en
Feedback
بانو سیمین بهبهانی

بانو سیمین بهبهانی

Open in Telegram

این‌جا سخن ز سیمین است! 💠 کانال نشر آثار بانوی غزل ایران، سیمین بهبهانی 💠

Show more
2 151
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+230 days
Posts Archive
••• نغمه‌ی روسپی . ‌. بده آن قوطی‌ی سرخابِ مرا تا زنم رنگ به بی‌رنگی‌یِ خویش بده آن روغن، تا تازه کنم چهر پژمرده ز دلتنگی‌یِ خویش. بده آن عطر که مشکین سازم گیسوان را و بریزم بر دوش بده آن جامه‌ی تنگم که کسان تنگ گیرند مرا در آغوش. بده آن تور که عریانی را در خَمَش جلوه دوچندان بخشم؛ هوس‌انگیزی و آشوبگری به سر و سینه و پستان بخشم. بده آن جام که سرمست شوم، به سیه‌بختی‌‌یِ خود خنده زنم: روی این چهره‌ی ناشاد غمین چهره‌یی شاد و فریبنده زنم. وای از آن همنفس دیشب من – چه روانکاه و توانفرسا بود لیک پرسید چو از من، گفتم: کس ندیدم که چنین زیبا بود! وان‌دگر همسر چندین شب پیش – او همان بود که بیمارم کرد: آنچه پرداخت، اگر صد می‌شد، درد، زان بیشتر آزارم کرد. پُرکس بی‌کسم و، زین یاران غمگساری و هواخواهی نیست، لاف دلجویی بسیار زنند لیک جز لحظه‌ی کوتاهی نیست. نه مرا همسر و هم‌بالینی که کشد دست وفا بر سر من نه مرا کودکی و دلبندی که بَرَد زنگ غم از خاطر من. آه، این کیست که در می‌کوبد؟ –همسر امشب من می‌آید! وای، ای غم! ز دلم دست بکش کاین زمان شادی‌یِ او می‌باید! لب من – ای لب نیرنگ‌فروش – بر غمم پرده‌یی از راز بکش! تا مرا چند درم بیش دهند، خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش!... . . ✍🏼 #سیمین_بهبهانی 📖 دفتر «جای پا» ••• https://t.me/siminbehbahanipoet

••• نغمه‌ی روسپی . ‌. بده آن قوطی‌ی سرخابِ مرا تا زنم رنگ به بی‌رنگی‌یِ خویش بده آن روغن، تا تازه کنم چهر پژمرده ز دلتنگی‌یِ خویش. بده آن عطر که مشکین سازم گیسوان را و بریزم بر دوش بده آن جامه‌ی تنگم که کسان تنگ گیرند مرا در آغوش. بده آن تور که عریانی را در خَمَش جلوه دوچندان بخشم؛ هوس‌انگیزی و آشوبگری به سر و سینه و پستان بخشم. بده آن جام که سرمست شوم، به سیه‌بختی‌‌یِ خود خنده زنم: روی این چهره‌ی ناشاد غمین چهره‌یی شاد و فریبنده زنم. وای از آن همنفس دیشب من – چه روانکاه و توانفرسا بود لیک پرسید چو از من، گفتم: کس ندیدم که چنین زیبا بود! وان‌دگر همسر چندین شب پیش – او همان بود که بیمارم کرد: آنچه پرداخت، اگر صد می‌شد، درد، زان بیشتر آزارم کرد. پُرکس بی‌کسم و، زین یاران غمگساری و هواخواهی نیست، لاف دلجویی بسیار زنند لیک جز لحظه‌ی کوتاهی نیست. نه مرا همسر و هم‌بالینی که کشد دست وفا بر سر من نه مرا کودکی و دلبندی که بَرَد زنگ غم از خاطر من. آه، این کیست که در می‌کوبد؟ –همسر امشب من می‌آید! وای، ای غم! ز دلم دست بکش کاین زمان شادی‌یِ او می‌باید! لب من – ای لب نیرنگ‌فروش – بر غمم پرده‌یی از راز بکش! تا مرا چند درم بیش دهند، خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش!... . . ✍🏼 #سیمین_بهبهانی 📖 دفتر «جای پا» ••• https://t.me/siminbehbahanipoet

اشعاری از لعبت والا در ستایش سیمین بهبهانی با صدای شاعر به همراه تصاویر زیبا و تاریخی از یک عمر دوستی و همراهی این دو بزرگ‌بانوی شعر ایران‌زمین https://t.me/siminbehbahanipoet

••• لعبت والا (زادهٔ ۲۰ آبان ۱۳۰۹) شاعر، ترانه‌سرا، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس اهل ایران است. پدرش محمدحسین والا، ملقب به ظهیرالسلطان، و مادرش منیر خلخالی بود. او از اواخر دههٔ بیست شروع به فعالیت فرهنگی کرد و از سال ۱۳۴۰ به ترانه‌سرایی پرداخت. لعبت والا از نخستین دانش‌آموختگان دورهٔ روزنامه‌نگاری دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران است. سال‌ها در مجلهٔ هفتگی سیاسی و اجتماعی «تهران مصور» که برادرش مهندس عبدالله والا، مدیر مسئول هفته نامهٔ «تهران مصور» بود، کار می‌کرد و سردبیر مجلهٔ «کوچولوها» ی آن نشریه بود. این شاعر و نویسنده، پس از سال‌ها فعالیت در مجلهٔ «تهران مصور»، کارمند وزارت فرهنگ و هنر، سرپرست شورای تهیه و تنظیم برنامه‌های موسیقی ایرانی در رادیو و تلویزیون و از ترانه‌سرایان گروه‌های موسیقی این وزارتخانه شد. در کارنامهٔ هنری او علاوه بر فعالیت در زمینهٔ ادبیات، تجربه‌هایی نیز در زمینهٔ طراحی داستان اپرا و باله نیز به چشم می‌خورد. لعبت والا در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و برای ادامهٔ تحصیل به استرالیا رفت و در رشتهٔ مطالعات خاورمیانه لیسانس گرفت و سپس مقیم انگلستان شد. او مدتی بعد به همکاران روزنامهٔ «کیهان لندن» پیوست. از این شاعر و نویسنده، تاکنون چهار مجموعهٔ شعر با نام «گسسته»، «رقص یادها»، «پرگشودن‌ها به هوای پرواز» و «فردایی دیگر» و یک رمان به نام «تا وقتی خروس می‌خواند» منتشر شده‌است. رقص یادها مجموعه دو کتاب قدیم و سروده‌های تازه این شاعر است که توسط نشر باران منتشر شده‌است. ••• https://t.me/siminbehbahanipoet

بیستم آبان‌ماه، زادروز بانو لعبت والا ❤️
بیستم آبان‌ماه، زادروز بانو لعبت والا ❤️

گرامی باد یاد و نام مردی که شرافتمدانه زیست و آزادگی و خردورزی آموخت و با هنر فاخرش به زیباییِ این جهان افزود. ناصر تقوایی (۲
گرامی باد یاد و نام مردی که شرافتمدانه زیست و آزادگی و خردورزی آموخت و با هنر فاخرش به زیباییِ این جهان افزود. ناصر تقوایی (۲۲ تیر ۱۳۲۰، آبادان - ۲۲ مهر ۱۴۰۴، تهران) 💠 @siminbehbahani_ir 💠

ثمینه باغچه‌بان در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۰ در نوشته‌ای به بنیاد فرهنگ ایرانیان، پیشنهاد داد که بیست و هشتم تیرماه - زادروز سیمین بهبهانی - به عنوان «روز روشنا-ای» نامیده شود،‌ و در توضیح آن نوشت: «این روزها بیش از پیش شاهد فعالیت‌های شدید شاعران و نویسندگانمان هستیم. در مجله‌ها، روزنامه‌ها و از راه اینترنت، سروده‌ها و نوشته‌هایشان به گوشمان می‌رسد. می‌بینیم که بدون ترس و واهمه از هر بلای زمینی و آسمانی می‌کوشند که ما را بیدار و زنده و دلیر و امیدوار و نیرومند نگاه دارند. یکی از دوستان برایم شعری از سیمین بهبهانی فرستاده بود: «خواهم بود»... از خواندن این شعر تب کردم. شخصیت سیمین، هنرمندی و نیرو‌مندی و دلیری‌اش، جسم و جان را تسخیر می‌کند، امید می‌بخشد، آدم نیرومندتری از ما می‌سازد: تیری که چشم مرا خسته‌ست، بر کشتنم به خطا جست‌ست بر پشت زین ننهادم سر، اسفندیار نخواهم شد! سیمین دختر راستین فردوسی‌ست. سیمین و عزیزان بسیار دیگری که امروزه داریم و صدا به صدای هم داده‌اند، برای این هستند که ما قهرمانان اسطوره‌‌ای‌مان را چه زن و چه مرد باور کنیم. دل نبازیم، آینده‌ی وطنمان در دست ماست: دوباره می‌سازمت وطن، اگرچه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می‌زنم، اگرچه با استخوان خویش. شعرها و نوشته‌ها را می‌خوانیم. دلمان می‌خواهد که در کنارشان باشیم. دستشان را ببوسیم. ولی شدنی نیست. چه می توان کرد؟ هیچ! هیچ؟ چرا هیچ؟ چطور است که به پاس تلاش‌ها و ازجان‌گذشتگی‌های این شیرزنان و شیرمردان که در صف اول جبهه‌ی مبارزه با ناروایی‌ها قد علم کرده‌اند، سالروز تولد سیمین بهبهانی (بیست و هشتم تیرماه، برابر با ۱۹ جولای) را برای بزرگداشت از همه‌ی شعرا و نویسندگانمان برگزینیم و آن را «روز روشنا-ای» بنامیم (این اسم از کوته‌نوشت حرف «رو» برای واژه‌ی روز و حرف «ش» برای شاعر و حرف «ن» برای نویسنده و «ای» برای ایران ساخته شده است). و باز سبب گزینش این واژه این بود که فراموش نکنیم که سیمین علی‌رغم گرفتاری‌های غیر انسانی و خشم‌انگیزی که دچارش شده است، دیدگانش همیشه روشن و وجودش منبع روشنایی که به آن نیازمندیم خواهد بود، برای امروز و همه‌ی روزهایی که در پی است...» یادش گرامی باد. 🤍 💠 @siminbehbahani_ir 💠

ثمینه باغچه‌بان در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۰ در نوشته‌ای به بنیاد فرهنگ ایرانیان، پیشنهاد داد که بیست و هشتم تیرماه - زادروز سیمین بهبهانی - به عنوان «روز روشنا-ای» نامیده شود،‌ و در توضیح آن نوشت: «این روزها بیش از پیش شاهد فعالیت‌های شدید شاعران و نویسندگانمان هستیم. در مجله‌ها، روزنامه‌ها و از راه اینترنت، سروده‌ها و نوشته‌هایشان به گوشمان می‌رسد. می‌بینیم که بدون ترس و واهمه از هر بلای زمینی و آسمانی می‌کوشند که ما را بیدار و زنده و دلیر و امیدوار و نیرومند نگاه دارند. یکی از دوستان برایم شعری از سیمین بهبهانی فرستاده بود: «خواهم بود»... از خواندن این شعر تب کردم. شخصیت سیمین، هنرمندی و نیرو‌مندی و دلیری‌اش، جسم و جان را تسخیر می‌کند، امید می‌بخشد، آدم نیرومندتری از ما می‌سازد: تیری که چشم مرا خسته‌ست، بر کشتنم به خطا جست‌ست، بر پشت زین ننهادم سر، اسفندیار نخواهم شد! سیمین دختر راستین فردوسی‌ست. سیمین و عزیزان بسیار دیگری که امروزه داریم و صدا به صدای هم داده‌اند، برای این هستند که ما قهرمانان اسطوره‌‌ای‌مان را چه زن و چه مرد باور کنیم. دل نبازیم، آینده‌ی وطنمان در دست ماست: دوباره می‌سازمت وطن، اگرچه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می‌زنم، اگرچه با استخوان خویش شعرها و نوشته‌ها را می‌خوانیم. دلمان می‌خواهد که در کنارشان باشیم. دستشان را ببوسیم. ولی شدنی نیست. چه می توان کرد؟ هیچ! هیچ؟ چرا هیچ؟ چطور است که به پاس تلاش‌ها و ازجان‌گذشتگی‌های این شیرزنان و شیرمردان که در صف اول جبهه‌ی مبارزه با ناروایی‌ها قد علم کرده‌اند، سالروز تولد سیمین بهبهانی (بیست و هشتم تیرماه، برابر با ۱۹ جولای) را برای بزرگداشت از همه‌ی شعرا و نویسندگانمان برگزینیم و آن را «روز روشنا-ای» بنامیم (این اسم از کوته‌نوشت حرف «رو» برای واژه‌ی روز و حرف «ش» برای شاعر و حرف «ن» برای نویسنده و «ای» برای ایران ساخته شده است). و باز سبب گزینش این واژه این بود که فراموش نکنیم که سیمین علی‌رغم گرفتاری‌های غیر انسانی و خشم‌انگیزی که دچارش شده است، دیدگانش همیشه روشن و وجودش منبع روشنایی که به آن نیازمندیم خواهد بود، برای امروز و همه‌ی روزهایی که در پی است...» یادش گرامی باد. 🤍 💠 @siminbehbahani_ir 💠

درگذشت بانوی فرهیخته سر کار خانم ثمینه باغچه‌بان - آموزگار، کنشگر فرهنگی، نویسندهٔ کتاب‌های کودک و نوجوان و متخصص آموزش و پرو
درگذشت بانوی فرهیخته سر کار خانم ثمینه باغچه‌بان - آموزگار، کنشگر فرهنگی، نویسندهٔ کتاب‌های کودک و نوجوان و متخصص آموزش و پرورش ناشنوایان - را به جامعه‌ی فرهنگی و ادبی ایران تسلیت عرض می‌کنیم. 🖤 💠 @siminbehbahani_ir 💠

عباس معروفی در کنار سیمین بهبهانی 💠 @siminbehbahani_ir 💠
عباس معروفی در کنار سیمین بهبهانی 💠 @siminbehbahani_ir 💠

عباس معروفی در کنار سیمین بهبهانی 💠 @siminbehbahani_ir 💠
عباس معروفی در کنار سیمین بهبهانی 💠 @siminbehbahani_ir 💠

✓ عباس معروفی از سیمین بهبهانی می‌گوید: . . دوباره می‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می‌زنم اگرچه با استخوان خویش. این نگاه سیمین بهبهانی، شاعر بزرگ معاصر ما به ایران است. به موازات شعر سیمین و در سایه‌ی این شاعر بلندبالا، شخصیتی کم‌نظیر، محکم و ظلم‌ناپذیر قد برافراشته که او را به عنوان انسانی پیشرو و روشنفکری ناب به جامعه معرفی می‌کند. اگر ایران به داشتن سعدی و حافظ به خود می‌بالد، با تمام مصائب و بلایایی که بر این سرزمین بزرگ رفت و می‌رود، نشان داده که هنوز می‌تواند به داشتن نیما و سیمین بهبهانی بنازد. باری، نه با این اوصاف سیمین بهبهانی بزرگتر می‌شود و نه کسی می‌تواند او را از جایگاهش بجنباند. همچون کوهی بلند در سرزمین ما ایستاده و حضور روشنفکر و شاعر تاریخ ایران را اعلام کرده است. سیمین بهبهانی حدود ۷۰ وزن تازه به غزل پارسی افزوده که غزل را از تکرار و انجماد و شعر غنایی نجات داده و جایگاهی تازه بر آن یافته است. در جوار این شاعر بزرگ، معلمی هم در دبیرستان‌های تهران ۳۰ سال تمام به دختران وطن ادبیات فارسی آموخته. و در جوار این شاعر گران‌قدر، مادری دقیقاً به شکل سنتی‌اش مادر، فرزندان خود را تر و خشک کرده تا سرانجام و قوام یابند. و در جوار این شاعر ارجمند، یکی از ستون‌های اصلی کانون نویسندگان ایران شب و روز تلاش کرده و در جوار این غزلسرا، سیمین داستان هم نوشته، خاطره هم نگاشته، شعر نو هم سروده و در راهپیمایی‌ها کنار زنان و دانشجویان و کنار زندانیان سیاسی حضور یافته است. و این زن ساده و مهربان تیشه‌ی فرهاد را برداشته و خود را تراشیده و تراشیده و تراشیده تا تندیس گران‌قیمتی پدید آورَد، و آورده است. سیمین بهبهانی متولد ۲۸ تیر ماه ۱۳۰۶، تهران. من در کنار سیمین چه در خانه، چه در کانون نویسندگان، چه هنگامی که مدیر مجله‌ی ادبی بودم و چه به عنوان یک نویسنده از موهبت‌های بی‌نظیری بهره برده‌ام. و این افتخار نصیبم شده که شاگرد او باشم؛ رفیقش، پسرش و همراهش... . . ✍🏼 عباس معروفی 🎙️ رادیو زمانه 🗓️ خرداد ۱۳۸۷ 💠 @siminbehbahani_ir 💠

به مناسبت زادروز هنرمند جاودانه، ایران درّودی عزیز ✨ قسمت‌هایی از فیلم «زن، نور، نقاشی» ساخته‌ی محمود شکرالهی 💠 @siminbehbahani_ir 💠

خفتنی شد، به خدا، بسترِ سرسبزِ چمن‌ها گفتنی شد، به خدا، با تو در آن سبزه سخن‌ها... ◽خوانش و تحلیل غزلی از سیمین بهبهانی توسط محمدعلی بهمنی 🎬 از مستند «سیمین، نیمای غزل» ساخته‌ی آرش سنجابی به یاد استاد محمدعلی بهمنی در نخستین سالروز پیوستنش به جاودانگی 🖤 🌹 ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ 🥀 ۹ شهریور ۱۴۰۳ 💠 @siminbehbahani_ir 💠

به یاد بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی در یازدهمین سالگرد کوچش به جاودانگی 🌹 ۲۸ تیر ۱۳۰۶ - تهران 🥀 ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ - تهران هفتاد سال این گُله‌جا ماندم که از کف نرود یک متر و هفتاد صدم گورم به خاک وطنم... 💠 @siminbehbahani_ir 💠

فریاد از تو شاعر ترانه: #سیمین_بهبهانی آهنگساز: #همایون_خرم خواننده‌‌‌: #الهه @siminbehbahani_ir

قصه‌ی آشنایی شاعر ترانه: #سیمین_بهبهانی آهنگساز: #همایون_خرم خواننده‌‌‌: #الهه @siminbehbahani_ir

دلی که می‌پسندم شاعر ترانه: #سیمین_بهبهانی ملودی‌ساز: #منوچهر_لشگری تنظیم‌کننده: #مصطفی_کسروی خواننده‌: #الهه @siminbehbahani_ir

نازنین‌دخترم شاعر ترانه: #سیمین_بهبهانی ملودی‌ساز: #منوچهر_لشگری تنظیم‌کننده: #مصطفی_کسروی خواننده‌: #الهه @siminbehbahani_ir

مهربان شو شاعر ترانه: #سیمین_بهبهانی آهنگساز: #جواد_معروفی خواننده‌‌‌: #الهه @siminbehbahani_ir