en
Feedback
🌌Self-knowledge🌌

🌌Self-knowledge🌌

Open in Telegram

" دربین توده ی مردم ، حماقت فضیلت حاکم است ."

Show more
226
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
کامجویان را ز ناکامی کشیدن چاره نیست بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

روشن ضمیری، زمانی است که قطره بفهمد اقیانوس است...

رهایی همان زندگی روزمره است

کسی که به بیرون نگاه میکند،رویا میبند؛ کسی که به درون نگاه میکند،بیدار میشود.

تو زان نثارم که در سرم دانش شعله زیرا که در منست نهان آفرینشم به معنی است پنهان از تو بودن و تو را داشتن.

یکی از طرق مستقیم و ساده رسیدن به خدا آن است که همه روزه به کسی یا چیزی عشق بورزیم سپس به هنگام خواب افکار خود را به لحظه عشق ورزیدن معطوف نماییم و با عشق و شعف بر آن متمرکز شویم. برکت باشد🤍

ما در ازای هر موجی که به سبب خشم خود به سوی دیگران می‌فرستیم و همچنین در ازای موجی که آنها بعد از ما به دیگران منتقل میکنند مسؤل هستیم برکت باشد🤍

بالاترین عشق، عشق خالص از برای خداست. یک عشق خالص برای دیگران نیز درست به همان مرتبه عشق خالص برای خدا است . هیچ تفاوتی نیست . برکت باشد🤍

ما نياز مبرمى داريم به دست يافتن به وضعيتى حاصل از غياب افكار، آنچه خلسه عميق مي ناميم، تابتوانيم حقيقت را تجربه كنيم. برکت ب
ما نياز مبرمى داريم به دست يافتن به وضعيتى حاصل از غياب افكار، آنچه خلسه عميق مي ناميم، تابتوانيم حقيقت را تجربه كنيم. برکت باشد🤍

امروز یک بار تکرار می شود، رحمت درون امروز را شناسایی کنید و قلبتان را به روی آن بگشایید. برکت باشد🤍

بشرآزادی واقعی را نمی شناسد، اصول او از بیرون برایش وضع و به او اعمال شده اند. عقاید دینی اش طی اعصار متحجر شده و دیگر از درون سرچشمه نمی گیرند. آنها به دنیای بیرون تعلق دارند. برکت باشد🤍

photo content

photo content

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را هر آنکس چیز می بخشد، بسان مرد می بخشد نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

نتیجه خویش - انضباطی این است؛ کنترل کردن خویش درون. اما این اتفاق نخواهد افتاد تا روزی که انضباطی که رویش انگشت می گذاریم بی چون و چرا اجرا شود، چون مخیله می تواند ترس، غم و سایر کیفیات منفی زندگی را هم به خانه درون دعوت کند. اما به هر حال فراموش نکنید که با انضباط و تحت کنترل در آوردن خیال می تواند، عشق، آزادی و شادی به زندگی مان عرضه کند. بنابراین، اگر مجبور شوم بگویم، «اقلیم من از این جهان نیست» به این معنی خواهد بود که من در وضعیتی از آگاهی بسر می برم که همه چیز، زیبایی، نور و صوت است. هر کسی که به این وضعیت می رسد در می یابد که دائما هدف حمله های نیروی منفی خواهد بود که منظورشان دوباره به زیر کشیدن اوست. زیرا زیستن در وضعیت های بالای آگاهی فرد را قادر می سازد در عوض تجاوزاتی که چه از جانب بستگان و چه از بیگانگان به او می شود، عشق نثارشان کند. برکت باشد🤍

نزاع میان دو نظام این جهان همچنان ادامه می یابد و ما کلا تحت تسلط آن چیزی واقع می شویم که به عنوان نفس منفی یا بیرونی می شناسیم، نفسی که کنترل اعمال ما را به دست می گیرد. بنابراین، برای بازیافتن مالکیت خود و بردن بهره از سهم آزادی مان، چاره ای نداریم بجز این که وظیفه سنگین خویش - انضباطی را آغاز کنیم. تا این انضباط فرا گرفته نشود هرگز آزادی ای در بین نخواهد بود و فرصت سیر درون به وضعیت های بالاتری از آگاهی الهی رخ نخواهد داد. هنگامیکه به این درک نائل آییم که روح سنگ زیر بنای همه معلولات است، سایر تکه هایی که تا بحال آموخته بودیم سر جای خود قرار می گیرند. در میان این آموختارها این دانش نیز عیان می شود که ما می‌توانیم به هیچ کس و هیچ چیز متکی نباشیم مگر خود روح الهی . این همان قدرت درون است که به کل زندگی ما شکل می بخشد و از طریق وضعیت آگاهی ما خود را در جهان بیرون متجلی می کند. این یک انضباط ذهنی نیست. این انظباطی است حاکم بر احساسات عاطفی و نیروهای تخیلی. کسی که با وفاداری از این تمرینات معنوی پیروی کند، خواهد دید چگونه در کشاکش همیشگی بین قدرت اراده و نیروهای خیالی کدام یک پیروز خواهد شد. دست آخر خواهیم دید که همیشه خیال گوی سبقت را از همه می رباید، زیرا این خیال است که عاطفه را می سازد. برکت باشد🤍

مُریدِ پیر مغانم،زِ من مَرَنج ای شیخ چرا که وَعده تو کردی و او بجا آورد

روزی روزگاری یک موری معشوقه‌ای داشت ، او به معشوقه خود هر روز آب و غذا میبرد هدایایی از جمله ران ملخ هم برایش با زحمت تهیه میکرد، مثل پروانه‌ها دور این معشوقه‌ای میچرخید. یکی از روزها آدمیزادی از آنجا میگذشت و مورچه‌ای را مشاهده میکند که برای یک کشمش سیاه دانه میبرد...

اگر لذتِ ترکِ لذت بدانی دگر لذتِ نفس، لذت ندانی

هر کدام از ما ژانر خاص خود را داریم، زندگی برخی تراژدی است، بعضی دیگر بازیگر نمایش دینی بی پایانی هستند، برخی با زندگی مثل فیلمی اکشن برخورد می کنند، و بسیاری گویی در نمایشی کمدی مشغول بازی اند. اما، در نهایت، اینها همه فقط داستان اند. انسان خداگونه