189
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
بعضی از زخمها قدیمیاند، بسته شدهاند، درد نمیکنند اما جایشان هنوز هست و هروقت نوازششان میکنی، جریان دردی خیالی از تنت میگذرد و در حافظهات زنده میشود.
داری چیزی رو تعریف میکنی یهو
دردش توی کل وجودت میپیچه اما
حفظ ظاهر میکنی، بزرگسالی همینه
دستاتو حلقه نمیکنی دور گردن کسی
زار بزنی، چون خودت دیگه الان
یه تکیهگاه محکمی.
دلم میخواد برات اون ینفری باشم که هرجا نشستی بگی حاجی خیلی خوبه زندگیمو زیر و رو کرده.
و درآخرشما عاشق كسى ميشيد،
كه بلده خوب شما رو بخندونه، بلده با شمامهربون باشه، سكوت شما ميشناسه، به خاطر اشتباهاتتون شما رومدام شماتت نميكنه، صبوره، مشوقه، بهتون اعتماد به نفس ميده و قدر صبورى كردن و عشقتون رو ميدونه و زمانى كه ازتمام دنيا بريديد اون تيكهگاه خواهد بود.
وقتی داشتین کسی رو تجربه میکردید،
خیلی مواظب باشید شاید اون داشت شما رو زندگی میکرد…
ای کاش چشمامو میبستم، باز میکردم میدیدم وسط همون خاطره خوبی هستم که دلم براش الان خیلی تنگ شده. با همون آدمی که باورش داشتم. همونی که اگه شب بود وُ میگفت روزه، قبول میکردم که روزه. ای کاش اون آدم خوش خیال وُ سادهای بودم که به زمین وُ زمان شک نداشت.
خودش باید ارزشتو بدونه!
خودش باید بفهمه وقتی تو هستی، خیلی کارا میرن تو لیست اضافه کاری!
نه اینکه تو بدویی، بجنگی، حرص بخوری تا ثابت کنی جایگاهتو!
باید یاد بگیری یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بیپایانه.
باید یاد بگیری ترس از تنهایی احمقانهترین دلیل باقی موندن تو یه رابطه پوچ و بیهودس...
آدم را، شرمندهی قلبش میکنید!
ما برای حرف زدن با شما،
هزار بار خودمان را قانع کردهایم
که آدم حسابی هستید و مهربان…
عقلمان را قانع کردهایم که بر دهانش چسب بزند
و همین یکبار را به سخنان قلبی تپنده، گوش دهد
چه بد که همیشه ما را،
شرمندهی تصورات خوبمان میکنید.
باشه خب بیا به هم بیمحلی کنیم، وانمود کنیم اونیکی وجود نداره، اما ته دلمون هر دومون میدونستیم که قرار نبود اینجوری تموم بشه
در این دنیایی که اکثر آدمها حرفهایشان لاف و دروغ است، تو شبیه کلماتی هستی که میگویی.
انقدر منو از خودت ناامید کردی، که اگه لب پرتگاه باشم افتادن راحت تر از دوباره به تو امیدوار شدنه.
