Gitme...💚
Open in Telegram
1 893
Subscribers
+124 hours
+87 days
+2330 days
Posts Archive
1 894
آدما طوری رفتار میکنن که ازشون فاصله بگیری و در آخر تو مقصری چون اونی که رفته تویی
هیچ کس اهمیت نمیده چه رفتاری باهات شد که رفتی.
t.me/GitMee
1 894
این زندگی دقیقا چجوریه؟
من فقط میدونم میخوابم،بیدار میشم،درد میکشم، کل روز رو میخورم،دو سه تا کتاب نصیحت میشنوم که سر و ته نداره،برنامه ای که قرار نیست بهش عمل کنم رو مینویسم،لابه لای فکر و خیالام دم و بازدم میکنم ودرنهایت دوباره میخوابم.❤️🩹
t.me/GitMee
1 894
اصطلاحِ «به اندازهی دهنت حرف بزن» مال وقتایی بود که آدما تحمل اندازهی دهنت رو داشتن! لطفا الان فقط به اندازهی حوصلهی نداشتهی ما حرف بزن! اصلا شما ببند! جای دوری نمیره…🙃
t.me/GitMee
1 894
میدونی رفتنت از زندگیم اینجوری بود که انگار ۹۹٪ فیلم آپلود شده و بعد دستم خورده رو کلید cancel، یا از خونه اومدم بیرون اما کلیدم رو پشت در جا گذاشتم، بعد از پایان امتحانم فهمیدم که سوالای آخر برگه رو ندیدم، دستم خورده پلی لیستم پاک شده، شب قبل از اردوی مدرسه مریض شدم، گوشیم رو زدم به شارژ ولی شارژر به پریز برق وصل نبوده، رازی که فقط به دوست صمیمیم گفته بودم رو همه فهمیدن، قاشقم توی ظرف سوپ فرو رفته، کفشی که منتظر بودم تا عید بپوشمش دیگه اندازه پام نیست، تنها دوستم تو مدرسه رفته یه شهر دیگه، پسوورد اکانتی که دستم خورده ازش خارج شدم رو یادم رفته، روز تولدمو همه فراموش کردن ، یا حتی مثلا سریال مورد علاقم تموم شده ؛ انگار همه عکسا و اسکرین شاتام پاک شده ، در همین حد بگم که رفتن تو از زندگی من خلاصه ای از تموم اتفاقات غیرقابل باور و غیرقابل تحمل دنیا بود ؛ جوری که هنوزم نتونستم رفتنت رو هضم کنم و فقط دارم درد میکشم.🙂
t.me/GitMee
1 894
آدما هيچوقت اولين اتفاقاى زندگيشون رو يادشون نميره، قبول دارى؟ هيچکس عشق اولش رو يادش نميره، اولين معلمش، اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت، اولين بوسه، اولين رفيق، اولين قرار، اولين جدايى، اولين، اولين، اولين. اين اَولينا تا آخرين روز زندگی باهاتن. حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولين بار خاطره كنى، اولين خاطرهها، تاريخ انقضاء ندارن:)))
1 894
بزرگترین بدیِ این زندگی اینه که هیچوقت اون چیزی رو که میخوای همون لحظه نداریش ، یه زمانی بهش میرسی که دیگه برات مهم نیست !
t.me/GitMee
1 894
''Çok karışığım. Bir yanım olabildiğince huzursuz ve yorgun. Diğer yanım mucizelere ve düşlerin gerçek olabileceğine halen inanıyor ve heyecanını koruyor. Bu iki yan arasında ben ise eziliyorum.''
t.me/GitMee
1 894
نیاز دارم رو یه کاغد بزرگ بنویسم،من این روزا کنترلی روی رفتارم،واکنشم و حرفام ندارم،عصبیم،کسلم،تنهام،کلافه ام و دنبال خیلی چیزا میگردم،خستم و کاری ازم برنمیاد،درمونده ام و راه حلی براش سراغ ندارم،غمگینم و جوابی براش ندارم،من این روزا خودم نیستم و تحت تاثیر مصرف قرص های روانگردان جدیدی با عنوان "افکارم" قرار گرفتم،لطفا با این "من" مدارا کنید.
1 894
-خوبی؟
"نه،دلم برای خودِ سابقم تنگ شده،دنبال یکم آرامشم،وقتی راه میرم در و دیوار خونه بهم پوزخند میزنه، سرم نبض میزنه انقدر که خوردم زمین،از هر ساعت و هر ثانیه ای که تکراری تر از دیروز میگذره بیزارم،احساس خوبی ندارم در واقع به همه چیز،یکی تو من هر روز گریه میکنه و اون ته ته های پس ذهنم خون بالا میاره ولی ظاهرم سخت جون تر از این حرفاست،خستم از شنیدن،دیدن،حس کردن، قلبم واسه بدنم زیادیه رو لاشه تنم زیادی میکنه،افکارم زیر پام له شده ،حس میکنم ادامه دادن بی فایدست تو قرار نیست اینارو بدونی".
+خوبم رفیق؛تو چی؟🙂
t.me/GitMee
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
