en
Feedback
روان‌ گفت

روان‌ گفت

Open in Telegram

«سکوت روان، همیشه بی‌معنا نیست» ‏سهیل بهزادی ارشد روانشناسی بالینی روانپویشی فشرده و کوتاه مدت ISTDP @Soheilbehzady :ارتباط با من

Show more
1 245
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
"خوشبختی هرگز مهم نبوده است..." ژیژک معتقد است ما اغلب فکر می‌کنیم خوشبختی یعنی به چیزی که می‌خواهیم برسیم، اما مشکل اینجاست که ما حتی نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم! او می‌گوید: "ما چیزها را نه برای لذت بردن از آنها، بلکه برای لذت بردن از آرزوی داشتن‌شان می‌خواهیم." یعنی گاهی لذتِ خیال‌پردازی درباره یک چیز، بیشتر از خود آن چیز است. "خوشبختی برای فرصت‌طلبان است..." به گفته ژیژک، خوشبختیِ سطحی متعلق به کسانی است که بدون پرسشگری زندگی می‌کنند. او با طعنه می‌گوید: "اگر می‌خواهی خوشحال بمانی، احمق بمان!" چون فکر می‌کند جامعه امروز از ما می‌خواهد همیشه "مثبت‌اندیش" باشیم و عمیقاً فکر نکنیم. "رضایت واقعی در مبارزه است، مخصوصاً مبارزه با خودمان..." ژیژک معتقد است زندگی اصیل، زندگی‌ای است که درگیر تناقض‌ها و کشمکش‌ها باشد. او می‌گوید: "حقیقت همیشه دردناک است" و انسان‌های بزرگ(مثل فلاسفه یا انقلابیون) هرگز در آرامش و خوشبختیِ سطحی زندگی نکرده‌اند. آنها همیشه در حال نبرد با خود و جهان هستند. "استادان واقعی هرگز خوشحال نیستند..." این جمله یادآور نظر ژیژک درباره "لذتِ رنج" است. او با الهام از روانکاوی می‌گوید: ما ناخودآگاه عاشق موانع خود هستیم. یعنی گاهی ترجیح می‌دهیم در رنجِ آشنا بمانیم تا وارد ناشناخته‌ها شویم. به همین دلیل، کسانی که عمیقاً فکر می‌کنند، به دنبال "خوشبختیِ پیش‌ساخته" نیستند. ژیژک به ما یادآوری می‌کند که شاید به جای دنبال کردن خوشبختیِ کلیشه‌ای، بهتر باشد بپذیریم زندگی پر از تناقض و کشمکش است. "هیچ چیز کامل نیست، و همین نقص‌هاست که زندگی را واقعی می‌کند."

شاید برای شما هم جالب باشد؛ راستش قصد ندارم تحلیل کنم و بگم آره این کاربر خودش فلانه این حرفش هم ریشه در کودکیش داره! ولی شما
شاید برای شما هم جالب باشد؛ راستش قصد ندارم تحلیل کنم و بگم آره این کاربر خودش فلانه این حرفش هم ریشه در کودکیش داره! ولی شما ببینید، خواستید نظرتون هم بگید!

سقراط: «فقط می‌دانم که هیچ نمی‌دانم» معادل امروزیش: «فقط می‌دانم که پز کتاب‌خوندنم عالیه!»

شدلر تو یکی از توییت هاش در مورد مفهومی آشنا صحبت کرد که به نظر من جالب بود. 🔻چکیده و برداشت رشته توییت شدلر؛ روان‌درمانی واقعی یه فرآیند عمیق و شخصیه که نیاز به رابطه اختصاصی بین درمانگر و مراجع داره. چیزی نیست که بشه مثل یه اپ یا خدمات دیجیتال، انبوه‌سازی کرد. سرمایه‌گذاری‌های بزرگ و سیستم‌های عمومی معمولاً دنبال راه‌حل‌های سریع و کم‌هزینه‌تر هستن، نه درمان عمیق و زمان‌بر.

راه حل لکانی پذیرش «فقدان» در دل هر رابطه است. عشق واقعی زمانی آغاز میشود که بپذیریم شریک ما هرگز «همه چیز» نخواهد بود، و این دقیقاً همان چیزی است که او را خاص میکند.

تا زمانی که آدم ها درگیر فانتزی عشق کامل باشند و نپذیرند که دیگری ناقص است، احتمال «خیانت» وجود دارد.

گناه شما را به سمت اصلاح رابطه می‌برد، اما شرم شما را به سمت ترس از رابطه می‌راند. شناسایی این دو، اولین قدم برای خروج از دام‌های عاطفی است.

احساس گناه: کار بدی کردم. احساس شرم: من آدم بدی هستم. 📍گناه از رفتار می‌گه، شرم از هویت.

اگر رابطه‌تون بیشتر شبیه یه زخم بازه که مدام التیام پیدا می‌کنه و دوباره درد می‌گیره، وقتشه بپرسید: "آیا من به عشق چسبیدم، یا به درد عادت کردم؟"

ژوئیسانس: لذت + درد. مازوخیسم: لذت از درد.

وجه مشترک نیچه و فروید این اندیشه بود که تلقی عدالت به مثابه برابری، بر رشک و حسادت پایه میگیرد-رشک بردن بر دیگری که چیزی دارد که ما نداریم و از آن لذت می برد. بر این اساس، تقاضای عدالت در نهایت تقاضا برای این است که باید بهره مندی مفرط دیگران چنان کاهش یابد که همگان دسترسی یکسانی به لذت داشتن باشند. از آنجا که برقراری لذت برابر امکان پذیر نیست چیزی که به جای آن تحمیل می شود سهم برابر از ممنوعیت است.

فرض کنید دامدار هستید و در یک روستا زندگی می کنید ؛ یک جادوگر خوب به شما می گوید می توانی یکی از این دو گزینه را انتخاب کنی. 🔸یک. به خود شما یک گاو و به همسایه شما دو گاو بدهد. 🔸دو. یک گاو از شما و دو گاو از همسایه شما کم کند. کدام؟

نفس بکش، آرامش پیدا کن چند تکنیک ساده برای روزهای سخت سلام به همه شما که شاید این روزها با استرس، نگرانی یا حتی ترس دست‌وپنجه نرم می‌کنید. زندگی گاهی مثل یه طوفان می‌شه، به‌خصوص تو شرایط سخت مثل جنگ یا بحران. اما یه ابزار ساده و همیشه همراه داریم که می‌تونه حالمون رو بهتر کنه: نفسمون. بله، درست شنیدید! با چند تا نفس درست و حسابی می‌تونید به خودتون آرامش بدید، حتی وسط شلوغی و سختی. من چند تکنیک تنفسی ساده براتون آماده کردم که تو جاهای پراسترس، مثل جنگ یا شرایط بحرانی، خیلی به کار میاد. اینا رو امتحان کنید، به بقیه هم یاد بدید، و ببینید چطور حال دلتون بهتر می‌شه. ۱. نفس شکمی: مثل یه بادکنک پر و خالی شو فکر کن شکمت یه بادکنکه که با هر نفس پر و خالی می‌شه. این روش خیلی ساده‌ست و بهت کمک می‌کنه آروم بشی. چطور انجامش بدم؟ یه جا راحت بشین یا دراز بکش. اگه نمی‌تونی، حتی سرپا هم می‌شه. یه دست رو بذار رو شکمت، یه دست رو سینه‌ت. از بینی آروم نفس بکش، طوری که شکمت بیاد بالا (مثل پر شدن بادکنک). سینه‌ت نباید زیاد تکون بخوره. حالا آروم از دهان یا بینی نفس بده بیرون و شکمت رو بده تو. این کارو ۴-۵ دقیقه با ریتم آروم تکرار کن. مثلاً ۴ ثانیه نفس بکش، ۴ ثانیه نفس بده بیرون. کی به کار میاد؟ وقتی دلت شور می‌زنه یا نمی‌تونی آروم بشی، این روش مثل یه دکمه خاموش برای استرس عمل می‌کنه. تو اردوگاه‌های پناهنده‌ها تو جنگ‌های گذشته، خیلیا با این روش حالشون بهتر شده. ۲. نفس ۴-۷-۸: خواب و آرامش با یه فرمول جادویی این یکی مثل یه لالایی برای ذهنته. اگه نمی‌تونی بخوابی یا حس می‌کنی قلبت تند می‌زنه، امتحانش کن چطور انجامش بدم؟ از بینی ۴ ثانیه نفس بکش. نفست رو ۷ ثانیه نگه دار (آروم بشمار تو دلت). حالا ۸ ثانیه از دهان نفس بده بیرون، انگار داری یه شمع رو آروم فوت می‌کنی. ۴-۵ بار این کارو تکرار کن. کی به کار میاد؟ وقتی حس می‌کنی اضطرابت داره بالا می‌زنه یا شب‌ها خواب به چشمت نمیاد، این روش معجزه می‌کنه. تو جنگ سوریه، خیلی از آدما تو اردوگاه‌ها با این تکنیک تونستن جلوی حمله‌های اضطرابشون رو بگیرن. ۳. نفس جعبه‌ای: مثل یه مربع آرامش‌بخش این روش رو سربازا تو جنگ برای آروم و متمرکز موندن استفاده می‌کنن. مثل اینه که ذهنت رو تو یه جعبه امن بذاری. چطور انجامش بدم؟ ۴ ثانیه از بینی نفس بکش. ۴ ثانیه نفست رو نگه دار. ۴ ثانیه از دهان نفس بده بیرون. ۴ ثانیه صبر کن (بدون نفس کشیدن). انگار داری دور یه مربع می‌چرخی! ۴-۵ دقیقه این کارو ادامه بده. کی به کار میاد؟ وقتی حس می‌کنی ذهنت شلوغه یا قبل از یه موقعیت سخت نیاز به تمرکز داری، این روش عالیه. سربازا قبل از عملیات ازش استفاده می‌کردن. ۴. نفس یکی‌یکی: یه بازی با بینی‌ت این روش یه کم بامزه‌ست و باعث می‌شه هم آروم بشی، هم به یه چیز دیگه فکر کنی. بهش می‌گن تنفس متناوب بینی. چطور انجامش بدم؟ با انگشت شست دست راست، سوراخ راست بینی‌ت رو بگیر. از سوراخ چپ ۴ ثانیه نفس بکش. حالا با انگشت دیگه سوراخ چپ رو بگیر و از سوراخ راست ۴ ثانیه نفس بده بیرون. دوباره از همون سوراخ راست نفس بکش، بعد سوراخ راست رو بگیر و از چپ نفس بده بیرون. ۵-۱۰ دقیقه ادامه بده، مثل یه رقص آروم با نفست. کی به کار میاد؟ اگه می‌وقتی ذهنت پر از فکرای جورواجوره، این روش کمک می‌کنه متمرکز بشی. تو جنگ بوسنی، آدمای که نمی‌تونستن از فکرای بد خلاص بشن، با این روش آرامش پیدا کردن. ۵. نفس شمارش معکوس: مثل یه بازی بچگونه این یکی برای وقتیه که انقدر استرس داری که نمی‌تونی به چیزای پیچیده فکر کنی. بچه‌ها هم عاشق این روش می‌شن! چطور انجامش بدم؟ از ۵ تا ۱ بشمار، هر شماره رو با نفس کشیدن هماهنگ کن. مثلاً: «۵» (نفس بکش)، «۴» (نفسس بده)، «۳» (نفس بکش)، «۲» (نفس بده)، «۱» (نفس بکش). چند دقیقه این کارو ادامه بده تا حس کنی بدنت شل شده. ❓کی به کار میاد؟ وقتی همه‌چیز دور سرت می‌چرخه یا می‌خوای بچه‌ها رو آروم کنی این روش خیلی ساده و باحاله. تو جنگ سوریه، روان‌شناسا اینو به بچه‌های تو اردوگاه یاد دادن و اونا با خنده انجامش می‌دادن. 🔆چندتا نکته مهم برای روزهای سخت: 🔸هر جا، هر وقت: این تمرینا به هیچ وسیله‌ای نیاز ندارن. تو خونه، تو پناهگاه یا حتی تو راه می‌تونی انجامشون بدی. 🔸آروم آروم شروع کن: لازم نیست کامل انجام بدی. حتی ۱-۲ دقیقه هم کافیه تا حال بهتر بشه. 🔸برای بچه‌ها: اینارو مثل بازی به بچه‌ها یاد بده. مثلاً بگو «بیا شکممونو مثل بادکنک پر کنیم!» یا «مثل سربازا نفس بکش!». 🔸با هم تمرین کنید: اگه با خانواده یا دوستات هستید، همه با هم نفس بکشید. حس خوبی بهتون می‌ده و به هم نزدیک‌تر می‌شید. 🔸هر روز یه کم: مثل ورزش، اگه هر روز چند دقیقه تمرین کنی، بدنت یاد می‌گیره بهتر آروم بشه.

در والدگری این نکته را می‌تونیم به عنوان یک اصل در نظر داشته باشیم 🔹ایده آل‌ترین حالت ممکن در فرزند پروری این هست که بچه‌ها مشغولیت واقعی و ذهنی نسبت به وضعیت پدر و مادرشون نداشته باشند و فقط بودن و حمایتشون را حس کنند،برای درک بهتر میتونیم از مثال نفس کشیدن استفاده کنیم
با وجود اینکه وجود اکسیژن و تنفس از مهمترین نیازها هست ولی اصولا نباید شرایط جوری باشه که کسی نگران هوای تنفسش باشه، هوای خوب باید همیشه در جریان باشه و بدون اینکه توجهمون بهش جلب بشه ازش استفاده کنیم
🔹پس کودکانی که درگیر دعواها، مشکلات، بدهکاری ها، مشکلات معیشت و مسکن و بیماری و بیکاری و ورشکستگی و فقر میشوند علاوه بر اینکه نمیتوانند خوب نفس بکشند باید مدام مراقب و نگران این هوا باشند و فرصت لازم را برای رشد و بازی و تحول سالم را از دست میدهند پس با این فرمول: ✓با آنها درد دل نکنید ✓جلوی آنها دعوا نکنید ✓مشکلات مالی را تا حد توان از بچه ها پنهان کنید ✓جلوی آنها درباره مشکلات مالی و مسکن صحبت نکنید ✓جلوی آنها درباره خطر جنگ و تحریم و اوضاع وحشتناک کشور بحث نکنید 🔹همانطور که بدن نوزاد تا زمان سفت شدن استخوان‌ها ضعیف هست و آماده تحمل فشار فیزیکی زیادی نیست، روان آنها هم تا چندین سال آسیب‌پذیر و شکننده هست و نباید آنها را در معرض استرس‌ها و فشارهای شدید بزرگسالی قرار داد پ.ن: حواسمون باشه که هیچ کس در این زمینه نمیتونه کامل عمل کنه و از اینکه والد کاملی نبودید خودتون را سرزنش نکنید، فقط این مسأله را به عنوان یک اصل قرار بدیم و سعی کنیم تلاشمون در این راستا باشه

این جمله‌ی اسکار وایلد
‏در این دنیا تنها دو تراژدی وجود دارد: یکی به دست نیاوردن آنچه فرد میخواهد و دیگری به دست آوردن آن ...
یک پارادوکس ظریف دارد که در روانکاوی خیلی هم آشناست: آدم‌ها فکر می‌کنند اگر چیزی را به دست بیاورند، خوشبخت می‌شوند، ولی وقتی واقعاً به آن می‌رسند، تازه متوجه می‌شوند که بار سنگین‌تری را به دوش گرفته‌اند. این دو تراژدی بازتابی از «مکانیزم‌های ناخودآگاه» هستند. وقتی کسی چیزی را به دست نمی‌آورد، ممکن است درگیر احساس فقدان، ناکامی و عقده‌های حل‌نشده‌ی گذشته شود. ولی وقتی به چیزی که می‌خواهد می‌رسد، ممکن است دچار اضطراب ناشی از «واقعیتِ تحقق آرزو» شود. یعنی آن چیز دیگر یک رؤیای زیبا نیست، بلکه یک «مسئولیت»، یک «بار روانی» یا حتی یک «ناامیدی جدید» است. به بیان ساده، بسیاری از مردم در چرخه‌ی آرزو کردن و ناامید شدن گرفتار می‌شوند، چون در ناخودآگاهشان، میل به چیزی بیشتر از خود آن چیز اهمیت دارد. رسیدن به هدف می‌تواند هراس از تغییر، مواجهه با واقعیت، یا حتی پایان یک چرخه‌ی هیجانی را به همراه داشته باشد. برای همین است که بعضی‌ها بعد از رسیدن به خواسته‌شان، احساس خلأ می‌کنند یا حتی آن را تخریب می‌کنند—چون ناخودآگاه‌شان هنوز آماده‌ی پذیرش آن نبوده. پس گاهی تراژدی اصلی این نیست که چیزی را از دست بدهیم یا به آن نرسیم، بلکه این است که آن را بخواهیم بدون اینکه واقعاً ظرفیت مواجهه با آن را داشته باشیم. این دقیقاً همان جایی است که «خودشناسی» وارد میدان می‌شود: یعنی قبل از اینکه کورکورانه دنبال چیزی برویم، باید ببینیم آیا واقعاً آمادگی پذیرش پیامدهای آن را داریم یا نه.

🔻اهمیت مشاوره پیش از ازدواج مشاوره پیش از ازدواج یکی از ارکان مهم در شکل‌گیری یک رابطه پایدار و سالم است. از منظر روان‌کاوی، ازدواج فراتر از یک تصمیم منطقی و اجتماعی است؛ بلکه تجسمی از تعارضات ناخودآگاه، الگوهای دلبستگی، و مکانیزم‌های دفاعی فرد محسوب می‌شود. بررسی این عوامل از طریق مشاوره، موجب افزایش خودآگاهی و ارتقای کیفیت رابطه زوجین خواهد شد. 🔹 نگاهی روان‌کاوانه به ازدواج در نظریه روان‌کاوی، ازدواج نه تنها پیوندی عاشقانه بلکه بازآفرینی روابط اولیه فرد با والدین محسوب می‌شود. بسیاری از الگوهای رفتاری و هیجانی ما در کودکی شکل گرفته و در تعاملات زوجی بازتاب می‌یابد. افراد ممکن است به‌طور ناخودآگاه شریک زندگی خود را براساس الگوهای آشنا از دوران کودکی انتخاب کنند، حتی اگر آن الگوها ناسازگار باشند. مشاوره پیش از ازدواج با آشکارسازی این پویایی‌ها، به زوجین کمک می‌کند تا از تکرار ناخودآگاه مشکلات گذشته جلوگیری کنند. 🔹 نقش مکانیسم‌های دفاعی در روابط زوجین مکانیسم‌های دفاعی مانند واپس‌رانی، جابه‌جایی، فرافکنی و همانندسازی در تعاملات زوجین نقش مهمی ایفا می‌کنند. برای مثال، فردی که در کودکی با والدین منتقد بزرگ شده است، ممکن است احساسات سرکوب‌شده‌ خود را به شریک زندگی‌اش فرافکنی کند و او را بیش از حد مورد انتقاد قرار دهد. مشاوره پیش از ازدواج به شفاف‌سازی این مکانیسم‌ها پرداخته و راهکارهایی برای تنظیم هیجانات ارائه می‌دهد. 🔹 دلبستگی و انتخاب شریک زندگی طبق نظریه دلبستگی جان بالبی، سبک‌های دلبستگی (ایمن، اضطرابی، اجتنابی) تأثیر مستقیمی بر روابط زوجین دارند. افراد دارای دلبستگی اضطرابی ممکن است در رابطه احساس ناامنی کرده و مدام به دنبال تایید شریک زندگی باشند، در حالی که افراد اجتنابی ممکن است از صمیمیت گریزان باشند. مشاوره پیش از ازدواج با بررسی سبک دلبستگی هر فرد، به زوجین کمک می‌کند تا راهکارهایی برای تعدیل این رفتارها بیابند و روابطی سالم‌تر برقرار کنند. 🔹 واقعیت‌سنجی انتظارات ازدواج انتظارات غیرواقع‌بینانه از ازدواج می‌تواند زمینه‌ساز تعارضات زوجین باشد. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که ازدواج تمامی مشکلات روانی و هیجانی آن‌ها را حل می‌کند، در حالی که ازدواج به خودی خود چالشی جدید ایجاد کرده و نیازمند مهارت‌های ارتباطی، تنظیم هیجانات و حل تعارض است. مشاوره پیش از ازدواج این انتظارات را تعدیل کرده و به زوجین کمک می‌کند با نگاهی واقع‌گرایانه وارد این مرحله شوند. 🔹 نتیجه‌گیری مشاوره پیش از ازدواج فرصتی طلایی برای شناخت الگوهای ناخودآگاه، تنظیم هیجانات، و مدیریت تعارضات آینده است. این فرایند نه تنها به ثبات رابطه کمک می‌کند، بلکه موجب رشد فردی و ارتقای کیفیت زندگی زوجین خواهد شد. 🔹 منابع: - بالبی، جان. نظریه دلبستگی و از هم گسیختگی روابط انسانی - فروید، زیگموند. اصول روان‌کاوی در روابط انسانی - کوهات، هاینتس. روان‌شناسی خود و دگرگونی‌های روابط بین فردی

Repost from دوزیپوس
کتاب «یادمان رفته بود انسانیم»، مجموعه مقالات جاناتان شدلر منتشر شد. مترجمان: سپهر مقصودی و رامین صبا با دریافت اجازه و موافقت نویسنده، جاناتان شدلر جاناتان شدلر استاد بالینی در دپارتمان روان‌پزشکی و علوم رفتاری دانشگاه کالیفرنیا و روان‌تحلیل‌گر آموزش‌دهنده و ناظر در مرکز روان‌کاوی سانفرانسیسکو است که بیش از همه برای پژوهش‌هایش در زمینه روان‌درمانی روان‌پویشی شناخته می‌شود. این کتاب برای نخستین بار به زبان فارسی در دسترس قرار گرفته‌است. این مجموعه، روایتی از دغدغه‌های شدلر درباره فراموشی انسانیت در روان‌شناسی و درمان‌های معاصر است. مقالات کتاب، از نقد درمان‌های ظاهراً شواهد‌محور گرفته تا دفاع از عمق و ظرافت روان‌درمانی روان‌پویشی، با زبانی روشن و پژوهش‌محور نوشته شده‌اند و تلاشی برای بازگرداندن انسان و رنج او به مرکزیت درمان به شمار می‌روند. این کتاب برای دانشجویان روان‌شناسی، درمانگران و همه علاقه‌مندان به درک عمیق‌تر روان انسان، متنی ارزشمند و ضروری است که رایگان در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. عنوان این کتاب را از سه جهت انتخاب کردیم: نخست، به این دلیل که درمان‌های دستورالعمل‌محور، به‌ویژه درمان شناختی–رفتاری، گویی فراموش کرده‌اند که با انسان‌ها سر و کار دارند، نه صرفاً با نشانه‌ها و پرسش‌نامه‌ها. دوم، به این خاطر که بخش‌هایی از جهان روان‌شناسی دانشگاهی، شرکت‌های بیمه، و حتی برخی روان‌شناسان و روان‌پزشکان، دلسوزی انسانی را فدای منافع مالی یا ایدئولوژیک کرده‌اند. و سوم، چون گاهی ما، کسانی که خود را بخشی از جامعه روان‌تحلیلی می‌دانیم، چنان در نارسیسیزم جایگاهمان غرق شده‌ایم که از مردم فاصله گرفته‌ایم تا جایی که گویی خود، روان‌تحلیلی را از دسترس دیگران دور کرده‌ایم. به نظر می‌رسد که ما یادمان رفته بود انسانیم. در صورت تمایل به حمایت از انتشار این اثر، می‌توانید از طریق یکی از روش‌های زیر اقدام فرمایید: برای پرداخت از داخل ایران: شماره کارت بانک سپه به نام سیدرامین صبا: 5892-1015-3519-5727 برای پرداخت از خارج از ایران: شماره کارت بانک روولوت به نام Sepehr Maghsoudi: 4165-9837-3146-8708 مبالغ پیشنهادی برای حمایت ۱۰۰ هزار تومان یا ۵ یورو (مبلغ پایه) ۳۰۰ هزار تومان یا ۱۰ یورو (مبلغ حمایتی) در صورت تمایل، خواهشمندیم رسید پرداخت خود را برای ما ارسال فرمایید. @Dosipus

🖤
🖤

ممکنه خیلیا با این جمله‌ی «تغییر از امید نمیاد، از ناامیدی میاد» مخالف باشید ولی بیا از زاویه دید لکان و حال‌وهوای امروزی یه نگاهی بهش بندازیم. ببین، وقتی حرف از امید می‌زنیم، انگار داریم تو یه خواب خوش غلت می‌زنیم. امید یه جورایی مثل یه قصه‌ی قشنگه که بهت می‌گه «یه روزی همه‌چیز درست می‌شه». ولی لکان می‌گه این فقط یه فانتزیه! یه جور بازی که تو رو تو یه چرخه گیر می‌ندازه و نمی‌ذاره با حقیقت روبه‌رو شی. حقیقت چیه؟ این که تو وجودت یه خلأ داری، یه چیزی همیشه کمه. بهش می‌گن «فقدان». حالا امید میاد این خلأ رو با یه عالمه رویای قشنگ پر می‌کنه، ولی فقط داره سرت رو گرم می‌کنه. انگار یکی بهت قول یه گنج داده، ولی هیچ‌وقت نمی‌رسی بهش. اما ناامیدی؟ اوه، اون یه چیز دیگه‌ست! ناامیدی مثل اینه که یهو بیدار شی و ببینی نه، خبری از گنج نیست. اون لحظه که همه‌چیز انگار فرو می‌ریزه، تو رو می‌بره جلوی یه آینه. اونجا می‌بینی نه فقط تو، حتی اون «دیگری بزرگ» (همون سیستم، جامعه، یا هر چیزی که فکر می‌کردی قراره نجاتت بده) هم پر از خلأ و نقصانه. اینجاست که لکان می‌گه باید «فانتزی رو رد کنی». نه این که بشینی گریه کنی، نه! یعنی ببینی این خلأ هست، قبولش کنی و بگی: «خب، حالا بذار یه چیزی از دل این هیچی درست کنم». ناامیدی یه جورایی موتور تغییره. چون وقتی امیدت رو می‌ذاری کنار، دیگه منتظر یه قهرمان یا معجزه نیستی. خودت آستین بالا می‌زنی و شروع می‌کنی به خلق کردن. شاید یه کار هنری، شاید یه رابطه‌ی جدید، یا حتی یه جور نگاه تازه به زندگی. از نظر روانکاوی امروزی، این پروسه برای هرکسی یه جور خاصه. تو با ناامیدی خودت یه راهی پیدا می‌کنی که مال خودته. انگار داری از دل یه طوفان یه خونه‌ی جدید می‌سازی. این همون چیزیه که آرنت تو «حیات ذهن» بهش اشاره می‌کنه: ذهنت بیدار می‌شه، شروع می‌کنه به خلق کردن. پس ناامیدی نه آخر خطه، نه یه چیز بد. یه دعوته که پاشی و خودت یه چیزی بسازی. تغییر واقعی از همین‌جا شروع می‌شه.
@ravangoft

📌وبینار "نارسیسیست خجالتی |سلمان اختر" 📄 The Shy Narcissist|Salman Akhtar تسهیل‌گر: یونس اقتداری زمان: جمعه 12 اردیبهشت‌ماه
📌وبینار "نارسیسیست خجالتی |سلمان اختر"
📄The Shy Narcissist|Salman Akhtar
تسهیل‌گر: یونس اقتداری زمان: جمعه 12 اردیبهشت‌ماه 1404 ساعت: 20:00
این جلسه رایگان، بصورت آنلاین و در بستر گوگل میت برگذار می‌گردد.
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: @InsightGroup_Admin @youneseghtedari کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام