Easglish | آموزش زبان انگلیسی
Open in Telegram
ایزگلیش | آموزش صفر تا صد زبان انگلیسی ، مکالمه ، لیسنینگ و گرامر 💙 لینک تموم جاهایی که هستیم : https://zil.ink/easglish 👭🧑🤝🧑آدرس گروه ما : https://t.me/EasglishGroup @easglish1 : ثبت نام در کلاس ها و ارتباط با ما Founder : Yusuf Hamdian
Show more5 544
Subscribers
+324 hours
+6517 days
+93630 days
Posts Archive
Sleep now
الان بخواب
Your inner Batman needs energy
بتمنِ درونت به انرژی نیاز داره
Good night!
شب بخیر
#speaking
#اصطلاح
امشب میخوایم یه اصطلاح خیلی باحال یاد بگیریم. 😴
✨ Sleep on it
❌ معنی تحتاللفظی:
روی چیزی بخواب!
✅ معنی واقعی:
یعنی فعلاً تصمیم نگیر، یه شب بهش فکر کن.
☑️ مثال:
A: Should I accept the job?
B: Sleep on it before you decide.
💡 خیلی وقتها بهترین تصمیمها بعد از یه خواب خوب گرفته میشن!
🤍 @easglish
#Pronunciation
🎬 اگه فیلمهای بتمن رو به زبان اصلی دیده باشی، احتمالاً با خودت گفتی:
«مگه نگفت Batman؟ چرا انگار گفت Badman؟!» 🤔😳🦇
اتفاقاً اشتباه نشنیدی!
توی لهجه آمریکایی یه قانون خیلی معروف وجود داره:
✅ وقتی حرف T بین دو صدادار (یا بین یک صدادار و یک صدای روان مثل n یا l) قرار بگیره و روی اون بخش از کلمه تأکید نباشه، T دیگه مثل «ت» محکم تلفظ نمیشه.
در عوض، زبون فقط یه ضربهی خیلی سریع به سقف دهن میزنه و صداش شبیه «د» شنیده میشه.
برای همین:
🦇 Batman ➜ بیشتر شبیه Badman
💧 Water ➜ Wader
✨ Better ➜ Bedder
🏙️ City ➜ Ciddy
😍 Pretty ➜ Priddy
دقت کن! 👇
❌ نوشتن کلمه هیچ تغییری نمیکنه.
✅ فقط تلفظش توی لهجه آمریکایی عوض میشه.
همین نکتههای کوچیک باعث میشن وقتی فیلم یا سریال میبینی، خیلی راحتتر متوجه حرف زدن شخصیتها بشی و خودت هم طبیعیتر صحبت کنی. 🇺🇸🔥
🤍 @easglish
Hope you guys enjoyed today's posts! 😎📚
امیدوارم از پستهای امروز لذت برده باشید رفقا! 😎📚
And hopefully, you learned something new today.
و امیدوارم امروز یه چیز جدید هم یاد گرفته باشید.
Here's a little reminder before you call it a night:
فقط یه یادآوری کوچیک قبل از اینکه برید بخوابید:
Don't try to learn English for hours...
سعی نکنید ساعتها زبان بخونید...
Just show up every day, even if it's only for 10 minutes. 💪
فقط هر روز ادامه بدید، حتی اگه فقط ۱۰ دقیقه باشه. 💪
Small steps turn into big progress.
قدمهای کوچیک، پیشرفتهای بزرگ میسازن.
Alright, that's it for today. 😄
خب، برای امروز دیگه بسه. 😄
Get some rest, and we'll do it all again tomorrow.
حسابی استراحت کنید، فردا دوباره با قدرت ادامه میدیم.
Good night, everyone! 🌙✨
شب همگی بخیر! 🌙✨
#vocabulary
لغات و عبارات مهم داستان بالا:
Hero =
قهرمان
Travel across... =
در سراسر ... سفر کردن
Princess =
شاهزاده
Fall in love =
عاشق شدن
Get married =
ازدواج کردن
Journey =
سفر
Bracelet =
دستبند
Give birth to =
به دنیا آوردن
Grow into =
تبدیل شدن به
Fearless =
بیباک
Warrior =
جنگجو
Dream of.... =
آرزوی ... داشتن
Neither...nor... =
نه... و نه...
Fate =
سرنوشت
Battlefield =
میدان نبرد
Fight bravely =
شجاعانه جنگیدن
True identity =
هویت واقعی
Defeat =
شکست دادن
Discover the truth =
حقیقت را فهمیدن
Heartbreaking =
غمانگیز، جانسوز
Realize =
متوجه شدن / پی بردن
Tragedy =
تراژدی، داستان غمانگیز
💡 نکته آموزشی: این داستان با استفاده از Past Simple نوشته شده و برای زبانآموزان سطح A2 تا B1 مناسبه.
🤍 @easglish
📖 Rostam and Sohrab (A Story from the Shahnameh)
Long ago, the great hero Rostam traveled across Persia.
سالها پیش، قهرمان بزرگ، رستم، در سراسر ایران سفر میکرد.
One night, he met a brave princess named Tahmineh.
شبی، او با شاهزادهای شجاع به نام تهمینه آشنا شد.
They fell in love and got married.
آنها عاشق هم شدند و با یکدیگر ازدواج کردند.
Soon, Rostam had to leave for another journey.
کمی بعد، رستم مجبور شد برای سفری دیگر برود.
Before leaving, he gave Tahmineh a special bracelet for their future child.
پیش از رفتن، او دستبندی ویژه برای فرزند آیندهشان به تهمینه داد.
Months later, Tahmineh gave birth to a son named Sohrab.
چند ماه بعد، تهمینه پسری به دنیا آورد که سهراب نام داشت.
Sohrab grew into a strong and fearless young warrior.
سهراب به جنگجویی جوان، نیرومند و بیباک تبدیل شد.
He dreamed of finding his father one day.
او آرزو داشت روزی پدرش را پیدا کند.
Neither Rostam nor Sohrab knew they were father and son.
نه رستم و نه سهراب نمیدانستند که پدر و پسر هستند.
Fate brought them together on the battlefield.
سرنوشت آنها را در میدان نبرد روبهروی هم قرار داد.
They fought bravely without knowing each other's true identity.
آنها شجاعانه جنگیدند، بیآنکه هویت واقعی یکدیگر را بدانند.
Rostam defeated Sohrab in the battle.
رستم در نبرد، سهراب را شکست داد.
Only then did Rostam discover the heartbreaking truth.
تنها آن زمان بود که رستم حقیقت غمانگیز را فهمید.
He realized that Sohrab was his own son.
او فهمید که سهراب، پسر خودش بوده است.
Their story became one of the most famous tragedies in Persian literature.
داستان آنها به یکی از مشهورترین تراژدیهای ادبیات فارسی تبدیل شد.
🤍 @easglish
از پست آموزش زبان با لانای دل ها خوشتون اومد؟
اگه انتقادی یا پیشنهادی دارین خوشحال میشم بنویسین 🫶🤍
دوتا نکته خفن آموزشی از یه موزیک خفن اثر یه خواننده خفن یعنی لانا بانو 💝
کم کیفیتی دوربین من توی این پست رو به خوش کیفیتی خودتون ببخشین🫶😘
دوتا نکته خفن آموزشی از موزیک خفن اثر یه خواننده خفن یعنی لانا بانو 💝
کم کیفیتی دوربین من توی این پست رو به خوش کیفیتی خودتون ببخشین🫶😘
#learn_english_with_song
#speaking
🎵 تا حالا دقت کردی بعضی جملههای انگلیسی رو هیچوقت توی کتابها یادت نمیدن، ولی توی آهنگها و فیلمها مدام میشنوی؟
امشب از آهنگ Summertime Sadness دو تا عبارت فوقالعاده کاربردی یاد گرفتیم:
📌 I just wanted...
این عبارت یعنی:
«فقط میخواستم...»
نکتهی جالب اینجاست که با اینکه فعلش گذشته است (wanted)، معمولاً برای مؤدبتر، نرمتر و صمیمیتر کردن جمله استفاده میشه، نه برای اشاره به گذشته.
مثالها:
✅ I just wanted to say thank you.
فقط میخواستم ازت تشکر کنم.
✅ I just wanted to ask a question.
فقط میخواستم یه سؤال بپرسم.
✅ I just wanted you to know.
فقط میخواستم بدونی.
ــــــــــــــــــــ
📌 before you go
یعنی:
«قبل از اینکه بری»
یکی از پرکاربردترین عبارتهای مکالمهی روزمره است.
مثالها:
✅ Call me before you go.
قبل از اینکه بری بهم زنگ بزن.
✅ Finish your homework before you go out.
قبل از اینکه بیرون بری، تکلیفت رو تموم کن.
✅ Say goodbye before you leave.
قبل از اینکه بری خداحافظی کن.
🤍 @easglish
#grammar
#similar_but_diffrent
📘 امروز یاد میگیریم فرق Much / Many / A lot of چیه!
وقتی میخوایم درباره مقدار یا تعداد چیزی صحبت کنیم، این سه تا خیلی مهمن:
🔹 much → برای اسمهای غیرقابل شمارش
مثل: water, money, time
👉 How much water do you drink?
🔹 many → برای اسمهای قابل شمارش جمع
مثل: friends, books
👉 I don’t have many friends.
🔹 a lot of → هم برای قابل شمارش هم غیرقابل شمارش (در حالت مثبت خیلی پرکاربرده)
👉 I have a lot of time today.
💡 نکته مهم:
تو مکالمه روزمره آمریکاییها خیلی بیشتر از a lot of استفاده میکنن چون طبیعیتر و راحتتره.
🤍 @easglish
Hey, what's up, everyone? 😎☀️
سلام رفقا، چه خبر؟ 😎☀️
It's 10:10 AM, and I'm saying hi from Isfahan! 👋
الان ساعت ۱۰:۱۰ صبحه و از اصفهان بهتون سلام میکنم! 👋
I had a short work trip...
یه سفر کاری کوتاه داشتم...
Although, let's be honest... this photo doesn't exactly scream "I'm in Isfahan." 😂
البته راستش رو بخواید... از روی این عکس اصلاً معلوم نیست اصفهانم! 😂
Anyway, I'm ready for a new day of English.
خلاصه، آمادهام برای یه روز جدیدِ زبان انگلیسی.
We've got some fun posts coming your way today! 📚🎬
امروز چندتا پست جذاب و کاربردی در راهه! 📚🎬
Stay tuned! 🚀
منتظر پستهای امروز باشید! 🚀
#speaking
#اصطلاح
😂 سلام بچهها...
امروز انقدر درگیر کارهای شخصی و کلاس و تدریس بودم که اصلاً نفهمیدم کی شب شد! 😵💫
گفتم هرجوری شده قبل از خواب بیام یه چیزی باهم یاد بگیریم، وگرنه خوابم نمیبره! 😅❤️
🌙 امشب یه اصطلاح خیلی باحال یاد بگیریم:
✨ Call it a day
❌ معنی تحتاللفظی:
بهش بگو یه روز! 😅
✅ معنی واقعی:
یعنی دیگه بسه، امروز کارمون تمومه.
☑️ مثال:
I've been studying for four hours.
Let's call it a day.
چهار ساعته دارم درس میخونم.
بیا دیگه برای امروز تمومش کنیم.
💡 این اصطلاح رو وقتی استفاده کن که از کار، درس یا هر فعالیتی خسته شدی و میخوای جمعش کنی.
خب... حالا که یه اصطلاح جدید یاد گرفتیم، فکر کنم خودمونم call it a day کنیم! 😴🌙
🤍 @easglish
Hope you guys enjoyed today's posts! 😎📚
امیدوارم از پستهای امروز حسابی لذت برده باشید! 😎📚
And hopefully, you picked up something new along the way.
و امیدوارم توی این بین، یه چیز جدید هم یاد گرفته باشید.
It's just past midnight... so welcome to Saturday! 🌙✨
الان دیگه از نیمهشب گذشته... پس به شنبه خوش اومدید! 🌙✨
One last thing before you call it a night:
فقط یه نکته کوچیک قبل از اینکه برید بخوابید:
Don't let a day go by without a little English.
نذارید حتی یه روز بدون انگلیسی بگذره.
Even 10 minutes a day is way better than waiting for the "perfect" time. 💪
حتی روزی ۱۰ دقیقه خیلی بهتر از اینه که منتظر «زمان مناسب» بمونید. 💪
Keep the streak alive! 🔥
زنجیرهی یادگیریتون رو قطع نکنید! 🔥
Alright, that's it for today.
خب، برای امروز دیگه کافیه.
Sleep well, recharge, and I'll see you tomorrow. 😴✨
خوب استراحت کنید، انرژی بگیرید و فردا میبینمتون. 😴✨
Good night, everyone! 🌙❤️
شب همگی بخیر! 🌙❤️
#vocabulary
❤️🔥 لغات مهم داستان بالا:
▫️Fall deeply in love with =
عمیقاً عاشقِ کسی شدن
▪️Close friends =
دوستان صمیمی
▫️Turn into =
تبدیل شدن به
▪️True love =
عشق واقعی
▫️Allow someone to do something =
به کسی اجازه انجام کاری دادن
▪️Marry =
ازدواج کردن
▫️Heartbroken =
دلشکسته
▪️Wander =
سرگردان بودن / پرسه زدن
▫️Desert =
بیابان
▪️The mad one =
دیوانه
▫️Write poems =
شعر سرودن
▪️With all her heart =
با تمام وجود
▫️Forget =
فراموش کردن
▪️Symbol of =
نمادِ ...
▫️Loyalty =
وفاداری
▪️Patience =
صبر
▫️Devotion =
عشق و فداکاری عمیق
▪️Be remembered as =
به عنوانِ ... شناخته شدن
💡 نکته: این داستان با واژگان ساده و زمان Past Simple نوشته شده و برای زبانآموزان سطح A2 تا B1 مناسبه.
همچنین چند عبارت بسیار پرکاربرد مانند fall in love with, turn into, heartbroken و be remembered as را یاد میگیرین که در فیلمها، کتابها و مکالمات انگلیسی زیاد استفاده میشن.
🤍 @easglish
#english_story
📖 Layla and Majnun
Long ago, there was a young man named Qays who fell deeply in love with a beautiful girl named Layla.
سالها پیش، جوانی به نام قیس عاشق دختری زیبا به نام لیلی شد.
They met when they were children and became close friends.
آنها در کودکی با هم آشنا شدند و دوستان صمیمی شدند.
As they grew older, their friendship turned into true love.
با بزرگتر شدنشان، دوستی آنها به عشقی واقعی تبدیل شد.
However, Layla's family did not allow them to marry.
اما خانوادهی لیلی اجازه ندادند آنها با هم ازدواج کنند.
Qays became heartbroken and spent his days wandering in the desert.
قیس دلشکسته شد و روزهایش را در بیابان سرگردان گذراند.
People began to call him Majnun, which means "the mad one."
مردم شروع کردند او را مجنون صدا بزنند، که به معنی «دیوانه» است.
Majnun wrote beautiful poems about Layla wherever he went.
مجنون هر جا میرفت، شعرهای زیبایی دربارهی لیلی میسرود.
Layla loved Majnun with all her heart, but she could not be with him.
لیلی با تمام وجودش مجنون را دوست داشت، اما نمیتوانست در کنار او باشد.
Years passed, but neither of them forgot the other.
سالها گذشت، اما هیچکدام دیگری را فراموش نکردند.
Their love became a symbol of loyalty, patience, and true devotion.
عشق آنها به نمادی از وفاداری، صبر و عشق واقعی تبدیل شد.
Although they could not live together, their story lived forever in people's hearts.
اگرچه نتوانستند در کنار هم زندگی کنند، اما داستانشان برای همیشه در قلب مردم زنده ماند.
Today, Layla and Majnun are remembered as one of the greatest love stories in Persian literature.
امروزه لیلی و مجنون به عنوان یکی از بزرگترین داستانهای عاشقانه در ادبیات فارسی شناخته میشوند.🌟
🤍 @easglish
#speaking
#اصطلاح
😎 یه اصطلاح که آمریکاییها زیاد استفاده میکنن:
Hit the books
❌ معنی تحتاللفظی: کتابها رو بزنی! 😅
✅ معنی واقعی:
یعنی جدی بشینی درس بخونی.
☑️ مثال:
I have an exam tomorrow, so I need to hit the books.
فردا امتحان دارم، پس باید حسابی درس بخونم.
💡 به جای اینکه همیشه بگی:
I have to study.
گاهی از Hit the books استفاده کن تا طبیعیتر حرف بزنی.
😅🫵 تو آخرین باری که مجبور شدی hit the books کی بود؟ 📚
🤍 @easglish
#grammar
#similar_but_diffrent
🚀 فرق Will و Be going to چیه؟
هر دو برای آینده هستن، ولی یه تفاوت مهم دارن.
✅ Will
وقتی همون لحظه تصمیم میگیری یا یه پیشبینی کلی میکنی.
🗣 I'm thirsty.
I'll get some water.
تشنمه.
الان میرم یه لیوان آب میارم.
✅ Be going to
وقتی از قبل برنامه داری یا شواهدی برای اتفاق آینده وجود داره.
🗣 I'm going to visit my grandparents this weekend.
آخر هفته قراره برم دیدن پدربزرگ و مادربزرگم.
🎯 خلاصه:
Will ➜ تصمیم لحظهای
Be going to ➜ برنامه از قبل یا احتمال قوی
#تمرین :
💬 جای خالی رو پر کن:
I think it _ rain tomorrow.
🤍 @easglish
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
