en
Feedback
شعر ودکلمه❤️

شعر ودکلمه❤️

Open in Telegram

رنـجانده ای دلم چی دعایی کنم ترا مـحتاج یک نگاه به دیـدار من شوی..!💔 لفتندید بیصدا کنید🙂🫶🏻

Show more
300
Subscribers
-124 hours
+47 days
+1930 days
Posts Archive
Amir Azimi - Khodamo Khodet.mp36.17 MB

رفتی و وسعت دلتنگی من بسیار است انتظار تو کنون باعث استمرار است طاقتی نیست مرا گوش بده حرف نزن این چنین سردتر از قبل نشو خیره به من چند سالی است فقط ، چشم به من دوخته ای روح حساس مرا در طلبت سوخته ای بعد تو آینه سرگرم تماشای من است بی جهت غرق من و در پی افشای من است کاسه ی صبر من از شدّت غم لبریز است دل طوفان زده ام همسفر پاییز است رفتی و یاد تو شد هجمه ای از درد به من خواهشا" دیر نکن باز تو برگرد به من کوچه گردی شده ام بی تو در آغوش زمان شده ام بی تو من انگار فراموش زمان پر و بال سفرم نیست پس از هجرانت لعنتی؛ خانه برانداز شده، چشمانت باد می آید و من درخطر طوفانم خط زدی بر همه ی  باور و اطمینانم شده ای میوه ی ممنوعه ی باغ ابدی می دهد بی تو مرا پنجره احساس بدی رفتی و بی تو پُر از درد شدم می فهمی؟ بی تو از روی زمین طرد شدم می فهمی؟ خواهشا پای نزن روی رگ احساسم من که بر حال خوشت با دگران حساسم مانده ام در گرو هاله ای از شک و یقین آه ای یار سفر کرده دلم خورده زمین یا بیا خاطر ِآزرده من شاد بکن یا مرا از غم عشق خودت آزاد بکن .

باران گرفته کوچه باغ این حوالی را من دوست دارم این همه آشفته حالی را در وسعت اشعار من یک لحظه با من باش با تو بنوشم لحظه های پرتغالی را گاهی مرا دیوانه کن آرام کن گاهی من دوست تر می دارم این حالی به حالی را ای کاش با تو در کنار عصر پاییزی با من بخوانی یک غزل یک شعر عالی را ‌ ایوان و آتش را مهیّا کرده ام برگرد حس می کنم بارانهای احتمالی را اعجاز لبخند تو در شعرم تراوش کرد طعمِ دو سیب و حس قلیان سفالی را در گرمی احساس تو یک شعر می چسبد لبخند تو پر می کند فنجان خالی را لمسِ نگاهی مُلتمس با نم نم باران می نوشد از لبهای تو چای ذغالی را در برکه چشمت تصور میکنم خود را همواره دارم از تو احساس زلالی را تصویر تو. باران. دلم. یک کوچه تنهایی دارم تمنا، یاری از جنس شمالی را دارم تجسّم می کنم آرامشی جز تو در من نمی گنجاند این شعر خیالی را .

تو جای من نیستی تا بدانی که چقدر بودنت هوای سرد زمستان را به گرمای دلچسب بهاری مبدل میکند ...!

روزمرگم اسماءجان رادمنش(2).mp35.50 MB

ما برای ادامه دادن هیچکسی را نداریم جز خودمان! و این کافیست....

الان اونجام که وحشی بافقی میگه: "خواه شکر ریز و خواهی زهر در جامم که تو گرچه زهرم می چشانی از شکر شیرین‌تری..." یعنی که دل سپردم، بفهم:)

1اسماء رادمنش.mp32.76 MB

1اسماء رادمنش.mp32.76 MB

آنگاه که صدای تو را می‌شنوم می‌پندارم که می‌توانم دیگر بار از تو شعله‌ور شوم...

دركنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم كرده ام گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم كرده ام در هوایت بی قرارم روز و شب سر ز پایت بر ندارم روز و شب

دلتنگ تو که میشوم بی هوا صدایت را میبوسم حتی از دور...

اسماء رادمنش🎤 کانال شعر ودکلمه❤️

در دلم ؛ باز هوایی‌ست، که طوفانیِ توست ...! #حسین_منزوی

📎 آرزویم مردن در صدای تو بود یا رفتن با صدایت یا خاموش شدن در صدایت... صدای تو چون باد گذشت و من به دامن تاریکی آویخته ام!

شاعر: فرامرز عرب عامری آوا: 🎤اسماء رادمنش کانال شعر ودکلمه❤️ رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن