en
Feedback
گروه تحقیقاتی عباس منش

گروه تحقیقاتی عباس منش

Open in Telegram

جهت ارتباط باادمین برای خرید دوره‌ها 👇👇 @KhalgeServat ۰

Show more
Iran135 953The category is not specified
1 880
Subscribers
-124 hours
-67 days
-430 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
September '24
September '24
+20
in 0 channels
August '24
+20
in 0 channels
Get PRO
July '24
+6
in 0 channels
Get PRO
June '24
+10
in 0 channels
Get PRO
May '24
+7
in 0 channels
Get PRO
April '24
+1
in 0 channels
Get PRO
March '24
+17
in 0 channels
Get PRO
February '24
+1
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '23
+13
in 0 channels
Get PRO
November '23
+23
in 0 channels
Get PRO
October '23
+16
in 0 channels
Get PRO
September '23
+19
in 0 channels
Get PRO
August '23
+20
in 0 channels
Get PRO
July '23
+27
in 0 channels
Get PRO
June '23
+15
in 0 channels
Get PRO
May '23
+18
in 0 channels
Get PRO
April '23
+12
in 0 channels
Get PRO
March '23
+18
in 0 channels
Get PRO
February '23
+20
in 0 channels
Get PRO
January '23
+34
in 0 channels
Get PRO
December '22
+21
in 0 channels
Get PRO
November '22
+34
in 0 channels
Get PRO
October '22
+10
in 0 channels
Get PRO
September '22
+17
in 0 channels
Get PRO
August '22
+23
in 0 channels
Get PRO
July '22
+19
in 0 channels
Get PRO
June '22
+9
in 0 channels
Get PRO
May '22
+14
in 0 channels
Get PRO
April '22
+21
in 0 channels
Get PRO
March '22
+11
in 0 channels
Get PRO
February '22
+13
in 0 channels
Get PRO
January '22
+7
in 0 channels
Get PRO
December '21
+2
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '21
+11 519
in 0 channels
Get PRO
September '21
+21
in 0 channels
Get PRO
August '21
+17
in 0 channels
Get PRO
July '21
+17
in 0 channels
Get PRO
June '21
+863
in 0 channels
Get PRO
May '21
+1 722
in 0 channels
Get PRO
April '21
+597
in 0 channels
Get PRO
March '21
+4 267
in 0 channels
Get PRO
February '21
+173
in 0 channels
Get PRO
January '21
+6 558
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 September0
24 September0
23 September0
22 September0
21 September0
20 September+1
19 September+1
18 September0
17 September+5
16 September0
15 September+2
14 September+1
13 September+2
12 September0
11 September0
10 September0
09 September+2
08 September+1
07 September+1
06 September0
05 September+1
04 September0
03 September+2
02 September0
01 September+1
Channel Posts
سالی که گذشت سال بسیار شیرین و به یادماندنی بود، سال نوازش‌ها بود و ترمیم‌ها؛ اما سالی که در پیش روست به یقین با اختلاف سالی خواهد بود که نظیرش را در تمام زندگی‌ام ندیده‌ام. سالی که اختلاف دست فرمان من و خدا را همه خواهند دید، زندگی که من پارو انداخته ام و سکان دست ناخدای داده‌ام. سال پیش رو سالی است که تمام کسانی که که در جوابم وقتی گفتم خدا روزی رسانه، گفتند درسته که خدا روزی رسانه اما آدم هم باید واقع‌بین باشه، واقعیت جدیدی را از جهان درک خواهند کرد. سالی که تمام اطرافیانم معنای واقعی کفی بالله وکیلا را خواهند دریافت. وقتی گفتم شماها همه مذهبی هستید و حداقل سالی چند بار قرآن را ختم می‌کنید، مگه نمی‌گید کفی بالله وکیلا، ألیس الله بکاف عبده، پس از چه چیز بعد از طلاق این قدر نگرانید؟ و نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداختند و رفتند به مادرم زنگ زدند که جلوی دخترت رو بگیر، جامعه خطرناکه، دختر جوون نیاز به محافظ داره و مادر موحد دوست داشتنی ام با اینکه با طلاقم مخالفه، اما به همه گفت: زهرا می‌گه این حرف‌ها بوی شرک می‌ده و من بعد از این مرگ رو بر شرک ترجیح می‌دهم. شب ٢١ رمضان ١4٠٢ است، ساعت از ٢ گذشته و من آنچه را نوشتم به جای قرآن به سر گرفتن بود و دیگر عباداتم. ان‌شاءالله عمری به دنیا باشد شب قدر ١4٠٣ زیر همین کامنت خواهم گفت که زندگی‌ فردی که همۀ داروندارش خداست، چگونه رقم خواهد خورد. 👇👇👇👇 @KhalgeServat

2
در انتهای سال یک پروژۀ بزرگ نگارش به من پیشنهاد شد که هنوز قطعی نشده است اما حتی پیشنهادش یک نشانه‌ است، نشانه از اینکه مدار ثروت من در حال بالارفتنه و من حتی برای پیشنهاد این کار و قیمتی که برای آن در نظر گرفته‌ام خدا را سپاسگزارم. به تقدیر نوشته شده در یک سال گذشته‌ام که نگاه می‌کنم جز مهر نمی‌بینم، انگار در حریر نرم و لطیف محبتی قرار گرفته بودم که لطافت آن تمام روحم را نوازش می‌داد. از رانندۀ غریبه‌ای که راه کج می‌کرد تا مرا به مقصد برساند تا جشن تولدی که به‌طور بی‌سابقه مورد لطف همه بودم تا دوستانی که از عمق وجودشان عشق را نثار من می‌کردند و من در می‌یافتم که این عشق چیزی نیست جز محبتی که خدا در حقم به کمال رسانده است. کارهایی را انجام دادم که هرگز نمی‌گویم کوچک بودند، (اگرچه از نظر دیگران کوچک باشند) چون شاید بیش از ده سال بود که دلم می‌خواست این کارها را بکنم اما نمی‌توانستم. زمانی که خانۀ شوهرم بودم، خرج زندگی با من نبود و خودم هم درآمد داشتم؛ اما نمی‌توانستم این کارها را انجام بدهم، اما الان که مسئولیت زندگی بر عهدۀ من که نه بر عهدۀ کفیلم بود، این امکان به وجود آمده بود که آنچه دوست داشتم رو انجام بدم. ذکر یک نمونه‌ش قشنگه: من سال‌ها بود که می‌خواستم که یک کاری رو انجام بدم که حدود هشت ماه طول می‌کشید و یک هزینه ای هم باید ماهانه برای آن در نظر می‌گرفتم. یادم میاد بعد از نماز سر به سجده گذاشته بودم و گفتم خداجونم جور کن این کار رو انجام بدم، همونجا تو سجده بهم گفت همین الان که سر از سجده برداشتی، زنگ بزن و وقت بگیر. گفتم ولی من فقط 6٠٠ هزار تومان تو حسابم مونده و هنوز تا اول ماه هم مونده، نمی‌تونم حسابم رو خالی کنم. گفت همینه که من می‌گم، درسته که با عقل معاش جور در نمیاد، اما به من اعتماد کن. و من سر از سجده برداشتم و رفتم سراغ تلفن. من به راحتی اون هزینه رو هر ماه پرداخت کردم بدون اینکه سر سوزنی حتی دلم بلرزه. بیشتر به معجزه شبیه بود که من چجوری با 6٠٠ تومن که ٣4٠ هزار تومانش را برای اون کار هزینه کردم، تا آخر ماه (با بهترین کیفیت) گذراندم. از وقتی کفیلم خداست و بزرگترم، انگار حساب و کتاب درآمدم دست خودم نیست، از کجا میاد و می‌ره رو متوجه نمی‌شم، فقط می دونم همیشه هست. پارسال تا حالا چندین سفر به یزد رفتیم که هر بار در راحت‌ترین حالت ممکن رفتیم و برگشتیم، با کوپۀ دربست رفتیم و با هواپیما برگشتیم. تفریحاتی رو انجام دادیم که تا حالا فکرش رو هم نمی‌کردیم، رفتیم کویر، تو یک شب دوبار سافاری سوار شدیم، زیپ‌لاین سوار شدیم(هم زمان شده بود با سفر دور آمریکای استاد و داستان زیپ لاین سوار شدنشون و من این قدر دلم می‌خواست اون تجربه رو داشته باشم، شاید کمتر از یک هفته تجربه‌ش کردم) یک سفر شیرین زنانه رفتیم شمال، با اینکه بدون ماشین بودیم هم دریا رو تجربه کردیم، هم جنگل رو. یک سفر لاکچری رفتیم مشهد. یک جشن تولد عالی گرفتم برای دخترم. دورۀ عزت نفس رو خریدم که جزو برنامه‌های امسالم بود. یه دوره کلاس آموزشی حرفه‌ای ویراستاری رفتم، دورۀ نویسندگی خلاق یکی از اساتید مهم این حوزه رو شرکت کردم، همۀ این اتفاقات شیرین برای سال گذشته است و شرایط اقتصادی نابسامان و منی که باید زندگی می‌چرخاندم. در حالی که سال گذشته اول سال گوشت رو خریدم کیلویی ١4٠ هزار تومان و آخر سال خریدم 55٠ هزار تومان، اما لحظه‌ای سفرۀ ما کوچک‌تر نشد. آخه گاهی به شوخی به مامانم می‌گفتم پول من برکت زیادی داره، چون کفیلم خداست، اگه برای برکت می‌خواین بهتون بدم. من واقعا سپاسگزار همسر سابقم هستم زمانی که گفت اگه من نگهت ندارم کی رو داری که ازت مراقبت کنه، نه داداش داری، نه پدر، نه دایی، نه عمو… و من اونجا بود که فهمیدم این بی‌کسی چه نعمت عظیمیه و هر روز بی استثنا سپاسگزار خدایی بودم که تا عمق وجودم دریافته بودم که همه کس من است( لازمه که بگم همسر سابقم اصلاااااا آدم بدی نبود، بسیار مهربان بود و من رو هم عاشقانه دوست داشت، اگه حرفی از او نقل کردم، حرفی بوده که در عصبانیت زده، مشکل ما بیشتر اختلاف فرهنگی بود که هیچ جور نمی‌توانستیم حلش کنیم و داشتیم همدیگر رو آزار می‌دادیم). وضعیت خرید و پوشاکمون به وضوح تغییر کرده بود، اگه هر سال سه تا شلوار می‌خریدم، امسال نگاه کردم دیدم ٨ تا شلوار خریدم، یعنی حتی از. دوبرابر بیشتر، اگه سال قبلش یک کفش معمولی خریده بودم، امسال کفش چرم میلیونی برند گرفته بودم، اصلا با دو دو تای بشر جور در نمیاد که من با حقوق کارمندی در شرایطی که همه گلایه مند و ترسان بودند، چنین شیرین زندگی کردم و واقعا به سالی که گذشت نگاه می‌کنم جز شیرینی، راحتی، محبت، آرامش، ورودی‌های شیرین مالی و تفریح و گردش و شادی چیزی نمی‌بینم. چنان دستان خدا بر سر و روی من مهر پاشیدند و زندگی را برایم شیرین ساختند که ذکرش در قالب کلمات نمی‌گنجد.
275
3
دیدگاه زهرا عزیز در دوره روانشناسی ثروت 1 🌹🌹🌹🌹 آنچه می‌نویسم، عبادتی است که برای شب‌های قدرم در نظر گرفته‌ام که این شب‌ها، چنانچه اعتقاد داشته باشید، هر کس به گونه‌ای معبودش را عبادت می‌کند و من تصمیم گرفتم با ذکر نکات مثبت و اتفاقات خوب زندگیم و سپاسگزاری بابت این همه آسایش، راحتی و شیرینی به تنها تکیه‌گاهم پناه بیاورم و صدق بالحسنی کنم و تقدیرم را فسنیسره للیسری رقم بزنم. شب قدر ١4٠٠ بود که میان قرآن به سر گذاشتن، خداوند بهم گفت، یوسف اگه از من خواسته بود خیلی زودتر از زندان نجات می‌یافت و تو حدود هجده نوزده ساله که در یک زندان اسیر شده‌ای و دائم نگاهت به کمک دیگرانه که اگه فلانی وبهمانی بفهمن حتما کمکم می‌کنند تا این زندگی رو که برایم حکم زندان رو پیدا کرده بود تمام کنم. این‌قدر داشتم کج و بیراهه می‌رفتم که خود خدا مستقیم وارد عمل شد و با تحکم به من نشان داد که اگه نجات می‌خوای فقط از دست من ساخته است و من شادمانه و شرمگینانه قرآن از سر برداشتم و سر به سجده گذاشتم و کفتم: چشم. و از آن روز خدا شد تمام پناه دختری که تمام خانواده در برابر تصمیمش ایستاده بودند. شب قدر ١4٠١ بود که دیگه قرآن به سر نگرفتم، اما به دل گرفتم وقتی چشم باز کردم و یادم آمد درخواست سال گذشته‌ام را و دیدم که چه راحت و چه شیرین مسیر رو پیموده‌ام و چه شیرین از زندان بیست ساله رها شده‌ام. در این مدت انگار دختر پادشاه بودم و زمین و زمان بسیج شده بودند تا مبادا غبار اندوهی بر دلم بنشیند و من در آن شب قدر سپاسگزار خدایی بودم که نه تنها چشم از شرک بیست سالۀ من پوشیده بود که چنان پناهم شده بود که مبادا ترک بردارد چینی نازک وجودم. به والله که آنچه در این دو سال بعد از جدایی، اگرچه هنوز رسمی نشده است، بر من گذشت شیرین‌ترین و گواراترین لحظات بیست سالۀ دوم زندگی من بود. زندگی سراسر آرامش. من بزرگتر پیدا کرده بودم و درست مثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطر، چنان در آغوش امن پروردگارم بودم که حتی حرف و حدیثی هم سراغم نمی‌آمد، حرفی اگر بود، دغدغه‌ای اگر مطرح می‌شد، دیگران می‌شنیدند و نگران می‌شدند و غصه می‌خوردند، اما من، زهرای او، در حصن حصینی قرار گرفته بودم که حتی حرفی و سخنی هم آزارم نمی‌داد یا حداقل به نسبت دیگران بسیار هجوم حرف‌ها طرف من کمتر بود. در این دو سال با وضعیت بالا و پایین اقتصادی و نگرانی‌ها و … من لحظه به لحظه راحت‌تر زندگی کردم، حتی به مو هم نرسید که بگویم به مو رسید اما پاره نشد. تقریبا هرگز نگران وضع معیشت و ادارۀ خانه نبودم، انگار حسابم از غیب برکت یافته بود. و من الان که به عقب بر می‌گردم چنان حس لذت‌بخشی سراسر وجودم رو پر می‌کنه که در خلسۀ آرامش فرو می‌روم. شب قدر ١4٠١ چشم باز کردم و دیدم در خانۀ خودم نشسته‌ام(از خدا خواسته بودم ٣ میلیارد پول من حیث لایحتسب برساند تا بتوانم خانه‌ای در خور چنانچه پیش از این در آن زندگی می‌کردم، تهیه کنم) و شب قدر ناگهان خدا به من گفت: از خونه‌ت راضی هستی؟ و من متوجه شدم که ای دل غافل خدا دقیقا همون خونۀ خودم رو بهم داده تا حتی سختی خونه پیداکردن هم نداشته باشم و قیمت این خونه در آن موقع دقیقا ٣ میلیارد بود. یادمه همیشه تو جملات تأکیدی‌م می‌گفتم ٣٠٠ تومنه و ٣ میلیون و ٣ میلیارد برای خدا فرقی نمی‌کنه. (شوهرم در یک اقدام غیرمنتظره، خانه را خالی کرده بود و به من و دخترم داده بود که راحت زندگی کنیم). و حالا که کفیل مهربان من خداوند، تمام امکانات را فراهم کرده بود تا در آرامش زندگی کنم نوبت ذره ذره پیشرفت بود. زهرای او در سال گذشته توانست دو پروژۀ نگارش کتاب رو به اتمام برساند، زهرایی که تا به حال به طور حرفه‌ای دست به قلم نبرده بود شد ناخدای پروژه‌ای بزرگ برای نگارش، ناخدایی که کلمه و ایده و خلاقیتش را از خدا می‌گرفت و چنان تحسین و تعجب دیگران را بر می‌انگیخت که هر لحظه اعتماد به نفس و عزت نفسش در این مسیر بیشتر شود و می‌دانست که آنچه از دهان دیگران به تحسین او خارج می‌شود، کلمات مهربانانۀ اوست که می‌خواهد اعتماد به نفس از بین رفته‌ام را برگرداند تا بتوانم قدم در مسیرهای بزرگتر بگذارم. یعنی قشنگ مشخص بود که این خدا هم وکیل و هم کفیل و هم مشاور و هم مددکارم شده است تا همه جوره هر آنچه از دست داده‌ام را جبران کند. منِ نوپای تازه راه آموخته چنان پروژه‌های مهمی را برای ویراستاری می‌گرفتم، (در حالی که سال دوم بود که این مهارت را آموخته بودم) که نگاه متعجب و گاه آمیخته با حسرت سرویراستار و ویراستاران بیست سالۀ اداره را حس می‌کردم. با تعجب به من می‌گفتند این کارها رو از کجا می‌گیری؟ و من با اذعان به اینکه هیچ کدامش دست من نیست، فرمون زندگی‌م افتاده دست یکی دیگه، به آن‌ها می‌گفتم من جای درستی قرار گرفته‌ام.
255
4
بخشی از تجربیات علی عزیز از عمل به آگاهی های دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 بنام خدایی که اگه واقعا و قلبا خودتو بهش بسپاری یه جوری هدایتت میکنه و به هر چی که بخواهی میرسونتت که با فکر و منطق خودمون، نشدنیه یا اینکه خیلی سخته. من قبلا فکر میکردم صحبت کردن با خداوند خیلی سخته. فکر میکردم خدا هم یه انسانه مثل خودم ولی خیلی پیرتر و قدرتمند. فکر میکردم ملاقات با خدا مثل ملاقات با یه فرد رده بالایی مملکت سخت و نشدنیه. فکر میکردم اووووه چقد باید نماز بخونم، چقد باید انسان از نظر بقیه مسلمون باشم تا بتوانم با خداوند ملاقات کنم و باهاش حرف بزنم.خدایا منو ببخش بابت این همه شرکی که نسبت به تو داشتم. از وقتی دوره شیوه حل مسائل زندگی رو خریداری کردم و دارم به آموزش های این دوره عمل می کنم، مسائل پیش رو روبراحتی حل میکنم و یکی از نتایج حل این مسائل این شده که درآمدم در کمتر از یک ماه دوبرابر شده و جالبه از همون شغل خودم که اصلا فکر نمیکردم بتونه دو برابر بشه. اما حالا دارم چقدر منطقی میبینم که با همین شغل، بدون اینکه بخوام چیزی اضافه کنم، میشه بینهایت درآمد کسب کنم خدایا شکرت. هر بار که بر میگردم و دوباره آگاهی های هر جلسه رو از نو گوش می دم و پای تمرینات می شینم و متن توضیحات تمرینات رو می خونم، چقد چیزهای جدیدی یاد میگیرم و چقد حل مسئله برام راحت شده. طی عمل به این دوره، بارها شده بخاطر اینکه اینقدر راحت مسائل رو حل کردم، کلی بخودم خندیدم که بابا چرا تا حالا اینقدر سخت گرفته بودم و اینقدر راه حل ها رو سخت و دور از دسترس می دونستم. اما حالا دارم  می بینم که جواب هر مسئله واقعا درون خودشه. خدایا شکرت بخاطر وجود استاد عباس منش و خانم  شایسته. و کامنتهای بسیار عالی دوستان در این دوره 👇👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAE2z0XT1_J_1EueRuQ
374
5
نتایج الهام عزیز از عمل به آموزه های استاد عباس منش در دوره قانون سلامتی: 🌹🌹🌹🌹 سلام‌ خدمت استاد عباسمنش عزیز و مریم بانو من سالها پیش یعنی از دوران راهنمایی در روزهای اول و دوم پریود دچار درد شدید و خونریزی شدید بودم. به گونه ای که اصلا نمیتونستم بایستم .به اندازه ای در داشتم که مادرم دور شکمم رو پارچه چادر تا میکرد و میبست و اتو میزاشت روش تا گرم بشه تا شاید دردم کم بشه و مادرم همیشه براش سوال بود که چرا من باید این مسئله رو داشته باشم چون خودش هیچ مسئله ای نداشت. تاریخ عادت های من کاملا نامنظم بود. به دکتر هم که مراجعه کردم بهم گفت وقتی ازدواج کنی درست میشه. من ازدواج کردم اما درست نشد. دوباره به دکتر مراجعه کردم و گفتند که شما تخمدان پلی کیستیک داری و باید تا آخر عمرت داروی متفورمین بخوری،هفته اول روزی ۲ تا بعد روزی ۳ تا و... اما از اونجایی که هیچوقت حوصله ی دارو رو نداشتم دارو خوردن رو متوقف کردم و به دکتر دیگه ای مراجعه کردم. دکتر بعدی قرصهای ضدبارداری نوشت،گفت تا چندماه اینارو استفاده کن تا پریودت منظم بشه و وزنتو بیار پایین در کنارش.اونارم استفاده کردم اما به محض قطع قرص ها همه مسائل دوباره برمیگشت به قبل . خلاصه اخرین بار که رفتم دکتر، بهم گفت شما دچار یائسگی زودرس شدین و باید هرچه سریعتر باردار بشین وگرنه دیگه نمیتونید باردار بشین. من مونده بودم با سن ۲۵ سال و شنیدن این حرفا که مگه میشه توی این سن و سال اینهمه مشکل داشتهب اشم!؟! تا روزی که شما دوره قانون سلامتی رو معرفی کردید. همسرم همیشه دوره های شمارو میخرید و استفاده می کرد و من با خودم گفتم: من که این همه راه رو رفتم بزار مسیر دوره قانون سلامتی رو هم امتحان کنم. صبح روز بعد وقتی بیدار شدم دیدم همسرم با اکانت خودش دوره رو برام خریده و جلسات رو دانلود کرده. من تمام این مدت سعی کردم تمام نکات رو عینا انجام بدم و امروز بعد از ۶ ماه از شروع دوره می خوام از نتایجم بگم: پریودهای اخیرم دقیق و منظم شده و در این دوران اصلا دیگه دردی ندارم و به لطف عمل به دوره قانون سلامتی دردی که سالها داشتم به نحوی که نمی تونستم نفس بکشم و دچار تهوع شدید می شدم، کاملا از بین رفت. وقتی این نشونه ها رو دیدم، تصمیم گرفتم سونوگرافی انجام بدم و جواب سونوگرافی من باور نکردنی بود. نتیجه سونو رو برای هردکتری که بردم، تعجب می کردم و میگفت: این بیماری درمان نداره اما تو چطور درمان شدی و براشون سوال بود و من در جواب آدرس سایت شما رو بهشون دادم. خواستم ازتون تشکر کنم بابت آموزش های عالی دوره قانون سلامتی که باعث شدن من هم طعم لذت بخش سلامتی رو تجربه کنم. 🌹🌹🌹🌹 اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره قانون سلامتی و اینکه «دوره قانون سلامتی برای چه افرادی مناسب است»👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAE2z0XT1_J_1EueRuQ
364
6
✅چگونه به ناراحتی و عصبانیت غلبه کنیم ؟ و حالمون رو بهتر کنیم ؟ این فایل رو برای دوستاتون بفرستید قطع کننده زنجیر نباشید 🙏🌺 🛑 کانال استاد عباسمنش 👇 https://t.me/joinchat/AAAAAE2z0XT1_J_1EueRuQ 👤 پشتیبان خرید دوره ها 👇 @KhalgeServat
347
7
استادعباس منش به کمبود روابط و پول فکر میکنیم https://t.me/joinchat/AAAAAE2z0XT1_J_1EueRuQ ادمین راهنما جهت شرکت در دوره ها 👇👇 @KhalgeServat
1
8
+1
✅ فایل جدید استاد عباس منش ❌ معرفی دوره (( قانون سلامتی )) قسمت چهارم
374
9
تجربیات هادی عزیز از آگاهی های دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم استاد، دمت گرم بابت دوره شیوه حل مسئله که داره قشنگ از پایه و اساس، اصول پیشرفت رو واسمون روشن میکنه. داره اصل از فرع برامون واضح می کنه و سوء برداشت هامون رو درباره عمل به قانون اصلاح می کنه مثلا یکیش همین بود که: بیشتر اوقات ما بجای حل مسئله از اون فرار میکردیم و برای اینکه احساس بدی نداشته باشیم بهش برچسب اعراض میزدیم تا حالمون گرفته نشه از فرارمون. یاد این آیه افتادم که میگه شیطان افکار و اعمال زشت شما را در ذهنتان زیبا جلوه میدهد دقیقا منم بجای حل مسئله و رشد به خودم میگفتم اعراض کن و افتخار هم میکردم. خدا رو شکر که به این دوره هدایت شدم و گوش دادم به الهاماتم که بهم می گفت آق این دوره رو بخر. آخه دوستم که عضو کانال هم هست، بهم میگفت همون 12 قدم عالیه و بیا با همون بریم جلو. منم بهش گفت اوکی ولی بازم به الهامم گوش دادم و دوره شیوه حل مسئله رو خریدم و کار رو باهاش شروع کردم. اومدم کامنت بزارم در مورد اون جمله قشنگتون که باور خوبی رو ایجاد کرد در من که گفتم به بچه ها هم بگم. با رسیدن هر فرد به موفقیت ، فرصتهای بیشتر و جدیدتری خلق میشود برای موفقیت دیگران. و کلی مثال زدید که چطور هر فردی که مسئله حل می کنه و پیشرفت می کنه راه رو برای پیشرفت بقیه باز می کنه و فرصت های بیشتری بوجود میاره برای اینکه بقیه هم بتونن ثروت بسازن. بعد از شنیدن توضیحات شما توی جلسه 4، متوجه شدم که ما خیلی سطحی به مسائل نگاه میکردیم و به خاطر همین، نتیجه هم برامون خیلی سطحی بوده و اگر میخوایم رشد کنیم باید از ریشه خیلی چیزها رو حل کنیم که اگر این کار رو انجام بدیم بدون شک نتیجه خوبش رو خودمون میبینیم. الان به کمک این دوره، دارم خیلی بیشتر وقت میزارم که اصل رو از فرع تشخیص بدم چون واسه من این خیلی مهمه ، تازه دارم میفهمم کجاها نشتی انرژی دارم و فقط دلیلش همین تشخیص اصل از فرع هستش که من رعایت نمیکردم. بدون تعارف بگم الان دیگه حتی خیلی از این دورهمی های عباسمنشی که من حتم دارم خود استاد هم باشه نمیره رو، نمیرم چون فهمیدم بجای اینکه بشینم روی خودم کار کنم و خودمو رشد بدم، میرم دنبال فقط حرفهای قشنگ بدون عمل. وقتی پای آموزش های استاد می شینی، خوب می فهمی که بخدا با این حرفها و آگاهی های خالص و کاربردی استاد، رشد نکردن سختره تا رشد کردن. آقا ما میایم در مسیر خواسته هامون وشروع میکنیم باورهامون رو تغییر میدیم و یکی یکی موانع رو از سر راه برمیداریم به همین راحتی ، و بعد رشد میکنیم و این یه مسیر تکاملی هستش که واقعا نباید فراموش کنید. کار جهان خیلی راحته ، من میام روی خودم کار میکنم و تغییر میکنم، سپس جهان به راحتترین شکل همه اون چیزهایی رو که میخوام رو واسم فراهم میکنه و وظیفه من اینه که فقط روی خودم کار کنم. خدایا دمت گرم که استاد خیلی عالی و خوبی دارم استاد دمت گرم که وقت میزاری و با دوره های عالیتون کمکمون میکنی. مریم خانم دمتون گرم که واقعا واسمون زحمت کشیدید ، واسه این دوره زیبایی که بروزرسانی کردید بدون شک شما قلب تپنده این دوره هستید. راستی دوستم عزیزم هم دوره رو خرید و بهم پیام داد هادی حتما تو هم دوره شیوه حل مسئله رو بخر خیلی عالیه منم. بهش گفتم خریدمش عزیزم 👇👇👇👇 @KhalgeServat
450
10
بخشی از نتایج دیاکو عزیز از عمل به آموزه های استاد عباس منش در دوره 12 قدم 🌹🌹🌹🌹 سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم مریم شایسته سلام عرض میکنم خدمت دوستانی که توی کانال هستن که ندیدمشون حتی صداشون رو هم نشنیدم ولی انگار صدساله میشناسمشون و دوسشون دارم من خیلی خیلی تحت تاثیر فایل های نتایج دوستان از آموزه های استاد قرار گرفتم. این دسته بندی از فایلهای دانلودی در سایت خیلی بهم کمک کرد برای پیش برد آموزهام و چقد من گریه کردم از روی شوق با دیدن نتایج دوستان️️ توی قسمت هایی که آقا رضا از نتایجش صحبت می کرد، درست از لحظه ای که آقا رضا شروع کرد به تعریف کردن مسیر پیشرفت خودش، من قدم به قدم حرفاشون رو روی خودم بررسی کردم که آیا من هم توی عمل کردن به آموزه های استاد درست دارم عمل میکنم؟ آیا من هم به اندازه کافی متعهد هستم ؟ چقدر من تغییر کرده ام؟! استاد عزیزم در پاسخ به این سوالات باید بگم که من 162 روز هست که دوره 12 قدم رو خریداری کردم و دارم روی آموزه های این دوره کار می کنم و یه روز خیلی خیلی نزدیک منم براتون ویدئو از نتایجم میفرستم انشالله️️ ولی الان دوست دارم فقط یکم از نتایجم رو با دوستان عزیزم خواهر برادرای عزیزم به به صورت کامنت به اشتراک بزارم قبل از شروع دوره 12 قدم، من نه تنها بی پول بودم بلکه بدهکار بودم و شرایط اقتصادی و روحی بدی داشتم. قبل از 12 قدم من شغل دلخواهم رو داشتم ولی پول نمیتونستم ازش بسازم و الان من قدم پنجم هستم ️ دوره رو شروع کردم و روزی 9 ساعت با دقت آموزش هاتون رو گوش میدادم قدم میزدم با تمام توانم توجهاتم رو کنترل کردم آدمای که از نظر فرموده های استاد مناسب نبودن رو بشدت از خودم دور کردم به حدی که تنها تنهای تنها فقط برای شام و نهار خوردن پدر مادرم رو هم میدیدم من خودم رو وادار کردم به تجربه موفقیت در همه جنبه ها روز اول دوم سوم دهم بیستم و همونطور که روی آموزش ها کار می کردم دبدم یواش یواش نتایج داره تغیر می کنه الانی که این کامنت رو مینویسم، بعد از 162روز یعنی فقط و فقط بعد از 162 روز درآمد من در ماه رسیده به ماهی 50 میلیون تومان اونهم در شهری که 150 هزار نفر جمعیت داره و میگن نمیشه. خداوند رو سپاس گزارم به جرات میتونم بگم یکی از بهترین نتایج رو گرفتم بین همه️️ تو این مسیر خیلی نجوا میاد خیلی ذهن دوس داره تنبلی کنه خیلی هم بعضی وقتا تکراری میشه و این تکراری شدنه خیلی منو اذیت می‌کرد و من راه کار نداشتم براش خداوند رو سپاس گزارم استاد از شما بینهایت سپاس گزارم که این نتایج دوستان رو میزارید من از آقا رضا خیلی یاد گرفتم که چطور ادامه بدم که تکراری نشه برام ازت سپاس گزارم آقا رضا️ هر روز صبح که بیدار میشم اول بشدت سعی میکنم که خودمو شاد کنم انرژی بدم به خودم واقعا تمام دوره هاتون محشرن بخصوص 12 قدم من قبل از شروع آموزش های 12 قدم، هیچی نداشتم؛ نه اعتماد به نفس، نه پول، نه سلامتی، نه زیبایی، نه اعتماد به توانایی هام و شغلم. اما الان فقط بعد از 162 روز، یه 405 بسیار زیبا دارم ماهی 50 میلیون درآمد اونم چه درآمدی همیشه تاییم آزاد آزادی ممکانی زمانی از نظر روحی فوق العاده بشدت خوشتیپ شدم اعتماد به نفسم آتشفشان سلامتی و بخصوص انرژیم عالی عالی عالی نمیدونید چه حس خوبی وقتی با خدا ارتباط داری وقتی به 160 روز پیش نگا میکنم باور کنید بارها و بارها وسط خیابون برای خداوند سجده کردم روز 200 دفعه به خودم میگم آفرین چی بودی چی شدی همیشه به یاد خودم میارم که از کجا به کجا اومدم انقد بهم انگیزه میده بخدا استاد کلمات حتی یک درصد هم نمیتونه زحماتی که شما کشیدید برای سایت و کانال دوره ها رو جبران کنه فقط میتونم بگم سپاس گزارم و نتیجه بگیرم چون نتیجه گرفتن شاگرداتون بالاترین تشکره به نظر من خیلی به خودم میبالم که توی 29 سالگی و تو زمان زندگی دنیوی شما هستم من یکی از خوشبخترین هام بینهایت سپاس گزارم ازتون استاد عزیزم استاد به خدا بهای هر قدم از دوره 12 قدم خیلی بیشتر میارزه 20 میلیون 30 میلیون و بیشتر و بیشتر می ارزه من کلا 6 ملیون تومان بابت 5 قدم از 12 قدم پرداخت کردم اما بیش از 400 میلیون تومان تا الان من تونستم پول بسازم. این مقدمه ای بود از 160 روز 5 قدم از 12 قدم چند وقت دیگه ویدئوی دیاکو جبروتی هم با نتایج بسیار بسیار عالی فرستاده میشه و من بی‌صبرانه لحظه شماری میکنم برای اون روز که با استادم حرف بزنم دوستای گلم ؛دوستای گلم ؛خواهرا و برادرای گلم هر وقت شروع کنید دیر نیست ولی زمان رو از دست ندید 👇👇👇👇 @KhalgeServat
302
11
قبل از 12 قدم، من ب لحاط سلامتی در آستانه کنسر کبد بودم و دکترم هربار چقد از بابت نجاتم، اظهار خشنودی میکنه…اما الان خداروشکر سرحال قوی و صبحها میرم ورزش.. موها و ابروهام ، ریزش نداره و عااااالیم… و در سلامتی کامل و خوش خلقی کامل هستم. نتایج من در حوزه “” روابط”” من بهترین دوست خودم شده ام.. ساعتها تنهائیم ، فقط و فقط با هم صحبتی با خدا میگذره و البته ک صحبت با خدا نمیتونه درباره موارد منفی باشه… همش خوبی و خوبی و خوبی… پیشرفت موفقیت…من رو شونه های خدا میشینم و او منو هدایت میکنه به راحتی می تونم دیگران رو تحسین کنم و حس خودارزشمندی توی وجودم صدها برابر شده کیفیت روابط دوستانم کاملا تغییر کرده و حالا دیگه دوستام همه ثروتمند هستن افراد منفی گرا، دروبرم کم رنگ شده ان… حتی مادرم هم با این پس زمینه فقر ذهنی وحشتناک، به نسبت دیگران خیلی کمتر با من منفیه و روزی هزار بار از من تعریف و تمجید میکنه و من میبینم که همه ی این اتفاقات از وقتی رخ داده که من روی خودم کار می کنم و تغییر کرده ام، ” رفتار جهان هم با من عوض شده است”” من خودم خالق زندگی خودمم… من “عدل” خدا رو میبینم کل نُمِد هوأُلاء و هوأُلاء… در زمینه روابط ، قبل از دوره 12 قدم داشتم به طلاق می رسیدم شوهرم به شدت غرغرو بود و باید بگم همه حتی خانواده ی خودش از غر غرهاو ایرادات همیشگیش ب تنگ اومده ان اما الان ب قدری با هم در صلحیم ، ک حد نداره…. به خاطر همین نتایج هست که می خوام دوباره 12 قدم رو از اول مرور کنم و با ساختن باورهای جدید یقینأ هیچ نکته منفی وجود نخواهد داشت اوائل تمرینها رو انجام نمیدادم از بس هول بودم، آگاهیها رو دریافت کنم… اما از قدم 8 ب بعد تصمیم گرفتم: از اول شروع کنم و تک تک تمرینها رو ، انجام بدم، حتی تمرین آگهی تبلیغاتی… هرروز و هر نتایجمو یادآوری میکنم… وااااای ک چقدر شگفت زده ام از اینهمه نتایج عالی. 👇👇👇👇 @KhalgeServat
426
12
بخشی از نتایج مرضیه عزیز از عمل به آگاهی های دوره 12 قدم: 🌹🌹🌹🌹 سلام ب استاد عشق و سلام به عزیز دلشون و سلام به همدوره ای های نازنینم….. وقتی دوره 12 قدم رو شروع کردم، چقد هول بودم ب چنین لحظاتی برسم و حالا ک رسیدم فقط میخوام برم از اول مرور کنم که این نتایج چظور ساخته شد تا بتونم دوباره اونها رو بیشتر کنم. البته باید بگم من ستاره قطبی رو فقط 50% انجام دادم… فقط صبحها زود ک همه خواب بودن… با آرامش کامل… اما شبها بخاطر نق زدن شوهرم و خستگی خودم انجام نمیدادم… ک الان میفهمم ریشه در باورهای نادرست خودم داشت…باید بشینم رو این باورام کارکنم تا غرغر ها محو بشن الان با شروع دوباره 12 قدم، دارم تمرین ستاره قطبی رو کاملتر و متعهدتر انجام مید و روی باورام کار میکنم و شبها هم ، انجام خواهم داد من بعضی از نتایجی رو که از این دوره داشتم در جنبه های مختلف می نویسم: “”تغییرات شخصیتی من از دوره “” الان با خودم در صلحم ، ساعتها با خودم، تنها حال میکنم و در جمع همه میگن: آرامشی در کنارت حس میکنیم، ک بینظیره آره کم کم شخصیتم عوض شد و تبدیل شد به شخصتی شجاع تر ، آروم تر، مهربون تر وقتیکه تونستم تمرکزمو از نکات منفی ای که دربارشون فکر میکردم مثل: بدرفتاری مادرم، همسرم ، همکارام ، و بدتربیتی بچه هام بوسیله شوهرم بود ، برداشتم و برعکس تمرکزمو گذاشتم روی: “نعمتهای پروردگار” روی آنچه ” زیبائیها و خوبیاس” در این جهان…. و من آهسته آهسته تکامل کردم، شخصیتم تکامل کرد الان بچه هام، همسرم، و تموم اطرافیان منو ب مثبت گرائی، خوش خلقی، خنده روئی، با مرامی، خونگرمی، مصممی ، آینده نگری، مهربون شادوسرزنده، کدبانو، صبور و بردبار ، پویا، دست فرمون خوب، پیگیر، تمیزوپاکیزه، وظیفه شناس، باایمان ، وفادار، خوش پوش و خونواده دوست، خوش قلب، متعهد، آموزش پذیر، رفیق، خوشگل، بیبی فیس و... میشناسن …من فرزندی بینظیر برای مادرم، همسری فوق العاده برای شوهرم،، مادری خوب برای فرزندانم، دوستی الان من خودمو منبع اعتماد ب نفس می دونم… ک هرآنچه هرآنچه ک بخوام، خداوند ب من آموزش میده، خداوند منو هدایت میکنه و من ب معنای واقعی کلمه “میتونم یادبگیرم ” بنابراین ن میترسم و ن حیرونم ک چ کنم؟ الان واقعأ ب مقام “” لعلّکَ تَرضی “” رسیده ام… یعنی اون دختر خام، شلخته ، درگیر باهمه ، ترشیده ی پرمشکل، ک نمیتونست عصبانیت، خشم، ترس، نگرانی، استرس و هیجان رو کنترل کنه، آهسته آهسته تبدیل شد ب خانوم زیبا، مهربون، شاد سرزنده، کدبانو خانواده دوست،باوفا، کاردان،و یک عالمه صفت خوب دیگه قانون تکامل و نتایج عالی شو میبینم…. نگران آینده نیستم فارغ از اینکه دلار چقدر بشه... روزانه هزاران بار مث استادم، تمرین گفتنِ”چشم” میکنم… – حسودی و بخصوص کینه غیر از یک یا دو مورد ، کاملأ ناپدید شده و حسادت تبدیل شده ب شکرگزاری نعمات الهی نتایج من در “”حوزه ارتباط با خداوند و معنویات” قبل از شروع 12 قدم، من شخص ناآرومی بودم ک فکر میکردم: دلم بشکنه و با گریه های گوله گوله ، دل خدا رحم میاد و دیگ حتمأ ب خواسته هام میرسم..اما گریه ک هیچ و هر ختم و نذری ، منو ب خواسته هام نمی رسوند…. و این باعث غم، غصه، ناراحتی، نگرانی، ناآرومی، استرس، و سردرگمی من میشد… اما الان فقط با آرامش، با “یادآوری” نتایج ب ظاهر کوچیکم، و سپاسگزار بودن براشون بارها و بارها ب خودم که همینجور که به این نتایج رسیدم، به بقیه خواسته هام هم می رسم. دیگه دنبال نذر و ختم قرآن نیستم برای اینکه دل خدا رو بدست بیارم. بلکه قانون خدا رو دارم درک می کنم و این “اعتماد ب نفسی بهم میده، ک تو این 50 سال زندگی چنین آرامشی رو درک و تجربه نکرده بودم… نتایج من در حوزه “”وضعیت شغلی و مالی”” قبل از شروع دوره 12 قدم، من حتی قدرت خرید یک قدم از دوازده قدم رو هم نداشتم، توی قدم اول که چکاپ فرکانسیم رو نوشتم، خانوم معلم فقیری بودم ک حساب بانکیم حتی پونصدهزار تومن هم موجودی نداشت حتی یک پراید قراضه دست دوم هم نداشتم از خدا خواستم ک اولأ بازنشسته شم، ک خداوند معجزه کرد… علیرغم کمبود 16هزار نفری نیرو تو استانم ، در کمال خیرت ، با یاری الله یکتا، من بازنشسته شدم دومأ نتایج خفن مالی خواستم و الان حساب پس انداز بانکیم بالای 800 میلیون تومن هست و میانگین درآمد ماهیانه ام ، 29 میلیون شده و دارم به وضوح بوی ثروت رو احساس می کنم حالا خونه ام گرچه استیجاریه اما نو ساز با یه ویوئی رو ب بهشت داره… آسانسور و پارکینگ ریموتی داره.. اصن صاحبخونه ایران نیست…. منی که قبل از 12 قدم توانایی خرید یه گوشی لمسی رو نداشتم، الان گوشی آیفون 13پرومکس ، 512 Gدوسیکارته گلد دارم… من که حتی فرش جهیزیه ام دست دوم بود االان قالی های خونه ام ابریشمه… و واقعا خدارو شکر می کنم. نتایج من در حوزه “” وضعیت سلامتی””
338
13
بخشی از تجربیات آرزو عزیز از دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان هر روز صبح که صدای پیام کانال تلگرام گروه تحقیقاتی عباس منش رو میشنیدم ، سریع مراجعه میکردم تا تجربیات دوستانی رو بخونم که دوره ی فوق العاده بینظیر و حیاتی ِ شیوه ی حلّ ِ مسائل ِ زندگی رو خریدند. بارها شده که میدیدم من اوّلین نفری هستم که پیام رو باز کرده و با تمام ِ وجودم دلم میخواست دوره شیوه حل مسئله رو داشته باشم ، آگاهی هاش رو با جان و دل بشنوم . با خوندن ِ تجربیّات ِ دوستان و خوندن ِ بارها و بارهای مقاله ی معرّفی ِ این دوره ، چنان شور و شوقی در من ایجاد میشد که هنوز دوره رو تهیّه نکرده ، فقط از روی نکاتی که از دیدگاه ِ بچّه ها ، برداشت کردم ، شروع کردم به نوشتن ِ متن ِ دیدگاه و توی صفحه ی تلگرام ام ، ذخیره ش کردم تا وقتی که دوره رو تهیّه کردم ، اون متن رو براش بزارم. این رو هم بگم که مدّتی قبل بعد از کلّی کلنجار رفتن با خودم، مقاومت رو شکستم و بالاخره دیگه به مریم جان ، ایمیل زدم که کاش بشه استاد با شما که شاگرد ِ اوّل و ممتاز ِ دانشگاه ِ گروه ِ تحقیقاتی ِ عبّاس منش هستی ، مصاحبه ای داشته باشه با این موضوع که چطور تمرین میکنی ، چطور روی خودت کار میکنی ، شمایی که الگوی من هستی ، کاش این اتّفاق بیفته که درخواستم رو بپذیری. امّا مریم جان پاسخ ِ این قسمت از ایمیل ِ من رو جواب ندادن وگرنه بارها شده با مهربانی و خوشرویی ِ تمام ، چند تا از ایمیل هام رو پاسخ دادن. دیروز از صبح تا خود ِ شب ، خدای من شاهده که بالای 50 بار ، یک احساسی توی قلبم بصورت ِ واااضح ، فریاد میزد که شیوه حل مسئله رو بخر … بخرش … و هر بار صدا بلند تر و واضح تر میشد … نجواهای ذهنم رو نشنیده گرفتم که طبق ِ معمول با بهانه های مثل اینکه اینهمه فایل و دوره از استاد داری ، این رو دیگه برای چی میخوای بخری..، می خواست من رو منصرف کنه. نجواها رو نادیده گرفتمش و سریع گوشی رو برداشتم و با عشق ، دوره رو خریدم و به خودم هدیه دادمش. جلسه ی اوّل رو 2 بار تا اینجای کار ، با تمرکز ِ بالا با تک تک ِ سلّول هام ، گوش دادم. اوّل چقدر خدا رو شکر کردم بابت ِ اینکه هدایت رو اینقدر واضح درک کردم و با دیدن ِ جلسه ی اوّل، با خودم گفتم که بببهترین تصمیم ِ عمرم ، بهترین هدیه ای که میتونستم به خودم بدم ، همین دوره س ، نتونستم نداشته باشمش ، نننمیشد که نداشته باشمش ، چه هدایت ِ دقیقی ... چون بعد از اینکه با تک تک ِ سلّول هام از خداوند درخواست راهکار کردم که: من چطور بهتر از این از قانون استفاده کنم که تلاش هام برای درک و استفادهِ از قانون ، شبیه به دویدن روی تردمیل نباشه؟! و خداوند من رو به سمت این دوره هدایت کرد. موضوع اینه که من بارها به نظر خودم تونسته بودم واقعا از ناخواسته هایی واقعی اعراض کنم که طبق قانون باید پاداشی بزرگ میداشت، اما نتیجه به اندازه انتظار من نبود و من از خودم می پرسیدم: ایراد ِ کارم کجاست که میزان ِ تلاشم برای استفاده از قانون ، با میزان ِ نتایجم ، برابر نیست و همخوانی نداره؟!! البته که هیچوقت به قانون شک نکردم و هر بار صدای استاد توی گوشم میپیچید که خداوند کار ِ خودش رو ، سمت ِ خودش رو دقیق و عالی انجام میده ، این تو هستی که باید سمت ِ خودت رو عالی انجام بدی وگرنه خدا بینقصه و عالی وظیفه ی خودش رو انجام میده. و من دنبال ِ ایراد در خودم بودم . دلیل ِ ایمیلم به خانم شایسته هم همین بود . انگار دلیل ِ جواب ندادن ِ مریم جان این بود که : آرزو … صبر کن ، صبر کن که یه سوپرایز در راهه ،خداوند پاسخ داده طبق ِ وعده ش که اگر مرا بخوانی ، اجابت ات میکنم و خدا درخواستت رو اجابت کرده . آرزو ، دوره ای داره آماده میشه که میخوام دستت رو بگیرم ، بهت بگم اجازه داری هر چقدر که دلت میخواد توی پردایس کنار ِ من بمونی و بنشینی روی یک صندلی ، کنار ِ میز ِ کارم ، کنار ِ من ، و به شیوه ی تمرین کردن ِ من نگاه کنی . اصلا فیلم بگیری . صدام رو ضبط کنی . هر جور که میتونی ازم الگوبرداری کن . این توصیه رو میکنم به دوستانی که حتّی اگر سر ِ سوزن شک دارن که این دوره رو تهیّه کنن ، اگر از من بپرسن پیش نیاز ِ دوره ها چیه ؟ بغیر از اینکه میگم تعهّد به انجام ِ تمرینات ، بغیر از وحی ِ مُنزل دانستن ِ این آگاهی ها ، بغیر از استمرار ، قطعا با ایمان میگم. تجربه ی من تا حالا از این دوره به من نشون داد که اگر میخوای از دوره هایی که از استاد ِ جانم داری، نتیجه های عالی بگیری اگر میخوای تیشه ای تیز و بُرّنده داشته باشی و به ریشه ی باورهای محدودکننده ای حمله کنی و بزنی که سال هاست تو رو از یک زندگی لذّتبخش و بی پَروا خرید کردن ، محروم کرده ، تو رو احاطه کرده با کلّی مسأله و مشکل و حسرت ، و عزّت و شَرَفت رو نشانه رفته و زخمی کرده ،
323
14
بخشی از نتایج آیدا عزیز از عمل به آگاهی های دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 سلام به همه مخصوصا استاد و مریم شایسته ی عزیز آیدای جدید در حال نوشتن کامنته با کلی نتیجه ی بزرگ و کوچیک این سومین بار هست که دارم تمرین جلسه دوم از دوره شیوه حل مسائل رو انجام می دم و هربار عمیق تر و عمیق تر به درونم پی میبرم الان که دارم مینویسم اتفاقات معجزه واری رو پشت سر گذاشتم که حداقل برای من خوده خوده معجزه بودن استاد وقتی این دوره رو شروع کردم خیلی حالم بد بود. به بن بست رسیده بودم و هرروزم شده بود دست و پنجه نرم کردن با مسائلی که نمیدونستم چطور باید حلشون کنم. وقتی به هدایتم سمت این دوره فکر میکنم، وقتی به این فکر میکنم که تا تصمیم گرفتم دوره رو بخرم پولش یک جا جور شد و من همه چیو حتی لباس عید رو گذاشتم کنار و کار کردن با دوره ی شیوه حل مسائل رو شمارو به هر چیزی ترجیح دادم و الان می بینم این دوره شده یکی از معجزات زندگی من مسائلی از من حل شده که مدت زمان زیادی درگیرشون بودم از 1 سال گرفته تا 6 سال و هفت سال و همشون در عرض یک هفته حل شدن اونم فقط و فقط با انجام تمرینات،و گوش کردن به آگاهیای این دو جلسه. به سمت راه حلایی هدایت شدم که درست بغل گوشم بود و من اصلا حتی یکبارم به ذهنم خطور نکرده بود که راه حل همنجا کنارم هست. واقعا تمام مسائل بدون استثنا راه حل هایی بسیار بسیار ساده دارن و حالا بعد از حل اون مسائل اعتماد به نفسم انقدر رفته بالا، انقدر احساس لیاقت میکنم انگار من ارزشمند ترین و قدرتمند ترین انسان روی زمینم. هر چند که مسائلی هستن که هنوز باید حل بشن اما اینبار مطمئنم میتونم حلشون کنم چون دارم توانایی حل مسئله رو پله پله می سازم و دارم می بینم وقتی پا میذاریم روی ترسامون وقتی شجاعتمون و ایمانمون رو نشون میدیم خدا از درو دیوار برامون نعمت و برکت میفرسته یه مسئله که اسمشو میذارم شاه کلید حل بقیه مسائلم، با عمل به جلسات این دوره از من حل شد که همون لحظه که حل شد اومدم و کامنت نوشتم با حل اون مسئله آزادی ذهنی بمن داده شد که اگر صد سال دیگه هم با روش قبل از آگاهی های این دوره پیش میرفتم، اتفاق نمیفتاد استاد من درگیر یه رابطه چهار ساله بودم و هربار میومدم تمومش کنم بخاطر باورام نمیشد اینکارو کنم نمیشد ینی با مقاومت خودم و اون شخص نمیشد و این یه بخش بزرگی از تمرکز من رو گرفته بود اما دیروز وقتی داشتم تمرین جلسه دوم رو برای بار چندم انجام میدادم و دونه دونه پیش خودم اعتراف میکردم این مسئله رو فقط به خودم گفتم و با خودم صادق بودم اتفاق عجیبی افتاد خود اون شخص صادقانه…. همه چیو گفت و همچی تموم شد و نصف مسائل ریز و درشتیم ک درگیرشون بودم محو شدن رابطه رابطه ی خوبی بود اما من لیاقتم بیشتره…(که توی عقل کل هم یه سوال درمورد روابط نوشتم و اون ازین مسئله آب میخورد ینی آبشخورش این حد از تمرکز روی یه فرد و اینکه خودمون رو لایق ندونیم بود) یه مسئله دیگه ای هم بود که اون مسئله ام با باور های درستی که استاد عزیزم بهم یاد داد و پولی که خودم ساخته بودم حل شد! قدرت حل مسئلم توی مسائل کوچیک کاری یا کلا توی زندگی روزمره خیلی بهتر شده استاد البته هنوزم یکم مث اون آیدای قبلی با برخورد به یه مسئله گریم میگیره اما نه مثل قبل که تا یک هفته افسرده میشدم. ترس از این مسائل و ناتوانی از حلشون بود که منو از مسیر خارج کرده بود و نه میتونستم روی خودم کار کنم نه حتی راحت بخوابم… ینی من آب میخوردم داشتم به این فکر میکردم مسائلم چرا حل نمیشن؟!!! من اصلا اون آیدای قبلی نیستم که همه بهش میگفتن تو چقد ضعیفی! چقد زود گریت میگیره چقد زود از کاه کوه میسازی البته کههههه بگم الان یکم قوی تر شدم و همین یه کم قوی تر شدنم زندگیمو عوض کرده حالا اگر بیشتر بشه واقعا زندگیم بهشت میشهD: این دوره یاد میده نه تنها مسائل رو میتونیم حل کنیم بلکه راحت تر از اونکه فکر می کنیم حل بشن در کل بخوام بگم تمرینات جلسه دوم اول از همه یادت میده پیش خودت حداقل صادق باشی و ووقتی توی تنهایی خودت صادق باشی دیگه نمیتونی هیچ کجای زندگیت به خودت دروغ بگی و کاریو انجام میدی که به نفعت باشه که باور های بهتری رو برات بسازه دیگه آشغالا نمیدی زیر مبل دیگه اگر بخوای ام نمیتونی کویر و نگه داری و بخوای برنج بکاری چون اگاه شدی کویرت چیه تمرین جلسه دوم رو برای بار سوم و برای این هفته انجام دادم و برنامه دارم تا به صورت هفتگی دوباره انجامش بدم. وقتی داشتم به یه سری سوالا جواب میدادم خیلی احساساتی میشدم آخه تا حالا انقد با خوده واقعیم روبه رو نشده بودم و آخرشم متوجه شدم خوده آیدای واقعی اونقدرام بد نیستاااا بد نیس چیههه عاااالیه وای استاد انقد حالم بهتره انقد خودمو بیشتر دوست دارم و انقد عمییییق (به قول مریم شایسته عزیییز) عزت نفسم رفته بالا تر که خودم از خودم بودن لذت میبرم ازتون سپاسگزارم و خیلی دوستتون دارم.
244
15
و اینم بگم استاد من قبل از این دوره شدیدا خدا هدایتم کرد که دوره بینظیر عشق و مودت و بخرم و خریدم در حالی که فکر میکردم نیازی ندارم چون من تو روابط مشکلی ندارم و مشکلم تو بحث مالیه فقط و دوست داشتم کسب و کارمون رشد کنه ولی الان میفهمم تا این مسائل حل نشه کسب و کارم پر رونق تر نمیشه و درآمدم بهتر نمیشه خدایا شکرت برای آگاهی هایی که بهم دادی خدایا شکرت برای وجود استاد عباس منش و خانوم شایسته و همه دوستان خوبم @KhalgeServat
178
16
حالا فهمیدم که من باید از سر راه خدا برم کنار و اجازه بدم خدا کارها رو انجام بده و هم من و هم بنده هاش و هدایت کنه استاد من خیلی به خودم فکر کردم و با خودم حرف زدم تا بفهمم که دلیل این رفتارهای من چی بوده؟ دلیل اینکه فکر میکردم باید خودم و وقف خانوادم به خصوص پدر م مادرم کنم چیه؟ دلیل اینکه من باید از وجود خودم بکنم و بدم به پدر و مادرم چیه ؟ و دلیل اینکه چرا من فکر میکنم من وظیفمه که هر درخواستی رو ازشون اجابت کنم حتی اگر انجامش در توانم نباشه چیه؟ در حالی که پدر و مادرم اصلا خودشون اینجوری نبودن و نیستن اصلا از خودشون نگذشتن برای پدر و مادرشون در صورتی که پدر من خیلی راحت به درخواست مادرش گفت نه چون میدونست با انجام خواسته مامانش باید از زندگیش و از کارش و از اهدافش بزنه و از خودش بگذره این رفتارهای من در حالی بود که مامانم هرگز از خودش نگذشت از وجود خودش نکند بده به مادرش و من فکر میکردم مامانم آدم خودخواهی هست و من دارم کار درست و انجام میدم که خودم و فدای اونا میکنم استاد من فکر کردم و پیدا کردم که ریشه این باور اشتباه کجاست. یعنی باورم این بود که باید درخواست های پدر و مادرتون رو اجابت کنید تا عاقبت به خیر بشین. من وقتی بچه بودم یه مدتی پیش مادربزرگم بودم و همزمان با مدرسه ام بود مادربزرگم این باوره رو داده بود به من و کرده بود تو مغز من و چون آدم مذهبی بود من فکر میکردم که به خدا نزدیکه و خدا خیلی دوستش داره پس تمام حرفاش درسته مادر بزرگ من همیشه میگفت باید نماز بخونی باید روزه بگیری باید مسجد بری باید کلاس قرآن بری باید به پدر و مادرت نیکی کنی تا خدا دوست داشته باشه تا اون دنیا بری تو بهشت اشکال نداره اگه الان پاداش نمیگیری ولی در عوض خدا تو اون دنیا بهت پاداش میده منم بچه بودم و فکر میکردم داره درست میگه چون مومن هم بود فکر میکردم به خدا نزدیکتره و من تمام دوستان دوران بچگیم از خانواده های مذهبی بودن و چون رفت و آمد شدید با خانواده هاشون داشتم این باعث می‌شد هی این باورهای اشتباه بیشتر در من تقویت بشه و چون پدر و مادر من اصلا مذهبی نبودن به خاطر همین من فکر میکردم اونا تمام رفتارهاشون اشتباهه اونا به خدا نزدیک نیستن چون نماز نمیخونن چون روزه نمیگیرن چون مسجد نمیرن به خاطر همین هیچ وقت تو این قضیه پدر و مادرم و الگو قرار ندادم با اینکه من تو بچگی اصلا از مسجد رفتن و کلاس قرآن رفتن و حجاب داشتن و در کل مذهبی بودن خوشم نمیومد ولی فکر میکردم با این کارها به خدا نزدیک ترم و قراره برم تو بهشت و دوست داشتم همش مورد تایید مادربزرگم باشم به خاطر همین بیشتر این کارها رو انجام می‌دادم بعد دوباره اومدم نگاه کردم دیدم که یکی از فامیل های نزدیک من هست که خیلی آدم ایثارگر و فداکاریه اصلا خودش و وقف دیگران مخصوصا پدر و مادرش کرده همیشه همیشه بعد من چون این باورهای اشتباه رو داشتم فکر میکردم اون داره کار درستی میکنه و همیشه ازش الگو میگرفتم و عین اون رفتار میکردم همیشه هم همه بهم میگفتن که تو دقیقا کپی برابر اصل فلانی هستی بعد الان اومدم به زندگی اون آدم نگاه کردم دیدم شرایطش یه جوری شده که مسئولیتش در برابر مادرش بیشتر شده و بیشتر نیاز داره به نگهداری شرایط پدر و مادر همسرش یه جوری شده که این باید همیشه حواسش بهشون باشه و درگیر اونا باشه بچه هاش با اینکه ازدواج کردن ولی شرایطشون یه جوری شده که این گرفتار بچه هاش شده و باید مشکلات بچه هاش و حل کنه و همیشه هم میگه من بدبختم که همه مشکلات بقیه رو باید حل کنم همیشه هم احساس قربانی بودن داره هرروز هم داره مریض تر و از پا افتاده تر میشه بعد به خودم گفتم اگه به این روند ادامه بدی تو در آینده میشی این آدم حالا انتخاب کن میخوای به اهداف خودت برسی یا میخوای وسیله ای باشی برای حل مسائل دیگران استاد همیشه میگن باورهای شما هست که داره رفتارهای شما رو شکل میده من تا الان درک نکرده بودم یعنی اگه استاد میگفت فلان باور اشتباه هست و باور درست اینه من فکر میکردم که خوب من که ندارم این باور اشتباه رو من که باورهام تو این زمینه درسته تازه فهمیدم شناسایی باور اشتباه یعنی چی ساختن باورهای قدرتمند کننده یعنی چی تازه فهمیدم حل ریشه ای مسائل یعنی چی و تمام این آگاهی ها در صورتی هست که من هنوز نرفتم جواب سوالات جلسه 2 رو بدم یعنی من با هر جمله استاد با هر اسلایدی که خانوم شایسته نوشتن یه عالمه مثال و باور محدود کننده پیدا میکنم و مینویسم و بررسی میکنم و خدا میدونه که تا آخر دوره قراره چه باورهای اشتباهی که تو وجودمون هست رو پیدا کنیم و بررسی کنیم و با ساختن باورهای درست پامون رو از رو ترمز برداریم و حرکت کنیم
189
17
بخشی از تجربیات مونا عزیز از دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 به نام خدایی که استاد عباس منش و سر راه من قرار داد تا باعث بشه من برای اولین بار در زندگیم با خود واقعی ام رو به رو بشم به نام خدایی که استاد عباس منش و سر راه من قرار داد تا من خدا رو بشناسم استاد من اعتراف میکنم تا الان که تقریبا 3 ساله دارم با آموزشهای شما زندگی میکنم انقدر عمیق نفهمیده بودم باور چیه و نتونسته بودم باورهای اشتباهم رو پیدا کنم یعنی بخدا اگه برای هر جلسه از این دوره باید هزینه پرداخت میکردیم و میخریدیم بازم آگاهی ها و ارزش دوره میلیونها برابر از چیزیه که برای خرید دوره پرداخت کردیم حالا میفهمم چرا پدرم به من زنگ زد و ازم درخواست کرد و بعد اون موضوع کنسل شد چون خداوند میخواست من یه سری باورهای اشتباه که از بچگی داشتم و تا الان همراهم بود و هرگز نفهمیده بودم که من این باورها رو دارم رو شناسایی کنم و اصلا بیام به کارهام فکر کنم بیام با خودم روبه رو بشم حالا میفهمم که چرا استاد میگه تنها باشید و خداوند تو تنهایی بهتون الهام میکنه و با شما حرف میزنه استاد بعد از اون کامنتی که من گذاشتم و درباره اون درخواست پدرم و اتفاقاتی که پیرامونش افتاد توضیح دادم، خیلی به اون ماجرا فکر کردم و خیلی هم با همسرم راجبش صحبت کردیم و اون ماجرا درس هایی برام داشت و به من فهموند که یه سری باورهای اشتباه دارم که نمیزاره من حرکت کنم و فارغ از اینکه چقدر می خوام، نمیزاره من پیشرفت کنم. فردای اون روز یه شرایطی رو فراهم کردم که با خودم تنها باشم و فقط من باشم و خدا و برای اولین بار تو زندگیم با خودم روبه رو شدم با خودم حرف زدم واقعا به قول بچه ها سختم بود که یه واقعیت هایی رو به خودم بگم که سالها باعث شده بود من انسان ضعیف و بی اعتماد به نفسی بار بیام رفتم جلو آینه و اشک می‌ریختم و ساعتها با خودم حرف زدم به کارهام اعتراف کردم کارهایی که انجام داده بودم فقط برای تایید دیگران فقط از سر دلسوزی برای دیگران فقط به خاطر اینکه اگه این کارها رو انجام بدم میشم بنده محبوب خدا اشکال نداره بزار الان اذیت بشم بزار الان داغون بشم ولی در عوض اون دنیا میرم تو بهشت ساعتها با خودم حرف زدم و همینجور خدا آگاهی ها رو بهم میداد و باهام حرف می‌زد بعدش اومدم یه تعهد نامه نوشتم و به خودم و خدا قول دادم که هرگز برای کسی دلسوزی نکنم هرگز برای تایید دیگران کاری نکنم هرگز از وجود خودم نکنم بدم به دیگران همیشه اول خودم تو زندگیم مهم باشم اول برای خودم ارزش قائل باشم و به خودم گفتم چندین ساله داری به این روش زندگی میکنی و الان نتیجه زندگیت شده اینی که الان هست. تو با این روند نه تنها پیشرفت نکردی بلکه هرروز بی اعتماد به نفس تر و ضعیف تر شدی و هرروز زندگیت داغون تر شد و پسرفت کردی و به جایی نرسیدی حالا بیا از امروز یه جور دیگه فکر کن بیا یه جور دیگه رفتار کن. بیا برای خودت زندگی کن. بیا تمرکز کن رو خودت و اهداف خودت رو دنبال کن بعد تصمیم بگیر که میخوای به کدوم روش عمل کنی بعدش پایین برگه رو امضا کردم و تاریخ زدم تا شب همینجور خدا برام مثال‌هایی آورد از آدم هایی که تو زندگیم دیدم که خودشون رو وقف دیگران کردن و جهان چقدر اونارو هرروز درگیر تر و گرفتار تر کرد و وسیله ای شدن برای اجابت خواسته های دیگران و چه افرادی که دنبال اهداف خودشون رفتن و به چه موفقیت هایی رسیدن و چقدر پیشرفت کردن استاد من همیشه یه کاری رو از سر دلسوزی و یه سری باورهای اشتباه برای مامانم انجام می‌دادم اما اینبار وقتی ریشه ی این رفتارم رو فهمیدم، تصمیم گرفتم که انجام ندم چون هم خودم و اذیت می‌کردم و هم داشتم این کار و از سر دلسوزی انجام می‌دادم اینبار انجام ندادم و گفتم این واقعا مسئله من نیست مسئله مامانم هست و خدا هدایتش می‌کنه استاد دیشب که داشتم از سر کار برمیگشتم مامانم بهم پیام داد و بهم گفت که چطور اون کارش انجام شده و چه راه‌هایی براش باز شده و چقدر راضی و خوشحال بود. خوشحالی و سپاسگزاریش از خدا قشنگ از پیام هاش معلوم بود دیدم چقدر راضی تره چقدر سپاسگزار خدا هست چقدر اون کارش عالی تر و بهتر و با کیفیت تر انجام شد استاد اونجا فهمیدم که من سر راه خدا ایستاده بودم و نمیذاشتم خدا کارش و انجام بده و هم خودم و اذیت میکردم و هم مامانم و معذب میکردم از اینکه من از کارم و از خودم گذشتم برای انجام کارهای مامانم
283
18
بخشی از تجربیات سیما عزیز از عمل به آگاهی های دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 به نام خداوند هدایتگر و سلام خدمت استاد و مریم عزیزم و همه ی دوستان من در حال کار کردن مجدد دوره ی دوازده قدم بودم و برنامم این بود که بعد از اتمام این دوره، روانشناسی ثروت ١ را مجدد شروع کنم. چون من بیشتره دوره های استاد رو خریدم، این بار تصمیم گرفتم دوره هایی که خریدم رو دوباره به صورت جدی شروع کنم و تمرین کنم. خواسته ی اصلی من ثروت و استقلال مالی هست. اما از اونجایی که همیشه از خداوند هدایت خواستم در انتهای ١٢ قدم خدا ، خدا بهم گفت تو باورهای خوبی در مورد پول و ثروت ساختی که نتایج خوبی هم برات داشته بنابراین باید رو شناخت ترمزهای ذهنیت و رفع اونا تمرکز کنی تا نتایجت عالی و عالی تر بشن. منم گفتم چشم و دوره کشف قوانین زندگی رو شروع کردم که واقعا این هدایت به جا بود و خدا رو شکر می کنم. جلسه ی 4 از دوره کشف قوانین زندگی بودم که دیدم به خاطره یه مساله ای، خیلی درگیر هستم و انرژی زیادی ازم گرفته می شه. البته اون موقع نمی دونستم مشکل از کجاست؟؟؟؟ کاملا حس می کردم که یه چیزی اشتباهه و یه جای کار می لنگه. مثل همیشه یه شب از خدا هدایت خواستم و گفتم خدایا داستان چیه؟ بعدش تو یوتوب یه فایل از استاد رو دیدم که استاد دارن دوره ی شیوه حل مسائل رو معرفی می کنن. خدا بهم گفت این دوره رو تهیه کن و در کناره کشف قوانین با هم کار کن منم گفتم چشم. این رو هم بگم اگر من الان خیلی راحت می تونم دوره های استاد رو بخرم و مبلغشو پرداخت کنم، نتیجه ی کارکردن روی فایلهای دانلودی استاد هست که به صورت رایگان روی کانال هست. من اول از فایلهای رایگان استاد شروع کردم. قبل از آشنایی با استاد و گروه تحقیقاتی عباس منش، من اصلا نمی دونستم درآمد یعنی چی. نمی دونستم از خودت درآمد داشتن و مستقل بودن یعنی چی؟! یعنی من قبل از آشنایی با استاد از نظر مالی کاملا وابسته به خانواده بودم. بعد از مهاجرت تونستم به لطف خداوند توسط آموزش های استاد عباس منش خود واقعی و قدرتمو پیدا کنم و از وابستگی رها بشم و آزادی واقعی رو تجربه کنم و متوجه بشم که من خالق صد در صد شرایط و اتفاقات زندگیم توسط افکار باورها و فرکانسهایم هستم و از اون سیمای ترسوی وابسته به خانواده، تبدیل شدم به این دختره قوی و مستقل که البته خوده همین مهاجرت هم بوسیله گوش دادن و عمل کردن به آموزشای استاد عباس منش اتفاق افتاد. خلاصه من دوره شیوه حل مسائل رو خریدم و شروع کردم به گوش دادن به این دوره. وای خدای من چطور به ذهن خودم نرسیده بود به این واضحی!!!!!! من چطور از این زودتر اینو متوجه نشده بودم که مسائل من داره از کجا آب می خوره! وقتی داشتم آموزش های استاد توی دوره شیوه حل مسائل رو گوش می دادم، مساله ای که سالها یعنی از سن ١۶ سالگی منو و در واقع ذهن منو در گیر کرده بود، مثل یه پرده سینما یه دفعه جلوی چشام اومد و خدا بهم گفت دختر جان تو باید از اوله اول اینو حلش می کردی. بهم گفت اگر از اول به حرفم گوش می کردی و همش نمی گفتی حالا باشه بعدا، الان خیلی خیلی جلوتر بودی. به قول استاد وقتی دیگه مطمئن می شی مشکل از کجاست، حل کردنش خیلی خیلی راحت می شه تا اینکه سر منشا رو نفهمی و گیج و منگ خودتو به هر دری بزنی برای اینکه بفهمی اصلا مشکل از جاست و پیدا کنی اون مشکل رو. خدا رو شکر، مساله ی اصلی کل زندگی من که سالها با اون در گیر بودم و همون باعث شده بود که اونجور که می خوام پیشرفت نکنم، بالاخره حین گوش دادن به این دوره پیدا شد و جالب اینکه حلش اینقدر برام آسون بود که اصلا باورم نمی شه. 👇👇👇👇 @KhalgeServat
331
19
بخشی از تجربیات آیدا عزیز از عمل به آگاهی های جلسه اول و دوم دوره شیوه حل مسائل زندگی 🌹🌹🌹🌹 استاد اصلا نمیدونم چطور احساسم رو بگم انگار آزاد شدم آزاد. فقط و فقط با تکرار آگاهیای جلسه اول و دوم دوره شیوه حل مسائل، انگار من اصلا آیدای قبل از شنیدن این آگاهیا نیستم من یه آیدای جدیدم. استاد دوس دارم داد بزنم بگم خدایا شکرت امروز صبح یعنی دقیقا همین چند دقیقه پیش، من تونستم مسئله ای رو حل کنم که 6 ساله درگیرش بودم. یه فکر آزار دهنده یه پاشنه آشیل یه موضوعی که واقعااااااا داشت به بقیه جنبه های زندگیم هم آسیب میزد دیشب به طرز عجیبی همین طور توی خلوت خودم داشتم اعتراف میکردم به همچی من با تکرار آگاهی های این دوره و انجام تمریناتش دارم صداقت داشتن با خودمون رو یاد می گیرم من یاد گرفتم به خودم راستشو بگم یاد گرفتم فرار نکنم از مسائلم و یاد گرفتم ببینم که واقعا مسائل وهبت هستن برام استاد این صداقتی که من داشتم فقط به خاطر تمرین جلسه دوم دوره شیوه حل مسائل بود. جلسه دوم تمرینش جادوییه انگار یه چوب جادو گرفتی دستت مسائلتو حل میکنی استاد من اصلا فکرشو نمیکردم این تمرین توی عمل و رفتارهام هم تاثیر بذاره خدای من! خدا جونم چه کردی با من امروز داشتم پیاده روی میکردم و فکر میکردم به حل مسئلم و بعد فقط راهکار بهم الهام میشد و درونم باهام حرف میزد دقیقا مسئله ای از من حل شد که همممیشه میگفتم نه این یکی رو ولش کن. یعنی همون چیزی که شما همیشه میگین اگر با شنیدن فایلا و آموزش های من به یه موضوعی برخوردید که گفتید نه دیگه این یکی که اصلااااا!! یعنی اینکه اتفاقا مسیر تغییر زندگی شما از تغییر همین موضوع می گذره و همین موضوع اول باید تغییر کنه. برای من دقیقا همین طور بود؛ من مدتها داشتم خودم رو گول میزدم و میگفتم حالا این موضوع خیلی مهم نیست استاد الان اشک تو چشمام جمع شده و نمیدونم از شدت شوق چی بگم با حل این مسئله خیلییی از مسائل جانبی دیگم حل میشه حالا که بهش فکر میکنم خیلی از مسائلم پشت سر هم حل میشن استاد الان که این مسئله رو حل کردم می بینم چقدر الکی میترسیدم و چقدر این مسئله رو برای خودم بزرگش کرده بودم و تبدیلش کرده بودم به بزرگ ترین عذاب زندگی.م اما الان شده یکی از بزرگترین موهبت های زندگیمه بچه ها دوست دارم این نکته رو بگم که اگر بعضی از مسائل حل نمیشن، فقط و فقط بخاطر باور های غلطمونه. ینی قرار نیست برای همه مسائل کار فیزیکی انجام بدیم ولی کار ذهنی به شدددت لازمه به شددتتتت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایااا شکرت الان و بعد از این تجربه، یه حس اعتماد به نفسی دارم؛ یه حس قدرتی میکنم که اگه الان بهم بگن بیا برو فلان کوهو جابه جا کن حس می کنم می تونم جابه جاش کنم دوره شیوه حل مسائل جادوییه، فقط باید ادامه بدم فقط باید بیشتر باور کنم و بیشتر آگاهی ها رو تکرار کنم و باید پای تعهدم به عمل به آگاهی های این دوره بمونم 👇👇👇👇 @KhalgeServat
285
20
@KhalgeServat
280