en
Feedback
Mnemosyne

Mnemosyne

Open in Telegram
1 042
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
همان #فردوسی که صحنۀ نبرد (فریدون و کاکوی) را این‌گونه تصویر می‌کند: فسرده ز خون‌پنجه بر دست تیغ چکان قطره‌ی خون ز تاریک‌میغ تو گفتی زمین موج خواهد زدن وزو موج بر اوج خواهد زدن به توصیف زیبایی رودابه (روداوه) که می‌رسد می‌گوید: ز سر تا به پایش به‌کردار عاج به رخ چون بهشت و بالای ساج بر آن سُفتِ سیمینش مُشکین کمند سرش گشته چون حلقه‌ی پای‌بند رخانش چو گلنار و لب ناردان ز سیمین‌برش رُسته دو نار دان دو چَشمش به‌سانِ دو نرگس به باغ مژه تیرگی برده از پرّ زاغ دو ابرو به‌سانِ کمانِ طَراز بر او توز پوشیده از مُشک و ناز بهشتی‌ست سرتاسر آراسته پُر آرایش و دانش و خواسته و زال که عاشقِ رودابه می‌شود: شب آمد، پُراندیشه بنشست زال به نادیده‌بر گشت بی‌خورد و هال و رودابه می‌گوید: که من عاشقی‌ام چو بحرِ دَمان از او برشده موج تا آسمان از جنگ به عشق: موج بر اوج زدن و موج تا آسمان برشدن

سه سال پس از مهسا؛ دانشگاه در حاشیه https://www.iranintl.com/202509124155

برسان بارانی پیش‌تر زانکه چو گَردی ز میان برخیزم

Beowulf An Illustrated Edition (Seamus Heaney (transl.).pdf29.31 MB

#Beowulf (original Old English lines 1-455)

Compare the Dragon in Beowulf with the Dragon in The Hobbit مار (شیطان) و درختِ دانش (بایبل) اهریمن و دانشِ نوشتن (شاهنامه) اژدها و گنج (بیوولف و هابیت)

+3
Dragon and Rainbow: Man's Oldest Story

"Saint George and the Dragon" by Paolo Uccello (1397-1475)
"Saint George and the Dragon" by Paolo Uccello (1397-1475)

#Shakespeare #Hamlet (selected from Part 6 of History of Civilisation, Kennneth Clark)

Jesu Nostra Redemptio.mp34.42 MB

فیلم مستند دربارۀ تاریخ تمدن (سیری در تاریخ هنر و تماشای نقاشی‌ها و معماری‌ها که شاید نتوان جای دیگر یافت)   Civilisation: A Personal View by Kenneth Clark (1969) https://archive.org/details/kccapv

اگر می‌شد از داستانِ فریدون در #شاهنامه فیلم ساخت صحنۀ نخست را با کلوزآپ روی صورت یک پیرمرد  می‌آغازیدم که دیوانه‌وار با خود زمزمه می‌کند: تو گفتی که من دادگر داورم به سختی ستمدیده را یاورم و آرام‌آرام نمای بزرگ‌تر نشان می‌دادم که در کنارِ فریدون سرِ بریدۀ سه فرزند او جای گرفته. براساس بیت‌های زیر در بخشِ فرجامینِ پادشاهی فریدون: چون این کرده شد روز برگشت و بخت بپژمرد برگِ کیانی‌درخت کرانه گزید از برِ تاج و گاه نهاده برِ خود سرِ هر سه شاه

زمانه به‌یکسان ندارد درنگ گَهی شهد‌ونوش است و گاهی شرنگ #فردوسی

زمانه به‌یکسان ندارد درنگ گَهی شهد‌ونوش است و گاهی درنگ #فردوسی

Websites for finding opportunities for scholarship: https://t.me/PishghadamToosChannel/4742

#شاهنامه با توضیح واژه‌ها و معنی ابیات (کاظم برگ‌نیسی) جلد نخست: از دیباچه تا پادشاهی کی‌قباد (دریغا که آقای برگ‌نیسی نتوانست کار توضیح جلدهای دیگر شاهنامه را ادامه دهد.)

#Thomas_Hardy, "1967" written in 1867
#Thomas_Hardy, "1967" written in 1867

چون مرحوم فروید گفته: هیچ اتفاقی در میان نیست (یعنی هرآنچه بر سر کسی می‌آید باید می‌آمد)، دارم می‌کوشم این سه اتفاق امروز را به هم پیوند دهم: ۱. تا دیروز نزدیکی‌های خط فقر بودم. امروز دانشگاه یک‌شبه تصمیم گرفت به مجرد جماعت خانه ندهد، رفتم زیرش، زیر خط فقر، با سر، کامل زیرش. ۲. یک استاد هست تنها دلخوشی‌ام در دانشگاه. کتاب‌خوان بود و هربار می‌دیدمش نوری در دلم برمی‌افروخت. امروز می‌گفت پریشان شده و دیگر نمی‌تواند ادامه دهد. ویرانی را در چهره‌اش دیدم و در واژگانش شنیدم. ۳. سومی را نمی‌توانم بگویم. با خودم روراست نیستم. اما یک چیزی در من مرد و تمام شد. نقطه سر خط.

فیلم مستند دربارۀ تامس هاردی: https://t.me/bankema/5613

If there is a god, this is it.