930
Subscribers
No data24 hours
-237 days
-16230 days
Posts Archive
پریشان است گیسویی در این باد و پریشانتر
مسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد
شاعرانه
بر زمین افتادم و دیدم به سویم میدوی
دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی
نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی نیم باقیمانده هم هر وقت فرصت داشتی بر زمین افتادم و دیدم به سویم میدوی دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی خانهای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی ای که ابرویت به خونریزی کمر بستهست کاش اندکی در مهربانی نیز همّت داشتی من که خاکستر شدم اما تو هنگام وداع کاش قدری بر لبانت آهِ حسرت داشتی #سجاد_سامانیشاعرانه
حافظ شیرین سخن ڪــمتر بگو از زلف یار
این دلِ دیوانہ ام ،هر شب هوایی می شود
شاعرانه
🌝
«ليس كل شيء في القلب يقال، لذلك خلق الله التنهيدة، الدموع، النوم الطويل، الإبتسامة الباردة، ورجفة اليدين.»
هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت
برای همین خدا آه، اشک، خواب طولانی، لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد.
- یا أنا...
گرچه با دوریِ او زندگیم نیست ولی
یاد او میدَمَدَم جان به رگ و پوست هنوز
رشته ی مِهر و وفا شُکر که از دست نرفت
بَر سرِ شانه ی من تاری از آن موست هنوز
شاعرانه
آنقدر ترسیده ام از اینهمه عشق دروغ
تا به گوشم میخورد «من دوستت....» کر میشوم
حال من بد است اما با تو بهتر میشوم پیش من که میرسی یک حال بهتر میشوم در سرم دردی سر زا میرود با جیــغ تند نفرتی گل میکند در من ستمگر میشوم من همان اردیبهشتم بعد دل دادن به تو پیش چشمت برگ ریزی های آذر میشوم گفتمت مشکی بپوش و شال قرمز سر نکن! لج نکن! کم طاقتم من...آخرش شر میشوم «نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی» تا غزل خوان میشوی من باز هم خـــر میشوم آنقدر ترسیده ام از اینهمه عشق دروغ تا به گوشم میخورد«من دوستت....» کر میشوم مانده در یادم قسم های دروغت آخرش مینویسم عشق ابلیس است و کافر میشوم آسمان را قول دادی، قِسمت اما شد قفس میله ها را میشمارم باز بی پر میشوم مینشینم گوشه ای آرام و سیگاری به دست باعث ناراحتی های تو کمتر میشوم آرزویت میشود تا بشنوی این جمله را «حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم» #محسن_حمزهشاعرانه
عشق تو بسه منه عطرت همیشه رو مچ دست منه
هرچی میخوای به خودم بگو صد دفعه گفتم همه چیت با منه❤️
