لیسه خصوصی حاجی عبدالظاهر بشیری و پسران
Open in Telegram
این کانال جهت برقراری ارتباط بین مکتب( لیسه خصوصی حاجی عبدالظاهربشیری)،شاگردان،اولیا و مربیان میباشد. برای بیان هر گونه پیشنهاد و انتقاد در ارتباط با مکتب 👇👇👇 @Azbschl
Show more3 065
Subscribers
+524 hours
+277 days
+2830 days
Posts Archive
اداره لیسه عالی خصوصی حاجی عبدالظاهر بشیری و پسران راهیابی تیم منتخب این لیسه با افتخار را به فینال جام فوتبال معارف هرات از صمیم قلب برای همه دوست داران این لیسه با افتخار مبارک باد عرض می نماید.
همچنان حضور پر شور و علاقمندی وافر فارغین عزیز خویش را جهت تشویق و انګیزه دادن در هنګام مسابقات را به دیده قدر نګرسته ، ممنون همه تان هستیم.
به امید قهرمانی دوباره. ان شاء الله
اداره لیسه عالی خصوصی حاجی عبدالظاهر بشیری و پسران راهیابی تیم منتخب این لیسه با افتخار را به فینال جام فوتبال معارف هرات از صمیم قلب برای همه دوست داران این لیسه با افتخار مبارک باد عرض می نماید.
همچنان حضور پر شور و علاقمندی وافر شاګردان عزیز خویش را جهت تشویق و انګیزه دادن در هنګام مسابقات را به دیده قدر نګرسته ، ممنون همه تان هستیم.
به امید قهرمانی دوباره. ان شاء الله
منتظر حضور ګرم شاګردان جهت تشویق تیم منتخب هستیم.
زمان : امروز پنج شنبه ساعت پنج عصر
مکان : لیسه سلطان غیاث الدین غوری
"داستان دو دوست"
دو دوست با پاے پیادہ از جادہ اے در بیابان عبور میڪردند. بین راہ سر موضوعے اختلاف پیدا ڪردند و بہ مشاجرہ پرداختند.
یڪے از آنها از سر خشم؛ بر چهرہ دیگرے سیلے زد. دوستے ڪہ سیلے خوردہ بود؛ سخت آزردہ شد ولے بدون آنڪہ چیزے بگوید، روے شنهاے بیابان نوشت “امروز بهترین دوست من بر چهرہ ام سیلے زد”.
آن دو ڪنار یڪدیگر بہ راہ خود ادامہ دادند تا بہ یڪ آبادے رسیدند. تصمیم گرفتند قدرے آنجا بمانند و ڪنار برڪہ آب استراحت ڪنند. ناگهان شخصے ڪہ سیلے خوردہ بود؛ لغزید و در آب افتاد. نزدیڪ بود غرق شود ڪہ دوستش بہ ڪمڪش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنڪہ از غرق شدن نجات یافت؛ بر روے صخرہ اے سنگے این جملہ را حڪ ڪرد: “امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد”.
دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنڪہ من با سیلے ترا آزردم؛ تو آن جملہ را روے شنهاے بیابان نوشتے ولے حالا این جملہ را روے تختہ سنگ حڪ میڪنے؟ دیگرے لبخند زد و گفت:
وقتے ڪسے ما را آزار میدهد؛ باید روے شنهاے صحرا بنویسیم تا بادهاے بخشش؛ آن را پاڪ ڪنند ولے وقتے ڪسے محبتے در حق ما میڪند باید آن را روے سنگ حڪ ڪنیم تا هیچ بادے نتواند آن را از یادها ببرد.🥀
کدام یک از کشورهای زیر معروف به سرزمین خرگوش کوهی است؟
صعود تیم منتخب فوتبال لیسه حاجی عبدالظاهر بشیری به مرحله نیم نهایی جام فوتبال سال ۱۴۰۲ معارف هرات مبارک باد.
به امید پیمودن موفقانه مراحل بعدی
پیامی به خواهرانم 🌱
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄
@bashirischool
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄
اطلاعیه!
مکاتب ولایت هرات از فردا سه شنبه الی ۱۲ سرطان تعطیل میباشد
ریاست معارف هرات به مقام وزارت معارف، و تائیدی آن،
مکاتب ولایات سرد سیر، سر از تاریخ سه شنبه ۱۴۰۲/۳/۳۰ الی روز دوشنبه ۱۲ ماه سرطان ۱۴۰۲ بمناسبت گرمی هوا و عید سعید اضحی رخصتی میباشد به تعقیب آن از روز سه شنبه تاریخ ۱۳ ماه سرطان امتحانات چهارونیم ماهه مکاتب در ولایات سرد سیر آغاز خواهد گردید.
قابل ذکر است که صنوف محلی که توسط مؤسسات به پیش برده میشود نیز رخصت می باشد
@HeratTimess | هرات تایمز
کدام میوه از سردرد ناشی از گرما جلوگیرس میکند؟
🌸
مولانا چه زيبا عشق را معني کرده...!
اي که مي پرسی نشان عشق چيست ؟
عشق چيزی جز ظهور مهر نيست.
عشق يعنی مشکلی آسان کني
دردی از در مانده ای درمان کنی.
در ميان اين همه غوغا و شر
عشق يعنی کاهش رنج بشر
عشق يعنی گل به جاي خار باش
پل به جای اين همه ديوار باش
عشق يعنی تشنه اي خود نيز اگر
واگذاری اب را ، بر تشنه تر
عشق يعنی دشت گل کاری شده
در کويری چشمه اي جاری شده
عشق يعنی ترش را شيرين کني
عشق يعنی نيش را نوشين کنی
هر کجا عشق ايد و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود
🖊#مولانا
افراد با چه چشم هایی در تاریکی دید بهتری دارند؟
#داستان_ڪوتاہ 📖
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ڪہ بہ تنهایے ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفتہ بود در ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانہ گیر افتاد. آخر وقت ڪارے بود. ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ ﺩﺍﺩ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻫﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ساعتے ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. ﺍﻭ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯدے . ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: «ﻣﻦ 35 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ. ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ و ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ تو ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ. براے همین ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﺰﻧﻢ. ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ.»
ﻣﺘﻮﺍﺿﻊ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻧﻤﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ. ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺗأﺛﯿﺮ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﻤﺎﻥ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.
🆔 @bashirischool
🌺40 اخلاق و رفتار پیامبر گرامى اسلام ﷺ💓💓💓
1🔹دائماً متفکر بود
2🔹اکثر اوقات ساکت بود
3🔹خُلقش نرم بود
4🔹کسى را تحقیر نمى کرد
5🔹دنیا و ناملایمات هرگز او را به خشم نمى آورد
6🔹حقى كه پایمال مى شد از شدت خشم کسى او را نمى شناخت تا اینکه حق را یارى کند
7🔹هنگام اشاره به تمام دست اشاره مى فرمود
8🔹وقتى خوشحال میشد چشمها را به هم مى نهاد
9🔹بیشترخندههای آنحضرت تبسم بود
10🔹همیشه مى فرمود حاجت و نیاز کسانى که به من دسترسى ندارند را ابلاغ کنید
11🔹هر کس را به مقدار فضیلتى که در دین داشت احترام مى کرد
12🔹با مردم انس مى گرفت و آنان را از خود دور نمى کرد
13🔹در همه امور اعتدال داشته و افراط و تفریط نمى کرد
14🔹زبان خویش را از بیان سخنان غیرضرورى کنترل مى کرد
15🔹در انجام وظیفه به هیچ وجه کوتاهى نمى كرد
16🔹بافضیلتترین فرد نزد پیامبر خیرخواهترین آنان براى مردم بود
17🔹پیامبر در هیچ محفل و انجمنى نمى نشست و برنمى خاست جز آنکه به یاد خدا باشد
18🔹در مجالس جایگاه خاص براى خود برنمى گزید
19🔹هنگامى كه بر جمعى وارد مى شد هر جایى خالى بود مى نشست و به یاران خویش دستور مى داد این گونه عمل کنند.
20🔹هر کس براى رفع نیاز رجوع مى کرد نیازش را برآورده مى کرد یا با کلام دلنشین آن حضرت قانع مى شد.
21🔹رفتار پیامبر آنقدر نرم بود که مردم او را همچون پدرى دلسوز و مهربان مى دانستند و حق همه مردم نزد آن بزرگوار یکسان بود
22🔹مجلسش مجلس بردبارى، حیا، صدق و امانت بود
23🔹عیبجو نبود و از کسى هم تعریف زیاد نمى کرد
24🔹پیامبر نفس خود را از سه چیز پرهیز مى داد جدال، پرحرفى و سخنان غیرضرورى
25🔹هرگز کسى را سرزنش نمى کرد
26🔹در پى لغزشهاى مردم نبود
27🔹سخن نمى گفت مگر در جایى که امید ثواب در آن وجود داشت
28🔹سخن کسى را قطع نمى کرد مگر این که از حد متعارف تجاوز مى کرد
29🔹به آرامى و متانت گام برمى داشت
30🔹کلامش مختصر، جامع، آرام و شمرده بود و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود
31🔹رسول خدا صلی الله علیه وسلم شجاعترین، بهترین و سخاوتمندترین مردم بود
32🔹پیامبر در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکیبا بود
33🔹پیامبر بر روی زمین مى نشست و غذا مى خورد
34🔹با دست خویش کفش خود را وصله مى زد و جامه خود را با دست خود مى دوخت
35🔹آنقدر از ترس خدا مى گریست که جاى نماز آن حضرت نمناک مى شد
36🔹هر روز هفتاد بار استغفار مى كرد
37🔹لحظهاى از عمر بابرکت خویش را بیهوده نمى گذرانید
38🔹دیرتر از همه مردم به خشم مى آمد و زودتر از همه راضى مى گشت
39🔹با ثروتمندان و تهیدستان یکسان دست مى داد و مصافحه مى کرد وقتى به کسی دست مى داد بیش از او دست خویش را باز نمى کشید
40🔹با مردم شوخى مى کرد تا مردم را خوشحال سازد..
صلی الله علیه وسلم ❤️
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄
@bashirischool
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄
شاید این متن زندگے خیلے ها را تغییر بده...
ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ …
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑہ آنها ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍے شان ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ …
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎت تاﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ تاﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .…
ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ …
ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﺷﻨﻮﺍﺳﺖ .
دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺑﺎﺵ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ
🆔 @bashirischool
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
