en
Feedback
🌷حجره ی ابوالانبیاء🌷 علی نبینا و علیهم الصلاة و السلام

🌷حجره ی ابوالانبیاء🌷 علی نبینا و علیهم الصلاة و السلام

Open in Telegram
1 628
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+130 days
Posts Archive
تەفسیری قاضی بیضاوی رحمه الله تعالی بۆ قورئانی پیرۆز کتێبێکی زۆر گرینگه و زۆریش عالمانە نوسراوە بە جۆرێ کە ئەگەر خۆێنەر عالمێکی توانا نەبێ لێی تێ ناگا (حاجی مه‌لا أبوبکری مەلای کوردی هەولێری) زۆر شارەزا بووە لە زانین و راڤەکردنی ئەم کتێبە تفسیرەدا،بەڵام هەرکاتێ کە دەرسەەکەی وتووەتەوە تەزبیحێ استغفراللە ی کردوە (سەد جار استغفر اللە ) نەکو نەفس دوچاری غورور بوبێ لە  تەقریری مەعلوماتی خۆی!!!! ( ماموستا عبدالکریم مدرس)

درضمن👈مذاهب فقهی، در حقیقت، راه‌های کشف حکم خدا هستند؛ نه بدیل دین، نه رقیب دین، و نه چیزی خارج از دین.!!👉 خداوند حکیم، برای توسعه و رفع حرج، باب اجتهاد را گشوده و احکام را در دایرهٔ ظنیات تکثیر کرده است تا امت بتواند در شرایط مختلف، حکم خدا را بیابد و بدان عمل کند. والله أعلم بحقائق الأحکام، وهو الهادی إلى سواء السبيل.

مذهب قدیم و مذهب جدید امام شافعی رحمه الله اجتهاد امام شافعی تغییر کرد؟ مگر دین تغییر می‌کند!!؟» آیا تغییر آرای ایشان ناشی از تفاوت محیط عراق و مصر بود ؟ برای رسیدن به پاسخی روشن به سوالات مذکور لازم است نکاتی با دقت اصولی و انسجام فقهی مطرح شود ؛ زیرا نسبت میان 👈«دین» و «اجتهاد»👉 و نیز چرایی تغییر آرای امام همام شافعی، تنها در پرتو مبانی نظری حکم و ساختار معرفت دینی قابل فهم است، نه با اتکای صرف به بیان ادبی یا برداشت‌های عمومی.!! در اصطلاحِ اهل‌سنت، دین همان ما أنزل الله است؛ و «ما أنزل الله» بر اساس مبانی اصول فقه، به دو ساحت بنیادین تقسیم می‌شود: 👈۱) ادلهٔ قطعی  این بخش، شامل اصول دین و احکام قطعی‌الثبوت و قطعی‌الدلالة است؛ اموری که نه احتمال خلاف در آن‌ها راه دارد و نه مجالی برای اجتهاد. این ساحت، ثابت، لایتغیر، و فراتاریخی است. 👈۲) ادلهٔ ظنی  این بخش، شامل فروعی است که یا نصّ صریح در آن‌ها وجود ندارد، یا دلالت نص ظنی است، یا تعارض ادله نیازمند ترجیح است، یا مناط حکم نیازمند کشف و تطبیق. این ساحت، محل اجتهاد است؛ و شارع، خود این حوزه را برای اجتهاد گشوده است.! بر همین اساس، اصولیان در تعریف فقه گفته‌اند:  «الفقه هو العلم بالأحكام الشرعية العملية المكتسب من أدلتها التفصيلية».  این تعریف نشان می‌دهد که احکام اجتهادی، بخشی از دین‌اند؛ زیرا از دلِ ادلهٔ شرعی استخراج می‌شوند،! نه از عقل مستقل یا ذوق یا عرف.! مجتهد، شارع نیست؛ بلکه کاشف حکم خدا است. اگر کسی مجتهد را شارع بداند، گرفتار شرک می‌شود؛ و اگر اجتهاد او را خارج از دین بداند، گرفتار تناقضی بزرگ‌ می‌شود؛ زیرا شارع، خود دستور داده است که غیرمجتهد به مجتهد رجوع کند:  «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ». این رجوع، بخشی از دین است؛ زیرا امر شارع است. حال اگر پرسیده شود:  «اگر اجتهاد بخشی از دین است، پس چرا اجتهاد امام شافعی تغییر کرد؟ مگر دین تغییر می‌کند!!؟» پاسخ آن در مبانی اصول فقه روشن است:  دینِ ثابت، همان ادلهٔ قطعی است؛ اما فهمِ مجتهد از ادلهٔ ظنی، تابع قوّت و ضعف دلالت، و میزان انکشاف مناط، و میزان استقرار اصول استنباط است.  👈تغییر اجتهاد، تغییر دین نیست؛!! بلکه حرکت از ظنّ مرجوح به ظنّ راجح است.👉 اگر مجتهدی پس از آگاهی از دلیل قوی‌تر، رأی خود را تغییر ندهد، این نه ثبات دین، بلکه جمود بر رأی شخصی است.!! حدیث مشهور نیز همین حقیقت را تأیید می‌کند:  «المجتهد إذا أصاب فله أجران، وإذا أخطأ فله أجر واحد».  اصابه یعنی👈 رسیدن به حکم اقوی؛ و خطا یعنی رسیدن به حکم متوسط یا ضعیف.  نه این‌که 👈حکم مجتهد در صورت خطا، خارج از دین باشد؛ بلکه یعنی: او در محدودهٔ دین تلاش کرده، اما به حکم اقوی نرسیده است!!.👉 در مسئلهٔ امام همام شافعی، تحلیل تاریخی و اصولی نشان می‌دهد که 👈تغییر آرای او، نه ناشی از تفاوت محیط عراق و مصر، بلکه نتیجهٔ تحول در مبانی استنباطی و دست‌یابی به ادلهٔ قوی‌تر بوده است. 👉 امام شافعی در عراق، بر اساس اصولی که تا آن زمان برایش روشن بود، مذهب قدیم را بنا کرد. سپس در مکه و مصر، اصول استنباطی خود را بازنگری کرد، «الرسالة» را در قالبی👈 پخته‌تر بازنوشت، و در مواجهه با 👈محدّثان و فقهای بزرگ، به ادله‌ای دست یافت که پیش‌تر در اختیار نداشت.  نتیجه آن شد که در چندین مساله، رأی خود را تغییر داد؛ و این تغییر، نه به‌خاطر عرف مصر، بلکه به‌خاطر قوت دلیل بود!!.  بیهقی، ابن ندیم، قرافی، حتی ابن تیمیه، ابن القیم، و دیگر محققان تصریح کرده‌اند که:  👈تغییرآراء امام شافعی، تغییر محیطی نبود؛ بلکه تغییر علمی بود. !! اگر 👈محیط علت بود، باید بیشترین تغییر در معاملات و عرفیات رخ می‌داد؛ حال آن‌که بیشترین تغییر در احکام عبادات است؛ و عبادات، کمترین ارتباط را با عرف دارند.👉 از سوی دیگر، 👈اگر محیط علت بود، امام شافعی باید فتاوای قدیم را برای اهل عراق حفظ می‌کرد؛ نه این‌که بگوید:  «لا أحل لأحد أن يروي عني القديم».  این رفتار، رفتار کسی است که می‌گوید: «آنچه امروز یافته‌ام، اقرب إلى الحق است.»  نه رفتار کسی که می‌گوید: «این رأی برای عراق بود و آن رأی برای مصر.» در تحلیل دقیق‌تر، روشن می‌شود که امام شافعی در مرحلهٔ نخست، به دلیلِ 👈محدودیت منابع، بر اساس احادیثی که در اختیار داشت، اجتهاد کرد؛ و در مرحلهٔ دوم، بخاطرِ👈 دست‌یابی به احادیث صحیح‌تر و اصول استنباطی دقیق‌تر، برخی از آن‌ها را اصلاح نمود. !! 👈این تغییر، نه تغییر دین است، نه تغییر مذهب؛ بلکه تکامل یک مذهب واحد است.👉 در نهایت، اگر کسی احکام اجتهادی را از دایرهٔ دین خارج کند، ناخواسته همهٔ مسلمانان پس از عصر صحابه را متهم می‌کند که به غیر دین عمل کرده‌اند؛ !!!و این، هم با قرآن وسنت نبوی در تعارض است، هم با عقل، هم با تاریخ

انسان های نادان توهم میکنند اگر هلال ، بزرگ و درخشان بود دو شبه است !! امام ابن خزیمة رحمه الله این حدیث را در صحیحش آورده و عنوان باب را اینگونه قرار داده است : « بَابُ ذِكْرِ الدَّلِيلِ عَلَى خِلَافِ مَا تَوَهَّمَهُ الْعَامَّةُ، وَالْجُهَّالُ أَنَّ الْهِلَالَ إِذَا كَانَ كَبِيرًا مُضِيئًا أَنَّهُ لِلَّيْلَةِ الْمَاضِيَةِ لَا لِلَّيْلَةِ الْمُسْتَقْبَلَةِ ». یعنی : باب ذکر دلیل بر خلاف آنچه عوام مردم وجاهلان توهمش میکنند  که اگر هلال بزرگ و نورانی تر بود، آن  هلال حتماً دو شبه بوده و متعلق به شب قبلی است، نه اینکه هلال شب اول باشد ». وامام شرف الدین الطیبي (ت 743ه) رحمه الله در شرح ( مَدَّهُ لِلرُّؤْيَةِ ) فرموده : « وقوله: ((أمده)) : معناه أطال مدته إلي الرؤية». ( شرح المشکاة للطیبي 5 / 1583 ).  یعنی همان توضیحی که ما در ترجمه و توضیح این بخش حدیث آوردیم. بنابر آنچه گفته شد امیدوارم برای جمیع مسلمانان این مبحث واضح شده و جا بیافتد که اگر در شب 30 ماه قمری قبلی، هلال ماه جدید رؤیت نگردید و بعد از تکمیل 30 روز ماه قبلی هنگام غروب ، هلال ماه جدید بزرگ و نورانی رؤیت شد این بزرگی و نورانی بودن هلال جدید و تاخیر غروب آن به معنای دو شبه بودن شرعی آن هلال یا به معنای اشتباه مسلمین در تعیین شب اول ماه جدید نیست. والله سبحانه و تعالی أعلم وصلی الله علی سیدنا محمد و علی آله وصحبه وسلم 👌👌👌👌👌

🔵 یکبار برای همیشه بیاموزیم که : بزرگی و کوچکی هلال، شرعاً ربطی به دو شبه بودن، یا یک شبه بودن آن ندارد! در صحیح مسلم، صحیح ابن خزیمة، و... آمده است : صحیح مسلم : «  (1088) حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَيْلٍ، عَنْ حُصَيْنٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مُرَّةَ، عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ، قَالَ: خَرَجْنَا لِلْعُمْرَةِ، فَلَمَّا نَزَلْنَا بِبَطْنِ نَخْلَةَ قَالَ: تَرَاءَيْنَا الْهِلَالَ، فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: هُوَ ابْنُ ثَلَاثٍ، وَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: هُوَ ابْنُ لَيْلَتَيْنِ، قَالَ: فَلَقِينَا ابْنَ عَبَّاسٍ، فَقُلْنَا: إِنَّا رَأَيْنَا الْهِلَالَ، فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: هُوَ ابْنُ ثَلَاثٍ، وَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: هُوَ ابْنُ لَيْلَتَيْنِ، فَقَالَ: أَيَّ لَيْلَةٍ رَأَيْتُمُوهُ؟ قَالَ فَقُلْنَا: لَيْلَةَ كَذَا وَكَذَا، فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «إِنَّ اللهَ مَدَّهُ لِلرُّؤْيَةِ، فَهُوَ لِلَيْلَةٍ رَأَيْتُمُوهُ» . ترجمه : « أبو البختري گوید: به قصد أداء عمرة از منطقه خود سفر کردیم، وقتی به منطقه ( بطن النخلة ) رسیدیم، به قصد رصد هلال ماه قمری، با دقت به أفق غربی نگاه کریدم و هلال را دیدیم، - بدلیل ضخامت هلال - بعضی از افراد گفتند: این هلال سه شبه است، و بعضی گفتند دو شبه است. ابوالبختری گوید: سپس به خدمت  ابن عباس رسیدیم، و ماجرا را برایش نقل کردیم. ابن عباس گفت : در کدام شب ، هلال را دیده اید؟ گفتیم : فلان شب. پس او گفت : پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرموده اند : «  - اگر هلال ضخیم یا بزرگ بود، آن از این جهت است که - الله متعال - با گذراندن ساعات زیادی از لحظه مقارنه ی ماه ، تا لحظه ی رؤیتش- آن (= هلال) را بزرگیِ اندازه عطا کرده، تا دیده شود. پس آن هلالی را که دیده اید، متعلق به همان شبی است که دیده اید( یعنی شب اول )». یعنی اگر اولین شبی است که -  پس از استهلال و رصد - هلال را رؤیت کرده اید، آن هلال - ولو ضخیم و بزرگ هم باشد -، شرعاَ هلال شب اول بوده، نه هلال دو شبه، یا سه شبه. 👈 امام نووي رحمه الله در صحیح مسلم، ترجمه ی این بابی که این حدیث در آن آمده را اینگونه قرار داده است :  « بَابُ بَيَانِ أَنَّهُ لَا اعْتِبَارَ بِكُبْرِ الْهِلَالِ وَصِغَرِهِ، وَأَنَّ اللهَ تَعَالَى أَمَدَّهُ لِلرُّؤْيَةِ فَإِنْ غُمَّ فَلْيُكْمَلْ ثَلَاثُونَ ». یعنی : باب بیان اینکه اعتباری به بزرگی یا کوچکی هلال نیست، - واگر هلال بزرگ به نظر آمد، به این دلیل است که - خدای تعالی آن را - با گذراندن ساعات زیادی از لحظه مقارنه - بزرگ گردانیده تا رؤیت شود، پس اگر در شب 30 ماه قمری، رؤیت برایتان ممکن نشد، 30 روز ماه را تکمیل کنید ». ادامه ....👇👇👇

بر مبنای اینگونه شهادت دادن ها رمضان اعلام میشود 😭😭 این است وضعیت فتوا دادن ما !!!

فایل صوتی شهادت شاهدی که مدعی است هلال را رؤیت کرده !!!! ظاهرا هلال واضحی در کار نیست .

«الفاعلُ بمعنَي المفعولِ والمفعولُ بمعنَي الفاعلِ» الفاعلُ بمعنَي المفعولِ في القُرآنِ في ثلثةِ مواضعَ: أحدُها: قوله تعالی:« في عیشَةٍ راضیةٍ {القارعة/۷ } » أیْ مرضیّةٍ. وثانیها: قولُه تعالیٰ:« لاعاصمَ الیوم{هود/۴۳} » أی لامعصومَ. وثالثها: قوله تعالی:« مِن ماءٍ دافقٍ{الطّارق/ ۶}» أی مدفوق. وکذلکَ المفعولُ بمعنَي الفاعلِ في ثلاثةِ مواضعَ: أحدها: قوله تعالی:« حجاباً مستوراً{الإسراء/۴۵}» أی ساتراً. وثانیها: قوله تعالی:« وکانَ وعداً مأتیّاً{مریم/۶۱}» أی آتیاً. وثالثها: قوله تعالی:«جَزاءاً موفوراً{الإسراء/۶۱}» أیْ وافراً. هذا اذا لم نقل بالمجاز العقلی ( و المجاز فی الاسناد )

قال الشيخ معاذ: أشدُّ آيةٍ على الأولياء: ﴿لا يُكَلِّفُ اللهُ نفسًا إلا وُسعها﴾؛ لأنهم يرون الوسع كبيرًا، فيكون التكليف كبيرًا.

الابهام و الشک یکونان بعد الخبر و الفرق بینهما ان الابهام یکون علی السامع و الشک تردد المتکلم

ومن الخوارق التي لم يقع نظيرها لمجتهد غيره(الشافعي)  استنباطه وتحريره لمذهبه الجديد على سعته المفرطة في نحو أربع سنين. تحفة المحتاج بشرح المنهاج(٢٤٠/١)

فی متن المنهاج سبعون الف مسئلة منطوقا و اما المفهوم فکثیر جدا

من صلاهما (أي ركعتي الفجر) بألم وألم لم يصبه في ذلك اليوم ألم (إعانة الطالبين: 637/1) يعني: سورتي ألم نشرح، وألم تر كيف

قال الشیخ ابن حجر فی شرح العباب: تلاوة القرآن افضل الذکر العام الذی لم یخص بوقت او محل ، اما ما خص بذلک بأن ورد الشرع فیه و لو من طریق ضعیف فیما یظهر فهو افضل لتنصیص الشارع علیه

كما تُذكر عجائب المحقِّقين تُذكر عجائب المُتصدِّرين للتَّدريس: كنا قديمًا نسمع عن مشايخ يهاجمون الحواشي وأنَّه لا فائدة فيها لكثرة التعقيدات والإيرادات التي يوردها أصحابها ويجيبون عليها، وبعد أن منَّ الله علينا وقرأنا هذه الحواشي وصلنا إلى قناعة أنَّ من يهاجم أصحابها وما فيها من باب (من جهل شيئًا عاداه)، فكان يبرر عجزه وقلة فهمه بصرف الطَّلبة عن قراءتها. وفي زماننا مشى الملتزمون من المُدرسين على منهج معيَّن مشى عليه من سبقَ من أكابرهم من تدريس الطلبة علوم الآلة قبل العلوم المقصودة لذاتها أو مقارنه لها، فكان بعضهم يُدرس أكثر من عشرة فنون (كالنَّحو والصرف والبلاغة والمنطق والوضع والحكمة والأصول...)  بجانب الفن الأصلي -المقصود لذاته- الذي يدرسه (كالفقه والتَّفسير والعقيدة...). ثمَّ وجدنا في زماننا من يتصدَّر لتدريس العلوم وهو لا يحسن قراءة سطر واحد قراءة صحيحة، ولا يضبط اسم كتاب ولا علَم، ولا يحسن تفسير مصطلحات الفن الذي يُدرسه بله تصوير مسائله، بل تجده إذا سأله طالب نبيه أن يحار في الجواب ومن ثم يصدر حكمه وجوابه من رأسه، وإذا صحح له طالب قراءة أو ضبط له اسم علم أو كتاب مشى في القراءة ولم يلتفت إليه. بل وقفت لبعضهم على تسجيلات يقلِّل فيها من شأن علم أصول الفقه وعلوم الآلة التي لا يُحسنها، وينصح طلبته بعدم تضييع أقاتهم في دراستها، وأنَّ الطَّالب يستطيع فهم الفقه وغيره من العلوم بدونها، ويصدّقه السُّذج من الطلبة ويسيرون حذوه، فيخرج لنا نتاجًا مشوهًا لا يحسن مبادئ العلوم، ومن ثمَّ نجد هؤلاء السُّذج يسمون أنفسهم علماء، ويصفون شيخهم بالعلَّامة. ولله في خلقه من المائعين شؤون. د. لؤي الخليلي

السلام علیکم به اطلاع میرسانیم مسجد اهل سنت روستای قزل عاشق ارومیه جهت توسعه فضای مسجد مورد ترمیم و تعمیر و بازسازی قرار گرفته است و اهالی و ماموستای این روستا جهت توسعه مسجد نیاز به همکاری و مساعدت مالی دارند و چشم انتظار کمک های شما خیّرین محترم هستند  .... 👌 شماره کارت ماموستا سید فریاد عزیزی 6104337490712070 بنام فرید عزیزی آیدی تماس @Faryad1995 هر کس در حد توان  در این خیر عظیم شریک و سهیم شود جزاکم الله بالخیر از طرف هیئت امنا و ماموستای مسجد اهل سنت قزل عاشق _ ارومیه

بسم الله الرحمن الرحيم الى اهل الخير والايمان، من المونین و المومنات، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته ايها الاخوة والاخوات في الله، المسجد بيت الله في الارض، ومأوى المؤمنين، ومصباح القرية الذي يهدي اهلها الى الخير والبر. وقد احوج مسجدنا اليوم الى يد تعين، وقلب يحب، وهبة تجدد ما تهدم من بنيانه. يقول الله تعالى في كتابه الكريم: "انما يعمر مساجد الله من امن بالله واليوم الآخر واقام الصلاة واتى الزكاة ولم يخش الا الله فعسى اولئك ان يكونوا من المهتدين" (سورة التوبة: الآية 18) ويقول سبحانه: "في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والآصال" (سورة النور: الآية 36) وعن رسول الله صلى الله عليه وسلم انه قال: "من بنى مسجدا لله بنى الله له بيتا في الجنة" (رواه البخاري) فنبادر الى عمارة بيت الله، ولنتسابق الى هذا الخير العظيم. فكل يد تعين، وكل هبة وان قلت، تحسب عند الله عز وجل، وتكون نورا لنا يوم القيامة. ايها الكرام: هذا مسجدنا نصلي فيه، ونلتقي، ونذكر الله جل وعلا. فهو امانة في اعناقنا، وفرضة علينا ان نحافظ عليه ونعيد اعماره. فلنشارك جميعا بما تيسر: بالمال، او بالجهد، او بالدعاء. والله لا يضيع اجر من احسن عملا. اللهم انصر من اعان بيتك، واعمره، واجعل ذلك في ميزان حسناته يوم القيامة. واخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين بالامتنان والاحترام، اهالي قرية قزل عاشق