269
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
269
من عاشق شبا بودم
اما الان متنفرم از شب
متنفرم چون یاد تو میاد سراغم
متنفرم که اینجوری باعث میشه من دلم تنگ شه؛
حتی از توام متنفرم
اما نمیدونم چی میشه که کارات یادم میره باز مثل دیوونه ها دلم واست تنگ میشه.
چی شد که ما شد من و تو؟
چی شد اینقد راحت از با هم بودن گذشتی؟
تو که اینا رو نمیفهمی؛
چی شد که یه دفعه تصمیم گرفتی ولم کنی؟
یه دفعه یعنی،دیدی دوسم نداری؟
تو که ناراحتی من واست مهم بود،
چی شد خودت ناراحتم کردی؟
این همه تو رفتی چشمتو بستی الان منم میرم چشممو میبندم یه بارم من میشم مثل تو شاید واقعا زودتر تموم بشه...
تویی که میگفتی خنده هات خیلی قشنگن،همین خنده هارم ازم گرفتی،
حتی یادم نمیاد آخرین بار کی از ته دلم خوشحال بودم.
یادته گفتم هیشکی اندازه من دوست نداره خندیدی؟
بازم میگم برو بگرد،مطمئنم بازم کسی اندازه من نمیتونه دوست داشته باشه.
فقط،
کاش میتونستم یه بار دیگه ببینمت،حتی از دورم که شده،صدای خنده هاتو بشنوم،
کاش میتونستم یه بار دیگه محکم بغلت کنم؛
تو همون بغل واسه همیشه چشامو ببندم...
269
گفت: «امیدوارم زخمی که برات گذاشته بهتر بشه.»
گفتم: «من گاهی حتی زخمش رو برای خودم تازه نگه میداشتم، چون تنها چیزی بود که ازش برام مونده بود.»
269
تو رفتی و دلم غمین شد،
قرینِ آهِ آتشین شد.
از آن شبی که برنگشتی،
جهان، که شادیآفرین بود،
به چشمِ من غمآفرین شد.
@si_silence
269
نمیدانم آیا مادرش هم او را بهاندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذّتی دارد؟ چهقدر آدم را به ابدیت نزدیک میکند؟ آدم را پُر میکند، آنقدر که نخواهد به چیز دیگری فکر کند، دلش برای هیچکس دیگری نلرزد، و هرگز دچار تردید نشود.
269
میگه : کسی تا حالا از دلتنگی نمرده.
گفتم : مگه اونایی که مُردن، تونستن برگردن بگن از چی مُردیم؟!
269
نه، آقای دانته؛
جهنم آنجا نیست که امید رخت بربسته،
بلکه آنجاست که هنوز اندک امیدی باقیست، همان امیدی که رنج را تداوم میبخشد.
269
از امشب،از این تاریخ و هر چیزی که منو یاد نداشتنت میندازه میترسم.
از این همه فشار دلتنگی که داره به قلبم و جونم میاد میترسم.
کاش دیگه خلاص شم از این دلتنگیت که داره راه نفسمو میبنده.
هیچ راهی نیست واسه فرار کردن ازش،فقط میدونم که چند ساله دارم قسر در میرم از این شب....
269
"اکنون بنظر میرسد که صبور تر شدهام، اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند..."
