en
Feedback
آموزش زبان آلمانی از B1 تا B2

آموزش زبان آلمانی از B1 تا B2

Open in Telegram

💯آموزش زبان آلمانی از سطح ب۱ تا ب۲ ⏺ابتدای کانال🔰 https://t.me/B1bisb2/4 🔴کانال زبان آلمانی برای سطح آ۱ تا آ۲🔴 🔰🔰🔰 @A1bisA2

Show more
1 961
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
درس ششم سطح B1 کتاب Optimal گرامر درس ششم Adjektive:Deklination (Genitiv) Ausdrücke mit zweiteligen Präpositionen 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 @B1bisB2

درس ششم سطح B1 کتاب Optimal گرامر درس ششم Satz: Nebensatz mit „ um ... zu“ + infinitiv Präpositionen mit Genitiv 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 @B1bisB2

📣 توجه توجه ♦️ دوستان میتوانید برای خدمات زیر : 🔸مشاوره های اپلای دانشگاه های آلمان ویزای کاری،تحصیلی،پیوست و ثبت شرکت 🔹نگارش و استاندارد سازی رزومه تحصیلی و کاری (انگلیسی و آلمانی) 🔸 نگارش و استاندارد سازی انگیزه نامه تحصیلی و کاری (انگلیسی و آلمانی) ▪️وقت تایید مدارک سفارت آلمان در تهران ◻️معلم خصوصی اپلای دانشگاه ها، اپلای کاری، معلم خصوصی ویزای تحصیلی و ویزای کاری 🔻 به اکانت تلگرامی زیر با تایپ خدمات مورد نظرتان درخواست خود را ارسال کنید 📥 Telegram.me/herr_hamed

✅ برای سطح آ۱ و آ۲ و نمونه سوالات امتحان و مطالب مرتبط به این سطح که همگی عالی هستند در این کانال 👇👇👇 🆔 @A1bisA2

🎥فیلم‌آلمانی با زیرنویس آلمانی ✅ مناسب برای زبان آموزان 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 https://youtu.be/0vRnDBPuU1w 🆔 @B1bisB2

Sehr geehrte Damen und Herren heute ist der letzte Tag des Jahres.ich hoffe,ihr mit unserem Kanalinformationen zufrieden sein werdet. Ich wünsche euch allen ein schönes Jahr und ein gutes Jahr. Ich gratuliere euch zu Nouruz.... ❤️❤️❤️❤️❤️🌹 @B1bisB2 ❤️❤️❤️❤️❤️🌹

@B1bisB2 گرامر درس پنجم : کتاب Optimal سطح B1 Jan ist mit seiner Freundin Irene seit drei Tage in Berlin.Sie bleiben noch bis nächsten Montag . Jan will nicht ohne seine Freundin spazieren gehen.Irene hat nichts gegen einen Spaziergang , aber ihre Füße... . Also fahren sie vom Hotel mit der U-Bahn zum Bandenburger Tor. Dort machen sie viele Fotos. جان با دوست دخترش ایرنه از سه روز پیش در برلین است.آنها همچنان تا دوشنبه بعدی می مانند. جان نمیخواهد بدون دوست دخترش به پیاده روی برود . ایرنه هیچ مخالفتی با پیاده روی ندارد اما پاهاش ... . خوب آنها با مترو از هتل به در باندنبورگر می روند .آنجا عکس های زیادی میگیرند . نکته: اگر سوال با کلمه پرسشی wo شروع شود جواب داتیوی است . نکته : اگر سوال با کلمه پرسشی wohin شروع شود جواب آکوزاتیوی است . 🇩🇪Relativsatz im Präposition Mit 18 verlässt kim das Land, in dem sie ihre kindheit verbracht hat. در سن 18 سالگی کیم کشور را ترک می کند که در آن بچگی اش را گذرانده است . در جمله بالا از حروف اضافه in بعلاوه اینکه فعل جمله دوم داتیوی است استفاده شده است که in dem به das Land برمیگرده به معنی که در آن. Später fährt sie in das Land , in das sie schon lange fahren wolte. بعدا او به آن کشور می رود که آنجا مدت زمان زیادی خواسته بود بره . در جمله بالا به علت آکوزاتیوی بودن فعل از das استفاده شده به همراه حرف اضافه in . Vor allem haben mir meine Freundinen gefehlt, mit denen ich lachen konnte. بویژه من دلم برای دوستام تنگ شده است ، که باهاشون میتونستم بخندم . Klar gibt es auch zwischen uns mal probleme, über die wir dann streiten . طبیعتا مشکلاتی بین ما وجود دارد ، که دربارش ما دعوا می کنیم . 🇩🇪Relativpronomen ,,was“ und ,,wo“ Im Garten wachen Geranien und Tulpen . در باغ شمعدانی ها و لاله ها رشد می کنند . Das ist eher in der Schweiz üblich. بیشتر در سویس نرمال است . در اینجا از کلمه was استفاده میشه مابین دوجمله تا این دو جمله را بهم ربط دهیم کلمه was اشاره دارد به جمله پشتش . در این هنگام در جمله دوم با وجود کلمه was فعل به آخر جمله می رود. Im Garten wachsen Geranien und Tuplen , was eher in der Schweiz üblich ist. در باغ شمعدانی ها و لاله ها رشد می کنند ، چیزی که بیشتر در سویس نرمال است . Kim zieht in die Schweiz. کیم به سویس نقل مکان میکند . Dort studiert sie zuerst Chemie . در آنجا اول او شیمی تحصیل می کند . در اینجا از کلمه wo استفاده میشود چون مکان را خواسته یعنی به جایی نقل مکان می کند پس کلمه wo ارتباط دهنده دو جمله می شود .wo هم مثل کلمه was فعل را به آخر جمله انتقال می دهد. Kim zieht in die Schweiz, wo sie zuerst Chemie studiert. کیم به سویس نقل مکان میکند ، جایی که او اول شیمی می خواند . 🇩🇪einander همدیگر miteinander با همدیگر nebeneinander کنار همدیگر zueinander به همدیگر voneinander از همدیگر Wir lieben einander. ما همدیگر را دوست داریم. Sie diskutieren miteinander. آنها با همدیگر بحث می کنند. Sie sitzen nebeneinander. شما کنارهم می نشینید. Sie haben lange nichts voneinander. آنها مدت زیادی از همدیگر خبری ندارند. @B1bisB2

Relativpronomen 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 @B1bisB2

گرامر درس پنجم : @B1bisB2 سطح B1 کتاب Optimal Realtivsatz Ich sehe den Mann , bei ihm ich mich gestern bedanken wolte. من مردی را میبینم که دیروز خواستم ازش تشکر کرده بودم . نکته : اگر فعل ها حروف اضافه داشته باشند قبل از «که » حرف اضافه فعل میاد یا در اول قسمت جمله دوم حرف اضافه فعل میاید که در جمله بالا حرف اضافه فعل bei است و فعل هم در آخر جمله میاد . Ich kann mich an den Mann gut erinnern , den ich gestern gesehen habe. من میتوانم آن مرد را به خوبی به یاد بیاورم که دیروز دیده بودمش. یا Ich sehe den Mann, an ihn ich gestern erinnert habe. من مردی را میبینم که دیروز به یادش آورده بودم . در جمله دوم ابتدا حرف اضافه فعل erinnern آمده یعنی an Kim war ein Mädchen , den man sein vietnamesisch-schweizerische Herkunft ansah. کیم یک دختر بچه ای بود که از سر و روش اصلیت ویتنامی و سویسی معلوم بود . Endlich hatte ich jemand, dem ich ehrlich alles sagen konnte. بالاخره یک نفر راداشتم که بهش صادقانه همه چیز را بگم . Sie ist die Frau, der ich sofort vertraut habe. اون زنی که سریع بهش اعتماد میکنم. Von meinen Eltern , denen ich dafür sehr dankbar bin , habe ich Toleranz gelernt. بالاخره یه نفر رو داشتم که بهش می توانستم صادقانه همه چیز را بگم . @B1bisB2 آموزش زبان آلمانی

گرامردرس پنجم: Satz:Relativsatz مثال: Sandra ist eine Freundin, die immer zeit für mich hat. ساندرا یک دوست هست که همیشه برای من زمان دارد. eine Freundin 👉 die Volker ist ein Freund, der gut zuhören kann. ولکر یک دوست هست که میتواند خوب گوش کند. ein Freund 👉 der Hier ist ein Foto, das schon 20 jahre alt ist. این یک عکس است که بیست سالش است .to?Foto ein Foto👉 das در این مثال های بالا der, die ، das حالت فاعلی دارد و به معنای که است . Volker ist ein Freund , den ich gestern gesehen habe. ولکر یک دوست است که دیروز دیدمش. ein Freund 👉 sehen Akk👉 den @B1bisB2 Volker ist ein Freund , dem ich gestern geholfen habe. ولکر یک دوست است که دیروز کمکش کردم . ein Freund👉 helfen Dat 👉 dem Ahmed ist der Freund , den ich am wenigsten sehe. احمد دوستی که من خیلی کم میبینمش. ein Freund 👉 sehen Akk 👉 den Das ist das Foto , das ich gesucht habe. این عکسی است که من دنبالش بودم. Das Foto 👉 suchen Akk 👉 das در سه مثال بالا dem ,den,das در نقش آکوزاتیوی و داتیوی با توجه به فعل جمله دوم می آید. Das ist der Tisch , den ich gesucht habe . این میزی است که من دنبالش بودم. @B1bisB2