en
Feedback
Time Dialog - تایم دیالوگ

Time Dialog - تایم دیالوگ

Open in Telegram

کانال تلگرام "تایم دیالوگ" استوری های پیج اینستاگرام رو با هشتگ #استوری دنبال کنید🎬 کپی کردن تمامی پست ها مجاز است 🌹 مدیر و موسس: @H03IN96 پیج اینستاگرام: instagram.com/Time_Dialog

Show more
Iran45 344The category is not specified
7 955
Subscribers
-824 hours
-227 days
-9330 days
Posts Archive
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد! ✒️🎙شعر و دکلمه از #فاضل_نظری @Time_Dialog

بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون می‌رود نهفته از این زخم اندرون ماندم خموش و آه، که فری
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون می‌رود نهفته از این زخم اندرون ماندم خموش و آه، که فریاد داشت، درد #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

هدیه #خسرو_شکیبایی به بهروز وثوقی @Time_Dialog

کوه با نخستين سنگ‌ها آغاز مي‌شود و انسان با نخستين درد. در من زندانی ستمگری بود؛ که به آواز زنجیرش خو نمی کرد، من با نخستین نگاه تو آغاز شدم... #احمد_شاملو @Time_Dialog

نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان #شهریار @Time_Dialog
نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان #شهریار @Time_Dialog

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده الهی یکتای بی همتایی قیوم و توانایی بر همه چیز بینایی در همه حال دانایی از عیب مصفایی از شرک مبرایی اصل هر دوایی داروی دلهایی بتو رسد مُلک خدایی دکلمه #داریوش_اقبالی مناجات #خواجه_عبدالله_انصاری @Time_Dialog

با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود با عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود شعر و دکلمه از #افشین_یداللهی @Time_Dialog

شوم بختی بین خدایا این منم کآرزوی مرگِ یاران می‌کنم آنکه از جان دوست‌تر می‌دارمش با زبان تلخ می‌آزارمش #هوشنگ_ابتهاج @Time_Di
شوم بختی بین خدایا این منم کآرزوی مرگِ یاران می‌کنم آنکه از جان دوست‌تر می‌دارمش با زبان تلخ می‌آزارمش #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

گز می کنم خیابان های چشم بسته از بر را میان مردمی که حدوداً می خرند و حدوداً می فروشند در بازار بورس چشم ها و پیشانی ها و بخار پیشانیم حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد... #حسین_پناهی @Time_Dialog

لحظهٔ دیدار نزدیک است باز من دیوانه‌ام، مستم باز می‌لرزد دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های! نخراشی به غفلت گونه‌ام را، تیغ! های! نپریشی صفای زلفکم را، دست! و آبرویم را نریزی، دل! ای نخورده مست لحظهٔ دیدار نزدیک است #اخوان_ثالث @Time_Dialog

جنگ پايان خواهد يافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت و باقى ميماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است و آن دختر جوانى
جنگ پايان خواهد يافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت و باقى ميماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشسته اند نميدانم چه كسى وطن را فروخت اما ديدم چه كسى بهاى آن را پرداخت. ✒️ #محمود_درویش @Time_Dialog

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه عشق نهان من و توست این همه قصه فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل هر کجا نامه عشق است نشان من و توست سایه زاتشکده ماست فروغ مه و مهر وه از این آتش روشن که به جان من و توست پی نوشت: این صدا متعلق به دوره جوانی هوشنگ ابتهاج می باشد. #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

اشک روان سایه پیک مهربانیست از دیده افتادی ولی از دل نرفتی #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog
اشک روان سایه پیک مهربانیست از دیده افتادی ولی از دل نرفتی #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog

کهکشانها کو زمینم؟ زمین کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانم؟ معنای این همه سکوت چیست؟ من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟ کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم کاش... پایین آمدن از درخت انجیر: پا به این دنیا گذاشتن دوباره! (طبق برداشت از شعر های حسین پناهی) #حسین_پناهی @Time_Dialog

دستهایم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت... گوشواری به دو گوشم میآویزم از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن‌هایم برگ گل کوکب میچسبانم کوچه‌ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز با همان موهای درهم و گردن‌های باریک و پاهای لاغر به تبسم‌های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد #فروغ_فرخزاد @Time_Dialog

هزار درد فرستادیم به جان لیکن چو آمدی همه آن دردها دوا کردی کلید گنج غزلهای شهریار توئی بیا که پادشه ملک دل گدا کردی #شهریار
هزار درد فرستادیم به جان لیکن چو آمدی همه آن دردها دوا کردی کلید گنج غزلهای شهریار توئی بیا که پادشه ملک دل گدا کردی #شهریار @Time_Dialog

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد اما مرا به عمق درونم کشید و رفت من در سکوت و بغض شکایت به سرنوشت خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت... #افشین_یداللهی @Time_Dialog

عشق تو بلای دل درویش من است بیگانه نمی‌شود مگر خویش من است؟ گفتم سفری کنم ز غم بگریزم منزل منزل غم تو در پیش من است... #شهرام_ناظری #ابوسعید_ابوالخیر #استوری @Time_Dialog

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من الهی خون شوی ای دل! تو هم گشتی رقیب من خیال خود به شبگردی، به زلفش دیدم و گفتم رقیب من! چه می خواهی تو از جان حبیب من نهیبی می زدم با دل که زلفت را نلرزاند ندانستم که زلفت هم، بلرزد با نهیب من خوشم من با تب عشقت، طبیب آمد جوابش کن حبیبم! چشم بیمار تو بس باشد طبیب من من از صبر و شکیبم شهریارا شهره ی آفاق همه آفاق هم حیران از این صبر و شکیب من #شهریار @Time_Dialog

در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog
در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند #هوشنگ_ابتهاج @Time_Dialog