KAR TANESI❄️
Open in Telegram
به عبارتی، دونه برف هستم. RAHE ERTEBAT: https://t.me/Harfmanrobot?start=1356461702
Show more456
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1930 days
Posts Archive
456
تو دنیای موازی من یه مغازه ی کوچیک دارم تو یه شهر دور، بارونی و نزدیک به دریا که توش قهوه های بینظیر سرو میشه و دیواراش پر از کتابه.
پا برهنه میرقصم و موهامو میسپارم به باد
شب به شب هم یه بطری شراب برمیدارم،
دستمو چفتِ دست آدم امنم میکنم و میریم سمت ساحل.
تو سکوت شراب میخوریم،
تو چشمای همدیگه خیره میشیم و من نوشتن رو شروع میکنم…
456
راست راستی باید دوباره تمرکز کنم و خودم را جمع و جور کنم، چون غیر از این چه کاری از دستم بر می آید؟
فرقی نمیکند چه اتفاقی می افتد،
دنیا راه خودش را میرود.
-سم هستم، بفرمایید
456
زیبا ترین نقطه از این آدمی که الان بهش تبدیل شدم اینه که فقط زمان میخواد،
زمانِ بسیار کوتاهی کافیه تا دوباره بشه همون تیکه یخ.
456
هنری مرا صدا میزند، به سمتش که میروم به من اشاره میکند که نزدیک تر بروم، وقتی میرسم مرا تا رو به روی صورتش پایین میآورد.
نفسش بوی آبجو میدهد.
«کاش اون نامه به دستم رسیده بود.»
• نامه رو فراموش کن.
می گوید: «باشه اما میخوام یه چیزی رو بدونی.»
• چی رو؟
می گوید: «دلم واسهات تنگ شده بود»
-کلمه های آبی تیره
456
اگر پایان هر داستانی خوش باشد، پس دلیلی برای شروع دوباره نداریم.
زندگی درمورد انتخاب است و یاد گرفتن اینکه چگونه وقتی از هم میپاشیم، خودمان را دوباره جمع کنیم.
-سنگ کاغذ قیچی
456
میدونم که باید برم؛
وسط دریا بشینم یا بین تنههای درخت،
بالای کوه وایسم یا بینِ گندم زار راه برم،
کتاب جدید بگیرم یا با آهنگی برقصم،
فرقی نمیکنه
میدونم که باید برم…
باید صداهای توی سرم رو ساکت کنم چون دیگه زور هیچکس به این صداها نمیرسه به جز خودم!
456
تنهایی پدیده غریبی است.
از وجودت بالا می خزد، آرام و ساکت، توی تاریکی کنارت می نشیند، همان طور که داری میخوابی موهایت را نوازش می کند.
خودش را دور استخوان هایت می پیچد، چنان محکم می فشارد که تقریبا نفست بند می آید، نمی توانی صدای ضربانی را بشنوی که توی خونت می خروشد، از پوستت بالا میدود و لب هایش موهای نرم پشت گردنت را لمس میکند. دروغ ها را توی قلبت باقی میگذارد، شب ها کنارت دراز میکشد، روشنایی را زالووار از هر کنج و گوشه ای می مکد. همدمی همیشگی است، وقتی تقلا میکنی سرپا شوی دستت را می چسبد و می کشدت پایین.
صبح از خواب بیدار میشوی و حیران می مانی که کی هستی.
شب ها خوابت نمی برد و به خودت می لرزی.
و شک میکنی و شک میکنی و شک میکنی…
-کشفم کن
456
و افرادی که هیجان زده میشن از غروب خورشید ، آسمان شب ، رعد و برق ، هنر ، بوی خاک باران خورده و گفتگوهای عمیق آدمهای مورد علاقهی منن.
456
عده ای معتقدند ازدواج همانند شراب است، به مرور زمان بهتر می شود؛ اما حدس میزنم همه چیز به انگور بستگی دارد. قطعا سال هایی وجود دارند که از بقیه لذت بخش تر بودند و اگر میتوانستم، آن ها را در بطری می ریختم.
-سنگ کاغذ قیچی
456
یه جایی یه چیز بامزه خوندم،نوشته بود که آب تا گردنم بالا اومده همه جا رو آب گرفته..اما من نمیمیرم،به جاش ماهی میشم.
