؛ یه روز میرسه که دلت هوای بودنشو میکنه و دیگه جایی واسه بودنت تو لحظه هاش نیست، دیگه دلش برای حضورت پر نمیکشه. دیگه یاد میگیره چطور از دور دوستت داشته باشه. حقیقتش بود و نبودت واسش فرقی نداره دیگه.هر چقدر هم که بقیه باشن؛ واسش وقت بذار. وقت کمه واسه با هم بودن ...♥️