Ehsan TARINIA | احسان تاری نیا
Open in Telegram
Psychologue | Journaliste | Traducteur Fondateur de SIMOURQ Printing & Publishing احسان تارینیا روانشناس، روزنامهنگار و مترجم مؤسس و مدیر چاپخانه و انتشارات سیمرغ www.ehsantarinia.com
Show more2 011
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1530 days
Posts Archive
ایران هنوز خود را به یاد میآورد؛ از ضحاکِ قدرت تا کاوهٔ آزادی
ایران را نمیتوان تنها در محدودهٔ جغرافیا تعریف کرد، چنانکه نمیتوان روح یک انسان را به استخوانبندی او فروکاست. ایران پیش از آنکه خطی باشد بر نقشه، کیفیتی است در حافظه، زخمی است در وجدان تاریخی، آهنگی است در زبان، تصویری است که در آیینهٔ اسطوره شکل گرفته و قرنهاست از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. ایران، نه فقط در ارتفاعات زاگرس و البرز، در دشتهای خراسان و در کویر مرکزی، بلکه در وزن شاهنامه، در تردید خیام، در طعنهٔ حافظ، در حکمت سعدی، در شور ناصرخسرو و در آن اندوه تاریخی عمیقی حضور دارد که گویی از روزگار سیاوش تاکنون در جان این ملت خانه کرده است. اگر این سرزمین بارها در تاریخ مورد هجوم قرار گرفته، اگر دولتهایش فروپاشیده و سلسلههایش به پایان رسیدهاند، آنچه همچنان باقی مانده است نه فقط خاک، بلکه استمرار یک حافظه بوده است؛ حافظهای که هرگاه به مرز فراموشی ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-89
.
.
@EhsanTarinia
L’Iran se souvient encore de lui-même : du Zahhāk du pouvoir au Kāveh de la liberté
On ne saurait définir l’Iran par sa seule géographie, pas plus que l’on ne saurait réduire l’âme d’un être humain à son ossature. Avant d’être une ligne tracée sur une carte, l’Iran est une qualité inscrite dans la mémoire, une blessure dans la conscience historique, une mélodie dans la langue, une image façonnée dans le miroir du mythe et transmise depuis des siècles d’une génération à l’autre. L’Iran est présent non seulement dans les hauteurs du Zagros et de l’Alborz, dans les plaines du Khorassan et le désert central, mais aussi dans le rythme du Shāhnāmeh, dans le doute de Khayyām, dans l’ironie de Hafez …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-105
.
.
@EhsanTarinia
جمهوری اسلامی در آستانه فروریختن
حکومتها همیشه در همان روزی که کاخهایشان تسخیر میشود سقوط نمیکنند. سقوط حقیقی، اغلب سالها یا ماهها پیشتر، در جایی خاموشتر و عمیقتر آغاز شده است: در ذهن مردمی که دیگر فرمانروا را صاحب حق فرمانروایی نمیدانند. دستگاه دولت ممکن است هنوز بخشنامه صادر کند، قاضی همچنان حکم بنویسد، زندانبان در را ببندد، مأمور گلوله شلیک کند و تلویزیون دولتی از «اقتدار» سخن بگوید؛ اما رشته نامرئیای که فرمان را به اطاعت و قدرت را به مشروعیت پیوند میداد، از پیش گسسته باشد. نظام سیاسی تا زمانی واقعاً زنده است که شمار معناداری از شهروندان، حتی با نارضایتی، آن را بخشی از نظم طبیعی و مشروع جامعه بدانند. هنگامی که حکومت در چشم مردم نه دولت خودشان، بلکه دستگاهی بیگانه با خواست، فرهنگ، منافع و آینده آنان جلوه کند، حیات سیاسیاش وارد ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-88
.
.
@EhsanTarinia
La République islamique au seuil de l’effondrement
Les régimes ne tombent pas toujours le jour même où leurs palais sont pris d’assaut. Leur véritable chute commence souvent des mois, voire des années auparavant, dans un lieu plus silencieux et plus profond : dans l’esprit d’un peuple qui ne reconnaît plus au dirigeant le droit de gouverner. L’appareil d’État peut encore publier des circulaires, les juges continuer à rendre des décisions, les geôliers fermer les portes, les agents tirer et la télévision d’État parler de « puissance » ; mais le fil invisible qui reliait l’ordre à l’obéissance et le pouvoir à la légitimité peut déjà avoir été rompu. Un système politique ne demeure véritablement vivant que tant qu’une part significative des citoyens, même insatisfaits, le considère encore comme un élément de l’ordre …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-104
.
.
@EhsanTarinia
Repost from N/a
📚 دعوت به «گروه مطالعاتی اندیشه سیاسی»
اگر به کتاب، اندیشه، فلسفه، تاریخ، سیاست و گفتوگوهای عمیق و محترمانه علاقهمند هستید، از شما دعوت میکنیم به «گروه مطالعاتی اندیشه سیاسی» بپیوندید.
در این گروه، هر هفته با مطالعه آثار برجسته اندیشه سیاسی و فلسفی، به تحلیل و گفتوگو درباره مهمترین مسائل ایران و جهان میپردازیم. هدف ما ایجاد فضایی علمی، آزاد و مبتنی بر احترام متقابل برای یادگیری، تبادل اندیشه و رشد فکری است.
📖 برنامه جلسات:
🗓 هر یکشنبه
🕢 ساعت ۱۹:۳۰ به وقت اروپا
🕘 ساعت ۲۱:۰۰ به وقت ایران
برای عضویت در گروه تلگرام از طریق لینک زیر به ما بپیوندید:
🔗 https://t.me/AndisheNet
اندیشیدن، آغاز هر تحول ماندگار است. خوشحال میشویم در این مسیر همراه ما باشید. 🌿
آزادی ایران، مسئولیت همه ماست
انجمن قلم لوکزامبورگ از تمامی ایرانیان آزادیخواه، دموکراسیخواه و میهندوست دعوت میکند تا در چارچوب «هفته اقدام برای آزادی ایران» در تجمعی مسالمتآمیز مقابل کنسولگری ایالات متحده آمریکا در لوکزامبورگ حضور یابند.
این گردهمایی به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و همزمان با ششمین ماه خیزش ملی ۱۸ و ۱۹ دی برگزار میشود؛ زمانی که رژیم جمهوری اسلامی میکوشد با نمایشهای تبلیغاتی، واقعیت جنایتها، سرکوبها، بازداشتها و اعدامهای گسترده را از نگاه افکار عمومی پنهان کند.
ما گرد هم میآییم تا صدای واقعی ملت ایران باشیم؛ صدای مردمی که آزادی، حاکمیت قانون، حقوق بشر و آیندهای شایسته برای ایران را مطالبه میکنند.
📍 مقابل کنسولگری ایالات متحده آمریکا در لوکزامبورگ
Boulevard Emmanuel Servais
L-2535 Luxembourg
📅 چهارشنبه ۸ ژوئیه ۲۰۲۶
🕑 ساعت ۱۴:۰۰
حضور شما پیامی روشن به جهان خواهد بود:
ایران، جمهوری اسلامی نیست و ملت ایران خواهان آزادی، کرامت انسانی و آیندهای بهتر است.
وداع با یک عصر تاریک؛ تشییع پرهزینه دیکتاتوری که ایران را به لبه پرتگاه رساند
چهار ماه پس از کشته شدن علی خامنهای، جمهوری اسلامی سرانجام تصمیم گرفته است برای جسد رهبر خود همان کاری را انجام دهد که دههها با ایران کرد: آن را در میان دروغ، نمایش، امنیتیسازی، تحریف و هیاهوی ایدئولوژیک دفن کند. این مراسم، تشییع یک انسان نیست؛ تشییع یک فاجعه تاریخی است. حکومت میخواهد از پیکر خامنهای قدیس بسازد، اما آنچه روی دست نیروهای امنیتی و مداحان حکومتی حمل میشود، نه پیکر یک رهبر محبوب، بلکه جنازه نمادین چهار دهه تباهی، سرکوب، فقر، تحقیر ملی و فروپاشی اخلاق سیاسی در ایران است. جمهوری اسلامی برای دفن خامنهای میلیونها یورو هزینه میکند؛ برای وداع، برای تابوت، برای پرچم، برای دوربین، برای بسیج جمعیت، برای امنیت، برای روایتسازی، برای اشکهای دستوری و برای ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-87
.
.
@EhsanTarinia
Adieu à une époque obscure ; les funérailles coûteuses d’une dictature qui a conduit l’Iran au bord du précipice
Quatre mois après la mort d’Ali Khamenei, la République islamique a finalement décidé de faire pour la dépouille de son dirigeant ce qu’elle a fait pendant des décennies à l’Iran lui-même : l’ensevelir sous les mensonges, la mise en scène, la sécurisation à outrance, la falsification et le vacarme idéologique. Cette cérémonie n’est pas l’enterrement d’un homme ; c’est l’enterrement d’une catastrophe historique. Le régime souhaite transformer Khamenei en figure sacrée, mais ce que portent les forces de sécurité et les chantres officiels du pouvoir n’est pas la dépouille d’un …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-103
.
.
@EhsanTarinia
میان خون و نفت، جهان نفت را برگزید
در تاریخ معاصر ما لحظههایی هست که پرده از چهره واقعی جهان برمیدارد. نه جهان شاعرانهای که در اعلامیههای حقوق بشر تصویر میشود، نه جهانی که در سخنرانیهای دیپلماتیک از کرامت انسان و آزادی ملتها حرف میزند، بلکه جهانی سرد، محاسبهگر، منفعتمحور و بیرحم که در آن جان انسان، تا زمانی اهمیت دارد که روی قیمت انرژی، امنیت بازار و موازنه قدرت اثر بگذارد. آنچه از یکساله گذشته تا امروز، بر ایران گذشت، تنها یک بحران سیاسی یا یک جنگ منطقهای نبود. این دوره، آزمایش اخلاقی جهان در برابر ایران بود. و جهان، دستکم از نگاه ایرانیان در این آزمایش مردود شد. وقتی خبر رسید که بهای نفت با از سر گرفته شدن عبور نفتکشها از تنگه هرمز و کاهش نگرانیها درباره عرضه نفت خاورمیانه به سطح روزهای پیش از کشته شدن علی خامنهای و آغاز جنگ ایران ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-86
.
.
@EhsanTarinia
Entre le sang et le pétrole, le monde a choisi le pétrole
Dans notre histoire contemporaine, il existe des moments qui arrachent le voile posé sur le véritable visage du monde. Non pas le monde poétique que l’on dessine dans les déclarations des droits de l’homme, ni celui qui, dans les discours diplomatiques, parle de dignité humaine et de liberté des peuples, mais un monde froid, calculateur, guidé par ses intérêts et impitoyable, dans lequel la vie humaine n’a d’importance que tant qu’elle affecte le prix de l’énergie, la sécurité des marchés et l’équilibre des puissances. Ce qui est arrivé à l’Iran depuis l’année dernière jusqu’à aujourd’hui n’a pas été seulement une crise politique ni une guerre régionale. Cette période fut une épreuve morale imposée au …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-102
.
.
@EhsanTarinia
یادداشت تفاهم اسلامآباد ۲۰۲۶؛ صلح، خرید زمان یا بازتولید یک بحران؟
در سیاست بینالملل، همه توافقها به یک اندازه ارزشمند نیستند. برخی توافقها پایان یک بحراناند و برخی دیگر تنها وقفهای کوتاه در مسیر بحرانی بزرگتر. تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم سرشار از توافقهایی است که در لحظه امضا، «پیروزی دیپلماسی» نام گرفتند اما چند سال بعد مشخص شد که نه تنها بحران را حل نکردهاند، بلکه صرفاً زمان خریدهاند؛ زمانی برای بازسازی توان طرفهای درگیر، تجدید سازمان ساختارهای قدرت و آماده شدن برای مرحلهای تازه از همان منازعه. یادداشت تفاهم اسلامآباد ۲۰۲۶ نیز باید در همین چارچوب مورد ارزیابی قرار گیرد. برخلاف تبلیغات برخی رسانهها و تلاش بخشی از دستگاههای دیپلماتیک برای نمایش این سند به عنوان «صلح»، واقعیت آن است که هیچ یک از مؤلفههای بنیادین بحران ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-85
.
.
@EhsanTarinia
Mémorandum d’Islamabad 2026 : paix, achat de temps ou reproduction d’une crise ?
Dans les relations internationales, tous les accords n’ont pas la même valeur. Certains marquent véritablement la fin d’une crise, tandis que d’autres ne constituent qu’une brève pause sur le chemin d’une crise plus profonde encore. L’histoire des XXe et XXIe siècles regorge d’accords qui furent salués, au moment de leur signature, comme des « victoires diplomatiques », avant qu’il ne devienne évident, quelques années plus tard, qu’ils n’avaient pas résolu le problème de fond mais qu’ils avaient simplement permis de gagner du temps ; du temps pour reconstruire les capacités des parties concernées, réorganiser les structures de pouvoir et préparer une nouvelle phase du même conflit. Le mémorandum d’Islamabad de 2026 doit être analysé dans cette perspective. Contrairement à la présentation qu’en font certains médias et aux …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-101
.
.
@EhsanTarinia
توافق با جمهوری اسلامی؛ صلحی پایدار یا فقط خریدن زمان؟
در تاریخ معاصر جهان، کم نبودهاند توافقهایی که با امید پایان دادن به یک بحران امضا شدند. برخی از آنها واقعاً راه را به سوی ثبات و آرامش گشودند و برخی دیگر تنها چند سال یا چند ماه به عمر یک بحران افزودند. تفاوت اساسی میان این دو دسته در این بود که گروه نخست به سراغ ریشههای مسئله رفتند، اما گروه دوم تنها کوشیدند نشانههای ظاهری بحران را کنترل کنند. امروز نیز هنگامی که بحث توافق احتمالی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده یا دیگر قدرتهای غربی مطرح میشود، مسئله اصلی صرفاً تعداد سانتریفیوژها، سطح غنیسازی اورانیوم یا بندهای فنی یک توافقنامه نیست. پرسش مهمتر این است که آیا جهان با یک دولت متعارف و قابل پیشبینی روبهروست یا با ساختاری سیاسی که بخش مهمی از موجودیت خود را در تداوم بحران ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-84
.
.
.
@EhsanTarinia
Accord avec la République islamique : une paix durable ou simplement un gain de temps ?
Dans l’histoire contemporaine du monde, les accords signés dans l’espoir de mettre fin à une crise n’ont pas été rares. Certains ont réellement ouvert la voie à la stabilité et à l’apaisement, tandis que d’autres n’ont fait que prolonger l’existence d’une crise de quelques années, voire de quelques mois. La différence fondamentale entre ces deux catégories résidait dans le fait que les premiers s’attaquaient aux causes profondes du problème, alors que les seconds se contentaient d’en gérer les manifestations apparentes. Aujourd’hui encore, lorsque l’on évoque la possibilité d’un accord entre la République islamique d’Iran et les États-Unis ou d’autres puissances occidentales, la question essentielle ne concerne pas uniquement le nombre de centrifugeuses, le niveau d’enrichissement de …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-100
.
.
.
@EhsanTarinia
فوتبال، هژمونی و بحران مشروعیت؛ چگونه جمهوری اسلامی از تیم فوتبال برای بازتولید قدرت سیاسی استفاده میکند؟
هنگامی که فیلسوف ایتالیایی، Antonio Gramsci، از مفهوم «هژمونی فرهنگی» سخن میگفت، توضیح میداد که حکومتها تنها از طریق پلیس، زندان و ارتش حکومت نمیکنند. قدرت پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم، آگاهانه یا ناآگاهانه، روایت رسمی قدرت را بپذیرند. در جهان معاصر، ورزش یکی از مهمترین ابزارهای تولید این هژمونی است. از همین منظر، فوتبال در جمهوری اسلامی را نمیتوان صرفاً یک ورزش تلقی کرد. فوتبال در ایران امروز بخشی از ساختار بازتولید مشروعیت سیاسی ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-83
.
.
.
@EhsanTarinia
Le football, l’hégémonie et la crise de légitimité : comment la République islamique utilise l’équipe nationale de football pour reproduire son pouvoir politique
Lorsque le philosophe italien Antonio Gramsci développait le concept d’« hégémonie culturelle », il expliquait que les gouvernements ne règnent pas uniquement par la police, les prisons ou l’armée. Un pouvoir durable se construit lorsque les citoyens acceptent, consciemment ou inconsciemment, le récit officiel du pouvoir. Dans le monde contemporain, le sport constitue l’un des instruments les plus efficaces de production de cette hégémonie. Dans cette perspective, le football en République islamique d’Iran ne peut être considéré comme un simple sport. Dans l’Iran d’aujourd’hui, le football fait partie intégrante du mécanisme de reproduction de la légitimité politique. Le stade n’est plus seulement un lieu où s’affrontent onze joueurs …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-99
.
.
.
@EhsanTarinia
وقتی ترس میمیرد؛ چرا بخشی از ایرانیان در دل بحران به آینده امیدوارن
در یکی از شبهای پرتنش ماههای اخیر، هنگامی که خبر حمله به مراکز وابسته به سپاه پاسداران و گسترش تنش میان جمهوری اسلامی و اسرائیل در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد، جملهای کوتاه در میان هزاران واکنش منتشر شد که شاید بیش از صدها تحلیل سیاسی بتواند وضعیت روانی بخشی از جامعه ایران را توضیح دهد. مادری از کرمانشاه نوشته بود: «من از جنگ نمیترسم، من چهل سال است از صلح شما میترسم.» این جمله را شاید بتوان خلاصه فشرده وضعیتی دانست که بسیاری از ناظران خارجی هنوز در فهم آن ناتواناند. آنان با تعجب میپرسند چگونه ممکن است مردمی که در کشوری زندگی میکنند که احتمال درگیری نظامی آن را تهدید میکند، به جای هراس و اضطراب، نشانههایی از امید و انتظار بروز دهند. پاسخ این پرسش را نه در اتاقهای فکر واشنگتن باید جستجو کرد و نه در ستادهای نظامی تلآویو یا تهران. پاسخ در اعماق روان زخمی جامعهای نهفته است که بیش از چهار دهه در وضعیتی میان فرسایش، ناامیدی، ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-82
.
.
.
@EhsanTarinia
Quand la peur meurt : pourquoi une partie des Iraniens garde espoir au cœur de la crise
Au cours de l’une des nuits les plus tendues de ces derniers mois, alors que les informations concernant des frappes contre des centres affiliés aux Gardiens de la Révolution et l’escalade des tensions entre la République islamique et Israël circulaient massivement sur les réseaux sociaux, une courte phrase fut publiée parmi des milliers de réactions. Peut-être expliquait-elle mieux que des centaines d’analyses politiques l’état psychologique d’une partie de la société iranienne. Une mère originaire de Kermanshah écrivait : «Je n’ai pas peur de la guerre. Cela fait quarante ans que j’ai peur de votre paix». Cette phrase résume peut-être avec une remarquable concision une réalité que de nombreux observateurs étrangers peinent encore à comprendre. Ils s’interrogent avec étonnement : comment un peuple vivant dans …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-98
.
.
.
@EhsanTarinia
حکومت مرگ؛ چگونه جمهوری اسلامی ترس را به شیوه حکمرانی تبدیل کرد
در تاریخ معاصر، کمتر حکومتی را میتوان یافت که تا این اندازه بقای خود را به تولید ترس، اضطراب و ناامنی روانی گره زده باشد. جمهوری اسلامی از نخستین روزهای شکلگیری، تنها یک ساختار سیاسی نبود، بلکه پروژهای گسترده برای مهندسی ذهن، کنترل روان و فرسایش تدریجی جامعه ایران بود. در این ساختار، اعدام صرفاً یک مجازات قضایی نیست، بلکه زبانی سیاسی، ابزاری امنیتی و نمایشی عمومی از قدرت حکومت است. طناب دار در جمهوری اسلامی تنها برای کشتن یک انسان به کار نمیرود، بلکه هدف اصلی آن، زخمی کردن روان جمعی یک ملت است. در ماههای اخیر، افزایش چشمگیر اعدامها، احکام سنگین علیه معترضان، فشار بر زندانیان سیاسی و فضای گسترده امنیتی، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که حکومت جمهوری اسلامی در دوران بحران مشروعیت، بیش از هر زمان دیگری به سیاست ترس متوسل میشود. گزارشهای نهادهای حقوق بشری و رسانههای بینالمللی نشان میدهد که موج جدید اعدامها، بهویژه پس از ... ادامه این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://ehsantarinia.com/archive-81
.
.
.
@EhsanTarinia
Le gouvernement de la mort
Comment la République islamique a transformé la peur en méthode de gouvernance
Dans l’histoire contemporaine, rares sont les régimes qui ont lié leur survie de manière aussi profonde à la production systématique de peur, d’anxiété et d’insécurité psychologique. Depuis les premiers jours de sa fondation, la République islamique d’Iran n’a jamais été uniquement une structure politique. Elle fut également un vaste projet d’ingénierie mentale, de contrôle psychologique et d’érosion progressive de la société iranienne. Dans ce système, l’exécution capitale n’est pas simplement une sanction judiciaire. Elle constitue un langage politique, un instrument sécuritaire et une mise en scène publique du pouvoir. La corde de la potence, dans la République islamique, ne sert pas uniquement à tuer un individu. Son objectif fondamental est de blesser …
Suite de l’article dans le lien ci dessous :
https://ehsantarinia.com/fr/archive-97
.
.
.
@EhsanTarinia
