📚🔹کتابخانه ملّی🔹📚
Open in Telegram
📚🔹کتابخانه ملّی🔹📚 ✅حضور شما سروران گرامی قوت قلب ما خادمان خواهد بود
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
5 717
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-1930 days
Posts Archive
5 717
#قانون_در_طب
#ابوعلی_سینا
#عبدالرحمن_شرفکندی
#قانون در طب یا به اختصار قانون، یکی از کتابهای #ابن_سینا درزمینهٔ پزشکیست که نزدیک به هفتصد سال در مراکز علمی اروپا تدریس میشد.
ابوعل سینا زاده 359 ه.ش در بخارا، درگذشته 416 ه.ش در همدان وی 450 کتاب در زمینه های گوناگون نوشته است.
این کتاب مهمترین و مفصلترین کتاب ابن سینا در طب و ازجمله مهمترین آثار پزشکان دنیای قدیم است.
این کتاب عظیم بیش از یکمیلیون کلمه دارد و شامل پنج بخش (کتاب) است که هریک به چند
« فن » « تعلیم » « جمله » و
« فصل » تقسیم میشود. پنج بخش کتاب عبارت است از:
#کلیات_طب
#ادویه_مفرده
#امراض_اعضاء
#امراض_عمومی_بدن
#ادویه_مرکبه
بوعلی در قانون، تعالیم عملی و بالینی را در قالب تعریفهای نظری و علمی بیان کردهاست.
بوعلی در شرح داروهای مفرد و قراباذین، نخست ماهیتشان را ذکر میکند و بعد نوع عالی و دانیِ آن را شرح میدهد. اکثر داروهای ذکرشده از داروهای گیاهی یا حیوانی است. او از مواد معدنی و ترکیبات شیمیایی نیز در داروسازی استفاده میکردهاست؛ ازجمله طلا، سرب، نقره، سفیداب، گوگرد، زرنیخ، لاجورد، و زنگار.
ابن سینا، ضمن توصیف کارکرد این مواد، اطلاعات جالبی نیز دربارهٔ شیمی غیرآلی بیان کردهاست. در کتاب اولِ قانون، برخی اطلاعات دربارهٔ طرز آزمایش مواد دقیقاً آمدهاست؛ ازجمله شرح تصفیهٔ آب هنگام مسافرت.
بوعلی سینا در قانون به نکات خاصی اشاره میکند که پیش و حتی پس از آن دوره، به آنها توجه چندانی نمیشدهاست.
#مرگ_ابن_سینا
مستندترین گزارش از علت مرگ ابن سینا مربوط به «جوزجانی» شاگرد او است که تا آخر عمر همراه او بود:
«زیادهروی در شهوات سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. هنگامی که علاءالدوله با تاش فراش میجنگید و ابن سینا همراه وی بود، بیماری قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آنکه مبادا در هنگام کارزار و فرار امیر زمینگیر شود و از همگامی با او بازماند، در یک روز هشت بار دستور تنقیه داد که در اثر زیادهروی رودههایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را به داروهای مناسب اندکی بهبود بخشید اما علیل گشت زیرا از غذا پرهیز نمیکرد و از همنشینی با زنان دستبردار نبود. در نتیجه بیمای قولنج وی گاهی زورآور میشد و زمانی تسکین مییافت تا آن هنگام که در رکاب علاءالدوله به سوی همدان رهسپار گردید. در این سفر بیماری شیخ به شدت گرایید و چون به همدان رسید، دانست که نیروی جسمانی خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کاری ساخته نیست. از این رو از درمان خویش دست کشید و گفت: «مدبر تن من از تدبیر فرومانده و درمان بی فایده است» چند روزی بر این حال بود تا دیده از جهان فرو بست. جسمش را در همدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه و هشت ساله بود»
5 717
بازمانده های زندگی مانی. کورنلیا رومر؛ لودویک گئینون. ترجمه امیرحسین شالچی. تهران: آتیه، 1378.
5 717
کنیز ملکه مصر
این داستان ظاهراً واقعی است و میکل پیرامو آن را از زبان یونانی باستان به زبان امروزی ترجمه کرده است.نویسنده واقعی آن گرچه مصری بود اما نمیتوانست به خط مصری بنویسد ولی زبان یونانی را خوب آموخته بود.
«شرمیون»، کنیز مخصوص و محرم اسرار «کلئوپاترا» -ملکه مصر- بود. از آنجا که او از کودکی پیوند دوستی با کلئوپاترا داشت توانست از خصوصیترین رازهای ملکه آگاه شود. او در مجالسی شرکت میکرد که هیچ خدمتکاری شرکت نداشت و هیچ صاحب منصبی جز ملکه و پادشاه در آن راه نمیداشت. بنابراین روایت او از خاتونش این توانایی را دارد که مؤثق باشد.
به دلیل قرابت خاصی که بین این دو برقرار شده بود، ملکه از همان دوران ابتدایی او را با خود به کلاس درس میبرد. گرچه در اوایل کار اساتید بدین کار اعتراض میکردند اما نمیتوانستند جلوی کار دختری را بگریند که سیزده نفر از خاندان او همگی از پادشاهان بودهاند. بنابراین، شرمیون در جلسات درس شرکت میکرد و علاوه بر خواندن و نوشتن توانست علومی چون تاریخ، جغرافیا، هندسه و... را فرا گرفته و فردی ممتاز در میان زنان مصر شود.
شرمیون در این کتاب از زندگی خود و خاتونش میگوید و کلئوپاترا را فردی بسیار سیاستمدار، زیرک اما ناپرهیزگار خواند که توانست با استفاده از چهره خود و ناپرهیزگاری دو پادشاه روم را به سوی خود کشاند و جنگها راه اندازد.
