en
Feedback
جادوی شعر

جادوی شعر

Open in Telegram

🌺🌺🌺شعر ایران وجهان، ترانه پارسی اشعار خود برای ما بفرستید @Qarenparimiii

Show more
467
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
☘ "دنیا پر از آدم‌هایی است که می‌خواهند تو را شکل بدهند، می‌خواهند مثل آن‌ها فکر کنی، مثل آن‌ها رفتار کنی، مثل آن‌ها زندگی کنی. ولی اگر یک بار جرات کنی خودت باشی، آن‌وقت می‌بینی چقدر تنها می‌مانی، اما در همان تنهایی، یک جور آزادی پیدا می‌کنی که هیچ‌وقت در جمع نخواهی یافت." چارلز بوکوفسکی به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

در میانه‌های گلِ رز گریه می‌کنم و هر شب که در میانه‌ی کوچه می‌میرم روبه‌روی‌ام را و پشت سرم را نمی‌شناسم و کاهشِ چشمان‌ات را که مرا سرِ پا نگه داشته‌اند – احساس می‌کنم دست‌های تو را می‌گیرم دست‌های تو را که سفیدند و باز هم سفیدند و باز هم… از این‌همه سفیدیِ دست‌های تو می‌ترسم قطار اندکی در ایست‌گاه توقف می‌کند و من آن کسی که گاهی ایست‌گاه را پیدا نمی‌کند گل رز را می‌گیرم آن را به چهره می‌رسانم هر چه باشد این گل رز به کوچه افتاده است دست‌ خود را و بال خود را می‌شکنم خون به پا می‌شود غوغا به راه می‌افتد گروه نوازندگان دست به کار می‌شوند و یک کولیِ کاملن جدید در نوکِ سُرنا جمال ثریا برگردان: ابوالفضل پاشا به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

#ترانه گریه نکن ابی @FarazTed 🎼

sticker.webp0.26 KB

ای بانویی که دستانت فرهنگ مرا ساخت بگذار بر آینه ی دستانت بوسه زنم و پیش از سفر توشه ای برگیرم بگذار روی پیانو به خواب روم که از وسعت عمر دیگر چیزی نمانده است می خواهم نقش هایی برگیرم از شکل دستانت از صدای دستانت از سکوت دستانت آیا کمی در برابرم خواهی نشست تا که محال را رسم کنم ؟ #نزار_قبانی به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

نگاهت تلخ و افسرده است دلت را خارخار ناامیدی سخت آزرده است غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان‌کن در افتادی تو را کوچیدن از این خاک، دل برکندن از جان است تو را با برگ‌برگ این چمن پیوند پنهان است تو را این ابر ظلمت گستر بی‌رحم بی باران تو را این خشکسالی های پی در پی تو را از نیمه ره بر گشتن یاران تو را تزویر غمخواران ز پا افکند تو را هنگامه شوم شغالان بانگ بی‌تعطیل زاغان در ستوه آورد تو با پیشانی پاک نجیب خویش که از آن سوی گندمزار طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است تو با آن گونه‌های سوخته از آفتاب دشت تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است تو با چشمان غمباری که روزی چشمه جوشان شادی بود و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده‌ست خواهی رفت و اشک من تورا بدرورد خواهد گفت من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم من اینجا تا نفس باقیست می‌مانم... #فریدون_مشیری به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

قفل زندان بشکنم شهرام ناظری 🌎@flowwithmusic

در ژرفای زمستان، سرانجام آموختم که در درونم تابستانی شکست‌ناپذیر نهفته است. - آلبرکامو به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

موزیک‌بار پرنس‌جان ژانر موسیقی: باکلام |Persian Remix فضای شنیداری: Romance نام قطعه: Homayoun & The Doors رمیکس: Saj Remix @princejan_musicbar

@jokjok001Ⓜ️🌹 جوک جوک ۰۰۱

AnimatedSticker.tgs0.33 KB

AnimatedSticker.tgs0.27 KB

رنج و محنت تو را چه کسی درک خواهد کرد؟ ای نجات یافته از طوفان‌ها با طوفان ای پاکیزه‌‌سرشت، در منجلاب تناقض‌ها... محمود درویش برگردان: سعید هلیچی به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

به بغض دَر نفس پیچیده سوگند به گلهای به خون غلطیده سوگند به مادر سوگوارِ جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند... «نیایش» ترانه سرا : اردلان سرفراز آهنگساز : فرید زُلاند تنظیم : منوچهر چشم آذر اجرا : داریوش انتشار : ۱۳۶۶ | @Dariush0Atfsdaa |

عزیز دلنوازم! قهوه چشمانت عجیب حال دلم را در یخبندان بی مهری گرم می کند. با اشتیاق می نوشمت. #دکتر_حامد_پ به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

سلام بر آنان که فراموش شده‌اند، اما هرگز نتوانسته‌اند فراموش کنند! #محمود_درویش (۲۰۰۸-۱۹۴۱) شاعر و نویسنده‌ی مشهور فلسطینی به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

بند ۱ شهادت می‌دهم که هیچ زنی ماهرانه بازی نمی‌کند جز تو و حماقتم را همچون تو به درازنای ده سال تحمل نکرده است و همچون تو در برابر جنونم شکیبا نبوده است و چنگال‌هایم را نچیده است و دفترهایم را مرتب نکرده است و مرا به مهد کودک نبرده است جز تو بند ۲ و شهادت می‌دهم که هیچ زنی همچون یک عکس روغنی در اندیشه و رفتار در عقل و جنون در زود به تنگ آمدن و زود وابسته شدن شبیه من نبوده است جز تو و شهادت می‌دهم هیچ زنی نصف آنچه که تو مرا به خود جذب کرده‌ای مرا جلب نکرده است و مرا مثل تو تصرف نکرده است و مثل تو آزاد نکرده است بند ۳ شهادت می‌دهم که هیچ زنی با من همچون کودکی دو ماه برخورد نکرده است و به من شیر گنجشک و گل و اسباب بازی نداده است جز تو شهادت می‌دهم که هیچ زنی همچون دریا با من بخشنده نبوده است و همچون شعر با کلاس نبوده است جز تو و با من ناز نکرده است و مرا تباه نساخته است جز تو و شهادت می‌دهم که هیچ زنی کودکی مرا تا پنجاه سالگی کش نداده است جز تو بند ۴ شهادت می‌دهم که هیچ زنی نتوانسته است بگوید که من به تنهایی تمام زنانم و نافم مرکز این هستی است جز تو و شهادت می‌دهم که هیچ زنی درختها او را هنگام راه رفتن دنبال نکرده‌اند جز تو و کبوتران از آب خنک تنش سیراب نشده‌اند جز تو و بره‌ها از چمن تابستانی زیر بغلش نخورده‌اند جز تو و شهادت می‌دهم که هیچ زنی داستان زنانگی را در دو کلمه خلاصه نکرده و مردانگی من را علیهم نشورانده است جز تو بند ۵ و شهادت می‌دهم که هیچ زنی زمان در کنار سینه‌ی راستش متوقف نشده است جز تو و در دامنه ی سینه‌ی چپش شورش‌ها برپا نشده‌اند جز تو و شهادت می‌دهم که هیچ زنی قوانین جهان را تغییر نداد جز تو و نقشه حلال و حرام را در هم نریخت جز تو بند ۶ شهادت می‌دهم که هیچ زنی جز تو مرا در لحظات عاشقانه همچون زلزله در هم نمی‌کوبد و در نمی‌نوردد نمی‌سوزاند غرق نمی‌کند به آتش نمی‌کشد خاموش نمی‌کند مانند هلال دو نیم نمی‌کند و شهادت می دهم که هیچ زنی جز تو روانم را طولانی ترین زمان ممکن اشغال نمی‌کند: خوشبختانه‌ترین اشغال مرا همچون گلی دمشقی همجون نعنا همچون پرتقال نمی‌کارد ای زنی که: سوال‌هایم را زیر موهایت پنهان می‌کنم اما هیچ‌گاه به آنها پاسخ نمی‌دهی ای زنی که تو تمام زبان‌ها هستی اما با ذهن لمس می‌شوی و قابل گفتن نیستی بند ۷ ای دریایی چشم ای دستانت همچون موم و ای حضورت شگفت انگیز ای سفید چون نقره و صاف چون بلور شهادت می‌دهم که هیچ زنی تمام قرن‌ها و زمان‌ها پیرامون کمرش جمع نمی‌شوند و هزاران هزار ستاره پیرامونش نمی‌چرخند جز تو و شهادت می‌دهم که هیچ زنی جز تو ای محبوبم اولین مرد و آخرین مرد بر دستان او تربیت نشده‌اند بند ٨ ای درخشان و شفاف و میزان و زیبا ای اشتها آور و درخشنده ای همیشه کودک شهادت می‌دهم که هیچ زنی نتوانست از قوانین دوران غار نشینی رها شود و بت‌هایشان را بشکند و توهماتشان را بر باد دهد و به قدرت غارنشینان پایان دهد جز تو شهادت می‌دهم که هیچ زنی سینه‌اش را در مقابل خنجرهای قبیله سپر نکرد و عشق من به خودش را خلاصه و چکیده فضیلت به شمار نیاورد جز تو بند ۹ شهادت می‌دهم که هیچ زنی جز تو درست آن‌گونه نبوده است که من انتظارش را می‌کشیدم و موهایش بلند تر از آن چیزی نبوده است که من می‌خواستم و رؤیایش را می‌دیدم و شکل سینه‌اش کاملاً مطابق آن تصویری نبوده است که من نوشته‌ام و کشیده‌ام شهادت می‌دهم که هیچ زنی جز تو از ابر دود سیگارم هنگامی که سیگار کشیده‌ام بیرون نیامده است و مانند کبوتر سفید هنگام به فکر فرو رفتنم در اندیشه‌ام پرواز نکرده است ای زنی که درباره‌ات کتاب‌ها نگاشته ام اما با این وجود همچنان از تمام آنچه درباره‌ات نگاشته‌ام زیباتری بند ۱۰ شهادت می‌دهم که هیچ زنی نتوانسته است با من در نهایت متمدنانگی عشقبازی کند و من را از گرد و غبار جهان سوم بیرون برد جز تو و شهادت می‌دهم که هیچ زنی نتوانست عقده‌هایم را بگشاید و تنم را با فرهنگ سازد و با آن همچون گیتار سخن بگوید جز تو شهادت می‌دهم که هیچ زنی نتوانست جز تو جز تو جز تو نزار قبانی به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

AnimatedSticker.tgs0.31 KB

به سرزمینم می‌مانی، اندوهگین، اما زیبا، اما دوست‌داشتنی... — غسان کنفانی #Classical 🌎@flowwithmusic