Time Dialog - تایم دیالوگ
Open in Telegram
کانال تلگرام "تایم دیالوگ" استوری های پیج اینستاگرام رو با هشتگ #استوری دنبال کنید🎬 کپی کردن تمامی پست ها مجاز است 🌹 مدیر و موسس: @H03IN96 پیج اینستاگرام: instagram.com/Time_Dialog
Show moreIran45 344The category is not specified
7 955
Subscribers
-824 hours
-227 days
-9330 days
Posts Archive
یک روز رسد غمی به اندازه کوه؛
یک روز رسد نشاط اندازه دشت.
افسانه زندگی چنین است عزیز،
در سایه کوه باید از دشت گذشت...
#داریوش_اقبالی
@Time_Dialog
بیثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند
شعر ماندگار #شهریار
@Time_Dialog
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه
شعر #خیام
با صدای #احمد_شاملو
@Time_Dialog
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زاتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
پی نوشت: این صدا متعلق به دوره جوانی هوشنگ ابتهاج می باشد.
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
تنهایی ِ یک درختم
و جز اینام هنری نیست
که آشیان تو باشم!
#احمد_شاملو
@Time_Dialog
جای من خالی است
جای من در عشق
جای من در لحظههای بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن میگفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی است
من کجا گم کردهام آهنگ باران را؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟
صدا از #خسرو_شکیبایی
شعر زیبای #سید_علی_صالحی
@Time_Dialog
وقتی حسین پناهی این شعر را سرود اگر کسی هم به آن دسترسی داشته چندان برایش مهم نبود اما وقتی زمان فوت حسین پناهی تقارن عجیبی با این شعر پیدا می کند ، تازه به تفسیر آن می پردازیم تا عده ای بگویند که حسین پناهی از اول زمان مرگ خود را می دانست و یکی هم مانند یغما گلرویی بگوید مرگ حسین پناهی، خودکشی بود!
ما بدهكاریم
به كسانی كه صمیمانه ز ما پرسیدند
معذرت می خواهم چندم مرداد است؟
و نگفتیم
چونكه مرداد
گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است.
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانۀ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم...
#فروغ_فرخزاد
@Time_Dialog
ندانم آن که دل و دین ما به سودا داد
بهای آن چه گرفت و به جای آن چه خرید
سیاه دستی آن ساقی منافق بین
که زهر ریخت به جام کسان به جای نبید
سزاست گر برود رود خون ز سینه ی دوست
که برق دشنه ی دشمن ندید و دست پلید
چه نقش باختی ای روزگار رنگ آمیز
که این سپید سیه گشت و آن سیاه سپید
پی نوشت: این صدا متعلق به دوره جوانی هوشنگ ابتهاج می باشد.
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
یک روز به بنده گفت شیخی متلک
که ای ریش تراش کافر بی مسلک
با ریش تراشیده و با آن کراوات
جایت به جهنم است گفتم به درک
#حسامی_محولاتی
@Time_Dialog
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار
به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت
شعر بسیار زیبای استاد #شهریار
@Time_Dialog
خدایا كفر نمی گویم؛
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟
مرا بی آنکه خود خواهم، اسیر زندگی کردی...
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن از این بدعت.
خداوندا
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی؛
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی...
و شب، آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه بازآیی،
زمین و آسمان را کفر گویی! نمیگویی؟
#کارو_دردریان
@Time_Dialog
شب در چـشـمان من است؛
به سـیاهی چـشـم هـایم نگـاه کن.
روز در چـشـمان من است؛
به سفـیدی چـشـم هـایم نگـاه کن.
شب و روز در چـشـمان من است؛
به چـشـم های من نـگاه کن.
پلک اگر فرو بندم، جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت...
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
شاید دیگر
هیچوقت حرف نزنم
اگر امکان در آغوش کشیدنت
را داشته باشم
✒️ #افشین_یداللهی
@Time_Dialog
پاره پاره از تن خود میبرم
آبی از خون دل خود میخورم
من در اين بازی چه بردم؟ باختم
داشتم لعل دلی، انداختم
باختم، اما همین برد من است
بازی ای زين دست، در خورد من است
زندگانی چيست؟ پر بالا و پست
راست همچون سرگذشت يوسف است
گر چنين خون میرود از گردهام
دشنهی دشنام دشمن خوردهام
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جارى است پیکارى سترگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چارۀ این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
و اى بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مىشود انسان پاک
و آنکه از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان مىنماید، گرگ هست
و آنکه با گرگش مدارا مىکند
خلق و خوى گرگ پیدا مىکند
در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گر که باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را مىدرند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمان روایى مىکنند
و آن ستمکاران که با هم محرمند
گرگ هاشان آشنایان همند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
#فریدون_مشیری
@Time_Dialog
ای بی وفای سنگدل قدر ناشناس!
از من همین که دست کشیدی تو را سپاس...
شعر زیبای #فاضل_نظری
@Time_Dialog
رفت دنبال گمشده اش...
دو سوپر استار سینمای ایران:
#خسرو_شکیبایی و #بهروز_وثوقی
@Time_Dialog
دم به کله می کوبد و شقیقه اش دو شقه می شود
بی آنکه بداند حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق...
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
می آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می دهد به من
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
