en
Feedback
|قُ ش ا ع|

|قُ ش ا ع|

Open in Telegram

#بنام_خـدا قُــشاع: دردی کہ آدم را از درمـان مایوس می ڪند. . . حرفـی، سخنی، شـعری، نظــری داشتید بفرمایید😊 Admin: @Rafigh_135 Instagram: _ghosha1 ناشناس اگر حرفی بود :) https://t.me/harfmanbot?start=1070305277

Show more
890
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1530 days
Posts Archive
میگفت؛ زن بودن با تمام زیبایی اش واقعا وقت گیر و گرونه:))

‏فایل صوتی از طرف فاطـمـــــــ🍃ــه

بحران ۳۰ سالگی اونجاش که انگار خودم رو جا گذاشتم، یه جایی که دستم بهش نمی‌رسه☁️

🎙 مهدی دارابی 🎧 برای اولین بار #جدید 🆔 @GizmizTel 💯

بله سخت گذشت و توام معلوم نبود کجا بودی🍁

شب میشه و متوجه میشی سروصدای واقعی از درونته، نه اطرافت!

لطفاً «نمیام چون رو مود خوبی نیستم» رو نرمالایز کنید🙃

حرف زدن هم بیهوده است، حتی توضیح دادن و تشریح كردن هم، همه ی انواع ارتباط بیهوده است، هرگز هیچ درک یکسانی از یک موضوع واحد در دو انسان شکل نخواهد گرفت…

حیف بودیم عزیزم. تلاشگر بودیم،شجاع، جسور، پر از رویا، آرزومند، امیدوار و ... زیبا بودیم عزیزم. و جوانی ما مفت چنگ این‌ها شد...🌩️

با اون عقلی که فکر میکردی اکست بهترین آدم روی زمینه، کسیو قضاوت نکن لعنتی.😅

‏به قول یکی؛ این زندگی‌ای نبود که به خاطرش تو کرونا اونجوری دولا سه‌لا ماسک می‌ زدیم☁️

Rakoob-Atash Bas -musicdel.ir 128.mp36.36 KB

بعد از آن روز ، تو از چشمانم باریده نشدی اما... اما دیگر با خریدن کفش دخترانه ای با گل های بابونه ، پاهایم شوق راه رفتن نداشتند . تمام کتاب های نخوانده ام را خواندم اما دیگر در دنیای کتاب ها با تو خیالبافی نکردم. ماشین که خریدم فقط صندلی خالی تو را کنارم دیدم. خیابان ها را پرسه زدم ، زیر باران رقصیدم ، فیلم های مورد علاقه ام را نگاه کردم اما حس شادی را در بدنم حس نکردم. گوشی جدید خریدم با قاب طرح ابر ، ابرهایی که دیگر نمیبارند. برای دخترک درونم کش مو و جوراب های رنگی خریدم اما سن این دخترک بیش از این ذوق ها شده. با درس خودم را مشغول کردم ، ارشد قبول شدم اما باز هم خوشحال نشدم. تو نیستی و من در تمام جزئیات زندگی غرق میشوم و هزاران بار بدن نیمه جانم به ساحل می‌رسد و باز هم تو نیستی تو از چشمانم باریده نمیشوی تو همان خنده خشک شده بر روی لب های منی بعد از هر ذره زندگی.

Valayar - Yadam Mimone - 320 - musicsweb.ir.mp310.25 MB

وقتی یکی خوابه اول چایی درست کنید، بعد بیدارش کنین

+ سخت ترین راه؟ - راهی که طِی میکنی تا برگردی سمتِ خودت

اون روز برات یک موزیک غمگین فرستادم، بعد دیدم دلم نمی‌خواد موزیک غمگین گوش کنی پاکش کردم. یعنی راستشو بخوام بگم، متن موزیکه ترسیدم تو رو یاد کسی جز من بندازه پاکش کردم. دیدم ما که خوبیم خوشیم چه کاریه...؟ حسودم من. یه وقتایی شب ها اگه از پشت تلفن ازت می‌خوام زودتر بخوابی، زیاد بیدار نمونی بعد من، اگه یه شبایی هی ازت میپرسم مطمئنی دیگه؟ فقط من تو قلبتم؟ برا اینه که.... ولش کن. فقط بدون من خیلی باور ندارم موجود دوست داشتنی ای باشم، یعنی آدما یه کاری کردن که باورم رو از دست دادم. اون روز مامان پرسید از کجا می‌دونی عاشقشی؟ گفتم والا منی که همه رو با زبون تندم رنجوندم، نمی‌تونم به این آدم از گل نازک‌تر بگم، برنجه انگار خودم رو رنجوندم. اینارو ول کن، از تو برای کسی حرف می‌زنم بیشتر دلم برات تنگ میشه. کافیه از تو برای کسی حرف بزنم. عزیزم دوست داشتنت خیلی قشنگه. من همیشه میگم همه ی آدما، می‌تونن کسی رو دوست داشته باشن ولی، فقط بعضی آدما دوست داشتنشون قشنگه. تو کافه روبروم نمیشینی، کنارم میشینی که نزدیکتر باشی بهم، وقتی نیستم یا خوابم، میری سراغ چت‌هامون، میری سراغ عکس هام، وقتی تو تاکسی نشستی برام لایو لوکیشن می‌فرستی میگی مواظبم باش، میدونم چرا این کارو می کنی، چون بهت گفته بودم که «مواظبتم»، عاشقانه‌ترین جمله تو دنیاست. من به همه میگم این نوشته ها مخاطب ندارن اما تو تنها کسی هستی که داستانمون رو می‌دونی. داستان فروغ و پرویز رو شنیدی؟ من همه ترسم اینه که تو مثل فروغ باشی. رها و سرکش. من همون پرویز نگرانتم، تو اما فروغ نباش... آیدا باش مثل آیدای احمد، مثل سیمین باش، برا جلال. یعنی مثل اونها می‌خونن نامه هامون رو بعدها؟ خواب دیدم، خواب دیدم صدمین نامه ازدواج کردیم. چند شب پیش عروسی مرتضی و سدره، وسط مهمونی چشم‌هام رو بستم، خودمو خودتو دیدم اون وسط... با یه کت مشکی باهات می‌رقصیدم، عروسی دوست نزدیکت بشینی یه گوشه با چشم‌های بسته فکرو خیال کنی عجیب نیست؟ عادت کردم جایی باهام نیای بشینم تصورت کنم. من بدترین عکس‌هات رو پاک نمی‌کنم چون عکسای تو ان، بهترین ایده‌های نوشتنم رو تو نوشته هایی که برای تو می‌نویسم میارم، من... با تو دوباره نوشتنم گرفته، فکر می‌کنی می‌رسیم به نامه ی شماره ی صد؟ دلم می‌خواد تو خیالاتم فکر کنم دخترم شکل توئه، اون روز پرسیدی دوست داری اسم دخترت رو چی بذاری، خواستم برات بنویسم هرچیزی که من رو یاد تو بندازه... رها، نیاز، پناه, نفس. دلم می‌خواد یه وقت هایی نیاز صدات کنم. انقد که بهت نیاز دارم. من همیشه گفتم عروسی گرفتن خرج اضافیه، که چی پونصد نفر بیان بشینن بخورن برن؟ با پولش میشه کلی کار کرد. ولی وای از اون روز آخر که دیدمت، هی داشتی می‌گفتی حواست کجاست؟ حواسم به تو بود ولی نه اینجا، چند سال دیگه، اونجا که با لباس سفیدت کنار من ایستادی، اونجا که اینطوری دیدمت فهمیدم پونصد که هیچی دو هزار نفر باید ببیننمون... می‌خوام باهات برقصم، می‌خوام برای یک بار هم که شده به یکی از ته دل بگم همسر... به نظرت، به نظرت می‌رسیم به نامه ی صد...؟ من رقص بلد نیستم، ولی می‌خوام یاد بگیرم... این نوشته ام رو یادت ‌می‌مونه؟ نود و هفتمیش رو، با یک کت مشکی برات میخونم. من رقص بلد نیستم، رقص یاد میدی به من...؟ #امیرعلی_ق

رنج هایی دارم که دیگر با هیچ حالِ خوبی فراموش نمی‌شوند.

روزی صد بار به مو میرسه. پاره هم میشه. من هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم. ☁️

تو هیچوقت قرار نیست بفهمی من با دیدنِ هر عکسِ جدیدی که گذاشتی پروفایلت چقدر ذوق کردم...