357
Subscribers
-224 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
تو جمعهای
و من دلتنگی
که هرگز
زبان هم را نمیفهمیم...
#مهتاب_میرقاسمی
@mirghasemimahtab
"
أهواك" "رامی عدلی"، نوازنده و آهنگساز مصری و از چهرههای برجستهی معاصر عود، موسیقی سنتی عرب
پاییز نیست!
اما کم کم دارم مثل تو
به کوچ میاندیشم
و چون بارانی بیهنگام
که گیسوان شالیزار را
پریشان میکند
آشیان را
زیر و رو میکنم
چه کسی این همه
سوغات آورده است!
سیاه پری و آینهای
فالی پاره و
گوشوارهای فیروزه
که چون سرانگشتانت
کنار موهایم
جا خوش کرده است
حال بگو
کدامین شعر نمناک را
پای سپیداران پیر
زمزمه کرده بودی
که هر سپیده
کلاغان خبرچین
بر پرچین چشمهایم
پرواز برگهای رویا را
تنها از آینهی شکستهی نگاه تو
به تماشا مینشینند...
#مهتاب_میرقاسمی
@mirghasemimahtab
🎤مائده ابوالفتحی
https://t.me/taranehvaresh
چقدر دوستان عزیز لطف دارند
سر تعظیم فرود میآورم برای
این همه محبت و موهبتی که دارید
💚🩵
Repost from ❤️ ندای آرامش❤️
پاییز نیست!
اما کم کم دارم مثل تو
به کوچ میاندیشم
و چون بارانی بیهنگام
که گیسوان شالیزار را
پریشان میکند
آشیان را
زیر و رو میکنم
چه کسی این همه
سوغات آورده است!
سیاه پری و آینهای
فالی پاره و
گوشوارهای فیروزه
که چون سرانگشتانت
کنار موهایم
جا خوش کرده است
حال بگو
کدامین شعر نمناک را
پای سپیداران پیر
زمزمه کرده بودی
که هر سپیده
کلاغان خبرچین
بر پرچین چشمهایم
پرواز برگهای رویا را
تنها از آینهی شکستهی نگاه تو
به تماشا مینشینند...
#مهتاب_میرقاسمی
#شاهین شاهدوست
https://t.me/nedaaye_aramesh
@mirghasemimahtab
درود بیکران
چقدر این تصویر به شعر ربط دارد👏
آینه و گوشوارهای فیروزهای
و نامه که شبیه فال هست
سپیدار و کلاغان خبرچین
کنار پرچین...
☺️👏👏
پاییز نیست!
اما کم کم دارم مثل تو
به کوچ میاندیشم
و چون بارانی بی هنگام
که گیسوان شالیزار را
پریشان میکند
آشیان را
زیر و رو میکنم
چه کسی این همه
سوغات آورده است!
سیاه پری و آینهای
فالی پاره و
گوشوارهای فیروزه
که چون سرانگشتانت
کنار موهایم
جا خوش کرده است
حال بگو
کدامین شعر نمناک را
پای سپیداران پیر
زمزمه کرده بودی
که هر سپیده
کلاغان خبرچین
بر پرچین چشمهایم
پرواز برگهای رویا را
تنها از آینهی شکستهی نگاه تو
به تماشا مینشینند...
#مهتاب_میرقاسمی
زمان لبان کبودش را
میگزید و صحنه
به جای خالیِ
یک خیال میاندیشید
نمیدانم
در بالا دست بودم
یا پایین دست
کسی اما مرا صدا زد؛
-- ای نشسته بر درازنای تاریکی
-- برخیز برخیز!
و قرص ماه را
از زیر زبان بردار
جهان،
به سو سوی شعرهای سرخ تو
محتاج است...
#مهتاب_میرقاسمی
#شاهین شاهدوست
https://t.me/nedaaye_aramesh
https://t.me/mirghasemimahtab
زمان لبان کبودش را
میگزید و صحنه
به جای خالیِ
یک خیال میاندیشید
نمیدانم
در بالا دست بودم
یا پایین دست
کسی اما مرا صدا زد؛
-- ای نشسته بر درازنای تاریکی
-- برخیز برخیز!
و قرص ماه را
از زیر زبان بردار
جهان،
به سو سوی شعرهای سرخ تو
محتاج است...
#مهتاب_میرقاسمی
به سرانگشتان خستهام
نگاه میکنی
به گیسویم
که شالیهای شهریورند
باران خورده و
خمیده
به باغچهی زرد پیراهنم
به شمعدانیهایی بلاتکلیف
که هنوز رد بهار را
از لبان کبود من میجویند
و به گلدانهای خالی خیال
که روزی از خشخشِ
برگهای عاشق پیشه
شاعر خواهند شد
و تو نمیدانی
این روزها من
پروانهای پریده رنگ
در عصری تنهایم
که زیر بالهایی سوخته
خنکای پاییز را
احساس میکنم...
#مهتاب_میرقاسمی
@mirghasemimahtab
🎤مائده ابوالفتحی
https://t.me/taranehvaresh
به سرانگشتان خستهام
نگاه میکنی
به گیسویم
که شالیهای شهریورند
باران خورده و
خمیده
به باغچهی زرد پیراهنم
به شمعدانیهایی بلاتکلیف
که هنوز رد بهار را
از لبان کبود من میجویند
و به گلدانهای خالی خیال
که روزی از خشخشِ
برگهای عاشق پیشه
شاعر خواهند شد
و تو نمیدانی
این روزها من
پروانهای پریده رنگ
در عصری تنهایم
که زیر بالهایی سوخته
خنکای پاییز را
احساس میکنم...
#مهتاب_میرقاسمی
@mirghasemimahtab
