en
Feedback
بامشی

بامشی

Open in Telegram

"بامشی در زبان مازنی به معنای گربه است." _ کیمیا، انسانی که دوست داشت گربه باشد.

Show more
3 573
Subscribers
-324 hours
-257 days
-10130 days
Posts Archive
داستان‌های آشنا

شبیه مه شده بودی، نه می‌شد در آغوشت گرفت نه آن سوی تو را دید، تنها می‌شد در تو گم شد، که گم شدم‌. @baameshi

photo content

photo content

photo content
+1

زندگی روزهای خوبی داره، روزهای بدیم داره همیشه وضعیت خوب نیست. گاهی اوقات ما در دانشکده‌مون زیر گریه می‌زنیم، از اون گریه‌های از ته دل ولی بعدش اشک‌هامون رو پاک می‌کنیم و می‌ریم و سر کلاس طراحی می‌شینیم. خودمون می‌دونیم از درون احساساتی داریم که باهاشون درگیریم، احساساتی که ما رو اذیت می‌کنن و باعث می‌شن قلب‌مون خیلی سریع بزنه و فکر کنیم الانه که به بیرون پرتاب بشه اما اینجوری نمی‌شه، زمان می‌گذره، زندگی جریان داره، غم‌ها میان و می‌رن، درست مثل شادی‌ها چیزیی که ما باید ازش لذت ببریم ثانیه‌های کوچکیه که روح ما رو نوازش می‌کنن من به روزهای روشن آینده امیدوارم. @baameshi

دقیقا همینه.
دقیقا همینه.

photo content
+1

در طول امسال قصد دارم به صورت ماهانه کتاب‌هایی که می‌خوانم رو با شما به اشتراک بذارم. ماه دوم/شهریور کتاب اول: یاد او از کالین هوور. این کتاب رو به افرادی توصیه می‌کنم که نیاز دارن با شکل گرفتن یک عشق جدید، گذشتن از موانع و رو به رو شدن با عواقب تصمیم‌ها آشنا بشن. کنا زنی که با پشیمانی‌های فراوان بعد از پنج سال برگشته و می‌خواد سرپرستی دخترش رو به عهده بگیره اما موانع زیادی سر راهش قرار داره، آیا کنا در نهایت موفق می‌شه؟ کتاب دوم: نفر بعدی که در بهشت ملاقات می‌کنیم از میچ آلبوم. آیا دنیای دیگه‌ای بعد از مرگ وجود داره؟ اگه وجود داره چه شکلیه؟ آنی به دنیای پس از مرگ سفر می‌کنه و در طول مسیر با آدم‌هایی برخورد می‌کنه که روزی و جایی نقش مهمی در زندگیش داشتن افرادی که آنی روزی آرزو داشته فقط یکم بیشتر باهاشون وقت بگذرانه یا حتی بابت کارهایی که باهاشون کرده ازشون معذرت خواهی کنه، اما یک سوال بزرگ در ذهن آنی وجود داره، در دنیای زمینی چه خبره؟ کتاب سوم: جز از کل از استیو تولتز. کتابی که روایت دو نسل از خانواده دین در استرالیاست که به خاطر رفتارهای عجیب و غیرعادی‌شون معروف هستن، داستانی طولانی که فراز و نشیب‌های زیادی رو با خودش همراه داره، اگه دنبال یک اثر بلند هستید و به قدر کافی حوصله دارید این کتاب رو بهتون معرفی می‌کنم. کتاب چهارم: سپید دندان از جک لندن. یک بار سال‌ها پیش این کتاب رو خوانده بودم، جزو کتاب‌های نوستالوژی محسوب می‌شه، یک داستان از طبیعت که شخصیت اصلی اون گرگی دو رگه‌ست که از جنگل‌های بکر تا خانه‌های لوکس پیش می‌ره. کتاب پنجم: گتسبی بزرگ از اسکات فیتز جرالد. این کتاب مدت‌ها در لیست انتظارم بود که بالاخره به مرحله خوانش رسید. حال و هوای خاص این کتاب قابل توصیف نیست، از مهمانی‌های پر زرق و برق تا تنهایی‌های تیره و تار، داستان عشق گتسبی با روایت مردی نه غریبه و نه آشنا، این کتاب رو به صورت صوتی گوش دادم و از کیفیت خوب اون لذت بردم، توصیه می‌کنم این کتاب رو حتما در لیست‌تون قرار بدین. کتاب شیشم: دختری با هفت اسم از هیئون سئو لی. این کتاب شما رو با ماجرایی همراه می‌کنه که در ابتدا حتی فکر هم نمی‌کنید که واقعیت داشته باشه، روایتی از دختری که در کره شمالی زاده می‌شه اما تصمیم می‌گیره پا رو فراتر از دنیای کوچکش بذاره اما هیچ کاری بدون عواقب نیست، این تصمیم کل مسیر زندگیش رو برای همیشه عوض می‌کنه و نه تنها زندگی خودش بلکه زندگی خانوادش رو هم دست خوش تغییر می‌کنه. #کیمیا_هویدا @baameshi

امروز باید برگردم خوابگاه، اونجا که هستم خیلی وقتا دلم می‌خواد یه در مثل انیمیشن کارخانه هیولا داشتم که به حیاط خونه باز می‌شد، بر می‌گشتم پیش مامان و بابا و خواهرام، توی تراس می‌شستیم شام می‌خوردیم، به چیزهای الکی می‌خندیدیم، چای تازه دم و خوشمزه ایرانی می‌خوردیم و به بازی هوژین و پژال نگاه می‌کردیم و به اون صدای خور خور دل نشین گوش می‌دادیم که می‌گه: دوست‌تون داریم. @baameshi

هوژین.
هوژین.

یه بار یکی ازم پرسید: اسم گربه‌هات رو چی و چرا گذاشتی؟ اسم اولین گربم بامشیه، اسم کانالم از روی همون برداشته شده، بامشی در زبان مازنی یعنی گربه. اسم دومین گربه‌م که پسر بامشیه، پژاله، وقتی پیش ما آوردش خیلی نازک و لاغر بود برای همین اسمش شد پژال، یعنی شاخه نازک و تازه. سومین گربه‌م رو وقتی پیدا کردیم که مادرش رهاش کرده بود، هیچ امیدی به زنده ماندنش نبود، ذره ذره خودمون بزرگش کردیم و به این مرحله رسوندیمش و اسمش شد هوژین به معنای امید زندگی. @baameshi

شاید راه درست همین فراموشیه و در واقع مسیر من اشتباهه نمی‌دونم.

جدی جدی خیلی روزها به این فکر می‌کنم که چطوری آدم‌ها ما رو یک شبه فراموش می‌کنن یه جوری که انگار هیچ وقت نبودیم هیچ خاطره‌ای وجود نداره، هیچ حس مشترکی نبوده و... من خیلی سخت افراد رو فراموش می‌کنم مهم نیست در طول مسیر چه چیزهایی رو تجربه کردیم، به هر حال هیچ وقت یک شب نمی‌خوابم و فردا صبح بیدار نمی‌شم و نمی‌گم تموم شد، همچین آدمی هیچ وقت توی زندگی من نبود!

من این روزها برگشتم خوابگاه/دانشگاه و با خیلی چیزها درگیرم لحظاتی هست که فکر می‌کنم دیگه نمی‌تونم ادامه بدم و لحظات دیگه‌ای می‌گم باید بهترین باشم مشغول انتخاب‌ تصمیم‌های مهمی هستم و فکر می‌کنم بهترین توصیف برای حال این مدتم اینه: این بار یا دوباره پیروز می‌شم یا برای همیشه تموم می‌شم.

photo content

و بالاخره اولین باران پاییزی!

ارکیده‌های سفید چه زیبا خشکیده‌‌اند، آنها مانند همه ما هنوز معصومیت را در چهره‌هایشان دارند، حتی هنگام مرگ. #کیمیا_هویدا
ارکیده‌های سفید چه زیبا خشکیده‌‌اند، آنها مانند همه ما هنوز معصومیت را در چهره‌هایشان دارند، حتی هنگام مرگ. #کیمیا_هویدا

معنای برخی از کدها: 3639 تو عوض شدی. 2002 هیچ وقت نمی‌بخشمت‌. 9478 اشکالی نداره اگه حالت بده. 9726 می‌خوام تبدیل به یک روح شم و فرار کنم. 5555 دلم برای صدات تنگ شده. 0563 لطفا ترکم نکن. 910 ببخشید که بهت آسیب زدم. 5291 هر خطری رو برای تو به جون می‌خرم. @baameshi