⚡️آکادمی علوم نهان |MageAcademia
Open in Telegram
پایگاه نقد , بررسی و آگاهی بخشی در مکاتب رازآموز, ناشر آثار فاخر در علوم غیبی فراروان شناسی ، عرفان رمزگونه
Show moreIran55 203The category is not specified
3 684
Subscribers
+1024 hours
+627 days
+21130 days
Posts Archive
✨«تفسیر تا روت » منتشر شد✨
نام انگلیسی کتاب :th magic of tarot
اثر دو تاروت خوان حرفه ای : لنا و بلتا گرین اوی
تاریخ انتشار ۲۰۲۴
مترجم : ژولیت مهرپرور
۵۲۵ صفحه
قطع رقعی
مصور .
و بزودی دو کتاب تازه در آکادمی علوم نهان منتشر میشود .🌞✨
ارادتمند شما سالکان و همراهان عزیز🌟
و اما بعد ...
برخاستن نام جادو از انتهای نام چنل آکادمی هم حکایتی ست...
وقتی آلیستر کراولی با اراده تلمایی ، از معنای جادو (magic) ساختار زدایی کرد و به مفهوم (magick) اراده ی دخیل در هستی گروید . نگاهی به اعماق روح جهان داشت.
این تغییر نام آکادمی
تغییر در نگرش
فاصله گیری از ابتذال
و عزیمت از سطح کلام
به لایه های مستور جهان
تعبیر می کنیم .
زین پس همه می خوانیم
آکادمی علوم نهان
درود ها
سخنی کوتاه با همراهان عزیز آکادمی !
به تازگی دوستی به آکادمی پیام داد که آیا شما این چنلی که در انتهای آخرین پست خود قرار دادید را تایید میکنید .؟
موضوع مربوط به تبلیغات تلگرام بود که مرتبط با موضوعات پیج ، چنل ها ی مثلا جادو را تبلیغ می کرد .
متاسفانه پای برخی کلاهبرداران و دکانداران جادو به تبلیغات تلگرام باز گشته و در چنل ها به اجبار از جانب تلگرام تبلیغ می شود.
جادوگـر The Magician
((قدرت های روحی و شهودیِ تو قابل کشف است؛
جادو و نیرو در پیرامونت جریان دارد. ))
شماره کارت: ۱
سنگها: اوپال و گلدستون (سنگ طلایی)
گیاه: رزماری (اکلیل کوهی)
کلیدواژه: جادو
نامهای دیگر: مجوس، ویزارد، شعبده باز، ساحر، شمن
تفسیر بر اساس نسخهی Rider–Waite
یکی از دستان جادوگر به آسمان اشاره دارد و دست دیگرش به زمین، که نشانهای از پیوند جادویی او میان آسمان و زمین میباشد. جادوگر بر محیط پیرامون خود تسلط دارد و با نیروی ارادهاش بر موانع غلبه میکند. بر فراز سر او نشانی از نور (هالهای درخشان) یا نشانهی بینهایت (عدد هشت افقی) دیده میشود که نمادِ زندگی جاودان و استمرار آن تا ابدیت است. ماری که دم خود را میبلعد، به دور کمر او پیچیده و مفهوم بینهایت و چرخهی بیپایان هستی را میرساند. ردایی سپید بر تن دارد که نماد پاکی است، و شنلی سرخ بر دوش که نشانگر تجربههای زندگی و توانایی پویای او برای نیرو گرفتن از آنهاست. در دک رایدرویت جادوگر در برابر محرابی ایستاده است؛ اشیائی بر روی التار قرار دارند که هر یک نمایندهی یکی از چهار نماد اصلی کارتهای آرکانای کوچکاند: شمشیرها (Swords)، سکهها (Pentacles)، چوبدستها (Wands) و جامها (Cups) که به ترتیب عناصر هوا، زمین، آتش و آب را نیز مینمایانند. این تصویر، تمثیلی ژرف از دانشی رازآمیز است که راهنمای سفر درونی اوست. جادوگر واسطهای میان جهان صغیر و عالم کبیر است؛ آزادانه میان این قلمروها رفتوآمد میکند و بر دانش عظیم خود میافزاید.
او را «بازیگر» یا «شعبده باز» نیز مینامند، چرا که شخصیتش پیچیده و غیرقابلپیشبینی است، و اغلب با جادوی خود مخاطبانش را مسحور میسازد. با گذر زمان، جایگاه او دگرگون شد: اکنون از روشنبینی و تواناییهای روحی خارقالعادهاش برای یاری دادن به دیگران بهره میگیرد. نقش او این است که مردم را در رسیدن به اهداف زندگیشان و گذر از آزمونهایی یاری دهد که سبب رشد کارمایی و تعالی روح آنان شود. خوانش جهانی و واحدی که در مورد این کارت وجود دارد: درگذر قرنها، «جادوگر» به راهنمایی پویا و معنوی بدل شده است؛ اگر در کارتهای پرسشگر ظاهر شود، نشانهای نیک از حفاظت و حمایت است. گاه او تشویق میکند که گامی جسورانه به پیش برداشته شود ،جهشی با ایمان، برای تجربهی چیزی تازه؛ شاید آغاز کاری نو، سفری ماجراجویانه، یا عملی شجاعانه.
این کارت همچنین ممکن است نشان دهد که شخص دارای تواناییهای روحی یا شهودی است. ممکن است خوابهایی غیرعادی ببیند یا تجربههایی فراطبیعی داشته باشد. همیشه باید از او خواست تا درهای درون خود را به روی این نیروها بگشاید، به رؤیاهایش توجه کند، و هیچ حس یا نشانهی ناآشنایی را نادیده نگیرد. جوینده با این انرژی میتواند جادو را در زندگی خود ببافد، آینده را پیشبینی کند، یا حتی با جملات تأییدی و افسونها (دعاها)، به موفقیت دست یابد. «جادوگر» با نرمی و مهربانی، او را در مسیر بیداری حواس درونیاش هدایت میکند و راه ارتباط با نیروی نهفتهی درون یا خود برتر را به او میآموزد. به خاطر بسپار: راهنمایی نیرومند و مردانه، که حمایت و هدایت میکند
✦ گامی با ایمان و جسارت بردار ✦ احتمال دارد فرد تواناییهای درونی یا ذهنی (روحی) داشته باشد ✦ به رؤیاها و احساسات خود توجه کن ✦ از جملات تأییدی و افسونها (وردها) برای تقویت انرژی استفاده کن.
از کتاب : تفسیر جامع تاروت
(روشن بینی, تفال، پیشگویی )
The Magic of Tarot: A Modern Guide to the Classic Art of the Cards
مترجم: ژولیت
اثر:Leanna Greenaway
بزودی ....
Eliphas Levi
الیفاس لوی ...
📜🔥بزودی ......
در سالهای پایانی عمر، الیفاس لوی به تدوین نظام فکری خود پرداخت. شاهکار او، «جزم و آیین جادوی متعالی»، پلی بود میان سنتهای کهن و تفکر مدرن. لوی در این اثر بر سه مفهوم کلیدی تأکید ورزید که تا به امروز بنیان علوم غریبه را تشکیل میدهند: «نور اختری» (Astral Light) به عنوان سیالی کیهانی که در خدمت اراده انسان است، «اراده» به عنوان موتور محرک و «تخیل» به عنوان ابزارِ تجسم. او جادو را نه یک امر فراطبیعی یا خرافی، بلکه علمی دقیق و قابلِ درک معرفی کرد که با استفاده از نمادها، طلسمها و آیینهایِ هدفمند، بر سطوح ظریفِ هستی تأثیر میگذارد.
میراث او فراتر از کتابهایش گسترش یافت. تفکیکِ هوشمندانه او میان پنتاگرامِ «رو به بالا» (نماد تسلطِ روح بر ماده) و «رو به پایین» (نماد غلبه ماده بر روح یا شر)، تبدیل به نمادی جهانی در فرهنگ غربی شد. کسانی همچون آلیستر کراولی و انجمن جادویی «گلدن داون» همگی وامدارِ دیدگاههایِ ساختارمندِ او هستند.
واسون نیز به نوبه با سابینا موافق بود . او تا آخر عمر از نقش خود در رواج استفاده تفریحی از قارچ های جادویی ابراز پشیمانی کرد او نوشت: «عملی که به مدت سه قرن یا بیشتر مخفیانه انجام میشد اکنون قداست زدایی شده و این به معنای پایان آن است. سابینا در سال ۱۹۸۵ در سن ۹۱ سالگی در فقر و تنگدستی در گذشت.
ماریا سابینا این شعر را در حالتی خلسه وار گفته است:
چون می توانم در پهنه وسیع شنا کنم چون می توانم در همه اشکال شناور باشم
چون من قایق زن هستم
چون من مقدس هستم
چون من همچون روح برتر هستم
من زن هستم، کتابی که زیر آب نوشته شد، چنین گفت
من زن - شهر پر جمعیت هستم، چنین گفت
من شبان هستم، چنین گفت
من زنی هستم که پهنه وسیع را چوپانی می کند، چنین گفت
من شبان هستم و با طببعت می آیم، چنین گفت
چون همه چیز منشأ خود را دارد
و من از جایی به جای دیگر از منشأ طبیعت می آیم.
واسون در مجموع شاهد نه مراسم مجیک ماشروم بود که هر کدام توسط سابینا برگزار می شد.
در یکی از سفرها او با راجر هایم قارچ شناس برجسته فرانسوی همراه بود. هایم گونه های قارچ های جادویی را شناسایی کرد و نمونه هایی را برای آلبرت هافمن شیمیدان سوئیسی که بیست سال قبل LSD را سنتز کرده بود فرستاد. هافمن توانست ساختار شیمیایی سیلوسایبین را جدا کرده و یک نسخه مصنوعی از آن را بسازد. شرکت داروسازی او ساندوز شروع به ارسال دوزهایی از این قارچ به مؤسسات تحقیقاتی و کلینیک های سراسر جهان کرد.
اما دکتر تیموتی لیری روانشناس و ستاره دانشگاهی نوظهور در دانشگاه هاروارد، پس از خواندن این مقاله در سال ۱۹۶۰ به کوثر ناواکا، مکزیک سفر کرد. او با وجود موفقیت حرفه ای اش در این دوره خود را یک کارمند ناشناس سازمانی توصیف کرد و برای یک تجربه ناب هویت خود را پنهان نمود . او مقداری قارچ از یک فروشنده محلی خرید و به جای شرکت در مراسم قارچ آنها را در کنار استخر ویلای تابستانی خود بلعید.
((من در پنج ساعت پس از مصرف این قارچ ها بیشتر از ۱۵ سال مطالعه و تحقیق در زمینه روانشناسی درباره مغز و امکانات آن و همچنین درباره روانشناسی آموختم . ))دکتر تیموتی لیری
پس از انتشار مقاله مجله لایف اعضای بیتنیک ،هیپیها افراد مشهوری مانند باب دیلن و جان لنون دانشمندان و جویندگان از هر طیفی به روستای او اوتلا د خیمنز سرازیر شدند. این تبلیغات برای جامعه مازاتک فاجعه بار بود چرا که آنها سابینا را به خاطر ایجاد بدبختی برای روستا و بی حرمت کردن مراسم ولادا سرزنش می کردند. خانه سابینا به آتش کشیده شد و ماموران فدرال مرتباً به خانه اش حمله می کردند و او را به فروش مواد مخدر به خارجی ها متهم میکردند. هیپیها در روستاهای همسایه کلبه اجاره می کردند. گردشگران سفرهای بدی داشتند و برهنه در شهر پرسه می زدند.
در دهه ۱۹۷۰ مقامات مکزیکی استفاده از قارچ های سیلوسایبین را ممنوع کردند. هجوم گردشگران کاهش یافت اما از نظر سابینا، آسیب به روح ماشروم وارد شده بود.
او گفت: از لحظه ای که خارجی ها برای جستجوی روح برتر از راه رسیدند، فرزندان قدیس، پاکی خود را از دست دادند آنها قدرت خود را از دست دادند؛ خارجی ها آنها را بلعیدند. از این به بعد آنها دیگر خوب نخواهند بود و هیچ درمانی برای آنها وجود نخواهد داشت.
ماریا سابینا Sabina Maria و شفاگری با مجیک ماشروم
داستان چگونگی جهانی شدن و آگاه شدن دنیای امروز از قارچ های سیلوسایبین با نام دو نفر بیشتر گره خورده است ماریا سابینا و گوردون واسون .
واسون به عنوان یک بانکدار در ایالت متحده کار میکرد و یک قارچ شناس غیر حرفه ای بود. او در سال ، ۱۹۵۵ با خواندن داستانهای قارچ تئونانا کاتل مصمم شد تا آن را بیابد . جستجوهای او در نهایت به دهکده Mazateca Sierra ختم شد. واسون به سمت منطقه Huautla ، در مکزیک جایی که با یک شمن محلی به نام ماریا سابینا درمانگری میکرد ،رهسپار شد .
ماریا سابینا از قارچهای مکزیکی سیلوسایب Mexicana Psilocybe برای شفا دادن بیماران از طریق مراسم شفای ولادا velada استفاده میکرد. واسون برای نزدیک شدن به این نوع درمان با تظاهر به اینکه نگران سلامتی پسرش است، ماریا را متقاعد کرد که به او اجازه دهد در مراسم ولادا شرکت کند واسون برای آموختن از سابینا ۹ بار نزد او بازگشت. او در سال ۱۹۵۷، گزارشی از تجربه ها و کشفیات خود را در مجله " Life" منتشر کرد که به سرعت مصرف قارچ های جادویی را به نقاط مختلف جهان سرایت داد. در دهه ۱۹۶۰ منطقه اواکساکا در مکزیک به خاطر قارچ هایش و تجاربی که ایجاد می کردند مشهور شد. افراد سرشناس زیادی از جمله تیموتی لیری Timothy Leary، به آنجا سفر کردند تا خودشان آن قارچ ها را تجربه کنند.
ماریا سابینا به عنوان یک شفادهنده ، شمن و شاعر در روستای محل سکونتش مورد احترام بود. او از هفت سالگی به طور منظم قارچ های سیلوسایبین مصرف می کرد و بیش از ۳۰ سال قبل از ورود واسون مراسم قارچ ولادا را برگزار می کرد. هدف از
ولادا ، راز و نیاز با روح برتر برای شفای بیماران بود همه شرکت کنندگان در این مراسم، قارچ سیلوسایبین را به عنوان یک آیین مقدس برای باز کردن دروازه های ذهن مصرف می کردند. ولادا به عنوان یک تطهیر و ارتباط با امر مقدس تلقی می شد. در حين مراسم ارواح، یاریگر در صورت برقراری ارتباط مؤثر، ماهیت بیماری و نحوه درمان آن را به سابینا میگفتند.
استفراغ فرد مبتلا بخش اساسی این مراسم محسوب می شد. هر شرکت کننده در این مراسم قارچ های سیلوسایبین را می بلعید، در حالی که سابینا که معمولاً دو برابر بیشتر می بلعید برای جلب توجه الهی دعا می کرد.
مقاله در جستجوی قارچ جادویی واسون پس از انتشار در سال ۱۹۵۷ به سرعت در فضای رسانه ها پخش شد. روایتها در مورد اینکه آیا سابینا با استفاده از عکس های واسون برای مقاله موافق بوده یا خیر متفاوت است واسون به نوبه خود نام سابینا را به اوا مندز تغییر داد و نام و محل روستا را فاش نکرد.
ماریا سابینا Sabina Maria و شفاگری با مجیک ماشروم🍄
از کتاب : انجیل مقدس ماشروم
مترجم : ژولیت / نشر آکادمی / ۳۰۰صفحه
نوبت دوم کتاب ماشروم، اکنون آماده ارسال است .
سپاس از صبر ،حمایت و معرفت تان🌞🙏
برشی از کتاب انجیل مقدس ماشروم :
ماشروم ها را میتوان به شکلهای مختلف مصرف کرد:
آنها را می توان مستقیماً خورد، به صورت چای دم کرد، خرد کرد، یا پس از جوشاندن صاف نمود؛ این بسته به سلیقه و ذائقه ی فرد دارد. گزارشهایی وجود دارد که بعضی ها ماشروم را میکشند میسوزانند و دودش را استنشاق میکنند(، اما میزان اثربخشی چنین روشی محل تردید است. بیشتر مردم طعم ماشروم ها را ناخوشایند میدانند.
آنها طعمی بسیار خاکی دارند؛ چیزی
شبیه خاک و پوشالِ پوسیده که با کفِ
مرطوبِ جنگل آمیخته شده باشد. . مثل بسیاری چیزهای دیگر،
لذت بردن از طعم ماشروم ها نوعی »ذائقهی اکتسابی« است و بسیاری از افراد هرگز از این مرحله ی طعم ناخوشایند عبور نمیکنند
. برای پوشاندن طعم ماشروم ، درست کردنِ دمنوش همراه با نعناع، لیمو یا عسل، از روشهای رایج هستند. بعضیها ماشروم ها را حدود یک ساعت در چای میجوشانند، سپس آنها را صاف میکنند و فقط مایعِ باقیمانده را مینوشند. من خوردنِ خودِ جسم ماشروم ها را ترجیح میدهم.
به نظر میرسد میان وارد کردنِ »بدنِ ماشروم « به درون بدن خود، با مصرف عصاره یا چای آن تفاوت وجود داشته باشد. ضمن اینکه نوعی احساس آیین شبیه
مناسک »عشای ربانی« یا مشارکت در یک ((مناسک مقدس شمنی )) در خوردن بدنِ ماشروم وجود دارد؛ و این کار معموالً نوعی احساس رابطه ی همزیستانه میان خورنده و ماشروم ایجاد میکند.
با این همه، همانند هر چیز دیگر، این موضوع در نهایت به سلیقه ی شخص بستگی دارد.
🍄✨
ترجمه این کتاب بعد از اولین ملاقاتمان با Ape ایپ در جنگل های هیرکانی
برمن همچون رسالتی پیامبرانه نازل گشت. از این رو نامش را انجیل مقدس
ماشروم نهادم.
باشد که این حکمت کهن از دل زمین بر ذهن وروح (روان نوردان) چون قارچ
بروید.
ژولیت مهرپرور
🔥انجیل مقدس ماشروم🔥
تجربه ی ماشروم
به شیوه ی شمن ها
✨مترجم : ژولیت مهرپرور
قطع رقعی
۲۹۱ صفحه
نویسنده :
✨مارتین وی بال
دکترای مطالعات شمنی و دین شناسی تطبیقی
(سالک طریقت شمنی مسکالرو )
نام اصلی کتاب:
Mushroom wisdom
🔥🔥🔥🔥✨✨✨✨🍄🍄🍄
جهت سفارش کتاب :
@magusun
