Clockwork Orange
Open in Telegram
344
Subscribers
-124 hours
-27 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '260
in 0 channels
August '26
+25
in 4 channels
Get PRO
July '26
+19
in 1 channels
Get PRO
June '26
+31
in 2 channels
Get PRO
May '26
+9
in 1 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+19
in 6 channels
Get PRO
January '26
+7
in 1 channels
Get PRO
December '25
+11
in 3 channels
Get PRO
November '25
+63
in 1 channels
Get PRO
October '25
+50
in 1 channels
Get PRO
September '25
+36
in 1 channels
Get PRO
August '25
+38
in 2 channels
Get PRO
July '25
+16
in 3 channels
Get PRO
June '25
+33
in 2 channels
Get PRO
May '25
+22
in 4 channels
Get PRO
April '25
+9
in 1 channels
Get PRO
March '25
+19
in 3 channels
Get PRO
February '25
+32
in 3 channels
Get PRO
January '25
+31
in 3 channels
Get PRO
December '24
+17
in 2 channels
Get PRO
November '24
+21
in 4 channels
Get PRO
October '24
+35
in 3 channels
Get PRO
September '24
+28
in 2 channels
Get PRO
August '24
+64
in 3 channels
Get PRO
July '24
+78
in 3 channels
Get PRO
June '24
+32
in 4 channels
Get PRO
May '24
+6
in 3 channels
Get PRO
April '24
+14
in 2 channels
Get PRO
March '240
in 1 channels
Get PRO
February '24
+5
in 1 channels
Get PRO
January '24
+13
in 4 channels
Get PRO
December '23
+160
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
| 2 | هر بار که یک عضو سونتین میره سربازی قلبم بیشتر میشکنه و تیکه تیکه میشه | 60 |
| 3 | همچنین داستان نوشتن | 70 |
| 4 | دستم شکست ولی باید میگفتم | 83 |
| 5 | راستش بعضیا بهم گفتن "کمتر فلسفه لارپ کن" منم بیشتر به این فکر کردم که خب اصلاً فلسفه چرا انقدر چیز بدیه بنظرشون؟
برای من فلسفه هیچوقت صرفاً یه سری اسم و نظریه و جملهی قلمبهسلمبه نبوده. فلسفه از همون جایی شروع میشه که آدم یه لحظه وایمیسته و میگه "خب چرا؟" چرا این درسته؟ چرا اون غلطه؟ چرا باید اینجوری زندگی کنم؟ اصلاً از کجا معلوم چیزی که همه قبولش دارن واقعاً درست باشه؟
آدمها از هزاران سال پیش همین کارو میکردن. مینشستن دربارهی حقیقت، اخلاق، عدالت، زندگی خوب، مرگ، آزادی و اینکه اصلاً انسان بودن یعنی چی فکر میکردن. و خیلی از چیزایی که امروز برامون عادیه، نتیجهی همین سؤالها و بحثهای قدیمیه. فلسفه فقط یه سرگرمی برای یه مشت آدمی که زیادی فکر میکنن نبوده؛ روی علم، سیاست، اخلاق، آموزش، حقوق و حتی نگاه ما به خود انسان تأثیر گذاشته.
حتی الانم ما خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم داریم فلسفه میکنیم. وقتی میپرسیم "آیا آزادی باید حد و مرز داشته باشه؟"، "عدالت یعنی اینکه با همه دقیقاً یکسان رفتار کنیم یا اینکه هرکس چیزی رو که نیاز داره بگیره؟"، "آیا هوش مصنوعی میتونه واقعاً فکر کنه؟"، "آیا کاری که نتیجهی خوبی داره لزوماً کار اخلاقیه؟"... اینا همش سؤال فلسفیه.
اصلاً به نظرم توی دنیای الان، فلسفه شاید حتی مهمتر هم شده. چون هر روز هزار تا نظر و خبر و عقیده و اطلاعات میریزه توی مغزمون و خیلی راحت میتونیم یه چیزی رو فقط چون همه میگن، باور کنیم. فلسفه حداقل بهمون یاد میده یه قدم عقبتر وایسیم و بگیم: "صبر کن، چرا من باید اینو باور کنم؟"
برای خود منم بیشتر از اینکه جواب باشه، یه جور عادت به سؤال پرسیدنه. اینکه نتونم خیلی راحت چیزی رو فقط چون "همیشه همین بوده" قبول کنم. اینکه گاهی بشینم با خودم کلنجار برم که چرا فلان چیز برام مهمه، چرا یه عقیده رو دارم، چرا یه کاری رو درست یا غلط میدونم. شاید حتی بعضی وقتا زیادی فکر کنم ولی خب ترجیح میدم زیادی فکر کنم تا اینکه هیچوقت نپرسم چرا.
پس آره، شاید من یکم فلسفه لارپ میکنم ولی برای من فلسفه فقط یه aesthetic یا یه فاز موقتی نیست. یه بخشی از مدل فکر کردنمه. و فکر نمیکنم چیزی که باعث میشه آدم عمیقتر به زندگی، خودش و دنیایی که توش زندگی میکنه نگاه کنه، چیزی باشه که لازم باشه ازش خجالت کشید یا "کمترش کرد".
شاید فلسفه قرار نیست بهمون بگه جواب درست زندگی چیه؛ شاید فقط یادمون میده قبل از اینکه جواب بقیه رو زندگی کنیم، خودمون یه بار از خودمون بپرسیم: "اصلاً من چی میخوام؟"
حتی حقوق زنان هم یه جورایی از همین "چرا؟" های فلسفی شروع شده.
یعنی یه زمانی اصلاً کسی نمیپرسید "خب زن و مرد نباید حقوق برابر داشته باشن؟"؛ چون خیلی چیزا از قبل بدیهی فرض شده بود. زن حق رأی نداشت، خیلی جاها حق تحصیل نداشت، حق مالکیت و تصمیمگیری مستقل نداشت و هزار تا محدودیت دیگه وجود داشت. بعد یه عده شروع کردن پرسیدن: خب چرا؟ چرا صرفاً چون یه نفر زنه باید این حقها رو نداشته باشه؟ اگه انسان بودن باعث میشه آدم حق و آزادی داشته باشه، پس چرا زنها شاملش نشن؟
و به نظرم همین "چرا" خیلی مهمه. چون تا وقتی چیزی رو طبیعی و بدیهی فرض کنی، اصلاً به ذهنت نمیرسه که میشه تغییرش داد.
مثلاً مری ولستونکرافت خیلی ساده میگفت اگه زن هم مثل مرد توانایی عقل و فکر کردن داره، چرا نباید به اندازهی مرد آموزش ببینه و حق انتخاب داشته باشه؟ یعنی داشت یه چیزی رو که جامعه قرنها گفته بود "طبیعیه"، میبرد زیر سؤال.
بعدتر هم فمینیستها شروع کردن به پرسیدن سؤالهای حتی عمیقتر؛ مثلاً اینکه اصلاً این چیزایی که ما دربارهی "زن بودن" و "مرد بودن" طبیعی میدونیم چقدر واقعاً طبیعیه و چقدر جامعه از بچگی بهمون یاد داده. چرا دختر باید اینطوری باشه و پسر اونطوری؟ چرا یه رفتار برای مرد نشونهی قدرت حساب میشه ولی برای زن نه؟ چرا یه سری نقشها رو از اول برای یکی تعیین میکنیم؟
و خب نتیجهی همین سؤالها فقط چند تا کتاب و بحث دانشگاهی نبود. خیلی از چیزایی که امروز برای ما عادیه اعم از حق تحصیل، حق رأی، حق کار، حق مالکیت، حق تصمیمگیری دربارهی زندگی خودت و.. یه زمانی اصلاً عادی نبودن. آدمهایی بودن که اول مجبور شدن ثابت کنن "صبر کنید، این چیزی که دارید طبیعی فرضش میکنید، لزوماً درست نیست."
برای همین من وقتی از فلسفه حرف میزنم، منظورم فقط افلاطون و نیچه و جملههایی که ملت استوری میکنن نیست.
باور کنید گاهی فلسفه دقیقاً همون لحظهایه که یه نفر به چیزی که همه گفتن "همینه دیگه" نگاه میکنه و میگه: "خب... چرا؟" | 83 |
| 6 | یجایی شنیدم میگفتن در بین تمام شهرهای ایران، شیراز با اختلاف ۵۰ درصد کتابخوان ترین شهر ئه. | 93 |
| 7 | یجایی شنیدم میگفتن در بین تمام شهرهای ایران، شیراز با اختلاف ۵۰ درصد کتابخوان ترین شهر ایرانه. | 1 |
| 8 | یه چیز عجیبی که تو این کتاب دیدم، رابطه جنسی رو عیناً وقیق توصیف کرده بود و پشمام ریخت چطور سانسور نشده؟ چون تا حالا به این وضوح تو هیچ کتاب رسمیای نخونده بودم! | 99 |
| 9 | چند روزه همش این نوستالژی میاد اکسپلورم | 101 |
| 10 | INNA - Amazing.mp3 | 101 |
| 11 | یکی از غمانگیزترین چیزهایی که دربارهی مسیحیت همیشه ذهنم رو درگیر میکنه، داستان مسیحیان ژاپنه. مسیحیت از قرن شانزدهم وارد ژاپن شد و برای مدتی حتی خیلی هم گسترش پیدا کرد، ولی با روی کار اومدن شوگونسالاری توکوگاوا، مسیحیت تبدیل شد به چیزی ممنوع و خطرناک. از ۱۶۱۴ رسماً ممنوعش کردن و بعدش شروع شد یکی از وحشیانهترین دورههای سرکوب مسیحیان؛ شکنجه، اعدام، اجبار به انکار ایمان و حتی مجبور کردن مردم به لگدمال کردن تصویر مسیح و مریم.
و چیزی که برای من واقعاً دردناکه اینه که خیلیها فقط به خاطر اینکه گفتن "من به مسیح ایمان دارم" کشته شدن.
بعضیها ایمانشون رو انکار کردن تا زنده بمونن، بعضیها تا آخر ایستادن و کشته شدن، و بعضیها هم ایمانشون رو قرنها پنهان کردن. مسیحیان پنهان، نسل به نسل ایمانشون رو منتقل کردن؛ بدون کلیسا، بدون کشیش، بدون اینکه حتی بتونن آزادانه صلیبی جلوی چشمشون داشته باشن. مسیح برای اونها چیزی نبود که فقط یکشنبهها بهش فکر کنن؛ چیزی بود که باید در تاریکی، در ترس و گاهی حتی با خطر مرگ نگهش میداشتن.
و شاید به همین دلیله که فیلم "Silence" مارتین اسکورسیزی اینقدر برای من سنگینه.
فیلم دربارهی دو کشیش یسوعیه که وارد ژاپن میشن تا دنبال کشیشی بگردن که گفته شده ایمانش رو انکار کرده. اما خیلی زود خودشون وارد جهنمی میشن که مسیحیان ژاپنی سالهاست توش زندگی میکنن.
و چیزی که اسکورسیزی میذاره جلوی آدم، فقط رنج کشیدن برای ایمانت نیست. یه سؤال خیلی ترسناکتره:
"اگه خدا سکوت کنه، باز هم بهش ایمان داری؟ اگر دعا کنی و هیچ جوابی نشنوی چی؟ اگر ببینی آدمهای بیگناه جلوی چشم تو شکنجه میشن و خدا هیچ کاری نمیکنه چی؟ اگر برای نجات یک انسان مجبور بشی چیزی رو انکار کنی که تمام زندگیت بهش باور داشتی چی؟" و من واقعاً عاشق اینم که اسکورسیزی جواب سادهای برای این سؤالها نمیده. چون ایمان رو تبدیل نمیکنه به یه چیز تمیز و بینقص. ایمان توی این فیلم پر از ترس، شک، گناه، خشم و درماندگیه.
ولی چیزی که بیشتر از همه منو میگیره اینه که فیلم، مسیح رو فقط در کلیسا و صلیب و مراسم مذهبی نشون نمیده. انگار مسیح رو میبره وسط گل و لای، شکنجه، ترس و سکوت.
و شاید برای همین، وقتی به مسیحیان پنهان ژاپن فکر میکنم، بیشتر از اینکه به این فکر کنم که "چقدر ایمان قویای داشتن" به این فکر میکنم که چقدر تنها بودن. | 111 |
| 12 | هیچوقت مثل الان جای خالی شهنوش حس نمیشد | 107 |
| 13 | جیهیو و خواهرش خیلی نازن | 108 |
| 14 | به هیچ وجه من الوجوه سریال هری پاتر رو نخواهم دید چون دلم نمیخواد اون فضایی که با اون آدمهای خاص از ۶ سالگیم تو ذهنم ساخته شده رو خراب کنم | 108 |
| 15 | کاش مامانم به همون سیدراما و کیدراما بسنده میکرد چون سریال تایلندی خیلی مزخرفه | 111 |
| 16 | به من واناوان بدهید | 112 |
| 17 | دیشب خواب دیدم یکی اومده بهم ریده که تو انگلیسیت خوب نیست و فلان منم کارنامه کنکور ارشدم که زبان تخصصی رو ۸۸ درصد زدم کردم تو چشمش که ببین عزیزم😭 | 112 |
| 18 | آریگاتو جونگهان سان | 116 |
| 19 | ایول همین امشب که من عصبی شده بودم میخواستم چوب پرچم کنم تو کونشون | 129 |
| 20 | وا چرا این عرزشیها اینقدر ناسپاس هستن؟ مگه آرزوی شهادت نداشتن این بنده خدا هم لطف کرد فرستادشون اون دنیا دیگه وا | 120 |
