en
Feedback
ندای آزادی

ندای آزادی

Open in Telegram

سازمان رسانه ای ندای آزادی (سرنا) nedayeazadi.com سایت اینستاگرام nedayeazadinet@ یوتیوب: www.youtube.com/@nedayeazadinet توییتر: www.twitter.com/nedayeazadinet

Show more
1 248
Subscribers
-124 hours
-17 days
+1330 days
Posts Archive
🔻پاسخ عبدالکریم سروش به اظهارات موسی غنی‌نژاد درباره دکتر شریعتی: اخیراً فرد گستاخی به‌نام موسی غنی‌نژاد در گفت‌وگویی دکتر ع
+1
🔻پاسخ عبدالکریم سروش به اظهارات موسی غنی‌نژاد درباره دکتر شریعتی: اخیراً فرد گستاخی به‌نام موسی غنی‌نژاد در گفت‌وگویی دکتر علی شریعتی را شیاد خوانده و بر او خرده جاهلانه گرفته است که چرا از زبان شخص موهومی بنام شاندل حرفهای خود را می‌زند و خوانندگان را اغراء به جهل می‌کند. این گستاخی ها نه تنها نادانی و بی‌ادبی و ادبیات نشناسی او را نشان می‌دهد بل حکایت از زخم عمیق دیگری می‌کند که جگر شکاف‌تر است. گویا رسم شده که هر جویای نامی و هر ناشسته روی ناسزاگویی از بستر جهالت برخیزد و طعن در اسلام و ایمان دیگران بزند

✖️توئیت جدید محمدحسین بنی اسدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران جنگ‌طلبان داخلی در برابر قدرت نظامی آمریکا می‌گویند: جنگ ما جنگ نامتق
✖️توئیت جدید محمدحسین بنی اسدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران   جنگ‌طلبان داخلی در برابر قدرت نظامی آمریکا می‌گویند: جنگ ما جنگ نامتقارن است، ولی فراموش می‌کنند که آسیب‌ها و خسارات زیربنایی و روبنایی ما به‌شدت نا‌‌متقارن‌تر است! #جنگ   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

📹خون‌ها و وعده‌ها 🔹دموکراسی کوله‌پشته‌ای در شیلی   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🤩مدارا در مبارزه؛ درباره مرزهایی که نباید از آن‌ها عبور کرد ✍️علی مانا در سال‌های اخیر، نوعی خاص از جنبش و کنش سیاسی در ایرا
🤩مدارا در مبارزه؛ درباره مرزهایی که نباید از آن‌ها عبور کرد   ✍️علی مانا   در سال‌های اخیر، نوعی خاص از جنبش و کنش سیاسی در ایران شکل گرفته که به‌ویژه در ماه‌های اخیر، رشدی تصاعدی داشته و پدیده‌هایی را وارد سپهر سیاسی ایران کرده است که دست‌کم در این ابعاد، کمتر مسبوق به سابقه بوده‌اند. از جمله این پدیده‌ها می‌توان به امید بستن به حمله و دخالت نظامی خارجی، حمایت از مداخله آمریکا و اسرائیل، و همچنین فشار گسترده بر عموم مردم برای اعلام موضع در قبال وضعیت سیاسی کشور اشاره کرد.   آنچه در این میان بیش از هر چیز به چشم می‌آید، این است که مطالبه از مردم صرفاً مخالفت با وضعیت موجود نیست. بلکه انتظار می‌رود افراد، مجموعه‌ای کامل از مواضع سیاسی را نیز بپذیرند؛ به این معنا که نه‌تنها با جمهوری اسلامی مخالف باشند، بلکه با تمام بسته سیاسی تعریف‌شده حول محور اپوزیسیون خاص، از جمله حمایت از رضا پهلوی و حتی مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل نیز همراه باشند. در غیر این صورت، به‌سرعت با برچسب‌هایی مانند «حامی جمهوری اسلامی» یا «خون‌خواه» مواجه می‌شوند.   این وضعیت، پرسشی بنیادین را پیش روی هر فرد قرار می‌دهد: در یک مبارزه سیاسی، نسبت به چه چیزهایی باید مدارا داشت و نسبت به چه چیزهایی نباید؟ مرزهای اخلاقی مبارزه کجاست؟   برای پاسخ به این پرسش، می‌توان موضوع را از دو منظر بررسی کرد؛   نخست، از منظر اخلاق و دانش سیاسی و اجتماعی جهان؛ یعنی این‌که فارغ از هر گرایش سیاسی، چه اصول جهان‌شمولی وجود دارد که باید مبنای قضاوت قرار گیرند. دوم، از منظر آرمانی که برای آینده ایران در ذهن داریم؛ اینکه چه آینده‌ای مطلوب است و چه ابزارهایی می‌تواند ما را به آن آینده نزدیک یا از آن دور کند.   اگر آرمان، ساختنِ ایرانی دموکراتیک باشد، باید از همین امروز به الزامات آن نیز پایبند بود. ایرانی که در آن حقوق اقلیت تضمین شود، همه شهروندان، فارغ از عقیده سیاسی، از حق حیات، حق زندگی و حقوق اساسی برخوردار باشند و هیچ حکومتی، چه پادشاهی و چه جمهوری، مخالفان خود را حذف نکند. اگر چنین آینده‌ای مطلوب است، نمی‌توان مسیر رسیدن به آن را بر پایه حذف، طرد و انکار حقوق مخالفان بنا کرد.   پذیرش تکثر، تنها یک شعار برای دوران پس از پیروزی نیست؛ بلکه باید از دلِ خود مبارزه آغاز شود. جامعه ایران متکثر است و خواهد ماند. افراد ممکن است در آرزوها، تحلیل‌ها و راه‌حل‌ها اختلاف‌های عمیقی داشته باشند، اما این اختلاف‌ها نباید باعث شود حقوق بنیادی آنان نادیده گرفته شود. اگر امروز گروهی از شهروندان را فاقد حقوق بدانیم، بعید است فردا، پس از تغییر شرایط، برای آنان حقی قائل شویم.   از سوی دیگر، مبارزه نباید به شکلی تعریف شود که تنها گروه کوچکی از افراد، هزینه‌های سنگین آن را بر دوش بکشند و اکثریت جامعه صرفاً نظاره‌گر یا تشویق‌کننده باشند. مطلوب آن است که هزینه مبارزه، تا حد امکان، میان جامعه توزیع شود. هرچه مشارکت عمومی بیشتر باشد، هزینه‌ای که بر دوش هر فرد قرار می‌گیرد کمتر خواهد بود و مسیر تغییر نیز پایدارتر و اجتماعی‌تر خواهد شد.   در چنین نگاهی، یکی از مهم‌ترین اصول، ایجاد امکان «ریزش» در جبهه مقابل است. هر فردی که در هر میزان از اهداف و ارزش‌ها با جریان تغییر همسو می‌شود، باید امکان پیوستن به آن را داشته باشد. اگر به دلیل یک اختلاف، تمام نقاط اشتراک نادیده گرفته شود و افراد به‌طور کامل طرد شوند، عملاً به بازتولید و تقویت جبهه مقابل کمک خواهد شد. نتیجه چنین رویکردی آن است که بخش بزرگی از جامعه یا در برابر جریان تغییر قرار می‌گیرد یا به بی‌تفاوتی کشیده می‌شود و بار اصلی مبارزه بر دوش تعداد اندکی «گلادیاتور» خواهد افتاد؛ افرادی که ناچارند هزینه‌های بسیار سنگینی بپردازند.   تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده است که حتی همین افرادی که بیشترین هزینه را در داخل کشور پرداخت کرده‌اند، در بسیاری موارد پس از مدتی خود با بی‌مهری، طرد و اتهام از سوی بخشی از همان جریان‌هایی روبه‌رو شده‌اند که انتظار حمایت از آنان می‌رفت. این چرخه، نه‌تنها سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند، بلکه امکان شکل‌گیری یک جنبش فراگیر را نیز کاهش می‌دهد.   اگر هدف، ساختن جامعه‌ای دموکراتیک و مبتنی بر حقوق شهروندی است، ابزار رسیدن به آن نیز باید با همان هدف سازگار باشد. مدارا با تفاوت‌ها، پذیرش تکثر، احترام به حقوق بنیادین انسان‌ها، توزیع مسئولیت و هزینه مبارزه در میان جامعه، و باز گذاشتن راه بازگشت و همراهی برای کسانی که در هر مرحله حاضر به فاصله گرفتن از ساختار قدرت می‌شوند، نه نشانه ضعف، بلکه لازمه ساختن آینده‌ای است که در آن هیچ شهروندی به دلیل عقیده خود از دایره حقوق انسانی خارج نشود.   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

📹 عباس عراقچی: توافق با آمریکا بهترین توافق ممکن بود. اما وفاق ملی درباره آن شکل نگرفت. مردم کف میدان را با دروغ ناامید کردند و گاهی فکر می‌کنم اسرائیل در تجمعات میادین نفوذ دارد. 🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🖤 اکبر عبدی بازیگر سرشناس ایرانی درگذشت اکبر عبدی، هنرپیشه معروف تلویزیون و سینمای ایران در ۶۶ سالگی درگذشت. موزه سینمای ایر
🖤 اکبر عبدی بازیگر سرشناس ایرانی درگذشت   اکبر عبدی، هنرپیشه معروف تلویزیون و سینمای ایران در ۶۶ سالگی درگذشت.   موزه سینمای ایران شامگاه جمعه دوم مرداد ماه در تلگرام خود نوشت که اکبر عبدی بعد از یک دوره طولانی بیماری چشم از جهان فروبست.   مسعود ده‌نمکی،‌ کارگردان فیلم کمدی «اخراجی‌ها» که اکبر عبدی در آن بازی کرده بود، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر و اتابک نادری مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد در گفتوگو با ایرنا این خبر را تایید کرد.   اولین نقش‌آفرینی‌های او در برنامه‌های طنز تلویزیونی چون «باز مدرسه‌ام دیر شد» و «محله برو و بیا » در سال‌های دهه ۶۰ خورشیدی محبوبیت زیادی برای او به همراه داشت.   اجاره‌نشین‌ها اثر داریوش مهرجویی و فیلم مادر علی حاتمی و ناصرالدین شاه آکتور سینما اثر محسن مخملباف از مجموعه کارهای ماندگار اکبر عبدی است.   او دو بار برای ایفای نقش‌هایش جایزه سیمرغ جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد؛ اولین در سال ۱۳۶۸ برای بازی در غلامرضا در فیم مادر علی حاتمی و دومین سیمرغ در سال ۱۳۹۰ برای فیلم «خوابم میآد» رضا عطاران. اکبر عبدی در فیلم آدم برفی داوود میرباقری هم که در ترکیه ساخته شده بود ایفای نقش کرد. فیلمی که سالها در ایران توقیف بود.   او در سال ۱۴۰۱ و در جریان اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی در زمان بازداشت در دست گشت ارشاد در یک پیام ویدئویی با ابراز همدردی با مردم از خدا خواست که به مردم ایران توجه کند: « تا کی چله‌نشین باشیم. امروز چله‌نشین مهسا هستیم و فردا چله نشین یک جوان دیگر.» / BBC   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

📰چگونه می‌توان از تبدیل شدن منازعه آمریکا و ایران به یک جنگ بی‌پایان جلوگیری کرد؟   ✍️سید حسین موسویان   📌تفاهم‌نامه ۱۴ بندی که در ماه ژوئن میان ایران و ایالات متحده به امضا رسید، مهم‌ترین گشایش دیپلماتیک میان دو کشور از زمان قطع روابط در سال ۱۹۷۹ به شمار می‌رفت. اما پیش از آنکه اقدامات اعتمادساز فرصت اجرا پیدا کند، ازسرگیری درگیری‌های نظامی، روند دیپلماسی را تحت‌الشعاع قرار داد.   📌دامنه درگیری‌ها از تقابل مستقیم ایران و آمریکا فراتر رفته و نشانه‌های فزاینده‌ای از گسترش بحران به یک جنگ منطقه‌ای مشاهده می‌شود. شواهد موجود حاکی از آن است که راهبرد آمریکا از تلاش برای دستیابی به یک پیروزی سریع نظامی، به سمت یک جنگ فرسایشی بلندمدت تغییر یافته است؛ راهبردی که هدف آن، فرسایش تدریجی توان نظامی، ظرفیت‌های لجستیکی، تاب‌آوری اقتصادی و انسجام داخلی ایران است.   📌با انتقال کانون رقابت راهبردی به خلیج فارس و دریای عمان، به نظر می‌رسد واشنگتن بر تداوم فشارهای نظامی، ایجاد اختلال در امنیت دریایی و تقویت حفاظت از نیروها و پایگاه‌های خود در منطقه تمرکز کرده و درعین حال فرصت لازم را برای بازسازی توان نظامی اسرائیل فراهم می‌کند.   📌اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال «تصرف جزیره خارک»، در کنار گزارش‌هایی مبنی بر بررسی حمایت آمریکا و اسرائیل از عملیات برون‌مرزی گروه‌های مسلح کُرد، نشان می‌دهد که راهبرد آینده واشنگتن و تل‌آویو ممکن است بیش از گذشته بر ترکیب فشارهای متعارف نظامی با هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی انرژی ایران و ایجاد بی ثباتی و هرج و مرج در مرزهای غربی و جنوب شرقی کشور استوار باشد.   📌اگرچه ریشه‌های اصلی این بحران به تقابل طولانی‌مدت ایران و اسرائیل بازمی‌گردد، اما مرحله اخیر بیش از هر چیز به یک رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و ایالات متحده تبدیل شده است. در این مرحله، هزینه‌های اصلی راهبردی و اقتصادی جنگ نه تنها بر ایران و آمریکا، بلکه بر کشورهای عربی منطقه و اقتصاد جهانی نیز تحمیل می‌شود.   📌اظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگوی هفته گذشته خود با جو روگان شایان توجه است. ونس تأکید کرد که ایالات متحده هیچ منفعت راهبردی در گرفتار شدن در یک جنگ بی‌پایان با ایران ندارد و دیپلماسی همچنان تنها راه‌حل پایدار این بحران است.   📌شاید مهم‌ترین بخش این مصاحبه، اذعان ونس به این نکته بود که برخی عناصر در داخل دولت اسرائیل تلاش کرده‌اند مذاکرات ایران و آمریکا را به شکست بکشانند؛ زیرا ترجیح می‌دهند عملیات نظامی علیه ایران «برای مدت نامحدود» ادامه یابد. به گفته او، این هدف از طریق یک کارزار گسترده و پرهزینه برای تضعیف حمایت افکار عمومی از مذاکرات دنبال شده است.   📌حمایت آشکار ونس از دیپلماسی، انتقاد او از تلاش‌ها برای تخریب مذاکرات و هشدارش نسبت به گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ طولانی دیگر در خاورمیانه، همگی نشان می‌دهد که آغاز یک ابتکار دیپلماتیک فوری برای حل این دو موضوع، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.   📌 برخلاف برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵، این توافق باید به تصویب کنگره ایالات متحده و مجلس شورای اسلامی ایران برسد تا از پشتوانه حقوقی، ثبات و دوام بلندمدت برخوردار باشد.   📌نه واشنگتن و نه تهران، قادر نخواهند بود طرف مقابل را به تسلیم وادار کنند. انتخاب واقعی میان دو گزینه است: ادامه یک جنگ فرسایشی و بی‌پایان، یا حرکت به سوی دیپلماسی پایدار.   📌ایالات متحده و ایران باید گفت‌وگوی مستقیم را از سر بگیرند؛ از جمله با برگزاری دیداری جدید میان جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، تا روند دیپلماسی بار دیگر احیا شده و مذاکرات برای دستیابی به توافق درباره تنگه هرمز و موضوع هسته‌ای نهایی شود.   🔗 لینک متن کامل   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🔴 نه به جنگ؛ آری به صلح، مذاکره و منافع ملی ◀️بیانیه بیش از هزار کنشگر سیاسی و اجتماعی در حمایت از صلح، مذاکره و منافع ملی ب
🔴 نه به جنگ؛ آری به صلح، مذاکره و منافع ملی   ◀️بیانیه بیش از هزار کنشگر سیاسی و اجتماعی در حمایت از صلح، مذاکره و منافع ملی   بیش از هزار نفر از کنشگران سیاسی، فعالان مدنی و اجتماعی، فرهنگی، دانشگاهی و روزنامه نگاران، با انتشار بیانیه ای با عنوان «نه به جنگ؛ آری به صلح، مذاکره و منافع ملی»، ضمن حمایت از مواضع سیدمحمد خاتمی در دفاع از مذاکره، دیپلماسی و تفاهم نامه موجود، بر ضرورت تلاش برای جلوگیری از جنگ و تأمین منافع ملی تأکید کردند.   امضاکنندگان این بیانیه همچنین نسبت به گسترش ادبیات توهین، تبری  و نفرت پراکنی در فضای سیاسی کشور هشدار داده و از همه ایرانیان، با هر گرایش سیاسی، فکری، قومی و مذهبی، دعوت کرده اند تا برای پاسداری از صلح، به این حرکت بپیوندند.   متن بیانیه به شرح زیر است:   نه به جنگ؛ آری به صلح، مذاکره و منافع ملی   به نام خدا   ما، جمعی از کنشگران سیاسی، مدنی، فرهنگی، دانشگاهی، روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی و دلسوزان ایران، با احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور، بر این باوریم که ایرانِ امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همبستگی ملی و تصمیم گیری بر پایه منافع ملی نیاز دارد.   در شرایطی که کشور با چالش های پیچیدهء داخلی و خارجی روبه روست، حفظ صلح، جلوگیری از گسترش تنش و بهره گیری از ظرفیت دیپلماسی، ضرورتی ملی است. هر صدایی که در مسیر پیش گیری از جنگ، کاهش تنش و تأمین منافع ملی از گفتگو و مذاکره دفاع میکند، شایسته ی شنیده شدن و نقدی منصفانه است، نه تبری ، توهین، افترا و نفرت پراکنی.   ما از مواضع جناب آقای سیدمحمد خاتمی در حمایت از مذاکره، دیپلماسی و تفاهم نامه موجود، با هدف جلوگیری از جنگ و تامین منافع ملی، حمایت می کنیم و معتقدیم مذاکره مذاکره نه نشانه ضعف، بلکه جلوه ای از اعتماد به نفس ملی، تدبیر، مسئولیت پذیری و آینده نگری است.   در عین حال تأکید میکنیم که دفاع از مذاکره، به هیچوجه به معنای نادیده گرفتن تجاوز نظامی، نقض تعهدات یا بی اعتمادی های ناشی از عملکرد آمریکا و اسرائیل نیست و هرگز نیز به معنای چشم پوشی از عزت، امنیت و حقوق ملت ایران نخواهد بود؛ بلکه مذاکره، ابزاری خردمندانه برای صیانت از همین حقوق، رفع تهدیدها، کاهش هزینه های ملی و تأمین منافع کشور است.   تجربه معاصر ایران و جهان به روشنی نشان داده است که جنگ هیچ برنده ای ندارد. حاصل آن، جان های از دست رفته، خانواده های داغدار، ویرانی زیرساخت ها، گسترش فقر، فرسایش سرمایه های انسانی، عقب ماندگی اقتصادی و از میان رفتن فرصت های توسعه است. هیچ ملتی از آتش جنگ، آبادتر، آزادتر و سرافرازتر بیرون نمی آید.   از همین رو، ما با صراحت اعلام میکنیم که مخالفت با جنگ، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک مسئولیت ملی و انسانی است.   همچنین نسبت به گسترش ادبیات توهین، افترا، تخریب شخصیت، برچسب زنی و نفرت پراکنی در فضای سیاسی کشور هشدار می دهیم. اختلاف نظر، لازمه ی جامعه ی زنده و پویاست؛ اما تبدیل آن به دشمنی و حذف رقیب، سرمایه اجتماعی را فرسوده و انسجام ملی را تضعیف میکند.   از همه نیروهای سیاسی، نهادهای مدنی، دانشگاهیان، اصحاب رسانه، نخبگان، مسئولان و همه دلسوزان ایران میخواهیم که در این مقطع حساس و سرنوشت ساز، منافع ملی را بر هر مصلحت جناحی ترجیح دهند و از هر گفتار و رفتاری که به تشدید تنش، گسترش شکاف های داخلی و افزایش خطر جنگ می انجامد، پرهیز کنند.   ما بر این باوریم که امنیت پایدار، عزت ملی، استقلال، توسعه کشور، رفع تحریم ها، رونق اقتصادی و رفاه مردم، در سایه عقلانیت، وحدت ملی، دیپلماسی فعال و تعامل مسئولانه با جهان دست یافتنی است، نه از مسیر جنگ طلبی، افراط گرایی و نفرت پراکنی.   از همه ایرانیان، با هر گرایش سیاسی، فکری، قومی و مذهبی، دعوت میکنیم برای پاسداری از صالح، حفظ منافع ملی و ساختن آینده ای امن تر، آبادتر و امیدببشتر برای ایران، به این بیانیه بپیوندند و از فرهنگ گفت وگو، مدارا و همبستگی ملی حمایت کنند.   نه به جنگ، آری به صلح، آری به مذاکره، آری به منافع ملی، آری به هم بستگی ملی، آری به آینده ای امن، آباد و سرافراز برای ایران    ◀️ فهرست اسامی امضاکنندگان    🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

پزشکیان شخصا دستور رسیدگی به موضوع فیلتر شدن سایت عادل فردوسی‌پور را صادر کرد.
پزشکیان شخصا دستور رسیدگی به موضوع فیلتر شدن سایت عادل فردوسی‌پور را صادر کرد.

🎤امنیت پایدار؛ هم‌افزایی امنیت ملی و امنیت انسانی ✍️دکتر ایمان میرزازاده امنیت، نخستین انتظار هر جامعه از حکومت و یکی از بنی
🎤امنیت پایدار؛ هم‌افزایی امنیت ملی و امنیت انسانی   ✍️دکتر ایمان میرزازاده   امنیت، نخستین انتظار هر جامعه از حکومت و یکی از بنیادی‌ترین نیازهای هر ملت است. هیچ توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی یا رفاه اجتماعی بدون امنیت پایدار امکان‌پذیر نیست. در جهانی که تهدیدها هر روز پیچیده‌تر و متنوع‌تر می‌شوند، نگاه به امنیت نیز ناگزیر از تحول است.   برای دهه‌های طولانی، امنیت عمدتاً با توان نظامی، حفاظت از مرزها و مقابله با تهدیدهای خارجی تعریف می‌شد. بی‌تردید، حفظ تمامیت ارضی، استقلال کشور، اقتدار دفاعی و آمادگی نیروهای مسلح همچنان از ارکان غیرقابل انکار امنیت ملی هستند و هیچ کشوری نمی‌تواند نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد.   با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که امنیت پایدار تنها با اتکا به قدرت سخت تحقق نمی‌یابد. پس از پایان جنگ سرد، مطالعات امنیتی دستخوش تحولی اساسی شد و برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) در گزارش توسعه انسانی سال ۱۹۹۴، مفهوم «امنیت انسانی» را بعنوان مکمل امنیت ملی معرفی کرد. بر اساس این رویکرد، امنیت تنها به معنای حفاظت از مرزها نیست، بلکه حفاظت از انسان در برابر ترس، فقر، بیماری، تبعیض، بی‌عدالتی، ناامنی اقتصادی و سایر تهدیدهایی است که زندگی و کرامت او را تحت تأثیر قرار می‌دهند.   در این چارچوب، امنیت انسانی دارای هفت مؤلفه اصلی است: امنیت اقتصادی، امنیت غذایی، امنیت سلامت، امنیت زیست‌محیطی، امنیت فردی، امنیت اجتماعی و امنیت سیاسی. این مؤلفه‌ها رقیب امنیت ملی نیستند، بلکه بنیان اجتماعی، اقتصادی و انسانی آن را تقویت می‌کنند.   ویژگی مهم امنیت انسانی آن است که این مؤلفه‌ها به صورت زنجیره‌ای یکدیگر را تقویت می‌کنند. کاهش فساد، اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد؛ اعتماد عمومی، مشارکت شهروندان را تقویت می‌کند؛ مشارکت بیشتر، کیفیت حکمرانی و پاسخگویی را ارتقا می‌دهد؛ حکمرانی کارآمد، زمینه رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری را فراهم می‌آورد؛ و مجموعه این عوامل، سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری ملی را افزایش می‌دهد. نتیجه این هم‌افزایی، کشوری است که نه تنها در برابر تهدیدهای خارجی، بلکه در برابر بحران‌های داخلی نیز مقاوم‌تر خواهد بود.   فساد، تهدید امنیت انسانی   در این میان، فساد یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیت انسانی به شمار می‌رود. فساد تنها یک تخلف مالی نیست؛ بلکه اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند، منابع ملی را از مسیر توسعه منحرف می‌سازد، نابرابری را تشدید می‌کند، کارآمدی نهادهای عمومی را کاهش می‌دهد و سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌سازد. از همین رو، مبارزه با فساد صرفاً یک ضرورت اقتصادی یا اداری نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین الزامات تحقق امنیت پایدار است.   از سوی دیگر، مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خویش نیز یکی از ارکان امنیت پایدار است. هر اندازه شهروندان احساس کنند که در اداره امور کشور نقش دارند، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و مسئولیت‌پذیری جمعی تقویت خواهد شد. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی، امید به آینده و مشارکت عمومی، از مهم‌ترین عوامل افزایش تاب‌آوری ملی در برابر بحران‌ها هستند.   قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر بسیاری از این مبانی تأکید کرده است؛ از اداره امور کشور بر پایه آرای عمومی و حق مردم در تعیین سرنوشت اجتماعی خویش گرفته تا برابری شهروندان در برابر قانون، صیانت از جان، مال و حیثیت افراد، و تکلیف دولت به رفع تبعیض، گسترش عدالت و مقابله با فساد. این اصول نشان می‌دهد که امنیت انسانی، نه مفهومی بیگانه، بلکه با بسیاری از مبانی حقوق اساسی کشور نیز همسو است.   ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند نگاهی جامع به مقوله امنیت است؛ نگاهی که در آن، اقتدار دفاعی، حکمرانی قانون‌مدار، عدالت، مبارزه مؤثر با فساد، مشارکت مردم، اعتماد عمومی و توسعه پایدار، اجزای یک منظومه واحد تلقی شوند. هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها جایگزین دیگری نیست و تضعیف هر یک، بر سایر اجزا نیز اثر خواهد گذاشت.   امنیت پایدار: حاصل اعتماد دولت و ملت   امنیت پایدار، مقصدی نیست که تنها با افزایش توان دفاعی یا رشد اقتصادی به آن برسیم؛ بلکه حاصل اعتمادی است که میان دولت و ملت شکل می‌گیرد، عدالتی که مردم در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند، مشارکتی که شهروندان در ساختن آینده کشور دارند و اقتداری که از هم‌افزایی امنیت ملی و امنیت انسانی پدید می‌آید. آینده‌ای امن، باثبات و امیدوار کننده برای ایران، زمانی دست‌یافتنی‌تر خواهد بود که این دو مفهوم، نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار یکدیگر تقویت شوند.   ایمان میرزازاده، وکیل پایه یک دادگستری، دکتری تخصصی حقوق   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🔹درباره‌ی پرفسور شاندلِ شریعتی و فقر تخیلِ مفهومی دکتر غنی‌نژاد ✍️سینا جهاندیده [یک بحث نظری بنیادین] دکتر موسی غنی‌نژاد، اق
🔹درباره‌ی پرفسور شاندلِ شریعتی و فقر تخیلِ مفهومی دکتر غنی‌نژاد ✍️سینا جهاندیده [یک بحث نظری بنیادین] دکتر موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان و یکی از شناخته‌شده‌ترین منتقدان سنت چپ و روشنفکری دینی در ایران معاصر است. بخش مهمی از فعالیت فکری او در سال‌های گذشته معطوف به نقد مارکسیسم، اندیشه‌های جمع‌گرایانه و شخصیت‌هایی چون علی شریعتی بوده است. او در برخی گفت‌وگوها و نوشته‌های خود تلاش کرده است نشان دهد که بسیاری از مفاهیم رایج در روشنفکری ایرانی، بویژه در دهه‌های چهل و پنجاه، متأثر از ایدئولوژی‌هایی بوده‌اند که به باور او با آزادی فردی و عقلانیت اقتصادی ناسازگارند. اما در نقد اخیر خود بر علی شریعتی، غنی‌نژاد از سطح نقد یک اندیشه فراتر رفته و شریعتی را «شیاد» دانسته است. یکی از دلایلی که برای این داوری مطرح کرده، ارجاع شریعتی به شخصیتی به نام «پروفسور شاندل» در آثارش است. استدلال این است که چون چنین شخصیتی در جهان بیرونی وجود نداشته، پس شریعتی با ساختن یک شخصیت موهوم دست به فریب زده است.   اما این استدلال، پیش از آنکه مسئله‌ای درباره‌ی شریعتی باشد، مسئله‌ای درباره‌ی فهم ما از فلسفه، ادبیات و تاریخ اندیشه است. پرسش اساسی این است: آیا هر شخصیتی که در یک متن فکری ظاهر می‌شود، باید دارای وجود تاریخی و شناسنامه بیرونی باشد تا معتبر تلقی شود؟ اگر چنین معیاری را بپذیریم، باید بخش بزرگی از میراث فلسفی بشر را کنار بگذاریم. آیا سقراطی که در آثار افلاطون سخن می‌گوید، دقیقا همان سقراط تاریخی است؟ یا شخصیتی است که افلاطون برای بیان پرسش‌ها و اندیشه‌های فلسفی خود ساخته و پرداخته است؟ ما امروز می‌دانیم که میان «سقراط تاریخی» و «سقراط افلاطونی» فاصله وجود دارد. اما هیچ فیلسوف جدی‌ای به این دلیل افلاطون را متهم به جعل و فریب نمی‌کند. آیا زرتشتِ نیچه همان زرتشت تاریخی است؟ آیا نیچه قصد داشت یک زندگی‌نامه تاریخی از پیامبر ایرانی بنویسد؟ روشن است که چنین نبود. زرتشت در کتاب چنین گفت زرتشت یک شخصیت مفهومی است؛ صدایی فلسفی که نیچه از طریق آن درباره مرگ خدا، انسان برتر و دگرگونی ارزش‌ها سخن می‌گوید. فلسفه و ادبیات همواره از چنین شخصیت‌هایی ساخته شده‌اند. شخصیت مفهومی، نه یک دروغ تاریخی، بلکه ابزاری برای اندیشیدن است. انسان متفکر گاهی برای آنکه بتواند با خویشتن گفت‌وگو کند، دیگری‌ای می‌آفریند؛ صدایی که از او جداست و در عین حال بخشی از وجود فکری او را نمایندگی می‌کند.   از همین منظر باید به شاندل نگاه کرد. شاندل را نمی‌توان صرفاً با این پرسش سنجید که «آیا چنین استادی در دانشگاهی در فرانسه وجود داشته است؟» پرسش درست‌تر این است که: «شاندل در نظام فکری شریعتی چه نقشی ایفا می‌کند؟» شاندل در واقع همان «دیگری» شریعتی است؛ یک شخصیت واسطه که شریعتی از طریق او با خود، تاریخ، دین و جهان مدرن وارد گفت‌وگو می‌شود. شریعتی با خلق این شخصیت میان خود نویسنده و خود متفکر فاصله ایجاد می‌کند؛ فاصله‌ای که امکان اندیشیدن و خودنقدی را فراهم می‌آورد. حتی خود نام «شاندل» نشان‌دهنده همین بازی نمادین است. واژه فرانسوی Chandelle به معنای «شمع» است و شریعتی با این نام‌گذاری، به نوعی رمزگذاری شخصی نیز دست زده است؛ زیرا «ش» و «م» و «ع» به عنوان حروفی از نام «شریعتی، علی، مزینانی» خوانده شده‌اند. بنابراین شاندل نه یک شخصیت جعلی برای فریب مخاطب، بلکه یک تمهید ادبی و فکری است؛ همان‌گونه که زرتشت نیچه یا سقراط افلاطون نیز شخصیت‌هایی فراتر از وجود تاریخی صرف هستند. نکته مهم اینجاست که در سنت فلسفی، حقیقت همیشه از مسیر گزارش واقعیت بیرونی به دست نمی‌آید. گاهی حقیقت در اسطوره، استعاره، گفت‌وگوی خیالی و شخصیت مفهومی آشکار می‌شود. اگر معیار داوری درباره فلسفه و ادبیات، فقط وجود خارجی شخصیت‌ها باشد، باید بسیاری از بزرگ‌ترین آثار تمدن بشری را فاقد اعتبار بدانیم. این نوع نگاه، ناشی از نوعی تقلیل‌گرایی است؛ یعنی فروکاستن جهان پیچیده اندیشه به معیارهای اثبات‌پذیری علوم تجربی یا اسناد تاریخی. اما فلسفه، ادبیات و علوم انسانی با «امکان‌های معنا» سروکار دارند، نه فقط با اشیای قابل اندازه‌گیری. نقد شریعتی می‌تواند و باید صورت بگیرد؛ می‌توان درباره‌ی نسبت او با مارکسیسم، اسلام سیاسی، ایدئولوژی، روشنفکری و مدرنیته بحث کرد. اما نقد جدی باید با اندیشه او درگیر شود، نه اینکه یک شخصیت مفهومی را با معیار اداره ثبت احوال داوری کند.   مسئله شاندل در نهایت مسئله شریعتی نیست؛ مسئله‌ای درباره فهم ما از اندیشه است. جامعه‌ای که میان «وجود تاریخی» و «حقیقت مفهومی» تفاوت نگذارد، نه تنها شریعتی را بد می‌فهمد، بلکه افلاطون، نیچه، کی‌یرکگور و بخش بزرگی از تاریخ فلسفه را نیز نخواهد فهمید. اقتباس از: کانال تگرامی فرهیختگان    🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🎤بیانیه نهضت آزادی ایران؛ حمایت از دستگاه دیپلماسی برای پایان دادن به جنگ شماره:۲۷۸۶ بسمه تعالی نقض تفاهم‌نامه میان ایران و
🎤بیانیه نهضت آزادی ایران؛ حمایت از دستگاه دیپلماسی برای پایان دادن به جنگ شماره:۲۷۸۶   بسمه تعالی نقض تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا و بهانه‌جویی برای از سرگیری حملات و تشدید درگیری، به هیچ‌وجه مورد تایید دولت و ملت ایران نیست، چراکه موجب نابودی منطقه و دستاویزی برای سلطه‌جویی و ویران‌گری دشمنان خواهد بود. حمله مجدّد نظامی از سوی ایالات متحده آمریکا و همپیمانان‌اش به ایران که موجب آسیب بخش مهمی از زیرساخت‌های کشور و شهادت تعدادی از هم‌وطنان و مدافعان وطن شد، مردود و شدیدا محکوم است. متاسفانه نیروهای تندرو، هم در ایران و هم در آمریکا، به‌جای محکومیت جنگ و تجاوز نظامی، دیپلماسی را هدف قرار داده‌اند و این به مثابه آبی است که به آسیاب اسرائیل و حامیان‌اش ریخته خواهد شد. شکاف‌ها و اختلافاتی که در هیات حاکمه آمریکا بر سر مذاکره و توافق با ایران پدید آمده و در سخنان معاون رئیس جمهور آن کشور عیان شده، نشان دهنده این است که عوامل نفوذی در هر دو کشور برای دامن زدن به اختلافات و نابودی دیپلماسی و بازگشت و تشدید جنگ، هدف و برنامه برای جلوگیری از صلح و آرامش داشته اند. این موضوع باید با دقّت مورد توجه مسئولین کشور قرار گیرد و اجازه داده نشود که معدود افراد تندرو و افراطی، هیجان و شعارزدگی را بر عقلانیت و منافع ملی غالب سازند. حل مناقشه اتمی یا حل اختلافات بر سر چگونگی مدیریّت و کنترل تنگه هرمز، از مسیر دیپلماسی ممکن خواهد بود نه با توسل به تهدید و اجبار. تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده که تهاجم و تجاوز به کشور، نه تنها منجر به توافق و رفع موانع نشده، بلکه به پیچیده‌تر شدن مسئله و ایجاد نوعی بن‌بست انجامیده است. اکنون به نظر می‌رسد هرچه این بن‌بست عینیّت بیشتری پیدا می‌کند، طرفین درگیری  نیز به همان نسبت به سراغ راه حل‌های خشونت‌بارتر و مقابله نظامی سهمگین‌تر سوق پیدا می‌کنند؛ این همان خطری است که از آن با عنوان «تله تنش» یاد می‌شود و ادامه این تنش متاسفانه به آسیب و خسارت جبران‌ناپذیر به زیرساخت‌های ایران خواهد انجامید. بر همین اساس، باور داریم که اکثریت ملت ایران خواهان آن هستند که تمام تلاش‌ها در میدان و دیپلماسی معطوف به پایان دادن به جنگ باشد. دفاع ملی و مقاومت باید درچارچوب مدیریت و کنترل تنش صورت بپذیرد نه افتادن در دام جنگ و تله تنش. به دفاع ملی باید با دید عقلانیت راهبردی و منافع ملی نگریست نه با نگاه ایدئولوژیک و آخرالزمانی. از طرفی، بازدارندگیِ پایدار زمانی شکل می‌گیرد که قدرت نظامی با مشروعیت سیاسی و اقتصاد توانمند و همبستگی ملی ممزوج شود؛ این موضوعی‌است که باید در سیاست داخلی مدنظر حاکمان ایران قرار گیرد. از سوی دیگر، تداوم طولانی مدّت تنش و جنگ موجب وابستگی بیشتر به سایر قدرت‌های جهانی برای حفظ توان مقابله می‌شود، کشورهایی که ادامه جنگ آمریکا و ایران به سود آن هاست و این موضوع در بلند مدت استقلال کشور را به خطر می‌اندازد و به تعبیری، از آن سوی بام افتادن است. نهضت آزادی ایران ضمن قدردانی از مدافعان وطن که با ایثار و از جان گذشتگی از تمامیّت ارضی کشور دفاع می‌کنند، از دستگاه دیپلماسی و گروه مذاکره کننده ایران که با حسن نیّت به قصد برقراری ثبات و امنیت برای کشور در تلاش هستند، حمایت می‌کند. همچنین، از مردم و نیروهای سیاسی و اجتماعی می‌خواهد تا به هر طریق پشتیبانی خود را از دولت و رئیس جمهور، در جهت تامین امنیت و معیشت مردم و همچنین پیشبرد عقلانی مذاکرات در چارچوب منافع ملی ایران، اعلام دارند. نهضت آزادی ایران ۳۰ تیر ۱۴۰۵ 🔗با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید: @Nehzatazadiran   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🔴پایان دادن به جنگ و حفظ صلح، مستلزم رویکردی نوین به امنیت منطقه‌ای است   ✍️محمدجواد ظریف   📅فارین پالیسی۲۰  ژوئیه ۲۰۲۶   🔹ایالات متحده بار دیگر حملات خود علیه ایران را از سر گرفته است. یادداشت تفاهمی که تهران و واشنگتن ماه گذشته در سوئیس به آن دست یافته بودند و طی هفته‌های اخیر بر لبه فروپاشی قرار داشت، سرانجام از هم گسست. دونالد ترامپ، در هشتم ژوئیه گفت: «فکر می‌کنم دیگر تمام شده است. دیگر نمی‌خواهم با [ایران] سروکار داشته باشم.»   🔹فروپاشی این یادداشت تفاهم چندان غیرمنتظره نبود. ایران و آمریکا برداشت‌های متفاوتی از مفاد این توافق داشتند، بویژه درباره بندهایی که به تنگه هرمز مربوط می‌شد. تهران بر این باور بود که مطابق متن یادداشت تفاهم، تنها متعهد شده است که «حداکثر تلاش خود را برای فراهم آوردن شرایط عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون دریافت هیچ‌گونه هزینه، صرفاً برای مدت ۶۰ روز» بکار گیرد. همچنین ایران معتقد بود که این کشور و عمان، همراه با دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، قرار است «چارچوب اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز» را تعریف کنند.   🔹اما واشنگتن برداشت کاملاً متفاوتی داشت. از نگاه آمریکا، ایران پذیرفته بود که بدون هیچ قیدوشرطی عبور آزاد از تنگه را تضمین کند و آمریکا نیز الزامی به احترام گذاشتن به ترتیباتی که ایران برای اداره تنگه تعیین میکند، نداشت. توافقی که دو طرف چنین برداشت‌های متضادی از آن داشته باشند، از همان ابتدا محکوم به شکست بود. در چنین شرایطی، ازسرگیری رویارویی نظامی بیش از آنکه به «اگر» وابسته باشد، به «چه زمانی» بستگی داشت.   🔹با این همه، ادامه جنگ نه به سود ایران است و نه به سود ایالات متحده.هرچند مردم ایران و نیروهای مسلح این کشور توانسته‌اند در برابر دو قدرت هسته‌ای از سرزمین خود دفاع کنند، اما همچنان این نبرد را جنگی تحمیل‌شده میدانند؛ جنگی که هرگز خواهان آغاز آن نبودند.از سوی دیگر، واشنگتن نیز با ادامه این درگیری، خود را از مهم‌ترین هدف ژئوپلیتیکی‌اش منحرف کرده است.   🔹بیش از یک دهه است که دولت‌های پیاپی آمریکا بر سر یک هدف کلان اتفاق نظر داشته‌اند: کاهش بار راهبردی بلندمدت ایالات متحده در غرب آسیا، تا بتواند تمرکز خود را بر منطقه هند-اقیانوس آرام معطوف کند؛ سیاستی که مقام‌های مختلف آمریکایی از آن با عنوان «چرخش به سوی آسیا» یاد کرده‌اند.   🔹تمام سیاست‌های واشنگتن در قبال ایران - از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ گرفته تا«توافق‌های ابراهیم» (که طی آن چند کشور عربی پس از مذاکرات با میانجی‌گری آمریکا روابط خود را با اسرائیل عادی کردند و عملاً بلوکی منسجم در برابر ایران شکل گرفت و بخش بزرگی از نقش منطقه‌ای آمریکا به اسرائیل واگذار شد)، همچنین حملات ژوئن۲۰۲۵ به ایران و جنگی که در فوریه امسال آغاز شد - همگی ابزارهایی بوده‌اند که آمریکا برای تحقق همین هدف بکار گرفته است.   🔹اما همانگونه که جنگ کنونی آشکار ساخته است، واشنگتن قادر نیست حکومت ایران را از میان بردارد. تنها از مسیر دیپلماسی، دستیابی به یک توافق جدید صلح، و شکل‌گیری یک چارچوب امنیتی تازه که به دست کشورهای منطقه و برای کشورهای منطقه طراحی شده باشد، ایالات متحده خواهد توانست توجه و منابع خود را به سایر اولویت‌های راهبردی معطوف کند.   🔹رویارویی‌های نظامی یک سال گذشته تنها توانایی‌های ایران، اسرائیل و ایالات متحده را محک نزد؛ بلکه بسیاری از مفروضات دیرینه درباره اجبار، بازدارندگی و آینده غرب آسیا را نیز به چالش کشید.  
آمریکا و اسرائیل در آغاز درگیری‌های اخیر با این فرض وارد عمل شدند که اعمال فشار نظامی مستمر میتواند یا تهران را به تسلیم وادارد یا زمینه فروپاشی جمهوری اسلامی را فراهم کند. اما آنچه در عمل رخ داد، گرفتار شدن آنان در باتلاقی راهبردی بود. هیچ‌یک از اقدامات آنان - ازجمله حملات بی‌سابقه به رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی ایران و نیز وارد آوردن خسارات گسترده به زیرساخت‌های کشور - نتوانست تهران را وادار به تغییر مسیر کند. تمامیت ارضی و نظام سیاسی ایران پابرجا ماند و بار دیگر تاب‌آوری ملت ایران و توانایی آن در دفاع از حاکمیت خود، حتی در سخت‌ترین شرایط، به اثبات رسید.  
🔹قدرت‌های خارجی باید این واقعیت را درک کنند و پیامدهای آن را بپذیرند. توانایی ایران در تحمل فشارهای نظامی طولانی‌مدت، کنار گذاشتن تهران از هرگونه معماری امنیتی، آینده منطقه را دشوارتر از همیشه کرده است. این موضوع، پیش از هرچیز، به نقش تعیین‌کننده ایران در تأمین امنیت انتقال انرژی و کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هرمز مربوط میشود.   🔗 لینک متن کامل   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

📹ویدیو؛ جام‌جهانی و یک ادعای نادرست   بخشی از اطلاعیه نهضت آزادی ایران (24 تیر 1405) درباره انتشار سند جعلی علیه نهضت آزادی ایران:   آقای امیر طاهری، روزنامه نگار قدیمی، اخیرا ضمن سخنرانی خود که در فضای مجازی منتشر شده ادعا کرده اند که «مهندس بازرگان و نهضت آزادی در زمان شاه به فیفا نامه نوشته‌اند که تیم ملی را به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین راه ندهند» و سند خود را هم منتشر کرده‌اند. این سند منتشر شده نشریه «پیام» شماره ۱ به تاریخ خرداد ۱۳۵۷ هجری خورشیدی است. در قسمتی از این سند متنی با عنوان « نامه سرگشاده نهضت آزادی ایران به دبیرکل سازمان ملل متحد به تاریخ خرداد ۱۳۵۷» آمده است. این سند به دلائل زیر کاملا جعلی و ساختگی است: ۱- فعالیت مجدد نهضت آزادی ایران با توجه به تحولات پس از سال ۱۳۵۴ در اسفند ۱۳۵۶ آغاز شده است و اولین بیانیه آن به مناسبت سالروز قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در ۳۰ تیر ۱۳۵۷ منتشر شده است و در خرداد سال ۱۳۵۷ نشریه داخلی جایگاهی نداشته است. ۲- اولین نشریه «پیام» ارگان نهضت آزادی ایران در مرداد ماه ۱۳۵۷ منتشر شده و متن آن به وضوح نشان می‌دهد که مستند اظهارات آقای امیر طاهری هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ تاریخ آن کاملا جعلی و ساختگی است. در شرایط کنونی که مسابقات جهانی افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده این که آقای امیر طاهری که خود آگاهی به سوابق تاریخی دارند از جعل چنین سندی چه هدفی را علیه نهضت آزادی ایران دنبال می‌کنند قابل تأمل است!! علاقمندان می‌توانند در رسانه‌های نهضت آزادی به جلد ۱۱ اسناد نهضت آزادی ایران صفحه ۳۱۷ مراجعه و تصویر واقعی نشریه «پیام» را ملاحظه کنند.   🔗 ویدیو را در یوتیوب ببینید   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

◀️ایران؛ شکستی بزرگ‌تر از ویتنام برای آمریکا   ✍️پل ماسگریو (Paul Musgrave)   🔸جنگی اختیاری که به فاجعه‌ای راهبردی برای واشنگتن انجامید   📌دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دومین مراسم تحلیف خود ابراز امیدواری کرد که «انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری ما به‌عنوان بزرگ‌ترین و سرنوشت‌سازترین انتخابات تاریخ کشورمان در یادها بماند.» اکنون، با شکست در جنگ با ایران، او به این آرزو جامه عمل پوشانده است. تصمیم برای آغاز جنگ علیه ایران - هرچند دیگران نیز او را به این مسیر تشویق کردند - در نهایت تصمیم خود او بود. این تصمیم به شکستی انجامیده که از منظر راهبردی، به‌مراتب فاجعه‌بارتر از شکست ایالات متحده در جنگ ویتنام است.   📌کم بودن تلفات نیروهای آمریکایی نیز ابعاد واقعی شکست را پنهان کرده است. بی‌تردید، این جنگ مرگبار بوده است؛ هزاران ایرانی، اعم از نظامیان و غیرنظامیان، در جریان نبردها جان باخته‌اند. اما شمار قربانیان آمریکایی بسیار اندک بوده است.   📌تلخی تجربه جنگ ویتنام چنان عمیق بود که برای یک نسل کامل، هنگامی که آمریکایی‌ها نام «ویتنام» را بر زبان می‌آوردند، منظورشان نه کشور و جامعه‌ای بود که این نام را بر خود دارد - جامعه‌ای که حتی پس از سال‌ها جنگ نیز شناخت چندانی از آن نداشتند - بلکه «ویتنام» در فرهنگ سیاسی آمریکا بیش از هر چیز به نمادی از یک تجربه آمریکایی تبدیل شده بود.   📌برای بسیاری از شهروندان عادی آمریکا، ویتنام یادآور اندوهی شخصی بود. برای بخشی از نخبگان سیاسی، این جنگ هشداری درباره غرورِ قدرت و پیامدهای آن به شمار می‌رفت؛ و برای گروهی دیگر، اشتباهی بود که قدرت تصمیم‌گیری راهبردی آمریکا را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار داد.   📌ایالات متحده امروز، بی‌تردید، در موقعیتی ضعیف‌تر از زمانی قرار دارد که این جنگ اختیاری (war of choice) را آغاز کرد؛ جنگی که مستقیماً به اهداف بنیادین راهبردی آمریکا آسیب رسانده است.برای درک بهتر این تفاوت، کافی است عملکرد ارتش آمریکا در این جنگ را با عملکرد ائتلاف بین‌المللی به رهبری واشنگتن در آزادسازی کویت از اشغال صدام حسین مقایسه کنیم. در جنگ سال‌های ۱۹۹۱-۱۹۹۰، سرعت و سهولتی که ارتش عراق در برابر نیروهای ائتلاف از هم فروپاشید، جهان را شگفت‌زده کرد.   📌اما در جنگ با ایران، هرچند برتری فناوری و کارایی تسلیحات آمریکایی آشکار بود، این برتری زیر سایه واقعیتی نگران‌کننده قرار گرفت: محدود بودن ذخایر تسلیحاتی آمریکا؛ مسئله‌ای که این پرسش را پیش می‌کشد که آیا ایالات متحده برای رویارویی با دشمنی قدرتمندتر از جمهوری اسلامی ایران آمادگی کافی دارد یا خیر.   تصویری که احتمالاً بیش از هر چیز دیگری از این نبرد فوق‌پیشرفته در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند، نه نمایش جنگ‌افزارهای مدرن، بلکه کیف‌های خون‌آلود دختران دانش‌آموز ایرانی است؛ کودکانی که ظاهراً در نتیجه اشتباهی در پایگاه داده اهداف (database error) جان خود را از دست دادند.   📌هرچند سامانه‌های دفاعی آمریکا در رهگیری موشک‌ها و پهپادهای انتحاری ایران عملکرد قابل توجهی از خود نشان دادند، اما ایران همچنان توانست در مواردی از این سپر دفاعی عبور کند و ضربات مؤثری وارد آورد؛ واقعیتی که این پرسش را مطرح می‌کند که این سامانه‌ها در برابر دشمنی منسجم‌تر، یا در جنگی طولانی‌تر، تا چه اندازه کارآمد خواهند بود.   📌از منظر راهبردی، پیامدها حتی از این نیز تیره‌تر است. ایالات متحده به نوعی به «تغییر رژیم» دست یافت، اما نه آن تغییری که در پی آن بود. این جنگ، به جای آنکه تهران را به دولتی مطیع و وابسته تبدیل کند، ایران را بیش از پیش به سوی مواضع تندروانه سوق داد و عملاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به بازیگر مسلط ساختار قدرت در کشور بدل کرد.   📌اقتصاد جهانی امروز، برخلاف دهه ۱۹۷۰، به‌مراتب درهم‌تنیده‌تر است و منطقه خلیج فارس اکنون نقشی به‌مراتب مهم‌تر از جایگاهی دارد که هندوچین چند دهه پیش در اقتصاد جهانی ایفا می‌کرد. زنجیره‌های تأمین انرژی جهان تنها به نفت و گاز این منطقه وابسته نیستند؛ بلکه هلیوم، کودهای شیمیایی و آلومینیوم خلیج فارس نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از این شبکه به شمار می‌روند.   📌این وابستگی‌ها صرفاً اقتصادی نیستند. تداوم پیوندهای راهبردی ایالات متحده با اسرائیل، احتمال خروج کامل آمریکا از منطقه را بسیار اندک می‌کند و در عین حال، خطر وقوع درگیری‌های تازه - و شاید حتی شدیدتر - را افزایش می‌دهد. پیشرفت برنامه موشکی ایران و، احتمالاً، برنامه هسته‌ای این کشور نیز چشم‌انداز دهه ۲۰۳۰ را نه‌تنها برای خاورمیانه، بلکه برای اروپا و آسیای جنوبی نیز به‌مراتب نگران‌کننده‌تر ساخته است.   🔗 لینک متن کامل   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

◀️ شاهد بی‌خردی و توهم بیشتر هستیم ✍️ عبدالله ناصری مرگِ رهبرِ مقتول جمهوری اسلامی، برای مخالفان جوانش، التیامی بر زخم‌های آن‌ها بود. به‌رغم «بنرگردانی»ها و عزاداری‌های شبانه و تشییع پرهزینه‌ی جنازه‌اش، سپاهِ حاکم نتوانست از آن بهره‌ی لازم را بردارد. بهره‌ی مفید مگر چه بوده است؟ باید گفت «جا انداختن انتقامِ خونِ رهبر» و ترسان کردنِ ترامپ از حمله‌ی سه‌باره به کشورمان به جایی نرسید. اگرچه بعضی از تحلیل‌گران، به روزگاران مذاکره و تفاهم با آمریکا، در نظر داشتند که این دوام نخواهد داشت، با توجه به اعلام رضایت نسبی رهبر از آن (البته به کراهت)، سرعت آغاز جنگ سوم را کسی احتمال نمی‌داد. اکنون جنگ جدید آغاز شده و چند روزی است جنوبی‌های مظلوم در آتشِ بی‌درایتی سپاه می‌سوزند. اگر تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد - ژنو از حیطه‌ی سودمندی بیرون شود، خیلی دور خواهد بود که ترامپ، به عنوان بازنده‌ی جنگ دوم، در جنگ جاری پیروز نباشد. به تکرار گفته و نوشته شد جمهوری اسلامی سوم، با هر رهبری، اقتدار و ساماندهی عصر «خامنه‌ای اول» را نخواهد داشت و این، یقیناً به سود «گذارطلبان» (اکثریت مردم) است. فارغ از توان مجتبی خامنه‌ای، رهبر سوم جمهوری اسلامی، زیر پا گذاشتن تفاهم‌نامه‌ی مذکور از سوی ترامپ یا سپاه، تصریح به «بی‌خردی» است. «باربارا تاکمن»، تاریخ‌نگار آمریکایی، اگر زنده می‌بود و جلد دومی برای شاهکارش «عصر بی‌خردی» می‌نوشت، شاهد پنجم تاریخی خود را جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی نشان می‌داد؛ بعد از چهارمین نمونه که درگیری آمریکایی‌ها با ویتنام است. درک درست و فراگیر از انقلاب ۵۷، اگر حاکمان امروز می‌داشتند و تاریخ ایران و اسلام سیاسی را اندیشه‌مندانه خوانده بودند، سیاست‌های مغایر با منافع ملی را، که در اصل گفتمان اصلی تاکمن است، اتخاذ نمی‌کردند. هرچند دوره‌ی مجتبای پسر، از عصر پدر، برای گذار از حکومت دینی ساده‌تر خواهد شد، اما بیم آن می‌رود دودستگی حکومت در «جنگ» و «صلح» با آمریکا، به دلیل برتری سپاه، ایران را ویرانه‌تر کند. شایسته و بایسته آن است که تمام کنش‌گران، مردم به ستوه‌آمده و ناراضیان از جمهوری اسلامی، قوی‌تر از پیش جنگ کنونی را محکوم کرده و حکومت را وادار به تداوم مسیر عقلانی تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد کنند. منبع: تلگرام نویسنده 🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

🎤نگاه عاقلانه به اقتصاد ملی ✍️محمود نجفی عرب «اگر کشوری فقیر باشد، نمی‌تواند مستقل باشد.» این جمله از سیاستمداری است که از ا
🎤نگاه عاقلانه به اقتصاد ملی   ✍️محمود نجفی عرب   «اگر کشوری فقیر باشد، نمی‌تواند مستقل باشد.» این جمله از سیاستمداری است که از او بعنوان معمار بازسازی ژاپن بعد از جنگ جهانی یاد می‌شود. «شیگرو یوشیدا» (Shigeru Yoshida) اولین دولتمردی در این کشور به حساب می‌آمد که با آمریکا وارد مذاکره شد و اصولی در کشورش بنا نهاد که تمرکز اصلی آن روی توسعه صنعتی، رشد سرمایه اجتماعی و گسترش روابط خارجی حتی با دشمنش یعنی آمریکا بود و با همین روش توانست اقتصاد فروپاشیده ژاپن را دوباره احیا کند.   در تاریخ ژاپن از او بعنوان مردی فداکار یاد می‌شود؛ نه خائن یا ترسو یا حتی همکار بیگانه. او ستایش می‌شود چراکه برای کشورش از همه غرورش گذشت و با کنار گذاشتن فرهنگ رایج سامورایی‌ها، شمشیر را در نیام خود قرار داد و با کت و شلوار دیپلماتیک پای میز مذاکره برای بازسازی کشورش نشست.   شرایط اقتصادی امروز ایران اگرچه با ویرانی‌های ژاپن پس از جنگ جهانی قابل مقایسه نیست، اما بعنوان یک اقتصاد جنگ زده و زخم‌خورده از سال ها تحریم داخلی و خارجی؛ بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی عاقلانه، اصلاحات اساسی و سیاستگذاری هوشمندانه و راهبردی است.   سال‌هاست که فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان، سرمایه‌گذاران و کارآفرینان در فضایی مملو از نااطمینانی فعالیت کرده‌اند. شرایط «نه‌جنگ و نه صلح» یا همان بلاتکلیفی، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد ملی تحمیل کرده و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را از بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی گرفته است.   در فضای کنونی، آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، پرهیز از سیاست‌زدگی و تندروی است. متأسفانه همواره گروه‌هایی وجود داشته‌اند که منافع جناحی و سیاسی را بر منافع ملی ترجیح داده‌اند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که هزینه این تندروی‌ها را نه سیاستمداران، بلکه مردم، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی کشور پرداخت کرده‌اند.   امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به وحدت ملی و نگاه کارشناسی وجود دارد. همه جریان‌های سیاسی و اجتماعی باید با نگاهی عاقلانه به اقتصاد ملی درک کنند که توسعه اقتصادی، افزایش رفاه عمومی و بازسازی کشور، اهدافی فراتر از اختلافات روزمره به حساب می‌آیند.   تجربه کشورهایی مانند ژاپن و ویتنام نشان می‌دهد که پایان جنگ، اگر با عقلانیت اقتصادی همراه شود، می‌ تواند به نقطه آغاز جهش‌های بزرگ صنعتی و اقتصادی تبدیل شود. ایران نیز از چنین ظرفیتی برخوردار است. منابع انسانی توانمند، موقعیت ممتاز جغرافیایی، بازار بزرگ داخلی و ظرفیت‌های گسترده صنعتی و معدنی، همه ابزارهای لازم برای یک جهش اقتصادی را در اختیار کشور قرار داده‌اند.   ایران وارد عصر جدیدی شده است که در آن حاکمیت باید همزمان روی بازسازی اقتصادی، بازسازی سرمایه اجتماعی و مبارزه با فساد و ایجاد عدالت اجتماعی و تقویت نیروهای مسلح کار کند و جلوی هدر رفت منابع را با بهبود بهره وری که هم اکنون در شرایط اسفناکی است، بگیرد.   علاوه بر این ها حاکمیت نباید فراموش کند که موتور اصلی بازسازی اقتصادی ایران نه منابع نفتی، بلکه بخش خصوصی مولد خواهد بود. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که دولت‌ها بستر توسعه را فراهم می‌کنند، اما این سرمایه‌گذاران، کارآفرینان و بنگاه‌های اقتصادی هستند که رشد پایدار، اشتغال و نوآوری را خلق می‌کنند. از این رو، سیاست‌گذاری اقتصادی در دوران پساتحریم باید بیش از هر زمان دیگری بر تقویت بخش خصوصی و رفع موانع تولید و سرمایه‌گذاری متمرکز باشد.   البته رفع تحریم‌ها به تنهایی تضمین‌کننده ورود سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی نیست. بهبود محیط کسب‌وکار، اصلاح نظام مالیاتی، بازنگری در قوانین تأمین اجتماعی، اصلاح نظام بانکی، کاهش بروکراسی اداری، تضمین حقوق مالکیت، افزایش شفافیت اقتصادی و ایجاد ثبات در سیاست‌گذاری‌ها، پیش‌نیازهای اساسی جذب سرمایه‌گذاری هستند.   امروز کشور عزیزمان در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد. می‌توان با نگاه‌های کوتاه‌مدت سیاسی و جناحی، فرصت احتمالی مذاکره را نیز مانند برخی فرصت‌های گذشته از دست داد؛ یا می‌توان با نگاه کارشناسی و بلندمدت، وحدت ملی و برنامه‌ریزی کارشناسی، آن را به نقطه آغاز یک دوره جدید از رشد و شکوفایی اقتصادی تبدیل کرد.   البته نباید فراموش کرد که این موضوع، پایان مسیر نیست؛ آغاز یک مسئولیت بزرگ ملی است. اگر این فرصت با اصلاحات اقتصادی، شفافیت، مبارزه با فساد، تقویت بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها همراه شود، می تواند سرآغاز دوره‌ای تازه از رشد و رفاه برای ایران باشد. اما اگر مانند برخی فرصت‌های گذشته در گرداب تصمیم‌های کوتاه‌مدت و سیاسی گرفتار شود، هزینه از دست رفتن آن را نسل‌های آینده پرداخت خواهند کرد.   منبع: روزنامه اطلاعات - شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵   🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

📸تصاویر هوایی از نتایج حملات آمریکا‌ به پل‌های بندرخمیر در ‌حملات موشکی آمریکا به برخی مناطق استان هرمزگان، ۶ پل در محور بند
+7
📸تصاویر هوایی از نتایج حملات آمریکا‌ به پل‌های بندرخمیر در ‌حملات موشکی آمریکا به برخی مناطق استان هرمزگان، ۶ پل در محور بندرعباس ـ لار و در محدوده شهرستان بندرخمیر هدف اصابت ‌قرار گرفت که موجب آسیب به این مسیر ارتباطی شد. 🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.com 📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی

photo content

photo content