en
Feedback
☾𝐄𝐫𝐢𝐜

☾𝐄𝐫𝐢𝐜

Open in Telegram

Written by Dostoevsky. He/Them, INTJ, FUCKING TIRED. IG: __Leternite t.me/HidenChat_Bot?start=486427965

Show more
391
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
نمیدونم بسه خسته شدم...

دروغ چرا؟ دارم از پس زندگی برنمیام. دروغ چرا؟ دارم کم میارم. دروغ چرا؟ خستم. دروغ چرا؟ بسه.

James-Arthur-Train-Wreck-320.mp38.00 MB

تو تاریکیِ اتاقم با چشمای بی حالت و بی حسم خیره شدم به یه نقطه ی مبهم و دارم به این فکر میکنم که مشکل از کجاست؟ از منه؟ شاید واقعا مشکل منم. شاید واقعا تقصیرِ منه که از هر طرف یه طوری باید اذیت شم و صدام در نیاد چون در واقع واسه چیزی اذیت شدم که حقشو ندارم و صرفا تقصیر خودمه که اهمیت دادم.

"یادت باشه، این تقصیرِ توئه که اهمیت میدی، این دستِ توئه که چقدر اهمیت بدی؛ پس این فقط تویی که مسئولِ خودت و احساساتتی."

"یادت باشه، این تقصیر توئه که اهمیت میدی، این دستِ توئه که چقدر اهمیت بدی؛ پس این فقط تویی که مسئولِ خودت و احساساتتی."

And I'm back to my ways 'cause I'm heartless All this money and this pain got me heartless Said I'm heartless Tryna be a better man, but I'm heartless Never be a weddin' plan for the heartless Low life for life 'cause I'm heartless.

My Tolerance Is Going Up, And I'm Getting Numb To The Feeling. And I've Been Abusing drugs, I'm Getting Numb To The Feeling.

زندگیم و آدماش رو باید با ده تا قرص اعصاب هندل کنم

از همون موقع که آهنگ Swim شروع کرد به وایرال شدن میدونستم که قراره همچین فاجعه ای رخ بده...

من رو برگردونید به اون دوره ای که آهنگ های چیس آتلانتیک وایرال نشده بود. حتی یادمه اون دوره لیریک آهنگاش به زور توی گوگل پیدا میشد... الان هر نوع آدمی میاد فاز برمیداره و میخواد خودش رو کول و خوش سلیقه جلوه بده هی چیس چیس میکنه درحالی که جز چهار پنج تا آهنگ وایرالش رو نشنیده.

افرادی که pronounceهات رو میپرسن و میسجندرت نمیکنن>>>>>

افرادی که pronounceهات رو میپرسن و میسجندر نمیکنن>>>>>

نمیخوام بنویسم نمیخوام نویسنده باشم نمیخوام این چیزی که هستم باشم نمیخوام این فرد باشم نمیخوام این شخص باشم نمیخوام این تن باشم نمیخوام وجود داشته باشم فقط حالم از همه چیز به هم میخوره.

وای تف توش اصن.

و میدونی چیه؟ حتی نفس کشیدنتم واسم مظهرِ درد و رنجه؛ تنها حسی که از خودت پیشِ من به جا گذاشتی. وجودت مثلِ زهرماره. مزاج رو تلخ میکنه، قلب رو خسته میکنه، نفس رو سنگین میکنه، تن رو یخ میکنه، چشما رو میسوزونه، دستا رو میلرزونه، حالِ آدم رو بهم میزنه؛ تعفن کلِ مشامم رو میگیره.

خشم، خستگی، نفرت، حسرت، تعفن، تهوع، انزجار؛ این ها احساساتی ان که با فکر تو و دیدن کارای تو درست مثل یه زهر توی کل رگام پمپاژ میشه و تمام وجودم رو فرا میگیره.

دلم میخواد حافظمو از دست بدم تا فقط وجود این یادم نباشه😐 یادم نیاد همچین موجودی توی زندگیم بوده یا اصن شناختمش😐

وای اعصابم