269
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
269
چیه این ادمیزاد.
یه چیز ناراحتش میکنه،
میشینه برای اون گریه کنه،
یهو به خودش میاد میبینه بخاطر تمام چیزایی که تو کل عمرش ناراحتش کردن داره گریه میکنه.
269
من از آغوش تو بارها به بهشت رفته ام
بهشت مگر كجا مى تواند باشد جز آنجا كه با خودت نگويى
كاش جاى ديگرى بودم .
269
قدیما وقتی چیزی رو جا میذاشتم، بهم میگفتن: "مواظب باش خودتو جا نذاری!"
اون موقعها میخندیدم، فکر میکردم شوخیه...
ولی بعدها فهمیدم آدم خودش رو هم میتونه یه جایی جا بذاره.
یه سالن انتظار، یه کافه نیمهتاریک، یه خیابون بارونی، یا حتی توی آغوش یه خاطرهای که دیگه برنمی گرده.
