en
Feedback
فرزانگی

فرزانگی

Open in Telegram

کانال رسمی دکتر محمد اکوان/ Mohammad Akvan

Show more
224
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1_3056195070.mp313.50 MB

1_3056114359.mp313.73 MB

1_3055928056 (3).mp313.73 MB

‏عکس از A111342
‏عکس از A111342

photo content

۹‌. دکتر بیژن عبدالکریمی اکنون در " جایی " ایستاده است که از یک سو به یک سنت تاریخی نظر دارد و از سوی دیگر به افقی که می تواند چشم اندازی برای آینده باشد. در عین حال به گره های درون ساختاری و بیرون ساختاری نیز توجه دارد. تنها راه برون رفت از این چرخه متوقف رهایی و پرهیز از " تقابل آزموده" و روی آوردن به وفاق ملی، یعنی به هم آمیختن شجاعت گفتن، شجاعت دیدن و شجاعت شنیدن است. این سه ویژگی هر کدام کارکردهای خاص خود را دارند. مهمترین کارکرد آنها این است که روشنفکر را بیرون از " چرخه متوقف " قرار می دهد و او را از وضعیت دَوَرانی ای که منفعلانه است خارج می سازد و همین می تواند آغاز یک فرایند دیگری باشد که تبدیل به یک چرخه متوقف دیگری نشود. دکتر بیژن عبدالکریمی اکنون در آغاز شکل گیری این فرایند جدید ایستاده است. ۱۰. آنچه گفته شد یک سوی ماجرا است، سویه دیگر آن این است که همین تحول و بازنگری یا چرخ زبانی باید در طرف قدرت نیز انجام پذیرد که البته واکاوی آن مجال دیگری می طلبد. محمد اکوان ۱۳/ ۱۰/ ۱۴۰۲

۸. گذر از این چرخه ایستاده و متوقف به عاملی تاثیر گذار و پیشرونده نیاز دارد. این عامل مهم همان است که دکتر بیژن عبدالکریمی از آن به " وفاق ملی " تعبیر می کند، یعنی چرخش زبانی در فرایند روشنفکری. دکتر بیژن عبدالکریمی به عنوان یک فیلسوفِ روشنفکر، افزون بر شجاعت گفتن، به شجاعت دیدن و شجاعت شنیدن التفات ویژه نموده است و این دو خصوصیت است که رسالت یک روشنفکر را در این که " کجای تاریخ ایستاده است" آشکار می سازد. جایگاه یک فیلسوفِ روشنفکر در تاریخ است که می تواند به او در شناخت گره هایی که سبب خروج یک چرخه از بن بست می شود، مدد رساند.

۷. تامل در باره این چرخه بسیار اهمیت دارد.این چرخه همان تقابلی است که میان روشنفکران و قدرت - به معنای سیاسی و دینی - در صد سال اخیر خود را آشکار ساخته است. پیوسته روشنفکر به نکوهش قدرت پرداخته و قدرت به انکار رسالت روشنفکر. در واقع، گویی روشنفکر رسالت خود را فقط در " شجاعت گفتن" می دیده است و قدرت در " نشنیدن". یا قدرت خود را موظف به گفتن می دانسته و روشنفکر به نشنیدن. این در حالی است که روشنفکر افزون بر " شجاعت گفتن" رسالت های دیگری همچون " شجاعت دیدن " و " شجاعت شنیدن" نیز دارد. در چرخه ای که بیان شد روشنفکر، بسیار اندک به رسالت شجاعت دیدن و شنیدن پرداخته است و بیشتر بر شجاعت گفتن پای می فشرده است. به نظر می آید که دکتر بیژن عبدالکریمی می خواهد انحصار روشنفکری در شجاعت گفتن را بشکند و دیگر رسالت های ذاتی روشنفکر را، که از آن غفلت شده، به او یاد آوری کند. یعنی خودآگاهی. التفات به این نوع خودآگاهی که از درون فرایند روشنفکری در حال برخاستن است و دکتر بیژن عبدالکریمی در آغار این فرایند قرار دارد، بسیا مهم است.

۶. در صد سال اخیر میان روشنفکری و قدرت - در ایران بیشتر قدرت سیاسی و قدرت دینی - تقابلی از نوع غایت خلاف شکل گرفته و پیوسته این چرخه گاهی به نهایت خود می رسد و همان نهایت مجدد آغازی می شود برای تجدید این چرخه بی نتیجه و بی حاصل، و دوری که نقطه آغاز آن با نقطه پایانش چندان تفاوت و تمایز ما هوی ندارد. دکتر بیژن عبدالکریمی اکنون از یک سو به درون بسته ی این چرخه نظر دارد و از سوی دیگر به بیرون این چرخه ایستاده است تا ببیند چگونه می توان پنجره ای از درون این چرخه به بیرون گشود و چگونه می توان از بیرون راهی برای رفتن به درون این چرخه پدید آورد. او دیگر نمی پذیرد، یا دست‌کم به نظر من چنین می آید، که راه ثالث مطرود است، یعنی زبانی که دیگر بر تقابل استوار نیست، بلکه بر وفاق ملی تکیه دارد و البته آن را شدنی می داند.

۵. اکنون اگر رسالت روشنفکر را روشنگری، تحول و بهبود وضعیت بدانیم، تقابل به هر معنایی که در نظر گرفته شود، مانعی برای تحقق آن رسالت شمرده می شود. یا روشنفکر بمانیم و قدرت را انکار کنیم یا قدرت را بپذیریم و رسالت روشنفکری را به انفعال بگشانیم و بی اثر سازیم. گفته شد که یکی از رسالت های ذاتی روشنفکر شناخت موانع و گره هایی است که با رفع آنها بتواند آن رسالت ذاتی خود را در نظر و عمل محقق سازد. بی آن که به ثالث مطرود متعهد و ملتزم باشد و چاره را در انتخابِ یا این و یا آن جستجو نماید. دکتر بیژن عبدالکریمی در این موقعیت ایستاده و چاره را در انتخابِ یا این و یا آن و طرد راه سوم نمی داند.

۴. نگاه روشنفکر در فرایندی که در آن پرورش یافته و بالنده شده و در آن زیست کرده است - خواه زیست تاریخی - فرهنگی در مد نظر باشد یا زیست به معنای زندگی در مقطعی از زمان - در واقع، بر افق روشنگری، تحول و سرانجام بهبود وضعیتی دوخته شده است که در یک جایگاه تاریخی - اکنونی ایستاده و اکنون به گذشته و آینده می نگرد. و این رسالتی است سنگین بر دوش یک روشنفکر متعهدِ ملتزم به معنایی که مرلو - پونتی در نظر دارد، نه سارتر. یعنی ما متعهد و ملتزم به انتخاب یک راه از میان دو راه پیشِ رو نیستیم، بنابر نظر مرلو - پونتی.

۳. بنابر این، رسالت روشنفکر به حسب ذات و سرشت پرهیز از تقابل است، تقابل به هر معنای که ممکن در نظر آید. چون روشنفکری از سنخ اندیشه است و متفکر آموزگار است. مراد از تقابل، تقابل با قدرت است - خواه قدرت سیاسی باشد یا قدرت اجتماعی، دینی، فرهنگی و علمی- البته اندیشه نیز که روشنفکر به آن آراسته است به خودی خود قدرت است. نظر به ماهیت قدرت هیچ تفاوتی در این گونه های قدرت وجود ندارد، بلکه تفاوت در تاثیری است که از قدرت برمی آید. یعنی کارکردهای قدرت از نوع بازی‌های زبانی ویتگنشتاین.

۲. رسالت روشنفکر در وهله نخست واکاوی و شناخت آن بسترها است و در وهله دوم تشخیص و تمییز گره هایی است درون ساختاری و گره هایی که احیاناً از بیرون بر آن بسترها تحمیل شده یا بر سر راه آنها قرار گرفته‌ است. در وهله سوم به دنبال یافتن راه کارهایی است که بتواند به مدد آنها، آن دو رسالت را به سر منزل مطلوب برساند. مقصود از یافتن راه کار، تنها راه کار عملی به معنای متعارف کلمه نیست، بلکه به همان معنای پارادوکسیکالی است که سعدی گفته است: " جز به خردمند مفرما عمل - گر چه عمل کار خردمند نیست ".

"بن بست نظری چرخه روشنفکری در ایران و نقش 'دکتر بیژن عبدالکریمی' در برون رفت از آن" ۱. روشنفکری یک فرایند است، نه یک جنبش، از هر نوعی که باشد. این فرایند بستر هایی دارد که در آن بستر ها شکل می گیرد و استمرار می یابد. بستر ها می توانند به تنهایی اجتماعی، سیاسی، دینی، فرهنگی و علمی باشند یا همه آنها با هم یک بستر را پدید آورند. وقتی گفته می شود که روشنفکری یک فرایند است، مقصود این است که روشنفکر با هیچ یک از بسترهایی که با آنها مواجه است موضع " همه یا هیچ " ندارد، بلکه در واقع در پی بازگشایی گره هایی است که آن بسترها را از درون متوقف یا از بیرون منفعل کرده است، یا بر عکس.

photo content

1_2511620095.pdf2.26 KB

1_2485850833.mp313.73 MB

1_2484567302.mp313.73 MB

1_2485689737.mp313.50 MB

1_2484749709.mp313.73 MB