en
Feedback
کتابخانه نیمه شب

کتابخانه نیمه شب

Open in Telegram

به زندگیم که فکر میکنم می بینم کتاب ها همیشه نجاتم دادن، فیلما،سریالا،موزیکا نجاتم دادن، آدم ها؟ نه ، هیچوقت …. @Contact_minae

Show more
3 865
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-3530 days
Posts Archive
تو از عشقت حذر کردی و رفتی تو بی یار و کسم کردی و رفتی در این مکاره بازار پلیدی تو یارت را رها کردی و رفتی

هیچ نیمه گمشده ای وجود ندارد، فقط تکه هایی از زمان است که ما در آن ها با کسی حال خوشی داریم، حالا ممکن است سه دقیقه…سه روز…سه سال…یا همه ی عمر باشد… -آنتوان چخوف

همه ی زنان با حضور زنی دیگر فراموش نمی‌شوند! زنی وجود دارد که اگر گم شود تمام زندگی ات را برای تکرار وجودش از صدها زن دیگر می‌گذرانی اما پیدایش نمیکنی!

غلط است هر که گوید که به دل رهست دل را دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد... -وحشی بافقی

چگونه می توان به شاخه ی شکسته فهماند که باد عذرخواهی کرده است؟! -محمود درویش

بعد‌ها که زمان گذشت متوجه می‌شویم چقدر درست بوده که با اصرار کسی را نگه نداشتیم. همه‌ی ما لایق رابطه‌ای هستیم که در آن برایمان تلاش کنند، دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند. آدم‌هایی که شک دارند، هنوز درگیر رابطه‌ی قبلی هستند و یا علاقه‌ی مشخصی به ما ندارند، نمیتوانند امنیت و عشقِ یک رابطه را تامین کنند. -پونه مقیمی

از غم نیاموزی چرا، ای دلربا رسم وفا؟ غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می‌زند… -فریدون مشیری

جای دل مقبره ای سوخته پس داد به ما هر که یک روز در این سینه خدایش کردیم…

من به بندِ تو اسیرم، تو بی خبری... -شهریار

Repost from N/a
از رفتنت ناراحت نشدم، از این ناراحت شدم که موقع رفتنت، زخمی از جنگ برای من رو تنت نبود، کاش نجنگیده نمی‌باختی منو!

تو كه آتشكده‌ی عشق و محبت بودی چه بلا رفت كه خاكستر خاموش شدی... -شهریار

photo content

"کأنه کُتب علینا العیش هکذا مُعلقین في مُنتصفِ الأشیاء کلها لا نحب ما یحدث، ولا یحدث ما نحب..." گویی مقدر شده بود که اینگونه زندگی کنیم، در میانِ همه چیز بلاتکلیف بمانیم، آنچه پیش می‌آید را دوست نداریم،و هر آنچه را دوست داریم پیش نمی‌آید...

ما چندین تلخی کشیده‌ایم تا به منزلت شیرینی رسیدیم، تو لذتِ شیرینی چه دانی چون مشقتِ تلخی نکشیده‌ای؟

چون‌ که اسرارت نهان در دل شود آن مرادت زودتر حاصل شود -مولانا

و هیچکس جز آنانی که می‌شناختم به من زیانی نرساندند خدا به آنانی که نمی‌شناسم جزای خیر دهد… -ابولعلا المعری

علت چشمان سرخ وصورت زردم تویی دیدمت با دیگری باور نمی کردم تویی

اینجا که شهرم پاسبانی مست دارد! اینجا که جنگلبان تبر در دست دارد! اینجا که هر تیری که بر قلبم نشیند از دوستان فریادِ " نازِ شست " دارد! دیگر چه دارم انتظار از دشمنانم؟ وقتی که یارم در شکستم دست دارد! اینجا که کوهِ سربلند از تشنگی مرد در چنگ، دریا را زمینِ پست دارد! اینجا که دانم هر شرابی ارغوانی تاثیر جانسوزی که در سم هست، دارد! مانند مردابم که هر راهِ گریزش در انتهایش کوچه ای بن بست دارد -رضا محمدی

•••┈✾~💔~✾┈••• اینجا که شهرم پاسبانی مست دارد! اینجا که جنگلبان تبر در دست دارد! اینجا که هر تیری که بر قلبم نشیند از دوستان فریادِ " نازِ شست " دارد! دیگر چه دارم انتظار از دشمنانم؟ وقتی که یارم در شکستم دست دارد! اینجا که کوهِ سربلند از تشنگی مرد در چنگ، دریا را زمینِ پست دارد! اینجا که دانم هر شرابی ارغوانی تاثیر جانسوزی که در سم هست، دارد! مانند مردابم که هر راهِ گریزش در انتهایش کوچه ای بن بست دارد -رضا محمدی

Mehdi20Yarrahi20-20Roosarito-2.mp39.15 MB