en
Feedback
Time Dialog - تایم دیالوگ

Time Dialog - تایم دیالوگ

Open in Telegram

کانال تلگرام "تایم دیالوگ" استوری های پیج اینستاگرام رو با هشتگ #استوری دنبال کنید🎬 کپی کردن تمامی پست ها مجاز است 🌹 مدیر و موسس: @H03IN96 پیج اینستاگرام: instagram.com/Time_Dialog

Show more
Iran45 344The category is not specified
7 955
Subscribers
-824 hours
-227 days
-9330 days
Posts Archive
بر گونه ی راستم اشک؛ بر گونه ی چپم خون؛ می گریم، می گریم بر هر چه که نارواست... #حسین_پناهی @Time_Dialog

من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانۀ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم... دکلمه #خسرو_شکیبایی شعر از #فروغ_فرخزاد @Time_Dialog

خیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

رخیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog
رخیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

ای حسنت از تکلف آرایه بی نیاز اغراق صنعتی است که زیبنده ی تو نیست در فکر دلبری ز من بینوا مباش صیدی چنین حقیر ، برازنده ی تو نیست شب های مه گرفته ی مرداب بخت من ای ماه! جای رقص درخشنده ی تو نیست گمراهی مرا به حساب تو می نهند این کسر شان چشم فریبنده ی تو نیست ای عمر! چیستی که به هر حال عاقبت جز حسرت گذشته در آینده ی تو نیست #فاضل_نظری @Time_Dialog

پدر! آن شب اگر خوش خلوتی پیدا نمی کردی تو ای مادر! اگر شوخ چشمی ها نمی کردی تو هم ای آتش شهوت! شرر برپا نمی کردی کنون من هم به دنیا بی نشان بودم... پدر آن شب جنایت کرده ای شاید نمیدانی به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمیدانی از این بابت خیانت کرده ای شاید نمیدانی... شعر از شاعر فریاد ها #کارو_دردریان صدا منسوب به #داریوش_اقبالی @Time_Dialog

که کرد افسون و نیرنگش، ملول از جان شیرینم... #شجریان #حافظ #استوری @Time_Dialog

دیر زمانی در او نگریستم چندان که، چون نظری از وی باز گرفتم در پیرامون من همه چیزی به هیات او در آمده بود آنگاه دانستم که مرا
دیر زمانی در او نگریستم چندان که، چون نظری از وی باز گرفتم در پیرامون من همه چیزی به هیات او در آمده بود آنگاه دانستم که مرا دیگر از او گزیر نیست. #احمد_شاملو @Time_Dialog

خاطرم سرشار باد از یاد آن زمان که به من بگویی دوستم داری و من شادمانه و دگرگون تا سپیده‌دم خواب در چشم نیاورم. - بورخس؛ فارسیِ حسن تهرانی. @Time_Dialog

به یک دم میکشی مارا به یک دم زنده میسازی رقابت با خدا داری #فریدون_فروغی @Time_Dialog

ارغوان شاخه‌ی هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ است امروز؟ آفتابی ا‌ست هوا یا گرفته ا‌ست هنوز؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون ا‌ست؛ آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه! این سخت سیاه آنچنان نزدیک‌ است که چو برمی‌کشم از سینه نفس نفسم را برمی‌گرداند #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

جای من خالی است جای من در میز سوم، در کنار پنجره خالی است جای من در درس نقاشی جای من در جمع کوکب‌ها جای من در چشم‌های دختر خورشید جای من در لحظه‌های ناب جای من در نمره‌های بیست جای من در زندگی خالی است صدای گرم #خسرو_شکیبایی شعر زیبای #سید_علی_صالحی @Time_Dialog

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم خمار و سست ولی سخت ب
شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم همه به کاری و من دست شسته از همه کاری همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم #شهریار @Time_Dialog

در آغوش من هستی و نیستی تو در این بدن هستی و نیستی تو با روح آواره ات گم شدی که در لمس تن هستی و نیستی نرفتی ولی ماندنت رفتن است تو پیمان شکن هستی و نیستی گرفتار مردانگی مانده ام تو گفتی که زن هستی و نیستی من امروز اگر می روم سال هاست که تو پیش من هستی و نیستی #افشین_یداللهی @Time_Dialog

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما سروده #مولانا با خوانش #احمد_شاملو @Time_Dialog

وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ #حمید_مصدق @Time_Dialog
وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ #حمید_مصدق @Time_Dialog

گریه ای افتاد در من بی امان! در میان اشک ها پرسیدمش؛ خوش ترین لبخند چیست؟ شعله ای در چشم تاریکش شکفت جوش خون در گونه اش آتش فشاند گفت: " لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاند " من ز جا برخاستم، بوسیدمش. #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

میزی برای کار؛ کاری برای تخت؛ تختی برای خواب؛ خوابی برای جان؛ جانی برای مرگ؛ مرگی برای یاد؛ یادی برای سنگ؛ این بود زندگی؟ #حسین_پناهی @Time_Dialog

مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منم یارِ پسندیده منم،
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منم یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا... #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

‏«تو چه دانی که چه‌ها کرد فراقت با من؟» @Time_Dialog