کانال رسمی فاطی کماندو 💯
Open in Telegram
7 306
Subscribers
-124 hours
-97 days
-5430 days
Posts Archive
Repost from بانک اقتصادنوین
🔸یک معامله امن با تضمین بانک اقتصادنوین
🔹«همپی» بازی برد-برد تامین مالی و فروش کالاست، بدون اینکه تولید معطل نقدینگی بماند.
🔗 enbank.ir
▫️ 02162740
رفتم دیت ازدواج، به محض اینکه نشست گفت: «من خیلیا رو همین که اسمشون اومده رد کردم، شما رو هم فقط به خاطر اینکه دختر فلانی بودین قبول کردم بیام.»
و من چی بگم خوبه؟
گفتم: «چه جالب، چون پدر من نه شما رو میشناخت، نه خانوادتون رو.»
و واقعاً هم نمیشناخت. :))))
*دنباله دار☄*
یه خوابی هست به نام "خواب بعد از اثر کردن قرص برای درد پریود". عرق سرد کردی و بدنت از درد خلاص میشه. با خستگی تمام میخوابی.
*چالِ لپ*
وقتی کسی ضامن وام شما میشود اگر به هردلیلی نتوانستید قسط را به موقع دهید حداقل به ضامن بگویید !!
میدانید چقدر این تاخیر باعث کاهش رتبه اعتباری ضامن میشود!!
اگر هم ضامن به شما تذکر میدهد طلبکار نباشید نگران آبرو و اعتبار خود هست!
*Ali Shariati*
اون لحظه که داشتم غصهی ماشینم که دیروز بردمش کارواش رو میخوردم:
*پسر جنگل*
بچهم رفت تو بغل باباش خوابید، گفتم پیش من نمیای؟ گفت: «نه، بابا نرمتره.»
این یکی از بدیهای لاغر شدنه که هیشکی بهش اشاره نمیکنه؛ شما دیگه نرم نیستی.
*خانومی که من باشم*
دیروز بعد مدت ها رفتم تو جمع دوستام
وسط مهمونی یکیشون به اونیکی گفت که چرا مژه هات رو قهوه ای نمیکنی، خیلی بهت میاد
اونم بهش گفت ولم کن بابا شبیه سرطانیا میشم
همون موقع همه نگاهشون اومد سمت من و اون آب هندونه پرید تو گلوش
من؟
هیچی خودمو مشغول کردم
*فاشِگُل*
یه تیکه طلا از طلافروشی که دوستم کار میکرد خریدم، حسابدارشون شمارمو از فاکتور برداشت پیام داد که خوشم اومده ازت، دنبال این بودم به خاطر دوستم خیلی محترمانه بهش بگم نه، داشتم مقدمات میچیدم گفت من ۱.۵ کیلو طلا دارم، فکر میکردی باخرید یه چسه طلا قاپ منو بدزدی=))
مستقیما بلاکش کردم.
*ناسازگار*
به جهنم که چون زندگی سختی داشتی داری اینجوری رفتار میکنی؛ نه که ما زندگیمون جشنواره بود.
*Doryy*
دوستیهای زنانه اگه امن و درست باشن واقعاً حالخوبکن و نجاتدهندهان. هیچی به گرد پاشونم نمیرسه.
*آرزو؛*
مسیحی ها همیشه به لوازم آرایشی اهمیت میدن، در حدی که یه کلیسایی ساختن که اسمش «کانتور»ئه.
• it's so empty without me! •
بین راه وقتی رسیدیم به بروجن، دخترم با یه لحن احساسی پرسید بابایی اینجا شهر موسیقیه؟!
• رسول •
یکی از دوستام زمان جنگ یه ویپیان فروش معرفی کرد. طرف هنوز سین نکرده.
• بریکینگ افتضاح •
جسد « مهین اعتصام » دختر ۳۳ساله اهل هشتگرد البرز بعداز ۱۶ روز بی خبری سرانجام پیدا شد./قاتل آشنا بود!
مهین قصد داشته پرایدش رو بفروشه و یه ماشین بهتر بخره که یکی از آشناهای خانوادگیشون میگه من اینکارو برات میکنم. پرایدتو بفروش و طلاهاتم بیار بده بهم تا با پولش ماشین بهتر برات بخرم. مهین برای همین کار ۲۹ مرداد از خونه خارج میشه ولی دیگه برنمیگرده تا اینکه معلوم میشه این دوست خانوادگی وسط راه مهین رو خفه کرده و طلاها رو دزدیده جسدشم توی نظرآباد کرج رها کرده.
واقعا به دوست و آشنا هم دیگه نمیشه اعتماد کرد. پدر مهین گفته طرف انقدر آدم خوبی بوده مثل چشمامون بهش اعتماد داشتیم و هرگز فکر نمیکردیم اینکارو بکنه.
• OPT •
همکارم زن گرفته
خونه رو باباش براش خریده
ماشین رو داداشش
طلاهای عروسی رو مادرش داده
خرج عروسی هم اون یکی داداشش
با خیال راحت دوست دخترشو گرفت رفتن سرخونه زندگیشون.
ازدواج اینجوری خوبه
نه جفتی سگ دو بزنین که قسط و اجاره خونه بدین
آخرم شب عین جنازه بیای خونه بخوابی
• بابای گربهها •
